حدودا يك سال از ازدواج من و همسرم مي گذرد. در آغاز زندگي خيلي خوبي داشتيم. اين را هم بگويم كه شوهرم آدم شر و شور و كلا شلوغي بود. تا اينكه يك بار در يك مهماني ديدم كه شوهرم با يك از خانم ها ( دختر داييم) به حالت خنده و شوخي صحبت مي كند، اين قضيه براي من خيلي سخت بود، به دليل علاقه ي خيلي زيادي كه به شوهرم داشتم. آن شب وقتي كه به منزل آمديم و شوهرم براي خواب به تختخواب رفته بود به صورت ناگهاني به سوي او رفتم و با او يك دعواي حسابي راه انداختم. در طول تمام مدتي كه صحبت مي كردم ، چيزي نمي گفت و ساكت بود. فكر كردم حسابي ، برايش روشن كردم كه نبايد با كس ديگري جز من بگو بخند داشته باشد. تا اينكه متوجه شدم براي او مشكل بزرگي پيش آمده ( شب ادراري). از آن موقع تا به حال كه چند ماه مي گذرد او همچنان اين مشكل را دارد و من بابت اين قضيه خيلي عذاب وجدان دارم. همه اش خودم را در اين قضيه مقصر مي دانم. راستش رويم هم نمي شود اين مسئله را به كسي از فاميل هم بگويم تا چاره اي بينديشيم. شوهرم هم از به دكتر رفتن سر باز مي زند.
خواهشن كمكم كنيد