به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: متاهلین هدف شما قبل از ازدواج چه بود؟ آیا الان به اهدافتون رسیدی

    بفرمایند که قبل از ازدواج چه تصویری از ازدواج داشتند ؟ و پیش خودشون چی فکر میکردند؟
    و چه اهدافی داشتند برای خودشون
    من همیشه فکر می کردم که ازدواج یعنی عشق و محبت و دوست داشتن و احترام و علاقه؛ و فکر می کردم که من و همسرم زندگی مون میشه عین فیلم هندیها؛ خوب؛ اون موقع (چون ما خونمون پسر نداریم و هممون دختریم؛ فقط هم فیلم هندی نگاه می کردیم) به همین دلیل ذهنیتم شده بود عین فیلم هندیها!
    تنها هدفم از ازدواج تامین نیازهای عاطفیم و البته پیشرفت های مادی و معنوی و همیشه یه جوری به کامل شدن و رشد توی زندگی فکر می کردم؛ یکی از اهدافم همین ادامه تحصیل بود؛ یکیش هم یه چارچوب آرامش بخش برای خودم و همسرم.

    و بعد از ازدواج با چه چیزی رو به رو شدند؟ آنچیزی که تصور میکردند را دیدند؟
    به اهدافشون رسیدند؟ هم اکنون راضی هستند از زندگی مشترکشون
    راستش بعد از ازدواج با یه سری از واقعیت ها روبرو شدم؛ نمونه اش همین بود که یه زن تنها احساس و عاطفه و مهربونی نیست؛ یه زن باید بتونه مدیر خوب و لایقی هم برای خودش باشه تا برنامه هاش رو بتونه مدیریت کنه هم روابط جدیدی که با اونها روبرو میشه؛ مثل خواهرشوهر و مادرشوهر و هم یه مدیریت درست و بابرنامه نسبت به آینده ی زندگیش و رابطه اش با همسرش داشته باشه؛ فهمیدم که باید آرامش درونی داشته باشم تا بتونم آرامش بدم.
    به اهدافم راستش در مورد ادامه تحصیل بله؛ دیگه چیزی نمونده که درسم تموم بشه؛ در مورد عشق و محبتی و احترامی که براتون نوشتم هم تقریبا؛ چون همسرم آدم فوق العاده با احساس و بامحبتی هست اما من و ایشون در مدیریت این احساسها یه مقدار بی تجربه ایم؛ داریم سعی می کنیم که این احساسهامون رو هم هدفمند کنیم.

    اگر امکانی وجود داشت که زمان به عقب برمیگشت چه میکردند؟ آیا باز هم ازدواج میکردند و آیا
    همین فرد را انتخاب میکردند؟
    اگه زمان به عقب برمیگشت هم حتما ازدواج می کردم منتها این بار با چشمهای بازتر و با معیارهای تنظیم شده و شناخت بیشتر نسبت به خودم؛ _ چون این مورد خیلی اذیتم کرد_ و احساس می کنم همین انتخابم باعث شده که خیلی تجربه ها و اطلاعات جدید کسب کنم و به قولی رشدیافته تر و پخته تر بشم و از این بابت خوشحالم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید del تشکرکرده است .

    del (شنبه 20 فروردین 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 12 آذر 93, 14:32
  2. هرکاری کردم..عشقمونتونستم فراموش کنم...چه کارکنم وقتی رسیدنمون محاله...
    توسط مهمان93 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: پنجشنبه 27 شهریور 93, 20:12
  3. مسیرتونو ،چطور پیدا کردین؟؟؟
    توسط اسناء در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 بهمن 92, 20:48

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:13 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.