به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 283

Threaded View

  1. #28
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1388-8-13
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    6,606
    سطح
    53
    Points: 6,606, Level: 53
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    396

    تشکرشده 407 در 170 پست

    Rep Power
    47
    Array

    RE: نامه اي به همسر(دوستان لطفا نظر بدهيد)

    دوستان سلام
    خيلي وقته مطلبي ننوشتم نه اينکه به تالار سر نميزنم نه،چيزي ننوشتم،شما هم که پاک منو فراموش کرديد،البته گله اي نيست،با اينهمه تايپيکهايي که هست،کمتر پيش مياد همه به ياد بمونن،اومدم تا بهتون خبر بدم خوبم،اوضاع کما بيش خوبه نه اينکه عالي باشه و دعوايي نکرده باشيم ولي فکر ميکنم بهتر از قبله،در مورد اون موضوع آخري که گذشت راستش فرشته جان من فکر کردم که با اس.ام.اس موضوع تموم شده ولي همسرم نگو منتظر بوده تا حضورا از خدمتشون عذر خواهي کنم و اون شد يه دعوا و بهش هم بدجورب برخورده بود که چرا به يه مرد غريبه سلام دادم ولي خوب فقط ميدونيد قبول داره که هميشه تند ميره و زود و اون هم بد جور جوش مياره،خيلي حرفها دارم براي گفتن ولي نميدونم چطور بگم و از کجا بگم؟فقط اينو بگم دارم تمام تلاشم رو ميکنم تا زندگيم بهتر بشه و البته همسرم هم سعي ميکنه به خودش مسلط تر باشه و من تا اتفاقي ميفته و ميبينم زود جوش مياره سعي ميکنم بهش يادآوري کنم که نيازي نبود اينقدر تند برخورد کنه چه در مورد خودم و البته ديگران،قبلا وقتي در اين مورد باهاش حرف ميزدم فقط دليل خودش رو براي عصبانيت قبول ميکرد ولي يکي دوباري وقتي باهاش حرف زدم به زبون که نه ولي حس کردم قبول کرده که نبايد اونجوري تند برخورد ميکرد البته اين بيشتر راجع به ديگران صدق ميکنه و در مورد خودم بيشتر کار و حرفاي خودش رو توجيه ميکنه و قبول داره که اميدوارم بهتر بشه،من انتظاري ندارم يهويي تغيير کنه چون خودم هنوز تغيير نکردم ولي خوب اعتراف ميکنم يه جاهايي کم ميارم و دلم ميخواد اين زندگي رو بذارم و برم،البته بهتون بگم چند وقت پيش وقتي به ياد گذشته افتاديم و با هم حرف ميزديم بهم گفت:چه روزاي بدي بود دائم با هم دعوا ميکرديم و بعد گفت:شرمنده که اون جوري باهات دعوا ميکردم و ميزدمت،البته تو هم مقصر بودي ولي نميدونم چرا اون کارا رو ميکردم؟و بعد بهم گفت:الان بهتر شدم نه؟گفتم:آره خيلي بهتر شدي اونهم بخاطر اينکه تونستي بيشتر به خودت مسلط بشي.

  2. 6 کاربر از پست مفید مي مي تشکرکرده اند .

    مي مي (پنجشنبه 11 شهریور 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 07 بهمن 96, 00:37
  2. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 04 فروردین 94, 19:00
  3. چرا همه دوستام باهام قهر میکنند؟
    توسط کیت کت در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 16
    آخرين نوشته: شنبه 16 اسفند 93, 19:33
  4. دوستان کمک یه مشاور میخوام برا دوستام معتاد به استمناء (جلق) شدن
    توسط infodltube در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: سه شنبه 10 اردیبهشت 92, 00:07
  5. من و دوستام
    توسط بالهای صداقت در انجمن داستان و حکایت آموزنده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 آبان 89, 12:39

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 16:50 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.