دختری 25ساله هستم 2 ساله عقدیم مشکله من اینه که همسرم فوق العاده حساس و شاید بشه گفت منظمه از لحاظ خونوادگی در مورد نظم خیلی با هم متفاوتیم اونا به طور خارق العاده ای مرتبند با برنامه هستن و ما درست نقطه عکس اونقدر برامون مهم نیست که همه چیز رو عالی برگزار کنیم همه چی سر جای خودش باشه.
همسرم با این تربیت خانوادگی خیلی براش مشکله کنار اومدن با من و همیشه نگرانه زندگی آیندمونه وقتی که بریم زیر یه سقف مشترک.
از طرفی من بچه ته تقاری ام که حتی میان وعده برای سر کارم رو بابام ساعت 6 صبح آماده می کنه خیلی تو کارهای منزل تنبلم هیچ تجربه ای ندارم این در حالیه که خواهر هم سن و سال همسرم که مجرده میشه گفت یه کدبانوی تمام عیاره واسه خودش اونم ته تغاریه ولی بین من و اون بخاطر خانواده های متفاوت فرق زیادیه.
حتی همسرم از من بهتر می دونه آشپزی چیه دسر چیه اتو کشیدن چیه اصلا اون یه شخصیتی داره که تو همه کارها دستی می بره و بیخیال هیچی نمیشه
و حالا نگرانی من و اون همینه اون نمیتونه تحمل کنه بی نظمی و نابلدی رو و من بی نظم و نابلدم
خاستیم تا قبل از مستقل شدن مشکلمونو حل کنیم یعنی من تمرین کنم مهارت های خونه و زندگی رو ولی از طرفی غرورم از طرفی تنبلیم از طرفی کمبود وقت مانع می شن
چی کار کنم از کجا شروع کنم چرا نمی خام شروع کنم چرا انقد تفاوت
ممنون میشم راهنماییم کنین.