به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 29 مرداد 87 [ 16:48]
    تاریخ عضویت
    1387-1-14
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    3,845
    سطح
    39
    Points: 3,845, Level: 39
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 105
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    4

    تشکرشده 4 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Arrow ازدواج فاميلي

    با سلام اول از تهيه كنندگان تالار همدردي خيلي تشكر ميكنم
    خلاصه بگم من از كوچيكيام كه به ياد ميارم اسم يكي رو هرجا كه آورده ميشد و شبيه به اسم دختر عمم بود منو ياد اون ميانداخت ولي اصلا هيچ احساس عشقي نسبت به اون بهم دست نميداد الان حدود 24 سالمه و اون 18 .... حالا كه خودمو ميبينم ... ميبينم كه بهش علاقه دارم و فكر ميكنم اون ميتونه همسر خوبي براي من باشه به اين دليل كه بيشتر مسائل مربوط به ازدواج طرفين مانند سطح تحصيلات نوع رشته.. مذهب و اخلاق و سطح طبقاتي و كلا 90 درصد اينگونه موارد رو همونجوري ميبينم كه ميپسندم كه اون هم داره
    ولي مشكل من اينه كه از وقتي در مورد مسائل ازدواج فاميلي تحقيق كردم مسئله ي ژنتيك خيلي تو چش ميزنه و همين ترس منو زياد كرده و الان سر دوراهي هستم
    از يه طرف فكر ميكنم چون هنوز زياد بهش دلبستگي ندارم فكرشو نكنم و برم دنبال يكي ديگه ولي از طرف ديگه هر دختري رو كه مادرم پيشنهاد ميكنه به دلم نميشينه و تنها كسي رو كه از هر لحاظي مناسب خودم ميبينم دختر عمم هست .
    از طرف ديگه مي ترستم اگه باهاش ازدواج كنم و خداي نكرده فرزندمون يه مشكلي براش پيدا بشه كه اونوقت خوانوادهامون ما رو سرزنش كنن
    از جهتي ديگه هم ميبينم بعضي از ازدواج هاي فاميلي موفق بوده و حتي فرزندان خوبي نيز دارند خانواده من كمي مخالفند نه از لحاظ فاميلي و ژنتيك اونا مسائل ديگه اي رو ميگن كه من قبول ندارم
    نميدونم استخاره بكنم و دل رو بسپارم به خدا ويا اينكه بيخيال بشم از طرف ديگه هم ميترسم با يكي ديگه ازدواج كنم ولي اون رو نتونم فراموش كنم چون ميبينم اون هم به من علاقه داره ولي از افكار من در مورد ازدواج خبري نداره يا اينكه فكر ميكنم ميگم اگه واقعا بهش علاقه دارم چرا نميزارم يك زندگي بي خطر با كسي ديگه رو داشته باشه
    ولي دلم رضا نميده
    خلاصه نمي دونم قاطي پاطي كردم كه چيكار كنم

    ممنون ميشم دوستان و مشاوران كمكم كنند

  2. 2 کاربر از پست مفید omid17 تشکرکرده اند .

    omid17 (شنبه 22 خرداد 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.