سلام صبای عزیز. امیدوارم که حالت خوب باشه. من دو تا تایپیکت رو خوندم و برای شوهرتون بسیار متأسفم که زندگی و زن و بچه رو به بازی گرفته. شما نهایت تلاشتون رو برای این زندگی کرده اید. اگر من جای شما بودم شاید تا الان صبر نمی کردم. بهتره یه کم به خودت بیای. تا کی می خوای این وضع رو ادامه بدی و تحمل کنی. آیا می خواهی تا آخر عمرت عذاب بکشی. یه تصمیم درست و حسابی بگیر. چرا دو سال پیش که پدر شوهرت گفت محکم وایسا من پشتت هستم واینسادی. آخه این مرد اینقدر ارزش رو دارد که زندگیت و بچه ات رو تباه کنی. آیا این پدر الگوی بچه اش نیست؟ دو روز دیگه این بچه هم از رفتار پدرش الگو برداری خواهد کرد؟ اعتماد به نفست رو بالا ببر. شما لایق بهترین زندگی هستی. پس درست و حسابی جلویش وایسا و تهدیدش کن. بذار بفهمه زندگی یعنی چی؟ اشتباه یکبار ... دو بار..... سه بار ..... آخه چند بار ایشون باید متحمل اشتباه اون هم چه اشتباهاتی که کمر آدم رو می شکونه بشوند.... یه کم به خودتون بیایید. به قول پدرشوهرتان مگه شما رو از سر راه آورده اند که اینقدر باید تحمل کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)