يعني ميگد عادي برخورد کنم رسيدم خونه سلام بدم ولو بدون جواب باشه،بگم بياد ناهر بخوره اگه نيومد خودم بخورم،بعد بگم منو ميبره کلاسم يا نه،اگه نبرد و نذاشت برم کل کل نکنم و امروز رو نرم،برم تو يه اتق ديگه و خودم رو مشغول کنم و بعد بلند شم شام درست کنم و بازم صداش کنم بياد شام و اگه نيومد تنها بخورم،تا کي ادامه پيدا کنه مطمئنا يه جا براي اينکه دق دليش رو خالي کنه شروع ميکنه به بد وبيره گفتن و دست روم بلند کردن حتي بهم بگه ديگه نرو سر کار يا يجوري اعصابم رو به هم بريزه خوب اون موقع تعادلم رو چه جوري حفظ کنم؟چه جوري برخورد کنم تا در امان باشم؟بشينم پيشش فيلم ببينم و بدون حرفي؟اون مطمئنا طاقت نمياره و اتاق ديگه هم من تا کي بتونم دوام بيارم و چه پيشش باشم و خودم رو خونسرد نشون بدم چه يه اتاق ديگه اون از اينکه من اينجور عاديم و هيچي نميکنم آتيشي ميشه،اميدوارم موقعيت منو درک کنيد.








علاقه مندی ها (Bookmarks)