چطوری اعتماد از دست رفتش را برگردونم؟؟
به نظر شما من با این آقا آینده ای میتوانیم داشته باشیم با یک زندگی به دور از دغدغه؟؟میشه فکر مسموم این آقا را از بین برد یا نه؟
یا اینکه تلاش برای ادامه دادن فایده ای نداره؟
جدی میخوام بدونم...
یا اینکه به نظر شما یه مدت از این آقا کاملا جدا شم...نه نامه ای نه تلفنی نه حتی هیچ...بگذارم یک مدت تنها باشه_البته الان خیلی وقت که حضوری با هم نیستیم _یک بار برای همیشه همه چی را برای خودش حلاجی کنه و همه چیز خوبی و بدی من را هم بسنجده..و آن وقت وقتی به نتیجه رسید و نتیجش این بود که من باشم باز وارد زندگیششم...به نظر شما راه درستیه؟
یه چیزی ته دلم میگه که از زندگی باهاش پشیمان نخواهم شد و اینکه تلاشم را برای ماندن انجام بدم...
به نظر شما مهلت زمانی براش تعیین کنم؟ مثلا بگم که عزیزم بیا مدت 3 ماه کاملا از هم بی خبر باشیم...تو بشین هه جوانب بسنج..آینده را هم بسنج..احتمالات را بسنج...اگه دیدی من می تونم باشم بعد از 3 ماه خودت برگرد و اگه واقعا تصمیم به ازدواج با من داری و خودت میتوانی قبولم کنی خانوادت را راضی کن...
اما اگه بعد از 3 ماه به نتیجه نرسیدی .دیگه سراغی از من نگیر و من خودم می فهمم و اینجوری برای هر دومان بهتره.....
به نظرتان این خوب؟؟بد نیست مهلت زمانی تعیین کنم؟؟و اگه خوب چه مدت زمانی ررا در نظر بگیریم؟؟؟









علاقه مندی ها (Bookmarks)