سلام دوستان همدرد
به یه مشکل کاملا جدید برخوردم که خیلی بنظرم خطرناکه و آزارم میده
اخیرا هیچ تمایلی به حرف زدن با همسرم در راستای حل کردن مشکلمون ندارم
هرچی اصرار میکنه باهم در مورد مشکلمون حرف بزنیم دوست ندارم اینکارو بکنم
چون فکر میکنم وقت تلف کردنه
و مشکل ما باهم حل نمیشه
اشتیاقی بیان درد دلهام با همسرم ندارم
واقعیتش خیلی نقاط ضعفم رو تو سرم زده.بجای اینکه کمکم کنه
قبلا خیلی دوست داشتم باهاش در مورد مشکلاتمون حرف بزنم اما الان بدم میاد.
محبتاش اصلا بهم نمیچسبه اصلا.بدتر حرصم میگیره و عصبی میشم و فکر میکنم همش تظاهره و از ترس اینه که من ناراحت نشم
و اینم بگم فکرم درسته.حالا از کجا مطمئنم بماند
بازم کمکم میکنید؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)