به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 11

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اردیبهشت 91 [ 16:21]
    تاریخ عضویت
    1389-3-22
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    2,735
    سطح
    31
    Points: 2,735, Level: 31
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    219

    تشکرشده 216 در 77 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Question همه اطرافیانم به من ناامیدی تزریق میکنن

    سلام
    خوشالم که جایی هست که بشه ادم دردهاش رو بنویسه .میدونم که احتمالا کسی نمیتونه کمکم کنه اصلا شاید راه حلی نباشه اما من مینویسم شاید اندکی از دردم کم شد...


    من دختری 26 ساله هستم که دو خواهر بزرگتر از خودم هم دارم که با وجودی که سنشون از من خیلی بیشتر هست اما ازدواج نکرده اند و خواهر بزرکترم که اصلا هیچوقت نمیخواست که ازدواج کنه و الان مستقل زندگی میکنه وکسی هم از کاراش سر در نمیاره .خواهر بعدی با ما هست اما خوب اون خواستگارای زیادی رو رد کرده(که ملاکای خواهرم رو نداشتن) و الان نزدیک 34 سالش هست و تنهاست خیلی افسرده شده و خوب الان هم نتونسته کسی که میخواد رو کنارش داشته باشه.به خاطر این مشکلات الان من هم به اون صورت خواستگاری ندارم چون کسی اصلا جرات نداره پاش رو تو خونه ما بذاره (به خاطر سابقه خواهرام و ایراداشون)
    میدونین من کلا با خواهرام خیلی فرق دارم اما خوب همه فکر میکنن که خواهر ها همه مثه هم هستن .


    میدونین الان جو خانه ما افتضاح هست .مامانم افسرده شده و میگه من میمیرم و عروسی بچه هام رو نمیبینم همش موج منفی میده.میترسم دق کنه.خیلی شکسته شده .گاهی میبینم که داره گریه میکنه تو اتاق.دلم براش میسوزه و از طرفی خودم هم ناراحتم وکاری هم نمیتونم بکنم فقط حس میکنم تنهای تنهام ...


    من همیشه دلم میخواسته که یه زندگی خوب داشته باشم و بتونم به طرفم عشق هدیه کنم.میدونم ظرفیتش رو دارم اما شرایطش رو ندارم.حدود 2/5 سال قبل با یه اقایی بودم که خیلی به هم علاقه داشتیم و عشق زیادی رو تجربه کردم اما اون اقا نزدیک اینکه مراسم نامزدی خواستم بگیریم پدر و مادرش در یه تصادف کشته شدن و بهش ارث زیادی رسید که تصمیم گرفت به خارج بره و بعد از اون کلا وارد فاز دیگه ای شد بعدش ماجراهای زیادی پیش اومد که با توافق همیدگه از هم جدا شدیم و دیگه هیچ رابطه ای با هم نداشتیم .میدونین بعد از تجربه کردن یه عشق اینگه ادم نزدیگ 3 سال تنها بمونه خیلی سخته .اگه کسی عشق رو تجربه نکرده باشه شاید بتونه اما منی که اینهمه عاشق بودم حالا 3 سال تنهایی .خسته شدم....از طرفی نمیخوام هم که پارتنری زندگی کنم.دیگه چقدر صبوری کنم...چقدرتحمل کنم و پیش خدا دعا کنم...


    الان نزدیک 1 سال هست که از کاری که بهش علاقه داشتم هم بیکار شدم و بعد از اون کار هم گیرم دیگه نیومد با اینکه خیلی دنبالش بودم..


    خدایا مگه صبر هم حدی نداره من دیدم عده ای چند ماه صبر میکنن و بعد که به مرادشون میرسن همش از صبرشون میگن اما من الان چندین ساله دارم زجر میکشم و صبوری کردم...خسته شدم


    الان یه دووستی هم دارم که تازگی ها عقد کرده و مدام داره از نامزدش تعریف میکنه .هر وقت پیش هم هستیم همش از خوبی هاش میگه یا گهگاهی که تنها میشه زنگ میزنه به من و میگه الان دلش میخواسته که اون کنارش باشه واحساس تنهایی میکنه نمیدوننه که منی که همیشه تنهام پس چی باید بگم همیشه بعد از حرف زدن باهاش احساس ناامیدی زیادی بهم دست میده احساس میکنم که من خیلی تنهام و نمیتونم من هم یه عشق داشته باشم یه احساس افسردگی که بعدش گریم میگیره و بغض میکنم.منی که همیشه از خوشالی دیگران خوشحال میشدم حالا در این زمینه دیگه غمم میگیره و بدتر احساس تنهایی و ناامیدی تو وجودم میاد قبلا اینطوری نبودم ..


    خلاصه انگار همه چی دست به دست هم داده که من غمگین باشم .از فضای خونه خیلی بدم میاد و ناراحتم میگنه چند وقت قبل رفتم پیش یه مشاور بعد از کلی پول گرفتن بهم گفت بهتره از خانوادت جدا بشی اخه من چه جوری باید از اونها جدا بشم....
    خسته ام و دلتنگ...

  2. 2 کاربر از پست مفید گل بیرنگ تشکرکرده اند .

    گل بیرنگ (یکشنبه 23 خرداد 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 25 دی 90, 01:01

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.