به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 41

Threaded View

  1. #20
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: مرز بین منطق و احساس

    ممنون از آنی ، بی دل ، بی بی ، محمد ، سارای عزیز
    رها کن
    این جمله رو دکترم بهم گفت
    من حضوری این کارو کردم و رهاش کردم ولی فکری و ذهنی نه
    سعی می کنم خودمو آروم کنم و ذهنمو ببرم روی مسائل دیگه و فکرمو آزاد کنم سعی می کنم تو جمع باشم ویکم از فکرهای دیگه بیام بیرون
    مثلا قرار میزاریم با دوستان میریم استخر
    یهو وسط همه ی اون خنده ها یه حرفی یه چیزی یه کلمه منو یاده اون میندازه و من غرق میشم تو افکارم که الان اون داره چیکار میکنه ؟؟
    یادم میافته که چقدر دلم براش تنگ شده ؟؟ یادم می افته که امروز مثلا n امین روزیه که ازش خبر ندارم
    به خودم میگم یعنی اون اصلا یادی از من میکنه ؟؟؟ چطوری میتونه بدونه من ادامه بده ؟؟؟ چطوری داره این دوری رو تحمل میکنه؟؟
    بعدش نوبت محکوم کردن خودم میشه
    تو این مشکل داشتی اون مشکل داشتی اگه فلان کارو نمی کردی الان اینطوری نبود؟؟ اگه فلان حرف و نمی زدی الان اینطوری نبود ؟؟
    کاش اینکارو میکردم کاش اینجوری میگفت کاش فلان بود کاش بهمان بود
    بعدش باورتون میشه احساس بدی نسبت به خودم پیدا میکنم و میگم شاید من واقعا مشکل دارم
    بعد دوباره میگم خوب من که همشه سعی میکردم درکش کنم چرا درست برداشت نشد
    من که جز آرامش اون چیز دیگه نمی خواستم چرا ؟؟؟
    واااااااااااااااااااااااا اااای
    دوباره شروع شد که 4 ساعت بشینم فکر کنم و هی بگم تا اعتماد به نفسمو کامل بکشم
    ااحساس میکنم دارم خود ازاری میکنم
    سارا جان حرفات و قبول دارم و دوست دارم بازم ازت بشنوم
    آنی عزیزم باورت میشه دیگه حالم داره از خودم بهم میخوره از بس گفتم نمی تونم نمی شه چیکار کنم نمی دونم
    این کلمه واقعا داره خودمم آزار میده دلم می خواد یکی مغزمو فرمت کنه
    از همگی ممنونم و منتظر شنیدن حرفاتون هستم
    خوندنشون خیلی آرومم میکنه

  2. 4 کاربر از پست مفید bloom تشکرکرده اند .

    bloom (پنجشنبه 30 اردیبهشت 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.