سلام 50%mahdi
يادداشت قشنگي هست، اما از زواياي ديگر هم مي تواند اين مفاهيم را بسط داد.
مثلا تفكيك عاقلانه عاشقانه را مي توانيم تبديل كنيم به طيفي از تصميم عاقلانه و عاشقانه به اين ترتيب كه چه اشكالي داره ما با كسي ازدواج كنيم كه عاشقش هستيم، اشكال آنجاست كه ما فرد را دوست داشتيم باشيم اما ازنظر عقلي شرايط و معيارها مطابقت نداشته باشد.
در واقع عشق و محبت شرط لازمي جهت ازدواج است و نبايد اين مهم را به عقب برانيم. اما بايد تاكيد هم كنيم كه عشق هرگز كافي نيست و در كنارش بايد مهارتهاي حفظ عشق را بشناسيم ،‌مهارتهاي رشد عشق را بشناسيم،‌آفتهاي عشق را بشناسيم و ....
پس از زندگي هم فقط عشق كافي نيست بايد عاقلانه هم باشد. پس اگر ما به اين تركيب قائل هستيم بايد بدانيم كه جدايي ناپذيرند. مهم اينست كه احساس ما توسط منطق ما كنترل شود.
اما در مورد تفاوت سني ؛ ما نمي توانيم در مورد انسانها كلي نظر دهيم. و هميشه موارد دگرگونه هم وجود دارند. من خودم زوجهايي را مي شناسم كه چنين اختلاف سني بالايي را داشته اند ولي چون ساير شرايطشان با هم منطبق بوده است خوشبخت بوده اند و اصلا چنين حكمي هايي در موردشون صادق نبوده است، البته اذعان دارم كه اينگونه موردها حداقلي هستند. يعني غالبا چنين ازدواجهايي به خاطر اينكه ساير شرايط هم مناسب نبوده است به مشكلاتي برخورد كرده اند.