نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب
سلام amir_bahal عزیز..

با تشکر از توضیحات خوبت...

مسائل خانواده.....عشق......داشتن دوست...رفتن به خارج.... مسئله ی اصلی شما نیست و ما را از صورت مسئله که همانا ""شخصیت"" است بدور می سازد.

از توضیحاتی که دادی مشخص است.......... در بسیاری از موارد "بی ثبات" عمل می کنی و همین بی ثباتی در شخصیت است که تو را آزار داده و مجبور می سازد برای جبران به عوامل خارجی نظیر " همدل یافتن(زن یا دختر) و غیره روی آوری.

سوالات دیگری دارم:

1.آیا در برخی روزها در اوج هیجان و انگیزه قرار داری و در روزهای دیگر برعکس غمگین و بی انگیزه ای؟

2. آیا نسبت به خانواده خود بدبین هستی و می پنداری خانوادت مانع پیشرفت توست؟

3.آیا تا بحال به فکر کارهای خطرناکی مانند خودکشی و یا مصرف مواد افتاده ای؟
خیلی ممنون که برام وقت گذاشتی
1-اینبرام خیلی پیش امده ولی حدود 3 -4 ماهه در جهت منفی پیش میره
2-نه اتفاقا خانواده من اگه نصیب یه ادم با عرضه تر میشد شاید یه دکتر مهندسی دانشمندی بیرون میداد هرچی خاستم دادن
3-انصافا بگم فکر کردم ولی میدونم اهلش نیستم و نه به خاطر گناهش نیست
مصرف مواد هم همین طور ولی گفتم ادمش نیستم

اخه من سوال هم دارم اینقدر پول گزاف بدم به این روانشناس ها که اخرش بگن بالخره جور میشه قصه نخور
مثبت فکر کن
اخه درد من یه نفره که منو رها کنه انصافا زندگی برام این روز ها خیلی سخت شده
اصلا بی حس میشم بعضی اوقات برام مهم نیست همه بمیرن ولی یه مدت دیگه با گوش کردن یه یه موضوع عاطفی گریم میاد دوست دارم تا ابد به مردم کمک کنم

شما دعا کنید این یه نفر پیدا بشه من شما را دعا میکنم شاید خدا دعای افراد مومن را مستجاب کنه
اخه ما کافر شدیم رفت