به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 13

موضوع: جدایی

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 22 فروردین 89 [ 19:28]
    تاریخ عضویت
    1388-2-04
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    3,415
    سطح
    36
    Points: 3,415, Level: 36
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 85
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 18 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    جدایی

    با سلام و خسته نباشید به همه ی دوستان خوب تالار...............سال نو رو به همه تبریک میگم............
    نمیدونم از کجا شروع کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/خیلی دلم گرفته........
    اگه یادتون باشه بعد از مشکلاتی که توی poste قبلیم گفتم شوهرم بیکار شد.وحالا اصرار داره که دیگه توی ایران نمیتونه زندگی کنه و باید بریم خارج از کشور.......من همیشه با زندگی در خارج مخالف بودم.و وقتی به شوهرم گفتم نمیام خیلی ناراحت شدو گفت من برای کار نمیخوام بریم که میخوام اونجا ادامه تحصیل بدیم دو تایی.....اونجا فقط آدم میتونه ترقی کنه و .......................دلایل مخالفت من هم زیاد بودن که البته به شوهرم نگفتم همشو .فقط بهش گفتم من دلم برای خانوادم تنگ میشه و طاقت دوریشونو ندارم............
    یکی از اون دلایلی که گفتم اینه که چون سن من و همسرم کم بود موقع ازدواج(من19 ساله و همسرم 21و الان هم 3 سال از ازدواجمون میگذره)هنوز درست از هم شناخت ÷یدا نکردیم و نمیتونم بهش اعتماد کنم که در خارج از کشور با مسایلی که اونجا هست زندگی کنیم دلیل دیگه ام هم اینه که همسرم هنوز از لحاظ مالی خودشو اثبات نکرده و به استقلال کامل نرسیده و دلایل دیگه....................2 روز قبل همسرم با عموش که خارج هست تماس گرفت و مثلا میخواست باهاش مشورت کنه......عموش مخالف رفتنمون بود ولی شوهرم میگفت :عمو ما حتما میخوایم بیایم زنم راضی نیست بیاد نهایتش هم اگه نیومد جاش خونه ی باباشه خودم میام.........(یادم رفت بگم که شوهرم عشق خارجه و همیشه میگفت بیا بریم ولی تا جواب منو میشنید دیگه هیچی نمیگفت ولی اینبار خیلی جدیه.................)
    اگه بدونید وقتی اینا رو شنیدم چقدر ناراحت شدم .اول میخواستم برم خونه ی بابام ولی برای حفظ زندگیم خودمو کنترل کردم و نرفتم......موندم ولی تا الان با هم قهریم تا حالا قهرمون اینقدر طولانی نشده بود..........نمیدونم چیکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟خیلی خیلی ناراحتم.توی این 2 روز شوهرم همش با ذوستاش میره بیرون و من تنها توی خونه اشک میریزم...........همش به من میگه تو منو درک نمیکنی....آخه اگه درکش نمیکرم که توی این همه سختی که توی زندگی داشتیم باهاش نمیموندم.......دوستش دارم و میدونم مردی مثل اون وقتی بیکاره چقدر داره زجر میکشه .......میترسم واقعا خارج رو به من ترجیح بده و منو ترک کنه و بره......................کمکم کنید...........مثل همیشه........

  2. 2 کاربر از پست مفید niloofare abi تشکرکرده اند .

    niloofare abi (سه شنبه 17 فروردین 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 04 مهر 93, 23:28
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:27 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.