نه عزیزم . ناراحت نشدم
فقط میدونی چیه من روحیه ام به شدت تضعیف شده بعد از اونهمه بد و بیراههایی که شنیدم و بدیهایی که در حقم کردن ، شبها همش کابوس می بینم و حتی بی خواب شدم
یهو جیغ میزنم و از تو خواب می پرم ... من فوق العاده ادم حساسی ام !!!!!! و میدونم ک چیز زیاد خوبی نیس وو همسرم زیاد باهام حرف میزنه و میگه من تا اخرش باهاتم و مطمئن باش تحت هیچ شرایطی تنهات نمیذارم ... هر کی هم هر چی گفته واسه خودش گفته !!!!! میگه من دیگه کاری به کارشون ندارم
دخترم هم خیلی عصبی شده .... مرتب داد و فریاد میکنه
خلاصه که جو خونه به شدت متشنج شده ... من دیگه هیچ امیدی به اینده ندارم ... اوضاع مالی بسیار ناراحت کننده ای داریم
الان چند ماهه قرص اعصاب میخورم دیگه اثر ندارن !!!
از همه جا و همه چیز ناامیدم
تنها و تنها بدنبال یک معجزه شیرین که همه چیزمو تغییر بده .... دیگه نای کارکردن و فکر کردن و هم ندارم
ای خدااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااا
بدتر از همه دلم برای شوهرم میسوزه که باید هم شرایط بحرانی من و بچه رو تو خونه تحمل کنه و هم شاید دوری از خونوادشو
خیلی براش ناراحتم خیلی









علاقه مندی ها (Bookmarks)