به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 1151

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: حال و احوال دل شما همدردای مهربون تالار چطوره؟

    سلام به همگی
    امروز بعد از چند ماه دوباره برگشتم پیش شما دوستای خوبم نمی دونم باید بگم پیروز شدم یا نشدم فقط اینو میدونم که دیگه از فرار کردن خسته شدم می خوام از لاک خودم بیام بیروم خیلی وقته که سعی میکنم از مکان های عمومی و کلا همصحبت شدن با کسی دوری کنم ولی به اصرار مامفرد عزیز اومدم تالار البته خیلی وقت بود که بهم میگفت بیا حال و هوات عوض میشه ولی من حتی زمانی که میدیدم داره تو تالار می چرخه از کنار سیستمش دور می شدم تا چیزی نخونم
    دلم برای همتون تنگ شده بود ولی احساس میکردم باید با دست پر برگردم و حالا تهی شدم و به نتیجه ای نرسیدم و خبر خوشی ندارم که بخاوم بهتون بدم تا خوشحالتون کنم
    خاطرات زیادی از تکتکتون داشتم از شاد و روزن و الینا و طراوت و ماندگارو قلب سفیدو مردمک و گلپر و دانه و برادر خوبم سورنا که خیلی بهم کمک کرد و چکامه و نازنین و گرد آفرید و نقاب و گل مریم و دانه عزیزم و دیجیتال من و مهات و... همه ی کسانی که ذهنم یاری نمی کنه
    یه تشکر ویژه دارم از مدیر همدری عزیز که به من لطف کردن و عضویت منو فعال کردن تا بتونم باهاتون حرف بزنم گویا پرداخت مشکلی داشت وایشون به من لطف کردن و موقتا منو فعال کردند.
    و اما برادر خوبم بیبی عزیز
    از اینکه این مدت جویای حالم بودین سپاسگزارم این پست که در زیر از خودتون نوشتم فکر میکنم گویای همه چیز باشه این داستان خیلی رو من تاثیر داشت
    بیبی عزیز من طناب رو بریدم و منتظر کمک خدا هستم

    نقل قول نوشته اصلی توسط BABY

    شکوفه عزيز
    كوهنوردي مي خواست بلندترين قله را فتح كند .بالاخره بعد از سالها آماده سازي خود،ماجراجو يي اش را آغاز كرد.اما از آنجايي كه آوازه ي فتح قله را فقط براي خود مي خواست تصميم گرفت به تنهايي از قله بالا برود.
    او شروع به بالا رفتن از قله كرد ،اما دير وقت بود و به جاي چادر زدن همچنان به بالا رفتن ادامه داد، تا اينكه هوا تاريك تاريك شد.
    سياهي شب بر كوهها سايه افكنده بود وكوهنورد قادر به ديدن چيزي نبود . همه جا تاريك بود .ماه و ستاره ها پشت ابر گم شده بودند و او هيچ چيز نمي ديد .
    در حال بالا رفتن بود ،فقط چند قدمي با قله فاصله داشت كه پايش لغزيد و با شتاب تندي به پايين پرتاب شد .در حال سقوط فقط نقطه هاي سياهي مي ديد و به طرز وحشتناكي حس مي كرد جاذبه ي زمين او را در خود فرو مي برد . همچنان در حال سقوط بود ... و در آن لحظات پر از وحشت تمامي وقايع خوب وبد زندگي به ذهن او هجوم مي آورند.
    ناگهان درست در لحظه اي كه مرگ خود را نزديك مي ديد حس كرد طنابي كه به دور كمرش بسته شده ، او را به شدت مي كشد
    ميان آسمان و زمين معلق بود ... فقط طناب بود كه او را نگه داشته بود و در آن سكوت هيچ راه ديگري نداشت جز اينكه فرياد بزند : خدايا كمكم كن ...

    ناگهان صدايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي خواهي ؟
    - خدايا نجاتم بده
    - آيا يقين داري كه مي توانم تو را نجات دهم ؟
    - بله باور دارم كه مي تواني
    - پس طنابي را به كمرت بسته شده قطع كن ...
    - لحظه اي در سكوت سپري شد و كوهنورد تصميم گرفت با تمام توان اش طناب را بچسبد .

    فرداي آن روز گروه نجات گزارش دادند كه جسد يخ زده كوهنوردي پيدا شده ... در حالي كه از طنابي آويزان بوده و دستهايش طناب را محكم چسبيده بودند ، فقط چند قدم بالاتر از سطح زمين ...

    .................................................. ..................................................

    ما بارها در شرایطی قرار می گیریم که باید رها کنیم تا خدا ما را نجات دهد . شاید رها کردن یکی از سخت ترین آزمونهای زندگی باشد ... ایمان به اینکه زندگی هرگز به ما اجازه ی سقوط و پسرفت نمی دهد اگر به آن اعتماد کنیم .........گاهی به نظر می رسد در حال از دست دادن چیزی با ارزش هستیم و محکم به آن می چسبیم و میارزه می کنیم در حالی که همه ی نشانه ها حاکی از آن است که باید رها کنیم ......با رها کردن و بریدن طناب به نیرویی برتر فرصت می دهیم تا به ما کمک کند و یا چیزی بهتر به ما بدهد ....زندگی همواره ما را رو به جلو و بهتر شدن و رشد کردن میراند و هرگز فرزندانش را نا امید و درمانده نخواهد کرد رنجی که ما می کشیم نتیجه ی رها نکردن و عدم اعتماد و ایمان ما به زندگی و خداست ......اگر هدایای زندگی را نپذیریم رنج خواهیم کشید ...[b]

  2. 13 کاربر از پست مفید bloom تشکرکرده اند .

    bloom (یکشنبه 20 تیر 89)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:44 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.