اما اجازه آقا معلم ( آرمان عزيزم )
سلام
خانم آني بنده همينكه افتخار شاگردي همه اساتيد و سروران تالار همدردي را دارم برايم كافي و بسي مسرت بخش است
چرا آدم پر از حرف مي شود ولي وقتي مي خواهد چيزي بگويد ، مي بيند خيلي هم انگار حرفهايش مهم نيست كه بخواهد وقت خود و ديگران را بگيرد؟!
در پاسخ به اين سوال خوب بايد بگويم كه بستگي به طرز تفكر شخص دارد ؛ ببنيد شايد از نظر شما غير قابل پذيرش باشد ولي خود بنده زماني كه مي خواهم دردل كنم يا حرف دلي بنويسم ؛ اصلا به اين توجه نمي كنم كه دارم اين مطلب را براي شخص يا اشخاص خاصي مي نويسم !!! در واقع من احساس مي كنم كه دارم با خودم درددل مي كنم ، البته اين بدين معنا نيست كه شنوندگان و مخاطبين براي بنده مهم نيستند بلكه به نوعي مخاطبين را جزيي از وجود خودم مي دانم و چيزي جداي از خود نمي پندارم به همين خاطر است كه اين حسي كه شما گفتيد به بنده دست نمي دهد ، و آن هم به دليل اينكه هر انساني براي خود ارزش قائل است و حس مي كند حرفها و دردلهايش لااقل براي خودش ارزشمند است و زماني كه مخاطبش را جزوي از وجود خودش مي داند اين دردلها از اهميت خاصي برخوردار مي شود و به نوعي شوق انسان براي بيان حرفايش بيشتر ميشود نمي دانم توانسته ام منظورم را خوب بيان كنم يا خير؟!!چرا
گاهي به وقت گفتن مشگلات و يا دغدغه ها خار و كوچك مي شوند ؟!
خب اين همان موضوعي است كه بنده عرض كردم يعني توجه به اينكه آيا كساني كه شنونده اين صحبتها و دغدغه ها هستند ظرفيت پذيريش دارند يا خير؟! ليكن اگر ما به اين توجه كنيم كه صرفا سخنان و دغدغه هاي خودمان را بدون هيچ انتظار و چشم داشتي بيان كنيم احساس خار بودن به ما دست نخواهد داد .
آيا به واقع اين چيزها ارزش گفتن دارد ؟!
بله هر چيزي كه ما فكر مي كنيم ارزش گفتن ندارد ممكن است براي كساني راهگشا و ارزشمند و هدايت كننده باشد .
و يا در بعضي مواقع شايد دوستاني باشند كه احساس كنند آيا اين حرفها را طرف مقابل مي فهمد ؟!
باز هم به پاسخ اول بر مي گردد كه طرز تفكر شخص در مورد بيان حرفها و دردلهايش چيست؟! اگر صرفا درد دل براي شخص خاصي است خب با شناختي كه ما از طرف مقابل داريم بايد سعي كنيم جوري صحبت كنيم كه طرف مقابل متوجه بشود ! يعني با صداقت كلام و رواني و سادگي؛ از اين روست كه مي گويند هر آنچه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند.
يا حس بي حوصلگي و ...و يا گاهي دوستي تمايل به درد دل دارد ولي شنونده بايد با موچين از لاي زبانش حرف بكشد تا طرف سبك شود و ....
اين حس گاهي وقتها به خودم هم دست مي دهد بهتر است از جايي شروع كنيم ؛مطمئنا از اين حس رهايي پيدا خواهيم كرد البته گوش دادن به يك موسيقي ملايم در هنگام نوشتن حرفهاي دل مي تواند اثر بخش مفيد باشد
علاقه مندی ها (Bookmarks)