درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری
آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و می
من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری
آن ماه رو از لامکان سر درکند در روزنم
گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و می
من شاهم و شاهنشهم پرده سپاهان می زنم
تشکرشده 16,568 در 3,447 پست
مرغان پاسبان تو هيهاي مي زنند
در هاي هويشان چه معاني نهاده اي !
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
یکان یکان بنماید هر آنچ کاشت خموش
که حامله ست صدف ها ز در ربانی
تشکرشده 191 در 101 پست
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور
کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی
که آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی
چه باشد جرم و سهو ما به پیش یرلغ لطفت
کجا تردامنی ماند چو تو خورشید ما رایی
تشکرشده 8,125 در 1,482 پست
یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود
پاک چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک
بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
دهان اژدها را بردریدم
طریق عشق را آباد کردم
ز آبی من جهانی برتنیدم
پس آنگه آب را پرباد کردم
تشکرشده 191 در 101 پست
من خرابم ز غم یار خراباتی خویش
میزند غمزه ی او ناوک غم بر دل ریش
با تو پیوستم و از غیر تو دل ببریدم
آشنای تو ندارد سر بیگانه و خویش
به عنایت نظری کن که من دل شده را
نرود بی مدد لطف تو کاری از پیش
...
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
شیر خدا بند گسستن گرفت
ساقی جان شیشه شکستن گرفت
دزد دلم گشت گرفتار یار
دزد مرا دست ببستن گرفت
تشکرشده 191 در 101 پست
تا چند جفا بر من غمخوار آخر
رحمی تو بدین دیده ی خونبار آخر
صد دل بسر زلف بپا افکندی
ای جان کسی دلی بدست آر آخر
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)