به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 09:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-11
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,358
    سطح
    47
    Points: 5,358, Level: 47
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 216 در 84 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    سلام
    چرا دلتنگ و وابسته خانواده میشید؟
    وقتی دلتنگ میشید به چی تو ذهنتون میاد؟
    مثلا احساس جدایی و دوری شدید و نگرانی از ترک خانواده دارید؟
    دوست صمیمی دارید؟
    از درد سخـــن گفتــــن و از درد شنیــــدن
    با مردم بی درد ندانی که چه دردی ست!!!

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 اردیبهشت 88 [ 21:06]
    تاریخ عضویت
    1387-5-05
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    3,576
    سطح
    37
    Points: 3,576, Level: 37
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 14 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    میگن مار گزیده از ریسمان...

    فکر کنم حکایت من یه چیزی تو این مایه ها باشه!
    آخه من 2-3 سال با زجر تنهایی و وابستگی از خانوادم دور بودم ،
    اما حالا که سن و سالی از م گذشته به طور کاملا ناخودآگاه هنگام خروج از خونه (برای سفر)
    از یه شب قبل دلهره و اضطراب دارم(که فکر میکنم دلهره ی مواجه شدن با اون دلتنگیا و افسردگی ها باشه)تا لحظه ی ورود!
    اماتازه وقتی که میرسم چنان احساس دلتنگی و خفگیی بهم دست میده که آرزوی مرگ میکنم،
    باور کنید تو او لحظات هیچی،هیچی روحیه ام رو بهبود که نمی بخشه،بلکه بشدت حساس و دپرس میشم،
    و شما حساب کنید با این روحه بشینی سر کلاس و مباحث بی سرو ته فنی و محاسباتی بخوای یاد بگیری.
    بارها شده دنبال خلوتگاهی تو دانشگاه میرم که کسی از این ناتوانیه من بویی نبره!
    به محض سوار ماشین شدن و برگشتن انگار نه انگار که تا یک رب پیش حال از همه چیز حتی خودم بهم میخورد .

    واقعا خستم؛
    عرفا میگن درد و مشکل برای تعالیه روحه اما این زجر تالم روحی فقط فرسودم کرده و جلوی پیشرفتم رو گرفته و بی انگیزم کرده،
    اصلا این درد اجازه حرکت و تفکر درستمو ازم میگیره ،اونوقت این درد و رنج پست و احمقانه چطور میخواد باعث پرواز بشه؟
    خیلی خسته
    آخه مگه میشه به آنی حال و هوای آدم اینقدر تغییر بکنه؟

    من آدم لا مذهبی نیستم و نسبت به دوستان و هم سن وسالای خودم به نظر موعتقد و ...
    میام اما نمی دونم حکایت این در گل موندنم چه صیغه ای میتونه باشه!
    اصلا خود شما باورتون میشه یه جوان 26 ساله از این دست ناله ها داشته باشه،
    واقعا شرمم میشه

  3. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 28 مرداد 88 [ 09:50]
    تاریخ عضویت
    1387-7-11
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,358
    سطح
    47
    Points: 5,358, Level: 47
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 192
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    213

    تشکرشده 216 در 84 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    آدم نباید از مشکلش شرمش بشه شاید یکی از ماها مشکل بدتر شما داشته باشیم. همین که دارید دنبال راهی برای حل مشکل میگردید قابل تحسینه چون خیلی وقتها دیگران این کار رو نمیکنند. من تجربه ای ندارم اما پیشنهاد میکنم این بار با خودت قرار بزار وقتی رفتی بیرون، از بیرون موندنت لذت ببری و با دوستانت باشی مثل بقیه به کار و درست برسی تفریح کنی شیطونی کنی و هر وقت این حس رو پیدا کردی چند تا نفس عمیق بکش به خودت مسلط باش و بگو تا چند ساعت دیگه برمیگردم خونه پس نباید دلتنگ و ناراحت باشم، برای زندگی و پیشرفتم مجبورم این کار رو بکنم و می پذیرم که در طول روز باید از خونه بزنم بیرون من که برای همیشه نمیمونم کارم تموم بشه برمیگردم و . . .
    موفق باشی.
    از درد سخـــن گفتــــن و از درد شنیــــدن
    با مردم بی درد ندانی که چه دردی ست!!!

  4. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 02 اردیبهشت 91 [ 11:29]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    281
    امتیاز
    5,227
    سطح
    46
    Points: 5,227, Level: 46
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 123
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    420

    تشکرشده 402 در 153 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    آقای محترم :
    نمیدونم این راه درستی برای شما هست یا نه؟ ولی برای خیلی از دوستان من که جواب داد.
    همه این افکار از بیکاری است !تا جایئکه میشود وقتت را با کار مفید بگذران ،برنامه روزانه داشته باش مثلا"5ساعت درس و دانشگاه ،7ساعت خواب ،2ساعت تفریح ،10 ساعت کار
    حالا کار که حقوق داشته باشد یا حتی رایگان (کمک به محرومین و.و..)وقتی عملا" از علم وجوانی به نفع خودت یا مردم استفاده کردی هم دوستان خوبی پیدا میکنی و هم وابستگیت کمتر میشوداصلا" به افکار بد فرصت بروز نده اگر مذهبی هستی برو مسجد نماز جماعت جوانی برو پارک ،فرهنگسرا و...همین که در جامعه باشی و خودت را جدا نکنی (مشگلی که خیلیها در دوره دانشجویی دارن )حتما"موفق میشی یا علی ..

  5. #15
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 آذر 91 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1387-10-07
    نوشته ها
    4,075
    امتیاز
    23,640
    سطح
    94
    Points: 23,640, Level: 94
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 710
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    16,488

    تشکرشده 16,568 در 3,447 پست

    Rep Power
    428
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    سورنای نازنین

    چقدر از محبت و دقت تان سپاسگزارم .


    شما درست می گویید . من اشتباه کرده ام . و یا شاید تاکید مجدد بر مسئله ایشان غلط بود و به نوعی به رو آوردن است که بسیار کار اشتباهی است را می پذیرم . من می خواستم علت وابستگی ایشان را بدانم که در خط پایانی هم به آن اشاره کرده ام ولی متوجه هستم که مفهوم کلام را بد عنوان کرده ام که گلایه شما بسیار مفید و کلیدی بود . باز هم تشکر می کنم.
    در ادامه برای دل خودم ، به نوعی چون دلم می خواهد سر بسته می گویم ، اما معنی اش می شود درد دل و آگاه بودن بر وقوع اشتباه ، انسان موجود پیچیده قوی و بسیار تلاشگر و حتی بسیار ضعیف و اشتباه گر است . اشتباه مرا هم بزرگی کنید و ببخشید .

    و اکنون نیم خط محترم

    منظور من از سئوالی که کردم و یا مانوری که اشتباه بود و دادم ، این است که شما چه نیازی احساس می کنید که به واسطه ی تشخیص آن نیاز ، وادار به حس وابستگی می شوید .

    مثلا : وابستگی اقتصادی ، وابستگی عاطفی و وابستگی اجتماعی و .......

    ویا مثلا وابسته و نیاز به توجهی که نیازمند آن بوده و امروز هم هستید ولی هیچگاه به شما آن طور که باید و شاید توجه نشده است !

    دوست عزیز تشخیص نیمه راه درمان است و شما تا نیمه راه را آمده اید ولی یک نکته و آن چرایی وابستگی است که منظور من از نوشتار بالاست و برعکس شما فکر می کنم تا واقعا ریشه این وابستگی را ندانیم نمی توانیم در جهت رفع آن کاری کنیم .

    با توجه به نوع زندگی که تعریف کرده اید و تجربه اش را دارید شاید و تاکید می کنم شاید می خواهید که وابسته باشید . در عین حال که از همین وابستگی خود خواسته رنج هم می برید . شاید به نوعی در جدال درونی با ضمیر آگاه و ناخودآگاه خود باشید . البته به واقع این بحث خیلی علمی است و سواد بنده در این زمینه بسیار اندک است ولی مواردی را بر حسب تجربه دیده ام که اینگونه بوده اند . برای همین هم فکر می کنم نباید علل وابستگی را نادیده گرفت ، حتی کوچکترین علت را که منشا آن در کودکی شما ست و اصلا هیچ ربطی به موقعیت و شخصیت امروز شما ندارد . شما علت را تشخیص داده اید ولی باید به معلول هم فکر کنید .

  6. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    سلام NIM-KHAK عزیز ،

    همونطوری که دوستان هم اشاره کردن باید به این همه شناخت دقیقی که از خودتون دارین تبریک بگم .

    دوست خوبم ،
    به نظر من واقع بینی و در عین حال نگاه مثبت شما به زندگی شما قابل ستایش و دوست داشتنیه . شما تونستین علیرغم همه ی محدودیتهایی که از کودکی حسشون کردین پیش برین و این مهمه . خیلی مهم ... و اما حالا ... خیال می کنم احتمالا در اثر همون سختگیری که در گذشته و در خونه و مدرسه با اون مواجه بودین اعتماد به نفس شما تحت تاثیر قرار گرفته . یعنی شاید کاملا به تمام تواناییهای خودتون اطمینان ندارین .. به نظر می رسه موفقیتها و دستاوردهای مثبت زندگیتون رو بیشتر از خودتون به شرایط و عواملی بیرونی مربوط می دونین و این یه جورایی به طور توامان هم می تونه به کمال طلبی شما ربط داشته باشه و هم به کمبود اعتماد به نفس ... در واقع می شه اینطور برداشت کرد که بروز حس وابستگی و ترس و رفتارها و احساسات اضطراب آمیز در NIM-KHAK دوست داشتنی ، محصول عدم اطمینان کافی او به خود و در عین حال آرمان گرایی و کمال طلبی اوست ...

    چیزی که در حال حاضر به نظر من مهمتره اینه که شما خودتون رو باور کنید .برای خودباوری باید بتونید نگاهی که به خودتون دارید رو تغییر بدید. باید خودتون رو دوست داشته باشید و ویژگیهای مثبت و موفقیتهای خودتون رو جدی بگیرید و باید باور کنید که این شما هستید که نقش اصلی رو در زندگی بازی می کنه و نه هیچ کس دیگری ...

    توجه : باور داشتن ، یعنی دونستن و علم داشتن و فهمیدن کافی نیست باید تلاش کنید تا خودتون رو باور کنید ، بپذیرید و دوست داشته باشید همونطوری که هستید با تمام قابلیتها ، محدودیتها ، نقاط قوت و ضعفتون .


    چندتا لینک براتون می زارم که شاید بهتون کمک کنه نگاه روشن تری به موضوع پیدا کنید .امیدوارم اسم مقاله ها شما رو گمراه نکنه . اونا مطالب مفیدی هستند که می تونن برای همه ی گروههای سنی مفید باشن . و keyvan عزیز زحمت جمع آوریشون رو کشیده .

    - خودباوری، رمز موفقیت جوانان
    http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=6155
    - اعتماد به نفس یا احترام به نفس!
    http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=6536
    - سرچشمه ی اضطراب در کودکان
    http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=6311
    - تقویت «عزت نفس» و «خودباوری» در كودكان و نوجوانان
    http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=6154


    موفق باشی و سربلند .

  7. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 اردیبهشت 88 [ 21:06]
    تاریخ عضویت
    1387-5-05
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    3,576
    سطح
    37
    Points: 3,576, Level: 37
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 14 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    از توجه و نصیحت دوستان ،و صرف وقتشون به موضوع بنده کمال تشکر رو دارم؛

    خانم آنی
    من احساس میکنم به صورت خیلی نهفته و طوریکه خودمم آگاهانه متوجه اش نیستم ،به مادرم و درواقع به توجهات و مهر یزدان گونه ی مادرم وابسته هستم(گر چه ایشون با توجه به شاغل بودنشون کم از لحاظ تزریق مهر ومحبت در وجود ما نگذاشته اند)،
    اما یه مسئله ای که هست اصلا تو مواقعی که در کانون خانوادم هستم این حس رو به ظاهر و درباطنم(یعنی خودمم تو این لحظات متوجه این احساس و وابستگی نیستم) بروز نمی دم به طوری که حتی اطرافیانمم متوجه این مسئله نمی شن(میشه گفت حتی مادرم)،
    اما همین که لحظه ی فراق و دوری شروع میشه ،این وضعیت برام پیش میاد و احساس دلتنگی میکنم ،و در بیشتر مواقع هم به اجحاف هایی که در حق ایشان کردم(البته فکر میکنم بیشتر جنبه ی وسواس فکری باشه و الا اصلا میشه گفت مشکل حادی با مادرم نداشته ام و در حال حاظر نداشته ام)می افتم و موجب تجدید این حس بد میشود.

  8. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 17 شهریور 91 [ 18:32]
    تاریخ عضویت
    1387-2-12
    نوشته ها
    292
    امتیاز
    7,139
    سطح
    55
    Points: 7,139, Level: 55
    Level completed: 95%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    157

    تشکرشده 160 در 86 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    همونطور که میدونیدو دوستان اشاره کردند،
    شما نمه ی را ه رو که تشخیص علت هست رفته ای،اما در مورد اون 50% مابقی ،اول باید به خد بقبولونید که مسائلی از این قبیل ،با طی یکی دوروز به وجود نیامده که با صرف یکی دو روز از بین بره.
    پس اول مثل گذشته و با آگاهیه بیشتر شکیبایی پیشه کن،
    و در مرحله بعد،
    در لحظات شروع این جریان و توفان احساس، با خودت مرور کن که این مسائل بوجود آمده ریشه در علل گذشته داشته و در حال حاظر ،مسئله آزار دهنده ی واقعیی وجود نداره واین احساس نتیجه ی تداعی های گذشته است.

    دوستت دارم...

  9. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 اردیبهشت 88 [ 21:06]
    تاریخ عضویت
    1387-5-05
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    3,576
    سطح
    37
    Points: 3,576, Level: 37
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 14 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    واقعا از راهنمایی ها تون ممنونم!!!!(خنده ای تلخ و...)

  10. #20
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 اردیبهشت 88 [ 21:06]
    تاریخ عضویت
    1387-5-05
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    3,576
    سطح
    37
    Points: 3,576, Level: 37
    Level completed: 51%, Points required for next Level: 74
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 14 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دلهره یا دلتنگی

    میتونم بپرسم چرا کسی دیگه راهنمایی و رهنمودی نمکنه؟؟


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.