خانمی عزیز
دوستمونsoul اشاره به جایی داشتندودرتکمیل صبحتهای ایشون اضافه کنم که مادرتون درزندگی خوشی به اونصورتی نداشتند وطعم آرامش ولذت را آنطور که باید بچشند نشچشیدند ازآنجا که شما راوی این مطالب بودید ودیدی را که منتقل کردید این بوده که مادرتون خانم صبور ورنج دیده ایی هستند ما به ایشون حق می دهیم این ناراحتی ها را بازگو کنند ویا عصبانیت ویا...هرجه دیگر را ازخود بروز بدهند .حال اگر مادرشما واقعا شیفته مرد دیگری شده وازآنجا که کاسه صبوری وظرفیتی هر آدمی اندازه ایی داره کار را تمام کند حال که او نسبت به محبتهای پدر به علت کینه وتنفر جواب رد میدهد پس چه لزومی دارد مخفی کاری دربیارد حیف نیست بعدازاین همه سال به عنوان یک مادر ویک زن زحمتکش ورنجدیده انگ بی عابرویی به پیشانیش بخورد بامادرت صبحت کن که اگر واقعا علاقه ایی هست وهمدیگر را میخواهند ازپدرت جدا شود وبا اون مرد ازدواج کند ....کاری که پدرت کرده بد بوده اما کار مادرت بدتر ....همه زحمات چندین ساله اش با این عملش زیر سوال میره وهمه حقانیت را پدر بیدا می کند ومادرت ....!!!مادرت الان داغ است ونمیداند چه می کند شما اگر مادرت گفتی مذهبی هست حداقل از راه دین وشرع متوجه اش کنید که این عمل چقدر ناپسند است واگر آن مرد بهش علاقه دارد وحاضراست با اوازدواج کند از پدرت جدا شوداگر همه حرفها هم درحد حرف باشد پس چرا مادرت باید خودش رادر چاه بیاندازد
قطع رابطه کند.بالاخره یا خرما یا خدا...نمیشه نون یکی را بخوری واون کیف وعیش برای یک مرد عیاش باشه که داره با زن شوهر دار وزندگی مرد دیگر بازی می کند باشد![]()







علاقه مندی ها (Bookmarks)