نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم اریارشود رختم از اینجا ببرد
تشکرشده 55 در 39 پست
نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد
بختم اریارشود رختم از اینجا ببرد
تشکرشده 10,164 در 2,192 پست
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
هر چند که تا منزل تو فاصله ای نیست
تشکرشده 191 در 101 پست
تو همچو صبحی ومن شمع خلوت سحرم
تبسمی کن وجان بین که چون همی سپرم
چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست
بنفشه زار شود تربتم چو در گذرم
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 34 در 22 پست
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواخواهان کویش را چو جان خویشتن دارم
تشکرشده 116 در 62 پست
مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق
راه مستانه زد و چاره ی مخموری کرد
تشکرشده 191 در 101 پست
دیدمش دوش که سرمست و خرامان می رفت
جام می بر کف و در مجلس رندان می رفت
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 116 در 62 پست
تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درش
هر نفس با بوی رحمن میوزد باد یمن
تشکرشده 191 در 101 پست
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم...
تشکرشده 116 در 62 پست
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم
تشکرشده 2,234 در 570 پست
من خسته چون ندارم نفسی قرار بی تو
به کدام دل صبوری کنم ای نگار بی تو
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)