به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 8 نخستنخست 12345678
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 78 , از مجموع 78

موضوع: راهنمايي

  1. #71
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 87 [ 23:59]
    تاریخ عضویت
    1387-12-15
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    2,906
    سطح
    33
    Points: 2,906, Level: 33
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 144
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست راهنمايي فوري

    نقل قول نوشته اصلی توسط hm110
    با سلام
    من با خانمم مشاجراتي داشتم اما اصولا زود ايشان وقتي عصباني مي شود پرخاشگري مي كرد كم كم كار به زدن هم مي رسيد ولي ايشان شديدتر و حتي آثار كبودي و سرخي هم به جاي گذاشت.
    متاسفانه در يكي از اين موارد كه كار به مشاجره رسيد ايشان به خانه مادرش رفت و برادرانش فهميدند و بلند شدند .
    آمدند در خانه دامادشان و جلوي پدر و مادرم كلي بددهني و بي احترامي كردند و رفتند كه به چه حقي خواهرمان را زدي و ... در صورتي كه من مقصر نبودم او حمله كرد و شروع كرد و من در حد خيلي جزئي بود .
    تازه از اين مي سوزم كه برادران خانمم اينقدر شهامت داشتند كه بيايند تو حريم خانوادگي من و جلوي والدين من به من اهانت و حمله كنند اما پدر من كلامي حمايت از من نكرد و حتي به حمايت آنها مرا هم جلوي آنها جلوي خانواده همسر كتك زد.
    البته به عنوان مرد كم نياوردم و جواب آنها را مي دادم ولي به هر صورت متاسفم براي زندگي خودم و وجهه و شخصيت لگدكوب شده و بربادرفته خودم به عنوان مرد خانواده جلوي خانواده همسر و خانواده خودم و دلسردي ام به زندگي ام و.....
    ببین عزیزم
    هر کدم از زوجین که برای حل مشکلات که معمولاً هم همه کوچک هستند از قوه قهریه استفاده بکنه نتیجه اش مشخصه : طلاق
    در این بین فرقی نمیکنه کی محکمتر زده ، مهم زدن ضربه اس که نباید زده بشه وقتی هم زده شد باید غزل زندگی رو یواش یواش بخونی چون بعد از ضربه هتک حرمت شروع میشه و بعد از هتک حرمت زوجین آبرو پیش در وهمسایه میره ووو
    برای همین بهتره این زندگی رو ببوسی بزاری کنار اگر مشکل از خودته خودت رو اصلاح کنی اگر هم از همسرته که هیچی راحت میشی .
    افسانه

  2. #72
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 اردیبهشت 92 [ 22:13]
    تاریخ عضویت
    1387-12-02
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    3,432
    سطح
    36
    Points: 3,432, Level: 36
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran1000 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 25 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست راهنمايي فوري

    بچه ها به نظرم خيلي از خانم ايشون حمايت كردين ! يعني به صورت افراطي
    البته من خودمم خانمم ولي به نظرم اينجوري يك تنه به قاضي رفتنه ! ما هيچ كدوم اطلاعي نداريم كه چه اتفاقي بين ايشون و خانمشون افتاده ولي اينجوري قضاوت كردن هم هميشه درست نيست
    اين نيست كه خانم ها هميشه مظلوم واقع بشن !!! چه ميدونم ؟ ايشون توضيح بيشتري ندادن و انگار با جوابها دلسرد شدن !!

  3. #73
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 اسفند 94 [ 11:19]
    تاریخ عضویت
    1387-7-01
    نوشته ها
    1,949
    امتیاز
    22,799
    سطح
    93
    Points: 22,799, Level: 93
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 551
    Overall activity: 6.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,205

    تشکرشده 4,460 در 1,179 پست

    Rep Power
    212
    Array

    RE: در خواست راهنمايي فوري

    سلام بر مرد خانواده...بر دوست عزیزم...به تالار همدردی خوش آمدی.
    با شنیدن سخنانت ناراحت شدم...چون فقط یک مرد می تواند بداند که خرد شدن شخصیت مردی دیگر در مقابل اعضای خانواده چه حسی بدی است.
    دوست گرامی اصولا دعوا زن و شوهر جز جدایی ناپذیر زندگی است و حتی یک زندگی موفق نیز عاری از جنجال نیست.....اما چرا بعضی از زن و شوهران با وجود این دعواها هنوز هم مانند قبل یکدیگر را دوست دارند و به شخصیت طرف مقابل احترام قایل ند..... جواب کاملا مشخص است چون در آن شرایط(دعوا) همیشه یکی از طرفین کوتاه آمده و با صبر و آرامش خود باعث می شود خشم همسرش فرو رود.....
    کوتاه آمدن و کش ندادن موضوع و دادن حق به طرف مقابل(حتی اگر حق با شما باشد) و جلوگیری از بیان سخنان نا شایست و عدم زیر سوال بردن شخصیت همسر باعث می شود خشم طرف مقابل به سرعت فروکش کرده و کار به ضربات جسمانی نرسد.
    هیچ وقت در مقابل سخنان همسرتان(در موقع دعوا) واکنش نشان ندهید در واقع مقابله به مثل نکنید...چون معمولا انسان در مواقع خشمگین بودن حرف هایی می زنند که درست نیست و فقط در صدد این هستند که با گفتن چنین حرف هایی خشم خود را نشان دهند پس مقابله به مثل کردن مشکلی را حل نمی کند چون خود شما می دانید حر ف های او نه از روی صداقت و از ته دل بلکه از روی عصبانیت هست.....
    پس همیشه در موقع دعوا در جست و جوی حق خود و اثبات بی گناهی خود نباشید و موضوع را کش نداده و در صورت توان همیشه اول شما کوتاه بی یایید آن وقت کار دیگر به کنکفو و کشتی کج و سایر ضربات تدافعی نمی رسد. موفق و پیروز باشید

  4. #74
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اردیبهشت 88 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1387-5-31
    نوشته ها
    428
    امتیاز
    6,511
    سطح
    52
    Points: 6,511, Level: 52
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 79 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: در خواست راهنمايي فوري

    سلام عزیزم
    می بینی؟ اینجا متعلق به خانوماست! ما مردا هرچی هم باشیم و در هر شرایطی مقصریم! گوش نده، بزار بگن...
    ببین خانومه شما با توجه به گفته های ناقصه شما مقصره! این رو شما احساس کردید و بیانتون بر همون اساس بوده و ماهم چاره ای جز طبعیت نداریم مگر اینکه واضح تر و جزیی تر بیان کنید اما:
    شخصا میگم بدور از هیچ تخصصی، که خانومه شما نسبت به شخصیت شما بی توجه و خانواده های شما مقداری از نظر سطح فکری پایین عمل می کنند! شما دیگه در خانواده ی خانومتون جایگاهی ندارید، مخصوصا با حرکته زشتهخ پدرتون که بنده احتمال میدم رفتار خودتون باعث شده که اینطر با شما برخورد بشه!
    تاکتیک نظامی: بعد از سخت ترین شکست ها دقیقا زمان فتحی بزرگ فرا رسیده!
    الان این مسئله در مورد شمال100% صدق می کنه، بنده می تونم با استفاده از تجربیاتم در این زمینه و تجربیاته دوستانم شما رو به جایی برسونم که فکرش رو هم نمی کردید اما مشکل کمبود اطلاعاته!
    نکته ی اول: سخت باشید! اصلا دیگه به رفتن خانومتون توجه نکنید، دنبالش نرید و زنگ نزنید انگار که وجود نداشته! اون ها بالاخره پاپی میشن که دخترشونو برگردونن!
    شما اینقدر به زنتون آزادی دادید که به خودش اجاه میده دست رو شما بلند کنه! البته که خوب نبود بزنیش باید با توانه مردونت جلوی زدنشو بگیری و بی محلش کنی! همین. حالا هم که گذشته اما دیگه نباید اجازه ی همچین کاری بهش بدیم نه با زور و مشتو لگد بلکه با راه های فکری تا با دیدن شما هیبت، ترس، محبت و مردونگی رو در شما ببینه و اینها فقط به عکس العمل شما وابستست! الان بهترین زمان برایه جبرانه فقط به ما اطلاعات برسون.
    بنظر میاد تو خونه ی پدرتون زندگی می کنید درسته؟
    از شغلتون، موقعیت اجتماعیتون اگرچه پایین هم باشه اما صادقانه بگید تا بتونیم کمکتون کنیم، وضع مالیه خودتون، خونوادتون و خونواده ی همسرتون بگید تا بهتر و بیشتر در خدمتتون باشیم.
    موفق و شاد باشید.
    یاعلی

  5. #75
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,228
    سطح
    100
    Points: 325,228, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: راهنمايي

    سلام
    در اوایل كه قصد ازدواج داشتی، آمدی اینجا سئوال طرح كردی و رفتی، و بدون توجه یا حتی جواب به پست شماره .... اقدام كردی. یعنی نه خودت مهارت و آگاهی داشتی، نه اصلا به مشاوره بنده كاری داشتی. این مشكلات باتوجه به آن مقدارتوضیح شما قابل پیش بینی بود. الان هم خانمتون هم مثل شما آگاهی و مهارت زندگی كردن را نداره، لذا وقتی روش حل مسئله و زندگی نمی دانیم ، مثل بچه ها كه پفك را از دست هم به زور می كشند، شما هم سعی می كنید سهم خودتون را به زور از چنگ هم در بیاورید. یادتون هست چی گفتم:
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    نقل قول نوشته اصلی توسط hm110
    ---- يكي دوبار باهم حرف زديم عقايدمان ه هم مي خورد
    ---- الان وسط كار پشيمان شدم--- ظاهرش را خيلي به دلم نشنشسته
    ---- مخصوصا وقتي متوجه وجود خراشي روي گونه اش شدم

    خيلي ناراحتم
    خانواده مي گويند آبروي مارا بردي
    هنوز عقد نكرديم
    --- آزمايش داديم
    --- ضمنا من كلا از زن خوشم نمي آيد چكار كنم؟
    راهنماييم كنيد
    سلام با توجه به مطالبی که ارسال کردید، به نظرم شما باید فعلا دست نگه دارید، نه با این خانم، کلا تا وقتی معیارهایت برای زندگی و ازدواج از قبل مشخص نیست، نباید به ازدواج اقدام کنی.
    اگر بری جلو، هم اینطوری خودتو حروم می کنی.... هم دختر بیچاره رو....

    چه لزومی داره ، وقتی کلا از زن خوشمون نمی آید، ازدواج کنیم...
    آنها که خیلی خوششون می اومد، وسط راه بریدند( به خاطر بی تدبیری و ...)، حالا وای به وقتی که این ماشین از اول بدون سوخت باشه.... و از اول با صدای بلند بگوئیم خوشمون نمی آااااااااااااااااااااد
    حالا هم ترس دارم، كه به جای حل اساسی مشكلت از راه و روشهای غلط تر استفاده كنی مثل راهنمایی كاملا اشتباه mke:
    نقل قول نوشته اصلی توسط mke
    سلام عزیزم
    می بینی؟ اینجا متعلق به خانوماست! ما مردا هرچی هم باشیم و در هر شرایطی مقصریم! گوش نده، بزار بگن...
    ببین خانومه شما با توجه به گفته های ناقصه شما مقصره! این رو شما احساس کردید و بیانتون بر همون اساس بوده و ماهم چاره ای جز طبعیت نداریم مگر اینکه واضح تر و جزیی تر بیان کنید اما:
    شخصا میگم بدور از هیچ تخصصی، که خانومه شما نسبت به شخصیت شما بی توجه و خانواده های شما مقداری از نظر سطح فکری پایین عمل می کنند! شما دیگه در خانواده ی خانومتون جایگاهی ندارید، مخصوصا با حرکته زشتهخ پدرتون که بنده احتمال میدم رفتار خودتون باعث شده که اینطر با شما برخورد بشه!
    تاکتیک نظامی: بعد از سخت ترین شکست ها دقیقا زمان فتحی بزرگ فرا رسیده!
    الان این مسئله در مورد شمال100% صدق می کنه، بنده می تونم با استفاده از تجربیاتم در این زمینه و تجربیاته دوستانم شما رو به جایی برسونم که فکرش رو هم نمی کردید اما مشکل کمبود اطلاعاته!
    نکته ی اول: سخت باشید! اصلا دیگه به رفتن خانومتون توجه نکنید، دنبالش نرید و زنگ نزنید انگار که وجود نداشته! اون ها بالاخره پاپی میشن که دخترشونو برگردونن!
    شما اینقدر به زنتون آزادی دادید که به خودش اجاه میده دست رو شما بلند کنه! البته که خوب نبود بزنیش باید با توانه مردونت جلوی زدنشو بگیری و بی محلش کنی! همین. حالا هم که گذشته اما دیگه نباید اجازه ی همچین کاری بهش بدیم نه با زور و مشتو لگد بلکه با راه های فکری تا با دیدن شما هیبت، ترس، محبت و مردونگی رو در شما ببینه و اینها فقط به عکس العمل شما وابستست! الان بهترین زمان برایه جبرانه فقط به ما اطلاعات برسون.
    بنظر میاد تو خونه ی پدرتون زندگی می کنید درسته؟
    از شغلتون، موقعیت اجتماعیتون اگرچه پایین هم باشه اما صادقانه بگید تا بتونیم کمکتون کنیم، وضع مالیه خودتون، خونوادتون و خونواده ی همسرتون بگید تا بهتر و بیشتر در خدمتتون باشیم.
    موفق و شاد باشید.
    یاعلی
    آقای mke ، به خدا اینجا یك گپ دوستانه ایام جوانی نیست، در توصیه هایی این چنین تهاجمی گاهی بنیان یك زندگی در هم می شكند. عزیزم كدام تجربه ، كدام علم ....؟! چه كسی با این ایده های نظامی در خانواده به جایی رسیده است؟!اصلا در خانواده ، جبهه كدام طرف است؟! اتفاقا این آقا ریشه مشكلش در همچنین نگاهی به زندگی هست. میدانم خیلی دلسوزی و انرژی و وقت می گذاری تا به دیگران كمك كنید، ولی باید بدانیم پیچیدگی های خاصی بعضی مسائل دارد. كه ممكن است اینگونه نظردهی ها كم كم زمینه ویرانی كامل خانواده را مهیا كند.


    آقای hm110 ، خلاصه می كنم:
    یكم: شما بدون آگاهی ، مهارت و شیوه های لازم برای زندگی دست به ازدواج زدید
    دوم: به مشورتها هم توجه نكردید و عمل نكردید.
    سوم: از تقدیر شما ،‌همسرتون هم ضعفهای مشابه شما دارد،

    لذا اینها مجموعه مشكلاتی را در سر راه شما قرار داده است.
    پس:
    1 - با خانمتان صحبت كنید، كه دوست دارید زندگی را باز سازی كنید.
    2 - به او بگویید برای این كار نه بر اساس حرفهای من ، یا شما یا خانواده هایمان، بلكه مو به مو بر اساس مشورتهای یك متخصص مشاور خانواده.
    3 - از هرگونه تنش بیشتر پرهیز كنید، حتی برای رضایت اولیه همسرت وخانواده اش، كوتاه بیا، و نرمی به خرج بده، تا این آسیب ها در یك كلینك روانشناسی و مشاوره التیام یابد و راههای بازسازی زندگی را قدم به قدم به اجرا بگذارید.
    4 - فراموش نكنید ، مشكل شما از رفت و آمد،یا برادران و خواهران ایشون، یا ... نیست. كه یك راه حل جزئی ارائه بدهم. اینها هم حل بشود،‌هرروز زندگی دهها مسئله مشابه دارد كه باز هم اگر روش بلد نباشید در همین دام می افتید.
    5 - پس هماهنگ بشوید با خانمتون، سعی كنید او را تشویق كنید، دلداری بدهید، امیدواری بدهید و هر دو حضورا به مشاور مراجعه كنید.

    ------------------
    mke
    اگر تا اینجا آمدی، می خواهم الان احساست را مرور كنی. من یه كمی در اینجا خطابم به شما به جای مشاوره ای ، در همان فاز توبیخهای نظامی بود، آیا احساس خوبیه؟! می بینی كه در شما برانگیختی مقاومت و پاسخ دادن و دفاع ایجاد شده است. اگر چه محتوای حرفم كاملا حرفه ای و دقیق هست،‌اما چون به حالت عتاب و توبیخ با شما صحبت كردم از اثر بخشی آن كاستم (البته تعمدا، تا در اینجا این نتیجه گیری را بكنم.)
    پس تعامل زناشویی به وسیله كنترل احساس مدیریت می شود،‌نه صف بندی های منطقی و نظامی گری.

  6. #76
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 اردیبهشت 88 [ 10:09]
    تاریخ عضویت
    1387-5-31
    نوشته ها
    428
    امتیاز
    6,511
    سطح
    52
    Points: 6,511, Level: 52
    Level completed: 81%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    80

    تشکرشده 79 در 52 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: راهنمايي

    خیلی باحال بود خانومه مدیر!
    حالا من به کنار! خدایی شما با همچین خونواده ی همسری می تونید اینطور برخورد کنید؟ همسرتون با شنیدن این حرفا چی میگه؟ حتما میگه: راست میگی بیا بریم مشاوره زندگی رو از نو بسازیم نه؟ باز من اطلاعات خواستم اما شما تا ته خط رو رفتید!
    بنظرتون یکم تخیلی نمیاد پیشنهاداتتون؟ پیشنهاداته ایده آلی نبون؟
    دلداری؟ امید؟ چی میگید؟ اینا الان تو یه بحث خونوادگی هستن مثه اینکه شما همچین خونواده هایی ندیدید! آقا پاشو بزاره دمه در خونه ی پدرزن با تیر می زننش! کجای کاری؟ این آقا دیگه غروری براش مونده؟ حرمتی براش مونده؟
    کل حرفاتون شد این:
    به زنش بگه می خواد زندگیشو بازسازی منه! (زنشم معلوم نیست چه عکس العملی نشون بده؟ البته میشه حدس زد!)
    زنشو متقاعد کنه برن مشاوره! (حتما میاد با این وضعیت!)
    اما بنظر من باید غیر مستقیم نتیجه رو برگردونه! طوری که دیگران زیاد متوجه تغییرات نشن، اگه نظر هر کسی رو یه ذره موافق کنه، کلی نظر موافق براش جمع میشه اما از دید هرکس کاری انجام نشده ولی...
    نتیجه عوض میشه!
    البته من پیشنهاد می کنم اول نظر خانومه مشاور رو امتحان کنید! (خداییش میگم چون اگه بشه خیلی خوبه ولی اگه بشه!)
    موفق و شاد باشید.
    یاعلی

  7. #77
    ((( مشاور خانواده )))

    آخرین بازدید
    امروز [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-25
    نوشته ها
    9,627
    امتیاز
    325,228
    سطح
    100
    Points: 325,228, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 99.4%
    دستاوردها:
    VeteranCreated Blog entryTagger First ClassSocial50000 Experience Points
    نوشته های وبلاگ
    7
    تشکرها
    23,885

    تشکرشده 37,361 در 7,159 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array

    RE: راهنمايي

    نقل قول نوشته اصلی توسط mke
    خیلی باحال بود خانومه مدیر!
    حالا من به کنار! خدایی شما با همچین خونواده ی همسری می تونید اینطور برخورد کنید؟ همسرتون با شنیدن این حرفا چی میگه؟ حتما میگه: راست میگی بیا بریم مشاوره زندگی رو از نو بسازیم نه؟ باز من اطلاعات خواستم اما شما تا ته خط رو رفتید!
    بنظرتون یکم تخیلی نمیاد پیشنهاداتتون؟ پیشنهاداته ایده آلی نبون؟
    دلداری؟ امید؟ چی میگید؟ اینا الان تو یه بحث خونوادگی هستن مثه اینکه شما همچین خونواده هایی ندیدید! آقا پاشو بزاره دمه در خونه ی پدرزن با تیر می زننش! کجای کاری؟ این آقا دیگه غروری براش مونده؟ حرمتی براش مونده؟
    کل حرفاتون شد این:
    به زنش بگه می خواد زندگیشو بازسازی منه! (زنشم معلوم نیست چه عکس العملی نشون بده؟ البته میشه حدس زد!)
    زنشو متقاعد کنه برن مشاوره! (حتما میاد با این وضعیت!)
    اما بنظر من باید غیر مستقیم نتیجه رو برگردونه! طوری که دیگران زیاد متوجه تغییرات نشن، اگه نظر هر کسی رو یه ذره موافق کنه، کلی نظر موافق براش جمع میشه اما از دید هرکس کاری انجام نشده ولی...
    نتیجه عوض میشه!
    البته من پیشنهاد می کنم اول نظر خانومه مشاور رو امتحان کنید! (خداییش میگم چون اگه بشه خیلی خوبه ولی اگه بشه!)
    موفق و شاد باشید.
    یاعلی
    سلام mke
    خواهش می كنم به پست قبلی بنده توجه كن.
    زندگی مردم یك داستان نیست كه ما از روی احساس خودمون برایش نسخه بپیچیم آنهم بدون هیچ تخصصی.
    لطفا دقت بیشتری بكنید.
    من هم می توانم حرفهای دل خنك كن به این آقا بزنم و استقبال هم بیشتر می كند.
    قضیه شما مثل اینست كه فردی مشكل آپاندیس داره ، و متخصص برای او جراحی تجویز می كند و او خیلی خوشش نمی آید. حالا یكی از بستگان بگوید، یه شربت آب پرتغال بخور خوب میشه. چون جراحی خیلی درد داره....

    آقای mke ، هر موقعیتی یك چیزی را می طلبه ،‌همان طور شما موقعیت زندگی این آقا را متوجه نمی شوید و وسط پاسخ و جواب می آیید شوخی می كنید(خانومه مدیر!) ،‌ همین طور هم تفننی بر اساس سلیقه و احساس خود پاسخ روشمند و كارشناسی را كه بر اساس سابقه ایشون پیشنهاد كرده ام به شوخی می گیرید.
    آیا شما به آنچه می گویید علم دارید،‌ یا این فقط به ذهنتان می رسد و تجارب شخصی خود را تعمیم می دهید.
    خواهش می كنم، از این به بعد در میان مسائل و مشكلات مطروحه به شوخی نگیرید و پاسخهای علمی را با نظرات شخصی خود كمرنگ نكنید.
    ما برای وصل كردن آمدیم
    نی برای فصل كردن آمدیم.

  8. #78
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 15 تیر 93 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1386-10-29
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    4,826
    سطح
    44
    Points: 4,826, Level: 44
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 124
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: راهنمايي

    سلام
    ابتدا از مدیر سایت بسیار متشکرم که به نکته های خیلی خوبی اشاره می کنند، اولین ارسال شما رو که خوندم دونستم 99% هنوز آماده ازدواج نیستین ،متاسفانه بعدش دیدم زود کارو تمام کردین ، هی 8 صفحه رو که می خوندم همش حرص می خوردم که چرا موضوعهای بی فایده ای رو مثل نحوه برگذار کردن عروسی و مساله خونه و .... رو کش میدین در صورتیکه که این آقا واقعا یک مشکل اساسی داره و هیچ کس به اصل مطلب اشاره نمی کنه تا این که مدیر سایت دقیقا آن چیزی را که می خواستم گفتند.همان طور که گفتم از همان حرفهای نخستین شما معلوم بود که اصلا آمادگی ازدواج رو ندارین و مساله فقط ظاهر خانوم نیست بلکه مشکل اصلی خود شماییین که متاسفانه هنوز به بلوغ فکری و تصمیم گیری نرسیده بودین و نرسیدین
    به نظر من رفتار خانومتان در پاسخ به رفتارها و اعمال نسنجیده و غیرمنطقی شماست
    البته مدیر سایت به طور محافظه کارانه شما رو راهنمایی می کنند البته این درست هست که اگه بخواهین مشکلتون حل بشه حتما باید به یک مشاور سر بزنین اما اونجوری که من شما رو شناختم بهتره که قبل از این که کارو خراب کنین و یه بچه هم بدنیا بیارین و اون بچه شاهد دعواهای شما باشه بهتره که از هم جدا شین
    هرچند که دعا می کنم سر عقل بیاید و متوجه بشین چه راه خطایی رو پیش میرین و سعی کنید که جبران کنین
    اما خودمونیم من که فکر نمی کنم این یک ماجرای واقعی باشه بلکه فکر می کنم این اقا سرکارمون گذاشته باشه، شاید یک دانشجوی رشته بازیگری باشه یا از بس بیکاره و دلش گرفته اینجوری می خواد خودشو سرگرم کنه و یا این که واقعا .....


 
صفحه 8 از 8 نخستنخست 12345678

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. رهايي از وابستگي(انسان رهايي يافت
    توسط fateme71 در انجمن نامزدی و عقد
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 تیر 92, 17:27
  2. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 اسفند 91, 16:21
  3. تنهايي
    توسط عسل بانو در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 02 شهریور 91, 22:29
  4. راهنمايي براي شروع تلاش براي فردايي بهتر
    توسط roz_zard در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 07 دی 89, 12:45
  5. منو راهنمايي كنيد تنهايي وبي كسي دارد مرا از پادرمي اورد
    توسط تابي در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 دی 87, 09:18

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 14:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.