به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 فروردین 89 [ 16:47]
    تاریخ عضویت
    1387-9-18
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    3,266
    سطح
    35
    Points: 3,266, Level: 35
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    سلام به همه دوست های خوبم.

    ممنون از جواب های قشنگتون.

    امروز تو دانشگاه سعی می کردم طبق گفته شاد عزیز رفتار کنم یعنی سعی می کردم که برای اشتباهاتم زیاد خودم رو اذیت نکنم. البته تنها کاری که می تونستم بکنم این بود که فکرم رو به جای دیگه متمرکز کنم تا کمی فراموشش کنم.

    خدا را شکر می کنم که هنوز انسانهای خوب در دنیا وجود داره. البته انسانهای خوب کم نیستند اما با کمال تاسف، چون حضور کسانی که خودشون رو مدعی دین و فرهنگ و ... می دونند و به قول نیک اندیش عزیز، افراد پررو و بی ملاحظه، تو جامعه خیلی زیاد شده، در حالی که انواع بی فرهنگی رو در خیلی از اونها به راحتی پیدا میشه، چاره ای جز قوی شدن نیست و نباید که فراموش کرد که گرگ دو همه جا هست، فقط شکل و قیافه متفاوت دارند.

    در جامعه ای که گرگ زیاده، نباید مثل بره باشی تا به راحتی دریده شوی و از طرفی نباید خودت گرگ باشی که در این صورت با آنها فرقی نداری. بلکه به نظر من باید شیر باشی.
    به قول شاعر که گفته : برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است.

    من دلم نمی خواهد که گرگ باشم. می خواهم مثل شیر باشم. اما چطور؟؟؟؟ شاید همین مشکل من است که کمال گرا هستم. راستش، من قبل از دانشگاه خیلی بچه مثبت بودم. یعنی هیچ چیز نمی دونستم. اما تو این چند سال که دانشگاه هستم و این وضعیت جامعه، متاسفانه خیلی پیشرفت کردم. اما هنوز احساس می کنم که یک حس مثبت در بدنم وجود داره اگر اشتباه نکنم.

    برای پاسخی کوتاه به دوستم ash_a700 بگم که از یکی شنیدم که "آدم باید همه کار بلد باشه حتی دزدی اما ازشون استفاده نکنه." به همین جهت، باید با خیلی از آدمها مثل خودشون باشی و گرنه هر روز پرو تر میشند و تونقش بره و آنها نقش گرگ رو بازی می کنند. کاری در سالهای اول دانشگاه، خیلی درگیرم می کرد.

    در پاسخ به دوست عزیزم، دیجیتال من، به قول خود شما که فرمودید "بیشتر با مردم بجوشید که یاد بگیرید" حق کاملا با شماست. اما وقتی از هر 10 نفر، 9 نفر وقت خودشون رو به یاوه گویی و شوخی های مزخرف و هزار حرکت ناپسند دیگه می گذارند، وقتی از هر جمله ساده، بدترین برداشت رو تفسیر می کنند و نیم ساعت با همین کلمات، جمله سازی می کنند، آیا جوشیدن با این مردم و یاد گرفتن از آنها مثل آنها شدن نیست؟؟؟

    البته من تقریبا تو جواب دادن کم نمیارم ولی فقط تو جواب دادن منطقی نه هر جوابی. اما وقتی می بینم کسانی که تو دانشگاه به عنوان همکلاسی و دوست من هستند، در صحبتهاشون به جای استفاده از کلمات صحیح، از زشت ترین الفاظ استفاده می کنند و احساس می کنند که کسی که مثل خوشون نیست، آدم عقب افتاده و ... است، ناراحت میشم. از اینکه توجه دختران دانشگاه به مسخره بازی یک عده آدم جلف میشه، تعجب می کنم.
    می دونم که همه این مدلی نیستند. اما همانطور که گفتم چون نقش پر رنگی در جامعه دارند، حال آدم گرفته میشه. خلاصه، آدم نمی تونه که تنها زندگی کنه. انسانها طبیعتا نیاز به زندگی اجتماعی داره و به طور کلی نمی تونه از همه دل بکنه و به خاطر اینکه از طرز برخورد اونها خودش نمیاد، کاملا قطع رابطه کنه. این رو هم بگم که من در سال اول دانشگاه، تصمیم به همین کار گرفتم. یعنی با کسانی که فکر می کردم به درد دوستی نمی خورند، قطع رابطه کردم. به قول معروف، قهر کردم. اما آنقدر اذیت شدم که دوستی ظاهری با اونها رو ترجیح دادم. مثلا چند نفری جلوی دخترها من رو ضایع می کردند. من هم که قبلا گفتم. اصلا جلوی دخترها نمی تونم حرف بزنم چه برسه به اینکه بحث و جدال کنم و از خودم دفاع کنم. که این یک مشکل واقعا اساسی برای منه. به همین خاطر کوتاه اومدم.

    خوب، نتیجه؟
    فکر می کنم اولین چیزی که باید انجام دهیم اینه که طرز تفکر دیگران برامون مهم نباشه. مثلا در مورد خودم، اینکه این دختر در مورد من چی فکر می کنه. یا اینکه دوستم تو دلش به من می خنده.
    کار دوم اینکه، قوی شویم. که این سخت تر از اولیه.
    کار سوم و ... هست که باید بیشتر فکر کنم.

    ببخشید که اینقدر پراکنده نوشتم. هرچی تو دلم بود و به ذهنم می رسید نوشتم. دیگه مغزم خسته شد. میرم استراحت کنم تا دوباره بر گردم.

    از همه شما ممنونم.

  2. #12
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 18:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-04
    نوشته ها
    1,150
    امتیاز
    16,194
    سطح
    81
    Points: 16,194, Level: 81
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 156
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    1,211

    تشکرشده 1,247 در 437 پست

    Rep Power
    134
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    سعید جان یکی از کارهایی که خیلی کمک میکنه اینه که وارد فضاهایی بشی که با طرز فکرت همخونی داره . برای مثال من در بین فرومهای فارسی این فروم و یکی دو فروم دیگه رو میپسندم و توی این فضاها راحت هستم ولی فرومهای دیگه ای هم وجود دارند که اصلا من توشون راحت نیستم و نحوه حرف زدن و طرز فکرشون رو نمیپسندم .

  3. #13
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    سعید عزیز خیلی خوبه که دارید به خودتون کمک می کنید
    اینطوری خوبه، کم کم یاد بگیرید با خودتون دوست باشید، شما باید بهترین دوست خودتون باشید، کسی که واقعا برای خودش جز خوبی چیزی نمی خواد و به کسی اجازه نمیده که اعتقاداتش رو زیر سوال ببره، البته نمیگم خشک باشید باید قوی باشید و محکم...

    برای اینکه بتونید نسبت به نظرات دیگران بی تفاوت باشید، بعضی از کارهایی که در حضور دیگران از انجام دادنشون خجالت می کشیدید در حضورشون انجام بدید. براتون مثال می زنم، یکی از دوستان من مشکل شما رو داشت، بهش این پیشنهاد رو دادم، اون انتخابش این کار بود که یه مسیر طولانی دانشگاه رو، جایی که معمولا پر از دانشجو بود، روی جدولهای جوی آب کنار خیابون راه رفت، این قضیه خیلی کمکش کرد، خودش باورش نمی شد میگفت تازه احساس می کنم خودم هستم و از هیچ کس و هیچ چیز خجالت نمی کشم و راحتم، دیگه نظر کسی برام مهم نیست، انگار اون قفلی که به دست و پام زده شده بود شکسته شد...

    من خودم در این زمینه مشکلی ندارم اما هر از چند گاهی کارهایی می کنم که دوست دارم انجام بدم، همین باعث میشه بعضی ها با تعجب بهم نگاه کنند اما برام مهم نیست، برای من احساس خودم مهم تره، اینکه اون لحظه میخوام از زندگیم لذت ببرم، بعضی وقتها همه باید این قفلها رو بشکنیم و برای خودمون زندگی کنیم... من همیشه به اشتباهات خودم میخندم، شاید باورتون نشه ولی بعضی وقتها اونقدر به نظرم خنده دار میاد که قه قهه میزنم، من خودم رو دوست دارم با تمام اشتباهاتی که ازم سر میزنه، با تمام آرزوها و خواسته های غیر معقولی که دارم، با تمام ضعفها و شکستهایی که داشتم و دارم.. این بهترین راهه، خودتون رو عاشقانه دوست داشته باشید، چه اشکالی داره که برای خودتون زندگی کنید؟ شاید خیلی از دوستانتون با شیوه جدید زندگی شما بیگانه باشن، اما شما خودتون باشید، باور کنید در این بین دوستان واقعیتون رو پیدا می کنید، وقتی شما خودتون هستید، وقتی شما به خودتون عشق بورزید، کسانی که ارزش شما رو می دونن (همونطور که خودتون می دونید) به سمتتون جذب میشن و دوستان خوب و دائمی شما خواهند شد..

  4. #14
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 تیر 05 [ 00:52]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    محل سکونت
    سنندج
    نوشته ها
    2,799
    امتیاز
    78,920
    سطح
    100
    Points: 78,920, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran50000 Experience PointsSocialTagger First Class
    تشکرها
    9,001

    تشکرشده 10,164 در 2,192 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    نقل قول نوشته اصلی توسط shad
    سعید عزیز خیلی خوبه که دارید به خودتون کمک می کنید
    اینطوری خوبه، کم کم یاد بگیرید با خودتون دوست باشید، شما باید بهترین دوست خودتون باشید، کسی که واقعا برای خودش جز خوبی چیزی نمی خواد و به کسی اجازه نمیده که اعتقاداتش رو زیر سوال ببره، البته نمیگم خشک باشید باید قوی باشید و محکم...

    برای اینکه بتونید نسبت به نظرات دیگران بی تفاوت باشید، بعضی از کارهایی که در حضور دیگران از انجام دادنشون خجالت می کشیدید در حضورشون انجام بدید. براتون مثال می زنم، یکی از دوستان من مشکل شما رو داشت، بهش این پیشنهاد رو دادم، اون انتخابش این کار بود که یه مسیر طولانی دانشگاه رو، جایی که معمولا پر از دانشجو بود، روی جدولهای جوی آب کنار خیابون راه رفت، این قضیه خیلی کمکش کرد، خودش باورش نمی شد میگفت تازه احساس می کنم خودم هستم و از هیچ کس و هیچ چیز خجالت نمی کشم و راحتم، دیگه نظر کسی برام مهم نیست، انگار اون قفلی که به دست و پام زده شده بود شکسته شد...

    من خودم در این زمینه مشکلی ندارم اما هر از چند گاهی کارهایی می کنم که دوست دارم انجام بدم، همین باعث میشه بعضی ها با تعجب بهم نگاه کنند اما برام مهم نیست، برای من احساس خودم مهم تره، اینکه اون لحظه میخوام از زندگیم لذت ببرم، بعضی وقتها همه باید این قفلها رو بشکنیم و برای خودمون زندگی کنیم... من همیشه به اشتباهات خودم میخندم، شاید باورتون نشه ولی بعضی وقتها اونقدر به نظرم خنده دار میاد که قه قهه میزنم، من خودم رو دوست دارم با تمام اشتباهاتی که ازم سر میزنه، با تمام آرزوها و خواسته های غیر معقولی که دارم، با تمام ضعفها و شکستهایی که داشتم و دارم.. این بهترین راهه، خودتون رو عاشقانه دوست داشته باشید، چه اشکالی داره که برای خودتون زندگی کنید؟ شاید خیلی از دوستانتون با شیوه جدید زندگی شما بیگانه باشن، اما شما خودتون باشید، باور کنید در این بین دوستان واقعیتون رو پیدا می کنید، وقتی شما خودتون هستید، وقتی شما به خودتون عشق بورزید، کسانی که ارزش شما رو می دونن (همونطور که خودتون می دونید) به سمتتون جذب میشن و دوستان خوب و دائمی شما خواهند شد..
    درود shad عزیز

    گر خواهی جهان در کف اقبال توباشد /خواهان خودت باش که خواهان توباشند....
    سکوت سرشار از ناگفته‌هاست
    _____________________________

  5. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 19 آبان 89 [ 17:57]
    تاریخ عضویت
    1387-8-19
    نوشته ها
    315
    امتیاز
    4,432
    سطح
    42
    Points: 4,432, Level: 42
    Level completed: 41%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    90

    تشکرشده 94 در 50 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    سلام بچه ها
    البته یک نکته رو باید توجه کرد که خوب خیلی از این شوخی های مسخره ای که بین پسرها میشه رو دخترها ازش متنفرن
    چون این بی جنبه بازی ها در درازمدت ادمو اذیت میکنه شاید در ظاهر توجه شان جلب شود ایا میدانید که پشت سرشان چه حرفهایی زده میشود
    به نظرم شما ابتدا باید خودتان را پیدا کنید و اینکه ار چه نوع شخصیتی خوشتان می اید
    و دوست دارید چه نوع رفتاری داشته باشید
    بعد سعی کنید ار رفتار افرادی که چنین خصوصیاتی دارند تقلید کنید مثلا ممکنه شخصیت یک فیلم به شما نزدیک باشه
    در این صورت با اعتماد به نفس کامل هر کاری رو انجام میدهید چون کاملا با توجه به الگویی که داشته اید میدانید درست عمل میکنید
    اگر در اطرافتان چنین اشخاصی با خصوصیات مورد نظر دیدید و با انها دوست شدید هم که خیلی خوب خواهد بود
    و هیچگاه سعی نکنید خصومتی اشکار با افرادی که با شما متفاوت هستند داشته باشید
    بلکه مسالمت امیز با اطرافیانتان برخورد کنید
    وگر زیادی اذیت میشوید برخوردتان را با ایشان کم کنید
    و در نهایت حضور فعال ذر چنین فروم هایی بهتون کمک میکنه
    شاد و پیروز باشید

  6. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 09 اسفند 87 [ 19:47]
    تاریخ عضویت
    1387-9-11
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    3,357
    سطح
    36
    Points: 3,357, Level: 36
    Level completed: 5%, Points required for next Level: 143
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    سلام به دوستان عزیز،سعید،شاد،کاترین،کیوا ن
    خیلی حرفها آموزنده بود.
    تو پستهای قبلی گفتم که منم این مشکلو دارم.
    شاد عزیز حرفتون خیلی جالب بود(اینکه باید بهترین دوست خودمون باشیم و کاری نداشته باشیم دیگرون چی فکر می کنند)
    برای درمان باید از آخر به اول شروع کنیم(به نظر من)!
    اینکه بیاییم بگیم کمال طلبیم و حالا چی کار کنیم برای درمان ،هیچ قرص یا کتابی نمی تونه مارو به هدف برسونه،تازه انرژی زیادی هم از ما گرفته میشه.
    مثلا این حرفی که سعید عزیز در رابطه با آدمای امروز جامعه زدن یکی از زیر مجموعه های کمال طلبیه!
    من این سوالو از یه روانشناس بالینی پرسیدم در جواب بهم گفت؛اگر توقعی که از آدمای امروز دارید برآورده میشد پس دنیا میشد گلستان!
    پس سعی می کنم خودمو توجیح کنم که همه جور آدمیو میشه دید!(نباید انتظار داشته باشم همه مثل من باشند)
    خلاصه فکر کنم این زیر مجموعه افکار و اعتقاداتی رو که از کمال طلبی ناشی میشه رو اگر درستش کنیم میشه همان راه درمان!
    من خودم هنوز این مشکلات رو دارم اما با کمک خدا و راهنمایی دوستان میخوام اصلاح کنم افکارمو
    یه سر به تاپیکی که خودم باز کردم(درمان کمال طلبی)بزنید نظر بدین.
    مرسی
    امیر

  7. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 فروردین 89 [ 16:47]
    تاریخ عضویت
    1387-9-18
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    3,266
    سطح
    35
    Points: 3,266, Level: 35
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    سلام به همه دوستان خوبم.
    عیدتون مبارک.
    ممنون از همه نظرات و کمک های خوبتون.

    خوش به حال شاد عزیز و هر کسی که می تونه به راحتی با اشتباهاتش کنار بیاد. بهتون تبریک میگم.

    شاید باور نکنید اما من قبلا از حدود 1 ماه پیش که یک مشکل واقعا بزرگ برایم پیش اومد، نا خودآگاه شروع کرده بودم به روحیه دادن به خودم.(اکر بگم مشکل بزرگ من چی بوده، شاید اصلا به عنوان یک مشکل کوچک هم شناخته نشه) مثلا با خودم صحبت می کردم. با خودم می گفتم، سعید جان، عزیزم، تو باید قوی باشی. نباید اجازه بدی که ضعفت و شکستت رو اونها ببینند، باید نسبت بهشون بی تفاوت باشی، و ... که به نظر خودم همین لطف پنهان خدا بود که دستم رو گرفت و تونستم با اون موضوع تقریبا کنار بیام و الا داشتم جداً داغون می شدم. در واقع در من از خودم دفاع نکردم. یعنی دفاع مستقیم نکردم درصورتی که احساسم این بود که من باید به عنوان یک مرد جلوی چند دختر کم نیارم و ... . بلکه کوتاه اومدم و سعی کردم با بی تفاوتی از کنار این موضوع بگذرم و این روش را روش دفاع از خودم انتخاب کردم. بعد از چند روز از این ماجرا، حس ناراحتی از خودم، دوباره سراغم اومد که تو با بقیه فرق داری. هر کی جای تو بود، به طور مستقیم و بی رو دربایستی حرفهاشو می زد و هزار جور تفکر منفی دیگه. در بعضی مواقع می خواهم دوباره موضوعی که بسته شده رو باز کنم و اونطوری که دلم می خواهد تمومش کنم. اما چون می دونم اگر 100 دفعه دیگه هم این موضوع اتفاق بیفته، بهترین از این نمی تونم برخورد کنم، بی خیال میشم.

    همیشه نمیشه از کنار موضوعات بی تفاوت رد شد. مشکل من اینه که نمی تونم خوب ارتباط برقرار کنم. نمی تونم منطقی رو که در سرم حس می کنم به زبان بیاورم. جمله منطقی من در ذهنم، هنگام بیان جملات تبدیل به یک جمله بی معنی میشه. نمی دونم مشکلم کجاست. شاید به خاطر اینه که مثل کامپیوتر هر لحظه دارم فکر می کنم که بهترین جمله رو انتخاب کنم. نکنه با این جمله من، فلانی از من نارحت بشه یا فلانی خوشش نیاد یا فلانی نخنده یا فلانی مسخره کنه یا فلانی از من بدش بیاد و ... .


    از اینکه وقتی می خواهم از دختری سوالی بپرسم و همکلاسی های نامردم من رو ببینند و چند روز دستم بندازند، نارحت میشم. از اینکه فکر می کنند که من هم مثل خودشون دنبال ... هستم، اعصابم خوب میشه. به همین خاطر تا حالا از هیچ یک از دختران دانشگاه یک سوال درسی هم نپرسیدم. البته همش تقصیر اونها نیست. خودم هم خجالتی هستم اما عاملی که نمی گذاره به این خجالت خود غلبه کنم، وجود همین نا جوانمردانه.

    به قول کاترین عزیز، ارتباطم رو باهاشون کم کردم اما اصلا دیدنشون من رو عذاب میده. یاد اون روزهایی که من رو این همه اذیت می کردند، من رو رها نمی کنه. آدم کینه ای نیستم اما چون چندین بار، مظلوم واقع شدم و حالم رو گرفتند، ازشون بدم میاد.

    متاسفانه نمی تونم تمام حرفهایم را بگویم.

    ممنون از همگی دوستان عزیزم. امیر، کاترین، کیوان، شاد، دیجیتال من و نیک اندیش که واقعا کمک کردند.
    مطمئنم که عمل به جملات شاد عزیز، می تونه خیلی حالم رو بهتر کنه.

    موفق باشید

  8. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 18:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-04
    نوشته ها
    1,150
    امتیاز
    16,194
    سطح
    81
    Points: 16,194, Level: 81
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 156
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    1,211

    تشکرشده 1,247 در 437 پست

    Rep Power
    134
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    سلام آقا سعید
    سعید جان من خیلی خوب درکت میکنم . اما بنظر من مشکلت زیاد حاد نیست و به مرور زمان و با کمی تمرین حل میشه .
    این لینک و کتابی هم که در اون معرفی شده میتونه کمکت کنه . موفق باشی .

    http://www.hamdardi.net/showthread.php?tid=4098&pid=36150

  9. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 09 فروردین 89 [ 16:47]
    تاریخ عضویت
    1387-9-18
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    3,266
    سطح
    35
    Points: 3,266, Level: 35
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 1 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    RE: بدبینی نسبت به مسائل

    سلام. دیجیتال من عزیز.

    واقعا ممنون. خیلی خیلی جالب بود. پرینتش کردم تا چندین بار مرورش کنم. بعضی از نکات رو تا الان به صورت معکوس فکر می کردم که خیلی برام جدید بود.

    امیدوارم که هر روز مثل بسیاری از اعضای این سایت، بتونی به دیگران کمک کنی.

    موفق باشی.


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.