احساس
احساسات حاصل افکار ماست. اگر افکارمان منفی باشد و مرتب به بدبختی ها و شکست هایمان فکر کنیم، قطعاً احساساتمان درگیر می شود و حال و روز بدی را تجربه می کنیم.
پس، نوع فکرمان با احساساتمان ارتباط مستقیمی دارد. وقتی احساساتتان رکود پیدا کرد، زندگی شما از مدار موفقیت خارج می شود. در تمام زمینه های شغلی، تحصیلی، زناشویی، تربیتی و... دچار شکست خواهید شد.
- احساسات خود را بشناسید
احساسات متفاوتی در انسان شکل می گیرد که گاهی برای بعضی از آن ها نمی توان واژه مناسبی پیدا کرد، اما به طور کلی، احساسات بشر را به چندین بخش پایه ای و مشخص می توان تقسیم کرد: لذت، رضایت، ترس، تعجب، غم، تنفر، خشم و امید. دیگر احساسات می توانند نتیجه همین احساسات پایه باشند.
برای مثال، احساس حسادت نتیجه احساس ترس است. ترس از اینکه ممکن است شما به خوبی دیگری نباشید و ترس از اینکه پس زده شوید و تنها بمانید.
- پشت هر احساسی دلیل مشخصی وجود دارد
با شناخت احساسات، بهتر قادریم آن ها را کنترل کنیم. شناخت احساسات در مراحل آغازین شکل گیری صورت می گیرد تا در مرحله بروز و تشدید آن. نادیده گرفتن و سرکوب احساسات، بدترین کاری است که شاید بخواهید انجام دهید، زیرا احساسات سرکوب شده در زمانی دیگر و با شدت بیشتری بروز خواهد کرد.
در طول روز مدام این سؤال را با خود مطرح کنید که "همین حالا چه احساسی دارم؟" و احساسات خود را با ذکر جزئیات در دفترتان ثبت کنید.
- مشخص کنید که هنگام بروز یک احساس چه چیزی در ذهن شما در جریان بوده است
در صورت بروز هر گونه احساسی در وجود خود موضوع را آنالیز کنید و ببینید به چه چیزی فکر می کردید تا جایی که بتوانید علت اصلی احساس به وجود آمده را پیدا کنید. برای مثال، رئیس شما
هنگام نهار با شما تماس چشمی برقرار نکرده است و بدون اینکه خودتان از آن آگاه باشید، این فکر از ذهن شما گذشته است که "شاید قصد دارد من را اخراج کند" و همه این ها باعث ایجاد احساسات متفاوتی مانند ترس، اضطراب و نا امنی شده است.
- تمام شواهد موجود، مبنی بر تأیید و تکذیب احساستان را بنویسید
چه شواهدی برای تأیید نظر خود در اختیار دارید؟ آیا رئیس شما پیش از این همیشه با شما خوش و
بش می کرده و به یکباره از شما روی برگردانده است؟ یا شاید هیچگاه به شما توجه نکرده است و تنها به این دلیل که با دیگر همکاران گرم گرفته است، شما احساس خطر می کنید! آیا کار خطایی از شما سر زده است که او از آن مطلع شده و قصد دارد شما را اخراج کند؟
- موضوع را منطقی بررسی کنید
شواهد دیگری را مورد توجه قرار دهید که از آن ها می توان نتیجه گرفت، نظر پیشین شما نمی تواند درست باشد. برای مثال، ممکن است هیچ کسی با تخصص شما در کل شرکت وجود نداشته باشد و جایگزین کردن فرد جدیدی به جای شما هزینه بر باشد. بنابراین، احتمال اخراج شما بسیار دور از ذهن به نظر میرسد و این موضوع می تواند باعث آرامش شما شود.
- گزینه های دیگر را در نظر بگیرید
شما هنگامی که فکر می کنید راه دیگری برایتان وجود ندارد، باید به خودتان یادآور شوید که همیشه انتخاب دیگری نیز وجود دارد. برای مثال، اگر شخصی به شما توهین کرده است و شما احساس خشم می کنید، عکس العمل فوری شما می تواند این باشد که تسلیم احساسات شوید و شما هم به او توهین کنید؛ اما درست در همین زمان، گزینه دیگری در پیش روی شما وجود دارد؛ برخلاف آن چیزی عمل کنید که همیشه انجام می دادید. یعنی قاطعیت، بدون ترس و پرخاش، دلیل ناراحتی خود را بیان کنید.
- انتخاب کنید
هنگامیکه تصمیم میگیرید عکس العملی را انجام دهید، مطمئن شوید این یک انتخاب آگاهانه است یا یک واکنش ناخودآگاه.
برای مثال، اگر شخصی به شما توهین کرد و شما هیچ واکنشی نشان ندادید، آیا این تصمیم خودتان بوده است یا اینکه تحت تأثیر ترس از مواجهه و رویارویی، این کار را کرده اید؟
برای داشتن احساسات مثبت، علاوه بر کنترل فکر بهتر است باورهای مخرب خود را شناسایی کنید. باورهای مخرب در قالب های زیر خلاصه می شود:
- من باید در تمامی جنبههای زندگی بی نقص باشم
هیچکس نمی تواند در همه موارد کامل و بی عیب و نقص باشد، حتی به لحاظ تئوری نیز چنین چیزی غیر ممکن است. اگر باور شما بر این باشد که برای داشتن احساس رضایت از خود باید در تمامی زمینه ها کامل و بی نقص باشید، باید بدانید که زندگی خود را بر پایه یک عمر نارضایتی و عدم احساس شادی بنا کردهاید.
- تمام کسانی که برایم اهمیت دارند، باید من را دوست داشته باشند و من را تأیید کنند
اگر تمام عمر، تلاش خود را به کار بگیرید، باز هم قادر نخواهید بود که همه را راضی نگه دارید. بعضی افراد به دنیا می آیند که ناراضی باشند و فرقی نمی کند نسبت به چه چیزی یا چه کسی.
- وقتی که دیگران در حق من غیر منصفانه عمل می کنند، دلیل آن این است که انسان های پلید و شیطان صفتی هستند
کسانی که در حق شما بدی میکنند، لزوماً انسان های شیطان صفتی نیستند. انسان ها ترکیبی هستند از صفات خوب و بد.
- اگر کسی به من بی احترامی و بد رفتاری کند، به هیچ وجه برای من قابل تحمل نیست
گاهی ما بدون در نظر گرفتن شرایط و موقعیت، در صورتیکه اوضاع باب میل ما پیش نرود، سریع
کنترل خود را از دست می دهیم و کارهایی انجام میدهیم که باعث پشیمانی می شود. جالب اینجاست که به دلیل ایجاد قوانین و پیش فرض های ذهنی، آگاهانه یا ناآگاهانه عکس العملی نشان می دهیم. در هر صورت، باز هم از دست خود عصبانی خواهیم بود.
- "من آدم بدشانسی هستم" یا "سرنوشتم همین است و کاری از دستم بر نمیآید"
بسیاری از افرادی که در زندان به سر میبرند، زندگی خود را بهگونه ای تعریف می کنند که انگار همچون چوب پنبهای اسیر امواج خروشان شرایط بوده اند!
شما خود میتوانید انتخاب کنید که معلول شرایط باشید و یا علت شرایط.
- در مورد مسائل خطرناک یا ترسناک باید نگران باشم
بسیاری از مردم بر این باورند که "نگران بودن" به آن ها کمک می کند که از مشکلات فاصله بگیرند!
- فرار از مشکلات و مسئولیت ها، بهتر از مواجه با آنها است با فرار کردن، مسائل باز میماند و به نتیجه نخواهیم رسید.
- اگر من گذشته ی بدی داشتم، زندگی کنونی و آینده ام هم بد خواهد بود؟
شما در گذشته خود زندانی شده اید و ایجاد تغییر نیز برای شما غیر ممکن است. اما باید بدانید که زندگی در حرکت است و شرایط هر چند آرام در حال تغییرند. شما نیز باید از بند گذشته رها شوید و دل به دریای تغییر و تحول بزنید.
- اینکه شرایط باب میل من پیش نمی رود، غیر قابل تحمل است
آیا تمام اتفاقاتی را که تاکنون برایتان رخ داده است پیش بینی کرده بودید؟ برخی پیش آمدها خارج از کنترل شماست. خیلی از مواقع، اوضاع بر وفق مرادتان نیست، اما در نهایت، همه چیز به خوبی پیش رفته است.
- وقتی در زندگی خوشحال ترم و لذت بیشتری می برم که به نقطه دلخواه برسم
نقطه دلخواهی در زندگی وجود ندارد، زندگی یک فرصت است که تنها یکبار به شما داده می شود. زندگی یک مسیر پر پیچ و خم است که بنا به تعریف خودتان از آن لذت خواهید برد. هر چه تعریف شما از زندگی سخت تر باشد، زندگی به همان اندازه برایتان سخت تر خواهد بود.
- زندگی وقتی لذت بخش است که راحت و بدون مشکل باشد
دروازه ای را تصور کنید به عرض زمین بازی و توپ هایی که مقابل پای شما سبز می شوند و تنها کافی است به آنها ضربه بزنید و آن ها را وارد دروازه کنید. اسم این بازی هر چه که باشد، فوتبال نیست و من به شخصه، حتی حاضر به تماشای آن هم نخواهم بود، شما را نمی دانم!
رفتار
زمانی که با چرخه ی فکر، احساس و رفتار خود آشنا شوید، بسیار راحت تر میتوانید بر روی اعمال و رفتار خود تسلط داشته باشید. رفتارهای نسنجیده و غیر منطقی از افکار ناسالم نشأت می گیرد. در خودسازی، قدم اول، شناسایی همین چرخه است.
زمانی که این سه مورد: فکر، احساس و رفتار با هم در تعادل باشند، شما به انسانی نرمال و سالم و در عین حال جذاب تبدیل خواهید شد.





پاسخ با نقل قول

علاقه مندی ها (Bookmarks)