سلامی به زیبایی ماه رمضان
انشا الله همه خوب باشند :)
ماه رمضان و روزه داری مورد توجه خیلی ها بوده ،،،یکیش همین شاعران عزیز ،،
مثلا مولوی زمانی روزه را درست میدونه که انسان به خدا وصل باشه ،،
یعنی تقوای او چنان از سر اخلاص باشه که انسان خود را در محضر خدا بدونه و می فرماید :
روزه گوید کرد تقوا از حلال / در حرامش دان که نبود اتصال
سپس تصویر زیبایی از نماز را اینگونه بیان می کنه :
گفت پیغمبر رکوع است و سجود / بر در حق، کوفتن حلقه وجود
حلقه آن در هر آن کو میزند / بهر او دولت سری بیرون کند
انسان به وقت نماز در سجود یا رکوع خود را به صورت حلقه درمیآورد
در حقیقت این حلقهای ست که بر در خانه خدا ست.
در این صورت است که اقبال به او روی میآورد،،
در این زمینه ایشون نصیحتی از حضرت پیامبر اعظم (ص) میآورد و انسان را به قناعت تشویق میکند:
چون قناعت را پیامبر گنج گفت / هر کسی را کی رسد گنج نهفت
حد خود بشناس و بر بالا مپر / تا نیفتی در نشیب شور و شر
مولوی همچنین در «مثنوی» شرحی درباره روزهداران میآورد:
جای روح پاک علیین بود / کرم باشد کش وطن سرگین بود
بهر مخمور خدا جام طهور / بهر این مرغان کور این آب شور
چون برهنه رفت پیش شاه فرد / شاهش از اوصاف قدسی جامه کرد
خلعتی پوشید از اوصاف شاه / بر پرید از چاه بر ایوان شاه
عاشقان عریان همی خواهند تن / پیش عنینان چه جامه چه بدن
روزهداران را بود آن نان و خوان / خرمگس را چه ابا چه دیگران
روح پاک از نظر مولوی روحی است که جسم ممزوج با دنیا نشود،،
انسان بایدبرهنه پیش شاه فرد برود. شاه فرد کنایه از حضرت خداوند است و عریانی یعنی خالی ازاغراض و مطامع زمینی بودن.
خداوند به چنین کسی شراپ پاک جام طهور میدهد و از شرابمراد فیض خویش مستش میکند.
حال اگر انسان برهنه (خالی از اغراض زمینی) نزد خداوندبرود، آن هم در ماه مبارک رمضان خداوند جامه قدسی بر تن او میپوشاند.
..............
سعدی در بوستان حکایتی نقل کرده و در پایان فلسفه روزهداری را بیان میکند :
به سرهنگ سلطان چنین گفت زن / که خیز ای مبارک در رزق زن
برو تا ز خوانت نصیبی دهند / که فرزندکانت نظر بر رهند
بگفتا بود مطبخ امروز سرد / که سلطان به شب نیت روزه کرد
زن از ناامیدی سر انداخت پیش / همی گفت با خود دل از فاقه ریش
که سلطان از این روزهگویی چه خواست / که افطار او عید طفلان ماست
خورنده که خیرش برآید ز دست / به از صائم الدهر دنیاپرست
مسلم کسی را بود روزه داشت / که درماندهای را دهد نان چاشت
وگرنه چه لازم که سعیی بری / ز خود بازگیری و هم خود خوری؟
در این حکایت کلیترین بحث همین است که:
مسلم کسی را بود روزه داشت / که درماندهای را دهد نان چاشت
سعدی با زبان خیلی ملایم و لطیف روزهداران را دلداری میدهد تا مبادا صبرشان لبریز شود.
ایشون می فرمایند :
نگفتم روزه بسیاری نپاید / ریاضت بگذرد سختی سر آید
پس از دشواری آسانی است ناچار / ولیکن آدمی را صبر باید
.....................
اللهم،،، ربِ شهر رمضان ،، هرسحر وقت اذان ،،،یادکرب و بلا
التماس دعا







علاقه مندی ها (Bookmarks)