سلام.
جناب quality ممنون از پست و نظر خوبتون.
الان که دیدم نوشتین از همه مشکلات من خبر دارین و مطمینید که همه مشکلاتم رو اینجا میگم، و گفتین چند ساله میخونین تاپیکام رو، رفتم ببینم تاپیکای شما چی بوده، دیدم سه تا موضوع بوده، که احتمالا دو تاش از دسترس دیگران دور کرده اید، یکیش هم منتقل شده بود و برای من باز نمیشد. خلاصه نشد ببینم توی چیا همدردیم. ولی دیدم عه.... شما همونید که پارسال مطمین بودید و حکم دادین و اظهار تاسف برای من کردین و قضاوت محکم و قطعی کردین که من خودم باعث شدم فلانی دستمو بگیره... :)
ولی خوشبختانه این پستتون یه کوچولو دلخوری اون پست قبلیتون رو از بین برد. البته بازم باید فکر کنم.
قبول دارم زیادی میام همدردی. و حرفتون هم در مورد اینکه عنوان منفی تاپیکها و اینکه چشمم بهشون میفته و باعث میشه فراموشم نشه، نکته خوبی بود.
دلیل این حالتهامم فکر کنم مخلوطی از کمبود اعتماد به نفس و شاید شاید شاید عزت نفس و کمالگرایی هست. و البته خطاهای شناختی.
خودم میخوام دیگه کمتر بیام همدردی. ولی هنوز موفق نشده ام.
قبل از هر چیزی به نظرم باید یه روانپزشک درست و حسابی پیدا کنم. یکمی اوضاعم بی ریخته.
- - - Updated - - -
سلام.
جناب quality ممنون از پست و نظر خوبتون.
الان که دیدم نوشتین از همه مشکلات من خبر دارین و مطمینید که همه مشکلاتم رو اینجا میگم، و گفتین چند ساله میخونین تاپیکام رو، رفتم ببینم تاپیکای شما چی بوده، دیدم سه تا موضوع بوده، که احتمالا دو تاش از دسترس دیگران دور کرده اید، یکیش هم منتقل شده بود و برای من باز نمیشد. خلاصه نشد ببینم توی چیا همدردیم. ولی دیدم عه.... شما همونید که پارسال مطمین بودید و حکم دادین و اظهار تاسف برای من کردین و قضاوت محکم و قطعی کردین که من خودم باعث شدم فلانی دستمو بگیره... :)
ولی خوشبختانه این پستتون یه کوچولو دلخوری اون پست قبلیتون رو از بین برد. البته بازم باید فکر کنم.
قبول دارم زیادی میام همدردی. و حرفتون هم در مورد اینکه عنوان منفی تاپیکها و اینکه چشمم بهشون میفته و باعث میشه فراموشم نشه، نکته خوبی بود.
دلیل این حالتهامم فکر کنم مخلوطی از کمبود اعتماد به نفس و شاید شاید شاید عزت نفس و کمالگرایی هست. و البته خطاهای شناختی.
خودم میخوام دیگه کمتر بیام همدردی. ولی هنوز موفق نشده ام.
قبل از هر چیزی به نظرم باید یه روانپزشک درست و حسابی پیدا کنم. یکمی اوضاعم بی ریخته.





ببینی که قراره مچت رو بگیره یا پشتت رو خالی کنه و یا صفات انسانی دیگه که مثلا تکیه گاهت باشه و ... اون تصور و تجسم واست جاذبه ای نداره که بخوای بری سمتش. تو بجای خدا بیشتر دنبال کسی می گردی که اشتباهاتت رو بندازی گردنش!! باور کن چنین موجودی تو دنیا وجود نداره که بخواد اسمش خدا یا چیز دیگه ای باشه.
کل زندگی هم همینه اینقدر باید جاااان بهش گفت که دست از سرمون برداره 
و اگرم خیلی از تفکرات و مدل زندگی ت دور هست ببخشید که سرت رو درد آوردم.

علاقه مندی ها (Bookmarks)