به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 94
  1. #51
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    ببخشید که تند برخورد کردم. ولی واقعا دست خودم نبود. از اینکه فرصت آشتی به دستت اومد و اقدامی نکردی و عقب کشیدی. و اینکه حالا خودت افتادی دنبال راهی مجدد برای آشتی ناراحت شدم.
    آخه چرا اون موقعی که اون اومد سمتت خوب برخورد نکردی که حالا باز خودت مجبور بشی بری سمتش و اون کناره بگیره؟

  2. #52
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 05 آذر 95 [ 12:43]
    تاریخ عضویت
    1394-11-12
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    1,231
    سطح
    19
    Points: 1,231, Level: 19
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    71

    تشکرشده 58 در 35 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از حقه خانم من استفاده كن
    بكو ميخوام خريد كنم بولم كافي نيست ميتوني كمكم كني ممنون ميشما

  3. #53
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط veis نمایش پست ها
    ببخشید که تند برخورد کردم. ولی واقعا دست خودم نبود. از اینکه فرصت آشتی به دستت اومد و اقدامی نکردی و عقب کشیدی. و اینکه حالا خودت افتادی دنبال راهی مجدد برای آشتی ناراحت شدم.
    آخه چرا اون موقعی که اون اومد سمتت خوب برخورد نکردی که حالا باز خودت مجبور بشی بری سمتش و اون کناره بگیره؟
    نه خواهش ميكنم من ميدونم ناراحتى شما واسه خاطر منه، واقعيت اينه كه اون اصلا سمت من نيومد و دليل دست دادن اون با من به خاطر اطرافيان بود كه كسى چيزى متوجه نشه. اون در واقع واسه خاطر من و زندگيش هيچ كارى نكرده و تا تونسته ناراحتم كرده.
    من در مورد حرفاتون فكر ميكنم ولى برام سخت مياد من پيشقدم بشم چون همسرم بهم خيلى بدى كرده، خيانت، كتك، فحش، تحقير، توهين، بى محلى، ايراد گرفتن، سردى...
    تا الان هر دفعه قهر كرديم من پيشقدم شدم و رفتم آشتى كردم و هر دفعه بعد از آشتى باز هم بدترين رفتارهارو ديدم.
    همسرم با اينكه بهم زنگ نزد و دعوتم نكرد ولى من رفتم به مهمونيش، خوب من رفته بودم، اونم ميومد و با من حرف ميزد. دليل اخم من به خاطر اين بود كه چرا رفتن و نرفتن من براش مهم نبود و منو دعوت نكرد، و اگه من نميرفتم قهر ما تا جدايى پيش ميرفت و اينا واسه همسرم مهم نبود و شايدم خوشحال بود كه من نميرم و همه چى تموم ميشه.
    حس ميكنم اگه من اول قدم بذارم، ميذاره به حساب منت كشى و ارزشم مياد پايين و خودخواه تَر ميشه كه حنا واسه خاطر پول و امكانات من منو ول نميكنه و پيش خودش ميگه من هر كارى بكنم هم كردم چون بالاخره حنا منو ميبخشه و منو ول نميكنه و همه ى اين افكار باعث ميشه من دم دستى بشم و هيچ ارزشى نداشته باشم براش.
    ميخوام باهاش آشتى كنم ولى طورى نشه كه ارزش من بياد پايين. من با اينكه كتك خورده بودم باز هم رفتم خونه اش، ولى اون محل نذاشت، منو مامانم برد بيمارستان ولى اون رفت مسافرت. منو مهمونيش دعوت نكرد ولى باز بلند شدم رفتم، ديگه چيكار بايد ميكردم؟! خوب منم سنگ نيستم انتظار دارم از شوهرم، نميخوام ارزشم از بين بره

  4. 2 کاربر از پست مفید Hanli تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95), ZENDEGIBEHTAR (یکشنبه 06 تیر 95)

  5. #54
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array
    حنا عزیز

    نمیدونم نظرم درست هست یا نه ولی به نظر من به اندازه کافی قدم در جهت درست کردن این رابطه

    برداشتی شاید بعضی جاها هم درست عمل نکردی و اشتباه کردی ولی فعلا هیچ اقدامی انجام نده و تنها


    به خودت و فعالیتهای شخصیت برس و خودت و تواناییها و مهارتهات را بالا ببر هم در زمینه شخصی - کاریت و

    هم در زمینه همسرداری و مدارا و برخورد صحیح با خانواده همسر.

    به نظر من فعلا صبر صبر ..... صبر و سکوت خودت و خانواده ات در این رابطه حاکم باشه.

    تا در این شرایط بتونی قدم بعدی همسرت را بفهمی رابطه ای که فقط با کشش و انرژی یک نفر بخواد شکل بگیره سرانجام خوبی نداره.

    فرصت و موقعیت این را به همسرت بده ببینه با خودش چند چنده و قراره به عنوان

    مرد خودش این بحران را مدیریت کنه و تصمیم نهایی را بگیره قراره این رابطه را به کجا ببره.

    موفق باشی
    ویرایش توسط sanjab : شنبه 05 تیر 95 در ساعت 23:21

  6. 5 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    danger (یکشنبه 06 تیر 95), fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95), veis (یکشنبه 06 تیر 95), ZENDEGIBEHTAR (یکشنبه 06 تیر 95), شیدا. (دوشنبه 07 تیر 95)

  7. #55
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 19 مهر 98 [ 21:23]
    تاریخ عضویت
    1392-4-12
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    6,968
    سطح
    55
    Points: 6,968, Level: 55
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 182
    Overall activity: 39.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    700

    تشکرشده 145 در 78 پست

    Rep Power
    30
    Array
    عزیزم برخلاف اعضا که اصرار دارن شمابرای ایجاد ارتباط پا پیش بزاری به نظرم دست نگه دار این آقا با چهل سال سن هنوز نمیفهمه زن گرفته خودش شمارو انتخاب کرده بعد فیلش یاد هندستون کرده ویاد قبلیه افتاده الان همه دنبال دختر ظریفن ایشون میگه چرا هیکلی نیستی مگه نابینا بوده اومده سمت شما به قول خودش انتخابش بخاطر پاکی شما بوده به قول معروف اخلاق فاطمه زهرا میخواد هیکل جنیفر لوپز ...
    حالا همه اینا به کنار درسته که همه به شما توصیه میکنند بری سمتش درسته اگه این کارو بکنی الان تا یه مدت ممکنه فقط ممکنه رابطتون بهتر شه اما باز از یه جای دیگه میزنه بیرون.این آقا به بلوغ کامل نرسیدن شماهم متاسفانه اعتماد به نفس خوبی ندارین.
    این زندگی میتونه درست بشه به شرطی که شما قوی بشی ومدیریت رابطه رو به دست بگیری.
    درخال حاضرکار ی نکن یه مدت مهلت بده وبه خوت بپرداز اگه ایشون یه قدم به سمت شما برداشت میتونی شماهم برای بهبودی تلاش کنی اما تاکید میکنم وابسته نباش قوی باش جذابیتت چند برابر میشه.

  8. 3 کاربر از پست مفید danger تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95), ZENDEGIBEHTAR (یکشنبه 06 تیر 95), شیدا. (دوشنبه 07 تیر 95)

  9. #56
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط danger نمایش پست ها
    عزیزم برخلاف اعضا که اصرار دارن شمابرای ایجاد ارتباط پا پیش بزاری به نظرم دست نگه دار این آقا با چهل سال سن هنوز نمیفهمه زن گرفته خودش شمارو انتخاب کرده بعد فیلش یاد هندستون کرده ویاد قبلیه افتاده الان همه دنبال دختر ظریفن ایشون میگه چرا هیکلی نیستی مگه نابینا بوده اومده سمت شما به قول خودش انتخابش بخاطر پاکی شما بوده به قول معروف اخلاق فاطمه زهرا میخواد هیکل جنیفر لوپز ...
    حالا همه اینا به کنار درسته که همه به شما توصیه میکنند بری سمتش درسته اگه این کارو بکنی الان تا یه مدت ممکنه فقط ممکنه رابطتون بهتر شه اما باز از یه جای دیگه میزنه بیرون.این آقا به بلوغ کامل نرسیدن شماهم متاسفانه اعتماد به نفس خوبی ندارین.
    این زندگی میتونه درست بشه به شرطی که شما قوی بشی ومدیریت رابطه رو به دست بگیری.
    درخال حاضرکار ی نکن یه مدت مهلت بده وبه خوت بپرداز اگه ایشون یه قدم به سمت شما برداشت میتونی شماهم برای بهبودی تلاش کنی اما تاکید میکنم وابسته نباش قوی باش جذابیتت چند برابر میشه.
    من چطورى ميتونم خودمو قوى كنم و مديريت رابطه رو بدست بگيرم؟
    درست متوجه شدين من اصلا اعتمادبنفس ندارم ولى هيچوقت خودم رو وابسته ى همسرم نشون ندادم.
    الان داشتم پيامهاى دو ماه پيش همسرم رو نگاه ميكردم و يادم افتاد كه چقدر اون روزها منو اذيت كرده بود. روزهايى كه با دوستش دبى رفته بود كه به قول خودش سفر كارى بود و من هر لحظه چشمم به گوشيم بود كه چه موقع آنلاين ميشه و بهم پيام ميده، بهش ده تا بيست تا پيام ميفرستادم و اون بعد از يك ساعت يك كلمه سلام ميگفت و ميگفت خسته ام و شب بخير و ميديدم تا نصفه هاى شب آنلاينه و من اون يك هفته رو چقدر عذاب كشيدم كه رابطه من با نامزدم دو سه كلمه سلام و خداحافظ بود و كلى پيام من كه همه بى جواب مونده بود. اون يك هفته من عين مرده ها بودم و مطمئن بودم داره با اون دختر حرف ميزنه كه نه اشتياق و نه حالى داره واسه من كه همسرشم. اون يك هفته از شدت غصه و استرس صورتم پر از جوش شده بود. شبى هم كه ميخواست برگرده رفتم خونه اش ولى اون خيلى سرد باهام برخورد كرد. الان كه اينا يادم ميفته ميگم بى خيال اين زندگى بهتره برم جدا شم ولى خوب طلاق خيلى سخته، از طرفى هم دوستش دارم و خيلى دلم براش تنگ شده. خيلى لحظه هاى بدى ميگذرونم.

  10. #57
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 شهریور 00 [ 16:19]
    تاریخ عضویت
    1394-6-10
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    9,650
    سطح
    65
    Points: 9,650, Level: 65
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 400
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    431

    تشکرشده 376 در 164 پست

    Rep Power
    55
    Array
    بنظر منم شما نباید پیش قدم بشین
    شما به اندازه کافی از خود گذشتگی کردین و خیلی معذرت میخواد به اندازه کافی خودتون رو تحقیر کردین
    این که نشد زندگی مشترک که یه نفر هرکاری دلش میخواد بکنه و طرف مقابل فقط گذشت کنه چون زندگیش بهم نخوره
    حفظ زندگی مشترک به چه قیمتی؟
    الان اینه وضعیت زندگی و رابطه شما چه برسه به بعد
    میدونین نقش شما تو زندگی ایشون چی بوده؟شما مادر ایشون بودین و اون خانم معشوقشون
    شاید با پاپیش گذاشتن شما این زندگی حفظ شه(فقط به طلاق ختم نشه)اما شما قطعا هیچوقت از این زندگی راضی نخواهید بود و هیچ لذتی نمیبرید و رفتار ایشون هم تغییر نخواهد کرد چون ایشون براشون مهم نیست که شما چه وضعیتی دارین
    گرسنه این,کنک خوردین,تنهایین,گریه میکنین,تو مهمونی باشین یا نباشین
    الان نقش شما تو این زندگی چیه؟
    این زندگی در حال حال حداقل های یه رابطه رو هم نداره.شما فقط اسمتون تو شناسنامه این آقاست

  11. کاربر روبرو از پست مفید ZENDEGIBEHTAR تشکرکرده است .

    Amina (چهارشنبه 09 تیر 95)

  12. #58
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    می دونید مشکل کجاست ؟
    مشکل اینجاست که شما در یه لحظه هم تبرئه می کنید و هم متهم می کنید !
    توی یه پست به نحوی صحبت می کنید که میشید فرشته معصوم و مظلوم که مدام در حقش جفا شده . توی یه پست دیگه میشید زنی سرد و خودخواه که حتی حاضر نیست با شوهرش درست صحبت کنه !
    و تا وقتی روند توضیح مشکلتون این باشه ، هیچ کسی نمی تونه واقعا کمکی کنه بهتون. چون اینجا کمک ها بر اساس حرفهای شما ارائه میشه و نه واقعیت .
    دلیل صحبت و راهنمایی های متناقضی هم شده همین هست.
    و این اصلا خوب نیست ...

    ولی چیزی که متوجه شدم این هست که شما ذهن به شدت قضاوت گری دارید. ذهنی که مدام داره بهتون میگه دیگران چه فکری می کنن در مورد شما یا کارهایی که شما انجام میدید...
    و تا وقتی این طور باشید نمی تونید راحت و خوش باشید و در رابطه هاتون خودتون باشید. چون مدام دارید عکس العمل دیگران رو پیش بینی می کنید. و تمرکزتون به جای اینکه به خودتون باشه ، به دیگران هست

    من یک نمونه پست تون رو میذارم

    نقل قول نوشته اصلی توسط Hanli نمایش پست ها
    دليل دست دادن اون با من به خاطر اطرافيان بود كه كسى چيزى متوجه نشه.
    دليل اخم من به خاطر اين بود كه چرا رفتن و نرفتن من براش مهم نبود و منو دعوت نكرد،
    شايدم خوشحال بود كه من نميرم و همه چى تموم ميشه.
    حس ميكنم اگه من اول قدم بذارم، ميذاره به حساب منت كشى و ارزشم مياد پايين و خودخواه تَر ميشه
    كه حنا واسه خاطر پول و امكانات من منو ول نميكنه
    پيش خودش ميگه من هر كارى بكنم هم كردم چون بالاخره حنا منو ميبخشه و منو ول نميكنه
    همه ى اين افكار باعث ميشه من دم دستى بشم و هيچ ارزشى نداشته باشم براش.
    در نهایت اینکه به نظر من هم الان نیازی نیست پیشقدم بشی. من فقط گفتم زمانی که شوهرت قدمی - هرچند کوتاه- به سمتت بر میداره پاسخگو باش . این بهتره تا اینکه بعدش بری برای منت کشی !!
    با حرفهای سنجاب عزیز موافقم. بیشتر روی خودت کار کن ...

  13. 3 کاربر از پست مفید veis تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95), ستاره زیبا (یکشنبه 06 تیر 95), شیدا. (دوشنبه 07 تیر 95)

  14. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 آبان 00 [ 11:30]
    تاریخ عضویت
    1395-3-22
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    8,590
    سطح
    62
    Points: 8,590, Level: 62
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 160
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    6

    تشکرشده 113 در 56 پست

    Rep Power
    32
    Array
    من اولش كه خواستم شروع كنم و مشكلم رو مطرح كنم اول ايرادهاى خودم رو گفتم، و بعد از اون تو پست هاى بعدى رفتارهاى بد همسرم رو هم گفتم چون ميخوام واقعيت رو بدونين و درست راهنمايى ام كنين. نميشه كه من تو اين زندگى هيچ ايرادى نداشته باشم و درست نيست همه تقصيرهارو هميشه گردن يك نفر بندازيم. به صورت كلى ايرادهاى خودم و همسرم رو جداگانه مينويسم.
    من خودم خيلى مغرور، سرد، كمى خودخواه و اهل قهر كردن هاى زياد هستم. (قسمت مهم مسأله اينه كه)نميتونم به همسرم محبت كلامى بكنم و حتى اسمش رو هم نميتونم صدا بزنم، نسبت بهش و خانواده اش سرد و رسمى برخورد ميكنم، خيلى افسرده و ساكت شدم، اعتماد بنفس ندارم و طبق گفته ويس عزيز بسيار ذهن قضاوتگرى دارم.
    همسرم اوايل رابطه خوب بود ولى بعدا عوض شد، خيانت كرد، منو كتك زد، توهين ميكنه، هميشه حرف هاى تحقيرآميز ميگه، اصلا بهم توجه نميكنه و اهميت نميده به من، از ظاهرم هميشه انتقاد ميكنه و منو با دوست دخترش مقايسه ميكنه، براى من خيلى مغروره، خيلى خيلى خودخواهه، هيچ رابطه اى با من نميخواد داشته باشه و به مشاور گفته بود از بس كه لاغره يه جورى ميشم وقتى نزديكش ميرم،
    همسرم اگه ده روز هم سراغش رو نگيرم اصلا بهم زنگ نميزنه براى همين من هم هيچوقت بهش زنگ نميزنم(اين هم ايراد منه، شايد اگه من بهش زنگ بزنم ميتونم رابطه رو گرم كنم ولى نميزنم چون فكر ميكنم وقتى اون دلش منو نميخواد من چرا زنگ بزنم)
    من نميدونم چطورى بايد بهش محبت كنم واسه همين واسش هميشه مادرى ميكنم، غذا و دسر درست ميكنم چون محبت كردن رو شايد بلد نيستم، هميشه وقتى تو خونه است ميرم ميچسبم بهش بغلش ميكنم رو پاهاش ميشينم اونم هولم ميده ميگه نچسب بهم خسته ام كردى منم هميشه ناراحت ميشم كه چرا اينجورى برخورد ميكنه.(شايد مشكل من اينه كه من نميدونم و بلد نيستم كه محبت به شوهر چطورى ميتونه باشه، چون رابطه ى پدر مادر من هميشه طورى بوده كه پدرم هميشه به مادرم خيلى خيلى محبت كرده و مادرم هميشه با پدرم رفتار عادى داشته و من هميشه اينطور فكر ميكردم كه همه ى شوهرها همسرشون رو اينطورى دوست دارن چون عموهام هم عين بابام همگى زن پرست هستند، و من فكر ميكنم ناخودآگاه رفتارهاى مامانم رو الگو بردارى كردم ولى از طرف ديگه اين مورد توى خانواده همسرم برعكسه، و هميشه محبت يكطرفه از جانب مامانش به باباش بوده و خيلى تو بچگى هاش درگيرى و دعواى پدر مادرش رو ديده و حتى چند بار خواستن از هم طلاق بگيرن، من حتى چندين بار شاهد بحث هاى پدر مادرش شدم كه پدرش خيلى حرفهاى زشتى به مادرش ميگفت و من خيلى تعجب كردم كه بعد از گذشت اين همه سال توى دوران پيرى چرا بايد اينطورى با هم رفتار كنند و تعجب كردم كه مادرشوهرم اصلا به حرفهاى زشت همسرش ناراحت نشد و خنديد و گفت هرچى دوست دارى بگو واسم مهم نيست. من خيلى به اين مسائل فكر ميكنم و احساس ميكنم همسرم دوست داره من مثل مادرش باشم و اون هم رفتارهاى پدرش رو الگو گرفته. ولى خوب الان باباى من بعد از اين همه سال هنوز هم ناز مامانمو ميكشه من هم دوست دارم همسرم بهم اهميت بده دوستم داشته باشه. ولى خوب ميدونم همسرم با بابام فرق ميكنه اخلاقشون، من اول بايد به همسرم محبت كنم ولى نميدونم چيكار بايد بكنم، لطفا بهم در اين مورد هم كمكى بكنين)
    كل واقعيت رابطه من و همسرم اينجوريه، لطفا با در نظر گرفتن اينا بهم كمك كنين، خيلى ممنون

  15. #60
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 شهریور 96 [ 00:37]
    تاریخ عضویت
    1394-4-23
    نوشته ها
    641
    امتیاز
    12,858
    سطح
    74
    Points: 12,858, Level: 74
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 392
    Overall activity: 26.0%
    دستاوردها:
    1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    2,477

    تشکرشده 767 در 424 پست

    Rep Power
    114
    Array
    سلام عزیزم خیلی متاسفم اما من کل راهکار و ریشه همه مشکلت رو تو پست اولم و پستهای بعدی بهتون گفتم و دلم میخاست عمیق بهش توجه کنین اما فکرکنم فقط خوندینش
    پس توصیه میکنم دوباره و چند باره عمیق بخونین تا بدونین مشکل شما چه با ایشون چه با هر مرد دیگه چیه
    دختر خوب اخه همسرت به چیه شما دلش خوش باشه به اینکه اسمش با عشقم و نفسم و...صدا میکنی؟؟؟
    به نشون دادن عشقت با سردی و بی محلی .......!!!!!!!!
    بابا تو این زمونه هرکیچه مرد چه زن زندگیش مدیریت از لحاظعاطفی و جنسی و احساسی نکنه گرگای بیرون چه زن چه مرد این کار رو خوب میکنن
    پس به هرکس که این پست رو میخونه میگم مرد و زن از لحاظ عاطفی کم نذارین برا هم
    لازم نیست دسرها وغذاهای انچنانی درست کرد البته تا یه مقدار ضروریه اما لازمه عشق بیان کرد ازهم تعریف و تمجید کرد
    احترام کردن
    اسم هم رو زیبا صدا کردن
    به خونوادهای هم احترام گذاشتن
    همسر رو الویت اول قرار دادن حتی نسبت به بچه ها
    من به شما قبلا هم گفتم الان زندگی شما نیاز به چسب داره بعد نوبت درخاستهای شما هم میرسه

  16. 2 کاربر از پست مفید ستاره زیبا تشکرکرده اند .

    fahimeh.a (چهارشنبه 09 تیر 95), شیدا. (دوشنبه 07 تیر 95)


 
صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تو سایت همسر یابی اشنا شدیم به دوستم گفته خیلی دوستم داره نمی دونم دوستم داره یا نه
    توسط arshida در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 16 دی 96, 21:27
  2. چی کار کنم که شوهرم دوستم داشته باشه
    توسط نازنین 2 در انجمن نامزدی و عقد
    پاسخ ها: 21
    آخرين نوشته: دوشنبه 25 خرداد 94, 10:22
  3. شوهر دوستم فوت کرده...خودکشی...چه کمکی میتونم به دوستم بکنم؟
    توسط یک زن در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 05 خرداد 94, 16:40
  4. پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: سه شنبه 31 اردیبهشت 92, 09:09
  5. چطور از عشقم دل بکنم ؟ (به خاطر دوستم)
    توسط Hamdardi2 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 32
    آخرين نوشته: شنبه 04 آذر 91, 13:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.