دختر بيخيال ( كه اصلا هم بي خيال نيستيد و خيلي هم دلسوز و مهربونيد) ممنونم به خاطر اين همه پيگيريتون و وقتي كه برام مي ذارين! پرسيدين چه واكنشي نشون دادم وقتي داشت درد دل مي كرد؟ به حرفاش گوش دادم، گفتم براي بعضي حرفهايي كه نيما ( دوستش )گفته توجيهي ندارم، اما ميدونم اين لحن تندش، اين دعواهاش و اينكه موضوع رو با مادرش مطرح كرده به اين معنيه كه نگرانته و واقعا دوستت داره و مي خواد از اينكه تو زندگيت رو سر مسايل واهي از دست بدي جلوگيري كنه، ظاهرا داره از من حمايت مي كنه، اما در واقع نمي خواد زندگي مشترك دوستش به هم بخوره....
توان مالي گرفتن خونه جدا رو اگه مجبوربشم ، دارم، اما توان روحيش رو ندارم، مي دونم گرفتن خونه جدا برام غير قابل توجيهه و باعث مي شه كه وضع روحيم تا مدتي بسيار بد و وخيم بشه....
ستاره زيباي عزيز ممنونم به خاطر راهنماييهاتون، حتما انجامش مي دم، يه كميش رو همين امروز صبح انجام دادم، وقتي پرسيد تو كاري نكردي براي خونه، با مهربوني بهش گفتم چه انتظارايذ داري از من، خودت مي دوني چقدر از اينكه با بنگاهي جماعت همكلان بشم بدم مياد، خودتم هميشه حساس بودي كه شماره من رو اين جماعت نداشته باشن، حالا تك و تنها برم دنبال خونه و شماره ام رو بهشون بدم و سوار ماشين كنم و ببرمشون سر ملك؟!!!!!!
آقاي خالقزي مهربان، ممنونم، تذكري كه دادين رو حتما به خاطر مي سپرم....
ضمنا دوستان يه خبر جديد ديگه اينكه همسرم ديشب مي گفت ٤ شنبه يا ٥ شنبه بشينيم با هم صحبت كنيم، يه سري شرط داره براي ادامه زندگي و مي خواد از من قول مكتوب بگيره براي اون شروط!!!!!! مي گفت البته شرطهام انقدر بديهي و پيش پا افتاده ست كه اصلا مطرح كردنشون مسخره ست اما بايد از اول زندگي مي گفتم .....
لطفا هم برام دعا كنيد كه به خير و خوشي اين مساله تموم بشه و هم راهنماييم كنيد، هر چي كه به نظرتون مياد لازمه يا بهتره بدونم و به كار ببرم....







علاقه مندی ها (Bookmarks)