به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 62
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 اسفند 95 [ 03:59]
    تاریخ عضویت
    1394-1-03
    نوشته ها
    300
    امتیاز
    10,581
    سطح
    68
    Points: 10,581, Level: 68
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 269
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1 year registered10000 Experience Points
    تشکرها
    1,164

    تشکرشده 917 در 282 پست

    Rep Power
    87
    Array
    متاسفانه با محدوديت ارسال پست مواجه بودم تا ديشب نتوانستم پاسخت را بدهم .

    من تنهاي عزيز من سعي كردم به سوالاتي كه در ذهن داري جواب بدهم ، اميدار بوده و هستم كمي به حرفها توجه كني....... در مورد پست قبلي هم ممنونم از اين كه خواندي و برايت ارزشمند بود.


    دوست خوبم ، ميدانم خسته هستي و مستاصل ............. اما دلم ميگيرد وقتي اينطوري در مورد خودت صحبت ميكني.


    من تنهاي عزيز.......... شخصا از دل بستن به دلخوشي هاي دروغين نفرت دارم ......... اين را براي شما هم نمي پسندم ......... كامل نمي شناسمت.........اما مي توانم تا حدي دركت كنم .........بنابر اين سعي دارم بياني به جز باور قلبي ام نسبت به شما نداشته باشم .


    ميدانم خيلي تحت فشاري ............ سرشار از احساسات و نيازهايي هستي كه فوران كرده و لبريز شده ............... عذاب سختي مي كشي ......... سخت است مردي را بخواهي كه متعلق به تو نيست ......... سخت است احساساتت در اوج باشد و سركوبش كني.


    از نظر فكري و زوحي خسته اي ............... اما خيلي قوي و بااراده اي ......... به اشتباه فكر مي كني كه ضعيفي ............. باور دارم كه خيلي عزيزي .......... اما اصرار داري وانمود كني كه ناچيزي.


    متاسفانه افسردگي شديدي داري.......... تا زماني كه دنيا تا اين حد به چشم شما تيره و تار است........... اين سياهي همه جا هست و مي ماند............. تا وقتي دلخوش به نور بي فروغ يك فانوس باشي .......... از رها كردنش مي هراسي ........ كه نكند تا ابد در ظلمت اين تنهايي بماني .


    اگر چه در تصورات خود به خاك افتاده اي .......... در نظر من شما در اوج آسمان قرار داري ........... مهم نيست كه آسمان شب است و سياه .........مهم ارزش و جايگاه بالاي شماست.



    از تنهايي عميقي رنج مي بري چون به اطراف خود توجهي نداري ........ اگر ديدگانت را از فانوس روي زمين برگيري ............. ستاره ها را از نزديك تماشا خواهي كرد.


    همدم خوب است اما نه هر همدمي .......... در جايگاهي كه شما داري.......... سهم شما از آسمان خيلي بيشتر از ستاره ها است .


    نيازها و احساسات سركوب شده ، ناديده گرفته شده و آسيب ديده ات را درك مي كنم ......... اگر اين احساسات را نداشتي كه وجود نداشتي ......... احساس هر چقدر هم سركش باشد مي تواني آن را تحت كنترل قرار دهي......... همچنين در مقابل احساس دردها و غصه ها قابليت التيام بخشي و تسكين يابي داري.



    نيمه ي گم شده ي خيلي از جوانان پيدا نشده ........شايد گم هم نشده گويا گور به گور شده!


    اگر نيمه ي ديگر خود را نيافته اي ......... به گمانم مانع شما هستي كه خود را در تاريكي هاي نااميدي پنهان كرده اي............ اجازه نمي دهي نيمه ي ديگرت شما را بيابد ......... از نور ايمان و اميد به خدا بهره بگير ....... تا همان كه متعلق به شماست پيدايت كند .........هر چقدر هم كه برايت باورپذير نباشد .......... حداقل خاصيت اين نور...... نعمتي است تا خود و خدايت را گم نكني.


    پس انداز مالي داشتن ......... به فكر آينده بودن ........... خوب است .


    اما حال كنوني شما از آينده شغلي..... و تحصيلي......... و مالي مهم تر است.


    شما روح و جسمت را به سختي مي اندازي تا پس اندازي داشته باشي ........... اينگونه هر لحظه بيش از پيش جسم و روح خود را به سمت تحليل رفتن پيش مي بري .


    در صورت امكان فقط تا حدي كار كن كه در مضيقه نباشي ........ حال كنوني ات را درياب ........... انقدر خود را تحت فشار قرار نده و به خود سخت نگير......... فقط براي حال و آينده ي روح و جسمت ارزش قائل باش.

    حرف بزن ..................... هر چقدر مي خواهي ......... از احساساتت بگو ...........


    حتي در مورد آن آقا........ همان فانوس ناچيزي كه نورش از دور بي تابت كرده ...... همان كه نور دل و ديده ات را گرفته ........... از اينكه هنوز به او فكر مي كني نگران نباش ....... همين كه به او نزديك نمي شوي كافي است ........... حتي نيم نگاهت را از او دريغ كن .......... فراموشي را هم به گذشت زمان بسپار .


    من تنها ........... قلب پاك و پر مهري داري............... شايسته ي دوست داشتن و دوست داشته شدني حقيقي و هميشگي هستي ............ خيلي مواظب قلب نازنينت باش ........... انشاءالله وقتي محبت حقيقي را از سوي همسر و شريك تمام لحظه هايت دريافت كردي، قلبت را با عشق و اشتياق به او هديه خواهي كرد.


    وقتي خسته از كار به خانه بر ميگردي ...........استراحتي واقعي داشته باش ...........يعني با آرامش و بدون ذره اي استرس ........... انجام حركات ريلكسيشن بسيار كمك كننده است .


    اصلا خود را در تنگنا قرار نده ....... در مقابل مسائل ناخوشايند سعي كن مسير بي خيالي طي كني.


    بيم عقب افتادن از كسي و جاماندن از فرصتها را هم نداشته باش ............. تا همين جا هم از جنبه هاي مختلف از آدمهاي بسياري پيشي گرفته اي ...... تنها در حد توان از موقعيتها براي پيشرفت خود استفاده كن و مراحل زندگي را با آرامش سپري كن .



    با آرزوي بهترين ها


  2. 2 کاربر از پست مفید اعجاز عشق تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (جمعه 22 خرداد 94), من تنها (پنجشنبه 21 خرداد 94)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 00:09]
    تاریخ عضویت
    1394-2-18
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,290
    سطح
    19
    Points: 1,290, Level: 19
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    34

    تشکرشده 52 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اعجاز عشق عزیز پستتون پر از محبت و انرژی + بود. خیییییییییییییلی ممنون.

    و اما بعد

    افکار گاه و بیگاهم:

    مردای خوب و بد زیادی هستن اما نمیدونم چرا این چند سال هیچ مردی حتی یک ذره برام جذاب و دوست داشتنی نبوده. بعضی وقتا تلاش میکنم بفهمم.شاید چون ضعیف تر از خودم بودن. شاید چون اخلاق و عواطف با اطرافیان(با همه خوب و خوش خلق بودن) نداشتن. شاید چون من توقعم ازیه مرد که بتونه تکیه گاهم باشه تو دیگران نبوده. این آقا واقعا با بقیه فرق داره. اینو همه میگن. نمیدونم.اگه فراموشش کنم بعدا میتونم آدم دیگه ای رو دوست داشته باشم؟ نمیدونم.

  4. 2 کاربر از پست مفید من تنها تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (جمعه 22 خرداد 94), اعجاز عشق (جمعه 22 خرداد 94)

  5. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 اسفند 94 [ 00:14]
    تاریخ عضویت
    1393-11-16
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    2,228
    سطح
    28
    Points: 2,228, Level: 28
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 72
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    233

    تشکرشده 159 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آنقدر دلم گرفته و درسیاهچال تنهایی نامفهوم خودم غرقم که باور میکنی با خوندن مطالب تو کمی در جای تو قرار میگیرم و احساس خوشبختی می کنم..
    الان نمیدونم چطور جلوی اشکهام رو بگیرم و ادامه بدم. ولی تو اونطور مسیر زندگیت رو انتخاب کردی و رفتی و اشتباه منو نکردی و به اینجا رسیدی که اگر من هم اینقدر زرنگی نکرده بودم و به خیال خودم اول درد صعب العلاج تنهاییم رو چاره نکرده بودم لا اقل قدر تو تنها می بودم و اقلا خودم کنارم بود. و تو چه میدونی که وقتی هیچ چاره ای به ذهنت نمیرسه حتی اینهایی که تو فکر میکنی چقدر درد داره تنهایی . تو فکر میکنی هنوز چیزی ممکنه همین حوالی وجود داشته باشه که حالت رو عوض کنه اما من همه جا رو خوب گشتم دیدم ای وای این خودمم که جا گذاشته شدم اگه داشتمش قدرش رو می دونستم و دیگه تنهاش نمیذاشتم.
    عزیزم من همونم ، همون زنی که تو از همسر اون مرد تعریف می کنی ، همون پرنسس به ظاهر در زیر سراب باران لطف و حمایت بی دریغ که تو می بینی ولی من هر چه که هستم و شدم سرخی اون سیلی از سر درد در تکاپوی جستن خودم بوده برای رهایی از درد فوق تصور تنهایی در کنار مردی به قول تو وهمه متفاوت با همه و دارای اخلاق و عواطف خوش با همه و...بی کم و کاست همون که تعریف می کنی ...آه... فکر میکردم یکیه . حالا خیالم راحت تر شد . بیشتر فهمیدم که خودم را باید پیدا کنم اونه که یکیه برای خودم. دلم از این همه تظاهر ماهرانه از اینهمه اقیانوس های به عمق انگشتانه ای که سراب من شدند و به سمتشون شتافتم گرفته . ای کاش لااقل رد پایم را نمی بردند و راه برگشت برای همیشه محو نبود . اما چاره نیست باید از نو اینجا روی این شنهایی که هر لحظه موجی برای ویران کردن ساخته هایم در راه است بی بن وجودم که جا گذاشتم خانه ای بسازم و تا جان دارم بعنوان همه دستاوردی که بودنم را ثابت می کند و زنده نگهم میدارد حفاظتش کنم ولی هنوز نمیدانم آیا تاب تحمل یک چند آسایش مرا دارد تا کمی در آن قرار گیرم به دیوارش تکیه کنم خستگیم رو نه رفع کنم که التیام بدم . نه ای خدا هنوز که نه ...چه تلاش بی پایان و چه دور تمام نشدنی ای .. شاید جایی از کارم خطابوده و تاوان گناهی باشد که نمی دانم... نه می دانم قدر خودم را ندانستم.. .طلب از گمشدگان لب دریا...خدایا منو ببخش ...برام دعا کنین... که تو یه راه بیفتم مستقیم و سریع منتهی به هدف آفرینشم همش رشد باشه و بالندگی و از پیله در اومدن و پریدن به هوایی که بشه در اون نفس کشید و زنده شد...

  6. کاربر روبرو از پست مفید lalejam تشکرکرده است .

    یه دختر سرگردان (جمعه 29 خرداد 94)

  7. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 اسفند 94 [ 17:17]
    تاریخ عضویت
    1393-10-14
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    2,348
    سطح
    29
    Points: 2,348, Level: 29
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    67

    تشکرشده 156 در 69 پست

    Rep Power
    29
    Array
    کسی حرف منو انگار نمیفهمه
    مرده زنده خوابو بیدار نمیفهمه
    کسی تنهاییمو از من نمیدزده
    درد ما رو در و دیوار نمیفهمه
    واسه ی تنهایی خودم دلم میسوزه
    قلب امروزیه من خالی تر از دیروزه

    سلام ، دوست عزیز تنهایی خیلی سخته ، ولی من تو تنهایی بود که خدا رو با گوشت و پوست لمس کردم .
    به خدا این دل من پر از غمه تموم دنیا برام جهنمه
    هر چه گویم من از این سوز دلم
    به خدا بازم کمه بازم کمه
    چه کنم با کی بگم عقده دل رو پیش کی خالی کنم
    دردمو با چه زبون به اینو اون حالی کنم

  8. کاربر روبرو از پست مفید stu تشکرکرده است .

    یه دختر سرگردان (جمعه 29 خرداد 94)

  9. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 00:09]
    تاریخ عضویت
    1394-2-18
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,290
    سطح
    19
    Points: 1,290, Level: 19
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    34

    تشکرشده 52 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دین چیز خوبیه. یه مدت از عمرت که هنوز نمیدونی واقعیت زندگی چیه رو میتونه تلف کنه و آدمو به مرگ و خوراک مورچه ها شدن نزدیک کنه

    اگرم خیلی خوشبین باشی کل عمرتو هم میتونه برات تلف کنه تا به خط پایان برسی

    خدا مهربانه. مهربان بی خیال. اینقد جالبه از بالا نگا میکنه بزن بزن نگا میکنه. یکی اونور داره از بیماری زجر میکشه یکی اونطرفتر داره از فقر رنج میکشه یکی اونطرفتر دارن سرشو میبرن. کیف میکنه فیلم اکشن میبینه. تراژدی میبینه. همه جوره میبینه.

    خیییییییییییییلی مهربانه. خیلی هم قدرتمنده. میگن خدا وجود داره. اگه داره تماشاچی فوق العاده ایه . عکس العمل=0

    مشکلش دقیقا اینه که هیچ مشکلی نداره.
    ویرایش توسط من تنها : چهارشنبه 27 خرداد 94 در ساعت 21:02

  10. #46
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 08 تیر 94 [ 19:38]
    تاریخ عضویت
    1394-1-10
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    757
    سطح
    14
    Points: 757, Level: 14
    Level completed: 57%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 71 در 29 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تنهایی داره مثل خوره روح و رواانم می خوره دیگه بریدم منم کاش یکی بود :((((((((((((((((((((((((((((
    خیلی درده 26 سالت باشه پسر باشی .. موقعیت پیشرفت باشی ولی تنهایی نتونی.. خودت بکشی بالا پله اخر نری چون هیچ معنی نده تلاش :(((
    بریدم دیگه

  11. 2 کاربر از پست مفید دوچمدان_سیزده_کیلویی تشکرکرده اند .

    یه دختر سرگردان (جمعه 29 خرداد 94), باغبان (چهارشنبه 27 خرداد 94)

  12. #47
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط من تنها نمایش پست ها
    دین چیز خوبیه.

    خدا مهربانه.

    خیییییییییییییلی مهربانه.

    مشکلش دقیقا اینه که هیچ مشکلی نداره.


    سلام خانم مهندس

    منم با نظر بالای شما موافقم .

    از چه چیزی ناراحت هستید ، خانم مهندس ؟ میشه قضیه را باز کنید !

    راستی از کار چه خبر ؟ خوب پیش میره ؟

    ممنون .

  13. #48
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 شهریور 94 [ 00:09]
    تاریخ عضویت
    1394-2-18
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    1,290
    سطح
    19
    Points: 1,290, Level: 19
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    34

    تشکرشده 52 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط باغبان نمایش پست ها


    سلام خانم مهندس

    منم با نظر بالای شما موافقم .

    از چه چیزی ناراحت هستید ، خانم مهندس ؟ میشه قضیه را باز کنید !

    راستی از کار چه خبر ؟ خوب پیش میره ؟

    ممنون .
    سلام

    هیچی خوب پیش نمیره. همه چی ناجوره. خسته شدم. به هر دری میزنم بی فایده است. بشدت افسرده شدم. شما بنظر آشنا میای. نکنه منو میشناسید؟ با این اطلاعاتی که من دادم اگه یه آشنا اینجا بوده باشه بعید نیست منو بشناسه

    همدردی پستمو قفل کرده. واقعا فکر کردن دارم بحث مذهبی یا اعتقادی میکنم؟! اومدم با دوستام همدردی کنم. دلم گرفته. تا حالا با مامانتون دعوا نکردید؟! حرفتون نشده؟!دلم از خدا گرفته، حرفم شده باهاش.

  14. کاربر روبرو از پست مفید من تنها تشکرکرده است .

    باغبان (جمعه 29 خرداد 94)

  15. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 10:14]
    تاریخ عضویت
    1392-12-13
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    1,682
    سطح
    23
    Points: 1,682, Level: 23
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 18
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    128

    تشکرشده 50 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام عزیزم...
    منم با مامانم زیاد بحث میکنم ... ولی غصه نخور زود تموم میشه
    ببین تنهای عزیز من یاد ندارم زیاد خوب حرف بزنم فقط میخوام زندگیمو برات تعریف کنم...
    یه روزی عاشق مردی بودم که خودش اومد تو زندگیم بعدا فهمیدم متاهله ... روزهای سختی داشتم این انصاف نبود بیاد سراغ دختری که حتی یه بارم تو چشم نامحرم نگا نکرده بود ...دختری که حتی سر کلاس استاد مرد باهاش حرف میزد دست و پاشو گم میکرد
    روز و شب قهر بودم با خدا میگفتم بی انصاف چرا من؟؟!!
    تنها بودم بماند از خودم بدم میومد چون نمیتونستم فراموشش کنم!!

    این احساس همش با من بود و هر روزمم بدتر میشد اینقد غم و غصه ریخته بود سرم که نمیدونستم چیکار کنم

    یه روز رفتم اعتکاف وااااااااااای چقد به خدا نزدیک شدم...
    اونشب اینقد گریه کردم تو مسجد و با تموم وجود خدا رو حس کردم...باهاش آشتی کردم دیگه
    بعد از چند روز یه کتاب دیدم "کتاب راز "نوشته راندا برن تو کتابخونه اتفاقی دیدمش ،خوندمش بخدا قشنگترین کتابی بود که تو عمرم خوندم
    اینقد روم تاثیر گذاشت حتما بخونش
    به امید روزیکه از ته دل بخندی عزیز
    فقط با خدا آشتی کن

  16. 2 کاربر از پست مفید asemuni-68 تشکرکرده اند .

    A-Z (دوشنبه 01 تیر 94), یه دختر سرگردان (جمعه 29 خرداد 94)

  17. #50
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 29 مرداد 94 [ 02:02]
    تاریخ عضویت
    1394-3-15
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    1,871
    سطح
    25
    Points: 1,871, Level: 25
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 99.0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    205

    تشکرشده 184 در 75 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این جور که می نویسی معلومه درونت پر از انتظاره. منتظری یک نفر برات کاری کنه. منتظری یکی برات خوشبختی رو بسته بندی شده و کادو پیچ بفرسته دم خونه ات. یا هر چی که میخوای

    نمیدونم سلامتی، پولداری، شوهر خوب، مادر نمونه و بی نظیر ، خانواده ی توپ یا حتی یه لبخند ساده . میخوای و توقع داری. کنایه میزنی که آهای خدا وظیفه تو انجام ندادی. وظیفه ات رو

    درست انجام بده وگرنه من دیگه بهت اعتقاد ندارم.

    پس به خاطر اعتقاد به خدا ازش انتظار داری؟

    از دیگران چطور توقعت از دیگران چه طوره؟ از من غریبه تا دوستات و خانواده ات؟ چی میخوای از دیگران؟

    انتظار داری به جز خودت کی برات کاری انجام بده؟

    خدا داره فیلم میبینه؟ آره اصلا خدا داره فیلم میبینه و به خاطر حرفای تو ناراحت شد و دیگه میخواد کانال داعش و جنگ یمن و گرسنگان آفریقا رو از صفحه ی روزگار حذف کنه.به نظرت چه

    طوری میتونه بهشون کمک کنه؟

    اون جور که تو دلت میخواد امروز باید دیگه چاقو های داعشی ها نبرن و وقتی از هواپیماهای عربی بمب افتاد پایین خدا کمین میکنه و با دستش اونا رو تک به تک میگیره و بعد با دستش غذا

    رو تو دهن گرسنگان آفریقا میذاره و اگه اونا نا نداشتن بجون و گورت بدن یه ذره خود خدا غذا رو میجوه و بعد میذاره تو دهن اونا.

    این جوری هیچ داعشی ای دیگه نمیتونه سر مردم رو ببره و هیچ بمبی تو یمن نمی افته و هیچ گرسنه ای نیست چون خدا داره وظیفه اش رو انجام میده.

    آره اینو میخوای از خدا؟

    یانه یه مدل دیگه انتظار داری؟ انتظار داری خدا ورد بخونه؟ انتظار داری یه هویی جهان رو کون فیکون کنه؟ چی میخوای از خدا؟ چی رو برات انجام نداده؟

    مثل اینکه مهندسی حتما فیزیکت خوبه دیگه. میدونی چاقو با قانون فشار و اصطکاک میبره. اگه خدا اراده کنه قانون اصطکاک رو برداره چه اتفاقی میوفته؟ اصلا میشه مهندس!!!!؟

    خدا نه تنها اینکارو نمیکنه بلکه نمیتونه و تاکید میکنم نمیتونه اینکارو بکنه چون خداست و چون خدا عالمه و خدا حکیمه.منبع حرفم کتاب دینی سوم دبیرستانه . متوجه میشی چرا نمیتونه؟

    ببین من نمیدونم بدبختیت و مشکلت و گرفتاریت چیه اما اینو میدونم یه مهندس باید تحلیل بکنه باید بتونه دلیل منطقی برای یه اتفاق پیدا کنه تا بشه مهندس وگرنه به مدرکش میگن کشک.

    همین یه مهارت ساده باعث میشه نه تنها تو کار بلکه تو زندگیت جلو بیوفتی و دیگه همچین حرفایی رو نزنی . مهندسی فقط برای کار نیست . درس خوندی و ذهنت منطقی شده. از این

    قدرت ذهنیت استفاده کن. تربیت شدی برای تحلیل و بررسی نه برای افسردگی!!!! راهت رو عوض کن. باور کن خیلی ها هستن که حتی همین قدرت درک تو رو ندارن. خیلی ساده اس

    درک خیلی چیزا برای یه مهندس. مغزت سالها کار کرده که منطقش رو بیشتر استفاده کنه.

    اگه مهارت نداری و درس خوندی و الان دوست نداری رشته اتو زندگیتو و چه میدونم بدبختیاتو دو تا راه بیشتر نداری یا دور بزن از اول بیا و اون چیزایی که میتونی رو جبران کن مثلا به جای

    مهندسی یه رشته ی دیگه بخون اگه فکر میکنی مشکل کارت رشته است یا نه خودت و مشکلاتت رو قبول کن و مهارتتو ببر بالا و این همه عمر گذشته ات رو با یه کسب مهارت کوچیک پربار

    کن و راضی باش.

    مشکلت در مورد تنهایی بود. به رابطه ی خدا با تنهاییت فک کن. دوست داری خدا برات چیکار کنه. پیشنهاد من اینه خودت همون کار رو برای خودت بکن.

  18. کاربر روبرو از پست مفید :)لبخند تشکرکرده است .

    یه دختر سرگردان (جمعه 29 خرداد 94)


 
صفحه 5 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 26 بهمن 94, 19:57
  2. (توهم همه چیز دانی ) استفاده نادرست از شبکه های اجتماعی و توهم دانش
    توسط مدیرهمدردی در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 10 بهمن 94, 17:26
  3. پاسخ ها: 31
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 19:59
  4. +تاریخچهٔ جنسی‌ همسر آیندتون چقدر براتون مهمه
    توسط kamran2007 در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 88
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 مهر 88, 11:08

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.