به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    سلام داداش خوبم، داداش منم هم سن شماست، به نظر من شما باهوش هستی چون توی انتخاب پایان خوب هم گرینه های جالبی به ذهنت رسیده که یه ادم باهوش به ذهنش میرسه، منم گاهی خیلی به خودکشی فکر میکردم مخصوصا وقتی همسن شما بودم ، من هم توی دوران دبیرستانم به شدت خجالتی و منزوی شدم و به مرگ زیاد فکر میکردم، پس بدون همه ادم ها این حال و هوای الان شما رو تجربه کردن و میکنند و تنها نیستی، من میگم به نطرت خودکشی سخت تره یا خودخوشی؟ خود خوشی سخت تره ولی کسی که جرات فکر کردن به خودکشی رو داره یا بهش فکر میکنه یعنی توانایی انجام کارهای سخت رو داره ها... یه کم فکر کن خوردن سیانور و زجرهای وحشتناک بعدش سخت تره یا سعی کنی که خود خوشی کنی و توی لجظه زندگی کنی؟ داداش گلم بزار ساده بگم شما مرد هستی ها پس فردا باید تکیه گاه یه دختری بشی که دلش سایه یه مرد میخواد، میدونی من همیشه دوست داشتم پسر بودم نه دختر... باور کن اگه همت کنی اگه یه یا علی بگی و برنامه ریزی کنی همه چی درست میشه... من به عنوان یه دختر از جانب اون دختری که شما سهمش هستی و قزاره تکیه گاهش باشی میگم باید با تمام وجودت و با همه مشکلات ات زندگی کنی و رسالت خودت رو به عنوان یه انسان و یه مرد باهوش به خوبی انجام بدی... موفق باشی

  2. کاربر روبرو از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده است .

    Darde_Bi_Alaj (شنبه 19 اردیبهشت 94)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 اردیبهشت 94 [ 03:02]
    تاریخ عضویت
    1394-2-17
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    109
    سطح
    2
    Points: 109, Level: 2
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 5 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط امیر مسعود نمایش پست ها
    سلام وقت همه دوستان بخیر.

    دوست عزیزمطمئن باش یه چند وقت دیگه بیای به تاپیکت یه سر بزنی، به حرفای امروزت کلی میخندی.منظورم روزایی که از این شرایط خارج شدی و حال و هوات عوض شده.
    شما تازه 20 سالته حالا با توجه به شرایط و مشکلاتی که الان داری احساس ضعف و افسردگی میکنی. اکثر آدما این شرایطی که شما الان داری رو تجربه کردن،و احساس نارضایتی از زندگی خودشون داشتن، منتهی بعد گذشت یه مدت دوباره به روزهای خوبشون برگشتند.
    اصلا زندگی طی یه موج سینوسی در حال گذره.
    و مهم اینه که این واقعیت رو بپذیریم که زندگی این شکلی در جریانه و به روزهای اوجمون هم میرسیم به شرطی که توی این شرایط دچار فرسودگی نشیم.

    پس گام اول اینه که بپذیری که توی زندگی هر کسی روزای خوشی و ناخوشی هست و این شرایط مختص شما نیست.

    گام دوم اینه که دنبال مقایسه خودت با دیگران نباش، دنبال این باش که از زندگی لذت ببری هر چند که از دید دیگران شما آدم موفقی به حساب نیاید.

    گام سوم اینه که به این درک برسی که خارج شدن از این شرایط خودش یه موفقیت بزرگ محسوب میشه ،و نبایستی توی این مشکلات دست و پا زد و یک رفتار منفعلانه داشت.
    یه سری اهداف کوتاه مدت برای خودت تعریف کن و براش برنامه ریزی کن،
    اشتباهی که شما دارید اینه که فکر میکنید بایستی به هدف 100 درصدی خودت برسی و در غیر این صورت شکست خورده به حساب میای.
    مثلا میگی یکی در میون میری دانشگاه، بعد پیش خودت میگی حتما این ترم مشروط هم میشم. با این روش برم کل این ترمم رو حذف کنم خیلی بهتره.
    یا میتونی بگی من فرض این ترم 20 واحد دارم شاید فرصت این رو که بتونم 20 واحد رو پاس کنم نباشه ولی میتونم با یه برنامه ریزی دیگه مثلا 10 تا واحد رو پاس کنم. یعنی پاس کردن 10 واحد شد هدف.
    از نظر خود من اگه شما از الان برنامه ریزی کنی بعد آخر ترم حتی 5 واحدم پاس کنی ارزشش از حذف کردن ترم بیشتره،
    منظورم بیشتر روی این موضوع بود که حتما یه برنامه ریزی کوتاه مدت داشته باشی، ممکنه طی این بازه زمانی مشکلاتی هم پیش بیاد که شما رو از اون هدف دور میکنه ولی مهم اینه که اون برنامه رو به تناسب اون مشکلات به روزش کنی، ولی اصل برنامه رو کنار نزاری، نگی با توجه به این مشکلات دیگه طبق برنامه عمل کردن مسخره به نظر میاد، بلکه همون طور که عرض کردم برنامه رو به روزش کن که ممکنه حتی به جایی برسی که مثلا اگه هدفت پاس کردن 10 واحد بود به این نتیجه برسی که پاس کردن 10 واحد با توجه به مشکلات پیش اومده میسر نیست و برنامه رو باید بر اساس پاس کردن 7 واحد بریزی،
    ممکنه در انتها هم به هدف 100 درصدی نرسی و مثلا 5 واحد پاس کنی ولی مطمئن باش اگه برنامه نبود الان 3 واحد پاس میکردی پس نتیجه این که
    یه سری اهداف کوتاه مدت برای خودت تعریف کن و براش برنامه ریزی کن.

    گام چهارم این که ببینید تو چه زمینه پتانسیل بیشتری دارید روی اون تمرکز بیشتری داشته باش سعی کن علاوه بر ورزش و تفریح و... حتما حتما یه کار با یه درآمد حتی کم برا خودت ردیف کنی، کار کردن و کسب درآمد در شکل گیری شخصیت مرد خیلی زیاد تاثیر گذاره ، کار کردن از شما شخصیتی میسازه که در برابر مشکلات به این راحتی فرسوده نشی، کسب درآمد به شما شادابی و نشاط و امید میده.


    هفته کتابم هست یه کتاب معرفی کنم بری بخونی،
    کتاب کیمیای محبت که زندگی نامه یکی از افراد نیک روزگار به نام شیخ رجبعلی خیاط رو شرح میده.
    وقتی این کتاب رو بخونی متوجه میشی که یه خیاطی که سواد آکادمیک هم نداره چقدر زیبا زندگی میکنه،امیدوارم به کارت بیاد.

    انشالله با توکل به خدا در آینده ای خیلی نزدیک شاهد بهبود کامل شرایط روحی شما باشیم. موفق باشید.
    ممنونم با خوندن این پستت یک بخش هایی از پازل مشکلم پیدا شد.

    من چند ساعتیه یک کورسوی امیدی پیدا کردم بعد از اینکه تو سایت اعزام به عراق برای دفاع از حرمین ثبت نام کردم ولی الان یکم فکر کردم فهمیدم چی میخوام!

    البته فکر کنم ذکرش نشان از دیوانگی من داره ولی من عاشق یک چیزی شدم که وجود نداره, نیست, دست نیافتنیه! بگم بهم نمیخندین؟ ولی من عاشق اون شخصیته پر پر تو سریال ابله شدم, همون که شبنم مقدمی نقششو بازی میکنه. وجود نداره و اون شخصم هیچ شباهتی هم به خانم مقدمی نداره میگم دیگه دیوانه شاخ و دم نداره...

    احتمالا شاید خندتون بگیره ولی شده تو بچه گی هم عاشق کاراکتر های کارتون ها بشم (سفید برفی, سوباسا) و از این که دست نیافتنی اند حرص خوردم! دوست داشتم باهام باشن باهم بریم تفریح تو خیالم خودمو جای کسو کارشون جای میذارم این چند روزه هم این دستانی مسخره برام پیش اومده اینبار با پر پر نمیدونم دست خودمم نیست...

    مثلا این چند روزه عاشق این شدم: (همون پر پر سریال)


    اصلا چنین شخصیتی وجود خارجی هم نداره!!!!! من چمه عاخه


    فک کنم مشکل اینجاست من میخوام یکی باشم که تو تاریخ موندگار باشه یکی که بعد مرگش بازم بگن فلانی بیسار کرد فلانی بهمان کرد مثلا یکی عین هیتلر, یکی عین مسی, یکی عین گاندی!
    مثلا چند سال پیش اومدم گفتم یک لباسی میسازم که به انسان قدرت بده بتونه چندین برابرش وزن حمل کنه, بدووه و غیره! میخواستم باهاش جهانی فتح کنم! کلی کتاب خوندم چطوری میشه ساختش ولی نشد

    سال بعدش اومدم مسی بشم جهان فوتبالو دگرگون کنم .... کلی هم اینور اونور دویدم حتی منی که همیشه نمره ورزشمو 14-15 میشدم اون سال 20 شدم ولی اخرش .... نشد

    همین سال پیش میخواستم سعی کنم رهبر جمهوری اسلامی بشم! بعدش تصمیممو بزرگ تر کردمو تصمیم گرفتم هیتلر بشم! کل جهانو نابود کنم!

    یا میخواستم بتونم خدا باشم! خدا! بدونم تو دل بقیه چی میگذره تو خونه های بقیه رو سرک بکشم قدرت هر کاری رو داشته باشم ولی کسی نفهمه من کجام! عین یک روح توانا.... هییی

    همین خواستن چیز های غیر واقعی کار دستم داده هر سال که نشد نشد میاد انگیزم کمتر میشه تا به حدی ضعیف شدم که با خواستنو نرسیدن به یک چیز غیر واقعیه دیگه 2-3 روزه آرزوی مرگ کنم! مثلا همین پر پر قصه ما.

    حس میکنم 2 نفرم نفر اول همون عقل که همه چیو عقلی و منطقی میگه ولی اون یکی یک هیولای افسار گسیخته ایه که فرمونم از بد داستان دستشه منو داره میبره به سمت دره

    من حقیقتش قوه تخیلم خیلی خوبه (متاسفانه) خیلی فکر میکنم با خودم داستان سره هم میکنم واسه همین زیاد حرف نمیزنم, پکرم...

    تمام زخم های این چند ساله منه دیوانه تو همین 2-3 روز سر باز کردن دارم عذابم میدن


    از این شاخه به اون شاخه میپرم عین یک بچه یک روز دنبال پزشک شدنم یک روز ورزشکار یک روز مهندس یک روز کوفت یک روز خواننده یک روز بازیگر!

    واقعا استعداد من چیه؟؟؟ من به چه دردی میخورم اصن به دردی هم میخورم؟ نکنه استعدادم کشف نشه! اصن استعدادی دارم؟ اینا تو مغز پوک منه...

    ببخشید که سرتونو درد اوردم

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط یه دختر سرگردان نمایش پست ها
    سلام داداش خوبم، داداش منم هم سن شماست، به نظر من شما باهوش هستی چون توی انتخاب پایان خوب هم گرینه های جالبی به ذهنت رسیده که یه ادم باهوش به ذهنش میرسه، منم گاهی خیلی به خودکشی فکر میکردم مخصوصا وقتی همسن شما بودم ، من هم توی دوران دبیرستانم به شدت خجالتی و منزوی شدم و به مرگ زیاد فکر میکردم، پس بدون همه ادم ها این حال و هوای الان شما رو تجربه کردن و میکنند و تنها نیستی، من میگم به نطرت خودکشی سخت تره یا خودخوشی؟ خود خوشی سخت تره ولی کسی که جرات فکر کردن به خودکشی رو داره یا بهش فکر میکنه یعنی توانایی انجام کارهای سخت رو داره ها... یه کم فکر کن خوردن سیانور و زجرهای وحشتناک بعدش سخت تره یا سعی کنی که خود خوشی کنی و توی لجظه زندگی کنی؟ داداش گلم بزار ساده بگم شما مرد هستی ها پس فردا باید تکیه گاه یه دختری بشی که دلش سایه یه مرد میخواد، میدونی من همیشه دوست داشتم پسر بودم نه دختر... باور کن اگه همت کنی اگه یه یا علی بگی و برنامه ریزی کنی همه چی درست میشه... من به عنوان یه دختر از جانب اون دختری که شما سهمش هستی و قزاره تکیه گاهش باشی میگم باید با تمام وجودت و با همه مشکلات ات زندگی کنی و رسالت خودت رو به عنوان یه انسان و یه مرد باهوش به خوبی انجام بدی... موفق باشی
    ممنونم از همدردیتون من به راستی که خیلی لذت بردم از نوع همدردیتون

    من تو زندگیم خیلی به درد دل های بقیه گوش دادم اما الان هیچکی نیست که به درد دل هام گوش کنه مجبورم بیام اینجا.

    به نظرم خودکشی سخت نیست مثلا همین دیروز با چاقو یک بخش از رونمو تستی بریدم بببینم واقعا چقدر درد داره ( چرا روون چون کسی نبینه ) که قابل تحمل بود ولی اگه بخوام خودکشی کنم که خیلی بده میگن طرف خود کشی کرده آبرومون میره ترجیح میدم رگمو بزنم.

    به نظرم خود خوشی تنهایی ممکن نیست بلاخره تموم میشه من خیلی دوست داشتم تنها باشم واسه همین تو لاک انزوا فرو رفتم ولی الان احساس افسرده گی میکنم قدیما چه الکی با دوستام قطع رابطه میکردم زنگ میزدن جواب نمیدادم یا میومدن دم در میسپردم بگن خونه نیست ولی الان میفهمم اشتباه میکردم...

    به هر حال ممنونم

  4. کاربر روبرو از پست مفید Darde_Bi_Alaj تشکرکرده است .

    یه دختر سرگردان (شنبه 19 اردیبهشت 94)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 اردیبهشت 94 [ 03:02]
    تاریخ عضویت
    1394-2-17
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    109
    سطح
    2
    Points: 109, Level: 2
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 5 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دیگه این وضع غیر قابل تحمل شده هر روز اشک هرروز قصه

    - - - Updated - - -

    دیگه این وضع غیر قابل تحمل شده هر روز اشک هرروز قصه
    اونم به خاطر هیچی

    - - - Updated - - -

    اونم به خاطر هیچی

  6. کاربر روبرو از پست مفید Darde_Bi_Alaj تشکرکرده است .

    یه دختر سرگردان (شنبه 19 اردیبهشت 94)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 آبان 01 [ 10:33]
    تاریخ عضویت
    1393-7-19
    نوشته ها
    134
    امتیاز
    8,639
    سطح
    62
    Points: 8,639, Level: 62
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 111
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    346

    تشکرشده 262 در 104 پست

    Rep Power
    37
    Array
    بعنوان کسی که حالات روحی و روانی شما رو شاید خیلی بدتر تجربه کرده بهت میگم خیلی ها در سن و سال شما دچار این حالتها میشن (برای من 17_18سالگی بود)
    و اگه این بحران رو درست مدیریت کنی روزی میرسه که به این افکار احمقانه (ببخشید داداشی) میخندی
    سعی کن مثبت فکر کنی افکار منفی منو داغون کرده بود. فکر مرگ و عراق و... رو از سرت بیرون کن و به زندگی فکر کن.
    فکر نکن یه سری حرفای کلیشه ای رو برات تکرار میکنم خودم با افکار مثبت تونستم توی تحصیل و بعدشم کار موفق بشم و تا حدی به اون چیزی که میخواستم رسیدم
    تو هم سعی خودتو بکن. حتما میتونی

  8. 2 کاربر از پست مفید محیا ناز تشکرکرده اند .

    Darde_Bi_Alaj (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), یه دختر سرگردان (شنبه 19 اردیبهشت 94)

  9. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 03 اردیبهشت 95 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1393-12-26
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    4,880
    سطح
    44
    Points: 4,880, Level: 44
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 70
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger First Class3 months registered
    تشکرها
    934

    تشکرشده 329 در 91 پست

    Rep Power
    38
    Array
    خیلی ها دوست دارن الان سن شما رو داشتن مثل من، واقعا یه کم فکر کنید، اول راه هستی و میتونی کلی برنامه داشته باشی برای خودت.. یعنی برادری یا خواهری یا دوستی نداری که باهاش بری بیرون مثلا دوچرخه سواری یا ورزشی و پیاده روی و چیزی... خودتون باید الان به خودتون کمک کنید، شادی و حال خوب رو بخواه تا بهش برسی... وقتی داری همش منفی بافی میکنی جایی برای مثبت ها و حسهای خوب باقی نمی مونه.. به دوستهای قدیمی ات زنگ بزن و سراغ اشون بگیر و قرار بزار برین کوه ... باید از لاک خودت بیرون بیایی تا اروم اروم حالت خوش بشه... تنهایی بد دردیه .. ولی تنبلی خیلی بدتره...شما میدونی باید چه کار کنی فقط داری فرار میکنی از تلاش کردن وتغییر... به خودت ظلم نکن و با نزدیکانت حرف بزن و محبت کن خود به خودت حالت خوب میشه.. امتحان کن داداش خوبم.. امیدوارم زودی بیایی بنویسی اینجا که سرحال و پر انرژی هستی با یه عالمه هدف های خوب

  10. کاربر روبرو از پست مفید یه دختر سرگردان تشکرکرده است .

    Darde_Bi_Alaj (یکشنبه 20 اردیبهشت 94)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 27 مرداد 94 [ 09:19]
    تاریخ عضویت
    1394-2-18
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    859
    سطح
    15
    Points: 859, Level: 15
    Level completed: 59%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    500 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    4

    تشکرشده 77 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    برای شروع تغییر از همین لحظه پیشنهاد من اینه نام کاربریتو که پر از ناتوانی و انفعال و یاس و افسردگیه عوض کنی . یه اسم مثل شروع دوباره یا هر اسم دیگه ای که انرژی بخش باشه برای خودت انتخاب کن. پسر باهوشی هستی و خودت گفتی که افسردگی داری. هر دردی یه درمانی داره. علاج افسردگی هم دهها ساله که شناخته شده باید بری دکتر و دارو بخوری . تا می تونی باید ورزش کنی یا کار یدی انجام بدی. موسیقی شاد گوش کنی. با دوستات چرت و پرت بگی و بخندی . مطالعه کنی بخصوص احوال بزرگانی که در عرصه علم و هنر شناخته شده هستند و با تلاش و کوشش از شاخصین هر زمان هستن. گفتی که خیالپردازی می دونی که یکی از شرطهای نویسنده شدن تخیله پس بجنب. این حرفهایی هم که می زنی ببخش اگه تند می گم ریشش در تنبلیه . تو از بی دردی داری مینالی حالا که به این سایت اومدی یه نگاه به نوشته ها و تاپیکها بنداز ببین زندگی واقعی چیه و مردم با چی دست و پنجه نرم می کنند.

  12. 3 کاربر از پست مفید raha20014 تشکرکرده اند .

    Darde_Bi_Alaj (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), یه دختر سرگردان (دوشنبه 21 اردیبهشت 94), واحد (یکشنبه 20 اردیبهشت 94)

  13. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 04 [ 23:57]
    تاریخ عضویت
    1393-3-04
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    712
    امتیاز
    22,558
    سطح
    93
    Points: 22,558, Level: 93
    Level completed: 21%, Points required for next Level: 792
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialOverdriveTagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    3,895

    تشکرشده 2,704 در 676 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    142
    Array
    اگه واقعا به فکر درمانی اون گزینه هارو از ذهنت پاک کن ......

    مشکل شما علاجش دست فرشته مهربان و مدیر همدردی ...پررنگ شو تا توسط مشاوران راهکار های مفیدتری به شما داده بشه و بهش عمل کن .....
    در ضمن بخشی از تفکرات شما در این سن عادیه و شما در حال یه تحول بلوغی از نوع فکری و روحی هستی همین .....

    اشتراک بگیر و از مشاوران بخواه در پیش برد اهداف اید آل زندگی شما رو راهنمایی کنند ..... از یه دوست یابی ساده گرفته تا خروج از انزوا و اجتماعی شدن ....

    گزینه هاتم پاره کن بریز دور ..........عاقل تر باش .......

  14. 3 کاربر از پست مفید parsa1400 تشکرکرده اند .

    Darde_Bi_Alaj (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), یه دختر سرگردان (دوشنبه 21 اردیبهشت 94), واحد (یکشنبه 20 اردیبهشت 94)

  15. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 اردیبهشت 94 [ 03:02]
    تاریخ عضویت
    1394-2-17
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    109
    سطح
    2
    Points: 109, Level: 2
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 40.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 5 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من سوالم اینه واقعا استعداد من چیه؟ من به چه دردی میخورم؟ اصن به دردی هم میخورم؟!
    قدیما دوست داشتم پشت صحنه باشم تا جلو صحنه! اما الان برعکس میخوام تو دید باشم!
    چرا اینقدر از یک شاخه به یک شاخه دیگه میپرم ؟؟

    چطوری استعدادمو پیدا کنم؟؟

  16. کاربر روبرو از پست مفید Darde_Bi_Alaj تشکرکرده است .

    یه دختر سرگردان (دوشنبه 21 اردیبهشت 94)

  17. #19
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    شنبه 25 بهمن 04 [ 23:11]
    تاریخ عضویت
    1393-12-20
    نوشته ها
    3,225
    امتیاز
    98,492
    سطح
    100
    Points: 98,492, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    8,100

    تشکرشده 7,109 در 2,468 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست من .

    در چه رشته ای تحصیل میکنی ؟

  18. 2 کاربر از پست مفید باغبان تشکرکرده اند .

    parsa1400 (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), یه دختر سرگردان (دوشنبه 21 اردیبهشت 94)

  19. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    برادر خوبم سلام. اول از همه بگم که حالات شما کاملا قابل درکه . و برای هر جوانی ممکنه پیش بیاد . دوستان پاسخهای خوبی دادند . پاسخ دوستان هم سن وسال شما شاید بیشتر به دلتون بشینه . و پاسخ من به نظر شما بیشتر شبیه یک نصیحت مادرانه باشه . به نظر من شما دارای قوه تخیل خیلی قوی هستید که این نشاندهنده هوش بالای شماست . فرد مذهبی هم به نظر میرسید . که همه اینها پتانسیلهای فوق العاده ای میتونه باشه برای ساختن اینده ای خوب و روشن .

    برای داشتن ارتباط و داشتن دوست بیش از حد اهمیت قائلید . زندگی که فقط دوست یابی یا داشتن دوست نیست . شما اگر فرد پر تلاش و سخت کوشی باشید و طبیعتا موفقیتهایی در زمیته کاری یا درسی خود به دست بیارید دوستانی هم در این مسیر خود به خود خواهید داشت .

    برای ارتباط با جنس مخالف هم هنوز خیلی براتون زوده و هنوز مسیر زیادی تا ازدواج پیش رو دارید .

    برای رفتن به عراق و جنگ با اشرار نمیتونم نظری بدم . اگر این از ایمان درونی و از شدت جسارت شما ناشی شده باشه قابل تقدیره .

    ولی اگر برای خود کشی باشه ! میبینید که این نیتها و هدفها هستند که کارها رو متعالی یا پست میکنند .

    البته معلوم هم نیست که هر کسی که میره جنگ حتما کشته بشه . شاید اونجا مسیری برای خودسازی شما باشه .
    شاید وقتی خونه هایی رو دیدی که اوار شده بر سر صاحبانشون یا انسانهایی که عزیزانشون رو یک شبه از دست دادند و اواره و بی خانمان شدند . بیشتر قدر زندگی رو بدونی .

    راستی از دردی که به نظرت بی علاجه بیشتر صحبت کن . گاهی وقتها واقعا دردی نیست و ما تصور درد را داریم .

  20. 2 کاربر از پست مفید واحد تشکرکرده اند .

    parsa1400 (یکشنبه 20 اردیبهشت 94), یه دختر سرگردان (دوشنبه 21 اردیبهشت 94)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.