به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 28 , از مجموع 28

موضوع: خودکشی

  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1393-12-01
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    191
    سطح
    3
    Points: 191, Level: 3
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 18 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هستم عزیزان. خودکشی هم نکردم.
    چطوره از این همسر بی خود روانی کننده جدا شم؟ روی اعصابمه. خاک بر سر من که قدر همسر قبلیم رو ندونستم. هر چی بود و هر چی بود و هر چی بود از این عوضی خیلی بهتر بود.
    نظرتون چیه یه خونه تکونی بکنم خودم رو.
    کاش ازدواج نکرده بودم با این آشغال....

  2. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 اردیبهشت 95 [ 11:39]
    تاریخ عضویت
    1391-3-30
    نوشته ها
    135
    امتیاز
    5,578
    سطح
    48
    Points: 5,578, Level: 48
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 172
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    196

    تشکرشده 193 در 77 پست

    Rep Power
    33
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaviremesr نمایش پست ها
    خیلی سریع بع از 4 ماه از طلاقم عقد کردیم.دیگه می دونستم این بار باید چکار کنم....
    حداقل زمان بین طلاق تا ازدواج بعدی باید دو سال باشه تا طرف

    حسابی با خوش کنار بیاد و موارد و کم و کاستی های خودش را

    بشناسه شما نباید بعد از 4 ماه ازدواج میکردی

    آخه چه عجله ای بود برای ازدواج سریع !!!!


    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaviremesr نمایش پست ها
    این همسر یکسال و نیم از من کوچکتره. با اینکه قبلا ازدواج نکرده بود، براش مهم نبود. پدرم هم استقبال کرد.
    بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج این که سن پسر کمی

    از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند به عنوان

    مثال اختلاف سنی یک تا پنج سال باشد و این موضوع دلایل

    مهمی دارد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaviremesr نمایش پست ها
    بی حد روی اعصابم راه میره. خیلی خونسرده. وقتی چیزی ازش می پرسم سربالا جواب می ده. گاهی دروغ می گه.
    یه جورایی رفیق باز.
    اگه یه روز توی خونه باشه کلافه میشه. حتماااا باید یکیو ببینه. تمام مدت تلویزیون با این شوهای مسخره و مزیکهای بی محتوا و اجمقانه، تبلیغات احمقانه تر روشنه. خیلی عصبیم می کنه. بعضی وقتا حالم از همه چی بهم می خوره.
    اصلا نمی فهمه من چی می گم.
    از نظر روان شناسی زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل

    زندگی عاقل تر می شوند
    و درکشان از مسائل درون خانواده

    و زندگی عمیق تر است،بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر

    در این زمینه ها فکر می کنند.

    حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد

    به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و

    مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده

    نمی شود، این تصور تداعی می شود
    که مرد نسبت به خانه

    و خانواده بی مسئولیت است
    و در نهایت تنش فضای

    خانواده را پر می کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaviremesr نمایش پست ها
    برعکس همسر قبلیم خیلی اهل دوسته.
    خواهر عزیز شما نباید همسر سابق تون را با ایشون مقایسه کنید

    این حس مقایسه که داره شما را اذیت میکنه

    اگر ایشون خوب بود پس چرا جدا شدید ؟؟؟

    هر انسانی یکسری نکات اخلاقی خوب و یکسری نکات اخلاقی بد داره

    شما خوبی های ایشون ببین !!!

    چرا ذره بین گرفتی دستت داری بدنبال بدی هاش میگردی ؟؟؟

    که البته مواردی که در بالا گفتید بنظر بنده مشکلی ندارد

    فعلا در تمامی خونه ها همین تلویزیون ها و فیلم ها و شو ها برقرار

    و تنها سرگرمی موجود لااقل قشر متوسط جامعه همینه

    شما فکرشا بکن همین مورد هم نباشه ، خوب اونوقت 24 ساعت باهم

    دعوا میکردید

    لااقل الان یکم سرتون گرم برنامه های تلوزیونی یه


    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaviremesr نمایش پست ها
    احساس گناه می کنم بخاطر ازدواج قبلم. پشیمونی امونم رو بریده
    شما حس گناه داری ، پشیمونی

    چون از روی طلاق تون مدتی گذشته و آتش خشم و عصبانی تت

    نسبت به شوهر
    سابق ت کم تر شده

    همچنین به خاطر اینکه الان که کارهای ایشون را میبنی

    و فهمیدی که اون بنده خدا مشکلی نداشته و شما بهونه گیری میکردی

    الانم که از ایشون جدا بشی و به اولی برگردی اگر سر کوچکترین چیزی

    با هم بحث تون بشه

    میگی وای چه اشتباهی کردم کاش با همون دومی ساخته بودم و .....

    راه ش این نیست .....

    شما باید روی خودت کار کنی ...

    شما 10 تا شوهر دیگه هم که عوض کنی تا خودت را تغییر ندی فایده ای

    نداره


    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaviremesr نمایش پست ها
    چطوره از این همسر بی خود روانی کننده جدا شم؟
    یعنی واقعا فکر میکنی راه ش اینه ؟؟؟؟

    شما چون یکبار جدا شدی و سیر طلاق را طی کردی

    قبح این کار برات ریخته شده و جدا شدن های پشت سر هم

    برات عادی شده

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaviremesr نمایش پست ها
    کاش ازدواج نکرده بودم با این آشغال....
    علت دوباره و خیلی زود هنگام ازدواج ت با ایشون چی بود ؟؟؟؟

    مگه دوست ش نداشتی ؟؟؟

    اگه دوسش نداشتی پس چرا باهاش ازدواج کردی ؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط Kaviremesr نمایش پست ها
    خواستم خودم رو بکشم با تیغ. خراش هم برداشت اما جواب کاءنات رو کی بده؟ دردش چی میشه؟
    واقعا تا حالا برام پیش نیومده که بخوام چنین کاری بکنم

    ولی من فکر میکنم تمام این موارد حاکی از نداشتن هدف در زندگی

    داشتن هدف در زندگی خیلی مهم

    تیری که مسیرش سیبل روبروش نباشه به بیراهه میره

    شما در زندگی هدف ت چیه ؟؟؟


    تو خونه خودت را سر گرم کن ، نه سرگرمی بیخودی مثل فیلم دیدن

    که بعد یکروز بگی خوب فیلم هم دیدم حالا که چی

    یه سرگرمی که ثمر داشته باشه

    مثلا برو کلاس موسیقی مثل پیانو - گیتار - سنتور و ...

    یا کلاس نقاشی ، گل ارایی ، تزئینات سفره و .....

    شما کلاس موسیقی بری برات عالیه

    هم ذهن ت درگیر کلاس و آموزش و استاد و بچه ها میشه

    هم تو خونه فکرت در گیر تمرین و نت خونی و .... میشه

    بنظر من شما قوی تر از اونی هستی که دست به خودکشیبزنی خودکشی مال انسان های پوچ و بی مصرف

    شما که شاغل هستی و اینقدر در خودت دیدی که مجددا ازدواج

    کنی پس نمیتونی انسان پوچ و بی مصرفی باشی

    اصلا خودکشی در ذهن ت هم نباید نقش ببنده

    زندگی همینه باهاش باید باهاش بجنگی ....

    همیشه که خوشی و خوش گذرونی و تفریح و مسافرت نیست

    بعضی وقت ها هم اینجوری یه ....


    فکر کن خودت را کشتی ، خوب که چی ؟؟؟؟؟

    مثلا چیزی درست میشه ؟؟

    بخدا آب از آب تکون نمیخوره

    شوهرت میره زن میگیره

    شوهر سابق ت هم که حتما ازدواج میکنه

    این وسط کی ضرر کرده ؟؟؟

    فقط شخض شما ....

    پس سفت و سخت وایسا و باهاش بجنگ -- روشا کم کن

    تو بهش بخند -- نذار از پا درت بیاره
    ===========================
    بر آنچه گذشت
    آنچه شکست
    آنچه نشد
    حسرت نخور ....

    زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمی شد ....
    ویرایش توسط tanhaei : چهارشنبه 06 اسفند 93 در ساعت 08:39

  3. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 10 اسفند 94 [ 17:17]
    تاریخ عضویت
    1393-10-14
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    2,348
    سطح
    29
    Points: 2,348, Level: 29
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    67

    تشکرشده 156 در 69 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام ، خدارو شکر که هستی و امیدوارم از فاز خودکشی و این داستانا اومده باشی بیرون ، راجب ازدواجتم یه مثال میزنم برات که مثله یه آدمی میمونی که یه کاری رو شروع میکنه با یه سرمایه ای و بعد از بالا پایین شدن کارش وقتی دچار ضرر میشه و سرمایش مثلا 30 % میشه به جای اینکه همون کارو ادامه بده و تلاش کنه که اون 30 درصد و به 50 درصد برسونه به کلی کل کارشو تعطیل میکنه و میره یه کار دیگرو از صفر شروع میکنه . که احتمال موفقیت کار جدید کمتره و بهتره همون کسب و کار قدیم رو بهبود بده .
    امیدوام که تلاش کنی تا همین رابطه ای که الان داری رو درست کنی ، هر آدمی نقطه ضعف و قوت داره . موفق باشی

  4. کاربر روبرو از پست مفید stu تشکرکرده است .

    شیدا. (پنجشنبه 07 اسفند 93)

  5. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1393-12-01
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    191
    سطح
    3
    Points: 191, Level: 3
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 18 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    کاملا باهاتون موافقم.
    مرسی.
    خودکشی نمی کنم اما یکی گفته وقتی از طوفان عبور کنی هرگز آدم قبلی نخواهی بود.
    .................................................

  6. کاربر روبرو از پست مفید Kaviremesr تشکرکرده است .

    اقای نجار (چهارشنبه 06 اسفند 93)

  7. #25
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 تیر 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1393-8-30
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    10,896
    سطح
    69
    Points: 10,896, Level: 69
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 354
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,179

    تشکرشده 383 در 100 پست

    Rep Power
    44
    Array
    اره بعد از طوفان قویتر وبا تجربه تر شدید ...
    یه خاطره خوب تعریف نکردید

  8. کاربر روبرو از پست مفید اقای نجار تشکرکرده است .

    شیدا. (پنجشنبه 07 اسفند 93)

  9. #26
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 15 اسفند 93 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1393-12-01
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    191
    سطح
    3
    Points: 191, Level: 3
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 9
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 18 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بهترین و زیباترین چیز توی زندگی من گربه امه. بخاطر آسم و آلرژی نمی تونم دیگه پیش خودم داشته باشمش. چندین ماهه رفته پیش یه آقایی زندگی می کنه، شاید تلخ ترین اتفاق زندگیم دوری از گربه ام باشه. اما خاطره ی خوبم بغل کردنش و ناز کردنشه....
    دو سال پیش یه چند ماه رفتم خونه ی خواهرم که اون موقع دوبی بود، خیلی بهم خوش گذشت و آرامش داشتم.
    اما بی شک بهترین خاطره ی زندگیم مربوطه به کسیه که عاشقش بودم.... وقتی می دیدمش، صداش رو می شنیدم تمام زیبایی هوی دنیا توی وجودم جمع میشد.
    از عصبانیتم کم شده و آرومم. ممنونم از همه ی شما که تونستم بدون نگرانی باهاتون حرف بزنم.
    آرزوی رضایت و شادی دارم برای همه اتون.

  10. کاربر روبرو از پست مفید Kaviremesr تشکرکرده است .

    اقای نجار (جمعه 08 اسفند 93)

  11. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 اردیبهشت 94 [ 22:42]
    تاریخ عضویت
    1393-11-28
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    396
    سطح
    7
    Points: 396, Level: 7
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 4
    Overall activity: 8.0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    33

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم اومدی چند بار به تاپیکت سر زدم ببینم چیزی نوشتی
    در مورد همسرت بگو
    چه رفتاری و چه کارهایی ازش میبینی که ناراحتت میکنه
    چرا بهش میگی روانی؟
    ودر مورد عشقت هم صحبت کن
    ما منتظریم

  12. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 اردیبهشت 94 [ 19:27]
    تاریخ عضویت
    1393-11-21
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    651
    سطح
    13
    Points: 651, Level: 13
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 49
    Overall activity: 28.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered500 Experience Points
    تشکرها
    138

    تشکرشده 20 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من هم از زندگیم خیلی خسته شده بودم. دیگه بریده بودم. حتی روزش رو هم تعیین کرده بودم. ولی حرفهای شما خیلی آرومم کرد.از این کار منصرفم کرد.
    کویر مصر عزیز، تو با ایجاد این تاپیک، هم جون خودتو نجات دادی هم منو
    میگن حضور هرکسی توی زندگیمون به یه دلیلی هست و اون آدم حتما یه تاثیری توی زندگیمون میذاره. بعضی وقتها این تاثیر زیاده و بعضی وقتها کم
    این روزها کارم فقط شده بود گریه کردن. ولی واقعا هیچ چیزی اونقدر ارزش نداره که خودمون رو به خاطرش اینقدر اذیت کنیم.دیگه رفتم روی حالت بی خیالی.از این به بعد دیگه میخام یکم بیشتر به خودم برسم. زندگی هم زیبایی های خودشو داره و ما بعضی وقتها فقط روی قسمت ناراحت کننده زندگیمون بیش از حد، زوم میکنیم. زیبایی های زندگی تو پیدا کن عزیزم.نقاط روشن زندگیت

  13. 5 کاربر از پست مفید من راضیه هستم تشکرکرده اند .

    mohi (شنبه 09 اسفند 93), stu (پنجشنبه 07 اسفند 93), آویژه (پنجشنبه 07 اسفند 93), اقای نجار (جمعه 08 اسفند 93), شیدا. (پنجشنبه 07 اسفند 93)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.