به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 17 از 54 نخستنخست ... 7891011121314151617181920212223242526273747 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 538
  1. #161
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 فروردین 88 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1387-8-02
    نوشته ها
    318
    امتیاز
    4,441
    سطح
    42
    Points: 4,441, Level: 42
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 33 در 29 پست

    Rep Power
    49
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    بهترین کار اینه که ابتدا رفتار خود چکامه خانوم اصلاح بشه. اولین مرحله در اصلاح حرکت به سمت تعادله.نه اینکه عکس کاری رو بکنه که تا حالا می کرده. این تصوری که شما از مردها آوردید" ابتدا اینقدر خانوم رو اذیت می کنن بعد که دیدن داره دور می شه سمتش می رن بیشتر به بیمارهای روانی می خوره_ابتدا رفتار سادیسمی بعد رفتار مازوخیستی"

  2. #162
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    دیدید گفتم متوجه حرف ها نشدید؟!!! من کی گفتم :" مردها ابتدا اینقدر خانوم رو اذیت می کنن بعد که دیدن داره دور می شه سمتش می رن "
    این هم یکی دیگه از خصوصیات شما اقایون که دقیق به حرف گوش نمی دین.
    من نمی خوام با شما بحث کنم چون این درست نیست. موفق باشید
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...

  3. #163
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 26 فروردین 88 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1387-8-02
    نوشته ها
    318
    امتیاز
    4,441
    سطح
    42
    Points: 4,441, Level: 42
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 33 در 29 پست

    Rep Power
    49
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین غ
    در ضمن شما مردها تا احساس نکنید چیزی که دارید رو ممکن از دست بدید برای نگهداریش تلاش نمی کنید. این یک واقعیته.
    نمی دونم از این چی می شه برداشت کرد. من اینیو برداشت کردم که آوردم.

    متاسفم برای اینکه از ذهن من هم برداشت می کنید!
    این واقعا عجیبه. تو همین چند تا پست 2-3 قضیه به آقایون نسبت داده شد . خانوم محترم نتیجه بی تفاوتی برای یک مرد که به هرحال آزادتره و خیلی هم دل خوشی از زندگیش نداره"به دلیل رفتار قبلی همسرش" یا می شه طلاق یا می شه ادامه زندگی(در همین وضع در بهترین حالت) یا می شه خیانت(در بدترین حالت)! بحث حقوق رو پیش نمی کشم. ولی اگر خلاف این بود که عرض کردم این همه حدیث در مورد عدم بی تفاوتی به شوهر در اسلام نبود.

    چکامه خانوم دوستان خانومت ما مردها رو بیشتر می شناسند. به حرفشون گوش کنید.
    یا حق

  4. #164
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 تیر 91 [ 11:23]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,019
    امتیاز
    7,536
    سطح
    57
    Points: 7,536, Level: 57
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    650

    تشکرشده 657 در 204 پست

    Rep Power
    119
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    من با این آقا موافقم تو نباید نسبت به نیما بی تفاوت بشی باید نسبت به رفتتارهاش بی تفاوت بشی و حساسیت نشون ندی
    عزیزم نه زیاد خودتو شیفته نشون بده نه زیاد بی تفاوت

  5. #165
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 18:18]
    تاریخ عضویت
    1387-8-04
    نوشته ها
    1,150
    امتیاز
    16,194
    سطح
    81
    Points: 16,194, Level: 81
    Level completed: 69%, Points required for next Level: 156
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    1,211

    تشکرشده 1,247 در 437 پست

    Rep Power
    134
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    خوشحالم که وضعیتت کمی بهتر شده . بنظر من شما خوب کردی که محکمتر در برابرش ظاهر شدی . اما مراقب باش کاری نکنی که اوضاع بدتر بشه و بقول خودت راهتون از هم جدا بشه .

  6. #166
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 شهریور 90 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1387-2-14
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    4,810
    سطح
    44
    Points: 4,810, Level: 44
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 140
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 49 در 25 پست

    Rep Power
    41
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    اينجا كسي هم نگفت چكامه بايد نسبت به همسرش بي تفاوت باشد . خانمها همگي اين نظر رو داشتند :
    چكامه فعلا" نبايد انتظار همدردي از شوهرش داشته باشه . روي ضعفهاي شخصيتي خودش بيشتر كار بكنه .كماكان احترام آميز و با محبت با شوهرش برخورد كنه ولي انتظار پاسخ فعلا" نداشته باشه . شادماني رو دوباره در خودش به وجود بياره . برنامه هاي خودش رو جهت مستقل شدن دنبال بكنه و در نهايت خودش رو براي مواجه شدن با آينده بهتر يا خداي ناكرده بدتر آماده بكنه .
    به هر حال هيچ كدوم از ما نه چكامه هستيم ونه نيما .وهنوز دليل زياده روي نيما رو نميدونيم .

  7. #167
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 تیر 89 [ 23:20]
    تاریخ عضویت
    1387-1-14
    نوشته ها
    140
    امتیاز
    4,643
    سطح
    43
    Points: 4,643, Level: 43
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 107
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran1000 Experience Points
    تشکرها
    12

    تشکرشده 12 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    سلام چکامه
    خیلی وقته دارم مشکلتو پیگیری می کنم، اما چون خودم اصولا آدم موفقی در برقراری ارتباط نیستم، ترجیح دادم حرفی نزنم.
    چکامه جان مشکل شما خیلی ساده نیست، می بینی همین جا هم بر سر ارائه راه حل بین دوستان عزیز نازنین غ و santatian اختلاف افتاده است....

    چکامه جان می خواهم یک نصیحتی بکنم که شاید چندان خوشایندت نباشد، چکامه خانم هرگز احتمال محقق شدن تصمیم همسرت مبنی بر جدایی را فراموش نکن و خودت را برای این موضوع از لحاظ روحی آماده کن. دلایل زیادی وجود دارد که نشان می دهد تصمیم همسرت جدی است.
    چکامه هرگاه می خواهی برای بازگرداندن زندگیت تلاش کنی، مبنا را بر این بگذار که همسرت از جدایی صرف نظر خواهد کرد و هرگاه دیدی روح و قلبت وابسته همسرت می شود، این احتمال را برای خودت یادآوری کن و خود را برای آن ایام آماده کن، والا به شدت ضربه خواهی خورد.

    در ضمن چکامه جان به نظر من، با توجه به توصیفاتی که از همسرت کردی، راهنماییهای نازنین جان صحیحتر است. فقط باید صبور باشی و آهسته و پیوسته و با تدبیر قدم برداری. انتظار معجزه نداشته باش که یک هفته ای همه چیز حل شود.
    از طرفی تحت هیچ شرایطی خسته نشو و خودت تقاضای طلاق نده، چون ممکن است همسرت همین قصد را داشته باشد و فقط با این کارها می خواهد از دادن مهریه خلاصی پیدا کند!

    سعی کن رابطه ات را با خانواده همسرت و دوستان صمیمی او بیشتر کنی تا بتوانی اطلاعات بیشتری از قصد شوهرت پیدا کنی. اصلا یک شب به خانه مادر شوهرت برو و به بهانه اینکه دیروقت شده، شب را آنجا بمان...
    وقتی خانواده همسرت می گویند 30 تومان بگیر و طلاق، پس در جریان خیلی چیزها هستند. با نزدیک شدن به آنها سعی کن به واقعیت برسی.
    موفق باشی

  8. #168
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    سلام دوستاي عزيزم.از راهنماييهاتون ممنونم.santatian عزيز برام نوشته بودي رفتارم رو از حالت وسواس گونه تغيير بدم و رفتار معمولي داشته باشم.حرفتون رو قبول دارم.من قبلا بدليل دوست داشتن زياد يا بهتر بگم وابستگي زياد حس ميکردم نيما يه جورايي بايد براي من باشه و اين رفتار حالت وسواس گونه به خودش گرفته بود.البته اين رفتار توي خيلي از خانوما و حتي آقايون هست ولي به هر حال اشتباهه.الان که خودمو با قبل مقايسه ميکنم ميبينم جلوي نيما فيلم بازي نميکنم واقعا حالت وسواس گونه ام تا حدود خيلي خيلي زيادي از بين رفته و معمولي شده.من بهتر از هر کسي ميتونم اين حالت رو در خودم ببينم و از اين بابت خيلي خوشحالم.ديگه اون حساسيتهاي قديم از بين رفته.الان 6 ماهي ميشه که دست به موبايلشم نزدم.در صورتيکه پارسال اين موقع ها بود که بدليل اتفاقاتي که برام افتاده بود همش ميخواستم به عناوين مختلف يه جورايي کنترلش کنم.ولي با گذشت اين مدت ياد گرفتم موبايل يه وسيله شخصيه و من نبايد وارد مرز همسرم بشم.خيليها چک کردن موبايل همسرشون يه جورايي براشون عادت شده مثل قبل خود من.ولي براي من ديگه اين حالت از بين رفته و به اين درک رسيدم که اين کار اشتباهه.اين پيشرفتهارو من توي خودم کاملا ميتونم حس کنم و از اين بابت خيلي خوشحالم.ميخوام بگم واقعا يه سري تغييرات رو در خودم ميبينم ولي ديگه يه جاهايي دوستاي عزيزم بهم حق بدين که ناراحت بشم.وقتي توي اوج دردي و درد جسمي داره عذابت ميده ولي همسرت در مقابلت خيلي بيتفاوت رفتار ميکنه خيلي تحملش سخته.خيلي.وقتي اصلا تورو به حساب نمياره و بدتر از همه اين رفتاراش باعث ميشه تا اطرافيان هم اون احترامي که قبلا برات قائل بودن رو ديگه مثل قبل برات قائل نباشن.من کاملا اينو ميتونم حس کنم.حتي از طرف خانواده همسرم .با وجود اينکه اونا خيلي خوبن ولي اون زمان وقتي نيما همه جوره پشتم بود،احتراممو داشت و مخصوصا چون همه اينها رو توي جمعهاي خانوادگيمون هم نشون ميداد همه برخوردشون بامن يه جور ديگه بود.نميدونم تونستم منظورم رو خوب برسونم يا نه.شايد خانوما اين مسئله رو بهتر حس کنن.وقتي همسر آدم همه جوره آدمو ساپورت ميکنه ديگران هم به خودشون اجازه زدن هر حرفي يا انجام هر کاري رو نميدن.
    ما زنها با شما مردها فرق ميکنيم.اون روز که به نيما اين حرفارو ميزدم و بهش ميگفتم به محبت تو احتياج دارم ميگفت پس چرا من احتياج ندارم؟نميدونم شايد هم واقعا احتياج نداشت.ولي روحيه من با اون فرق ميکنه.در رابطه با احترام گذاشتن برام نوشته بودين.با وجود تمام اين رفتارهاي نيما من همچنان محبت و احتراممو نسبت به اون دارم.با اينکه جواب سلاممو نميده ولي من به اون کاري ندارم.سلاممو ميکنم.حتي اگه بيجواب باشه.ولي يواش يواش دارم تعادلمو بدست ميارم.حس ميکردم قبلا زيادي محبت ميکردم يعني يه جواريي شورشو درآورده بودم ولي الان يواش يواش دارم بالانس ميشم.اينو کاملا ميتونم حس کنم.برام نوشته بودين گاهي اوقتا وقتي ميرم بيرون بهش بگم که نيما اي کاش تو هم کنارم بودي.از اين حرفا بهش زياد زدم.بهش حتي پيشنهاد بيرون رفتن هم کردم ولي اون نمياد.با من نمياد.البته الان خدارو شکر خيلي خيلي بهتر شده.
    shad عزيزم برام نوشته بودي توي بيرون رفتنام حالت لجبازي به خودم نگيرم که اون هم با من لج کنه.ميدوني چيه اصلا من ذاتا آدم لجبازي نيستم.ولي متاسفانه ممکنه اون از اين کار من اينطور برداشت کنه و من ديگه نميتونم کاريش کنم.
    baby عزيز برام نوشته بودي مهمون زياد دعوت کنم.راستش چندبار اين کار رو کردم.البته دوستامون رو دعوت کردم.ولي رفتار نيما توي جمع به قدري سرد بود که همه متوجه ميشدن.همه تعجب ميکردن که اين همون نيماي قبله؟براش تولد گرفتم توي جمع بهم بي احترامي کرد.البته اينم بگم که اون موقع هنوز خشمشو داشت و به آرومي الان نبود.الان خداروشکر خيلي آروم شده.کاملا ميتونم حس کنم که خودش هم خيلي دلش ميخواد مهمون بياد خونمون يا مهموني بريم.ولي راستش من ديگه نميخوام خورد بشم.اين تحقيرها تا کي؟توي ماه رمضون هم که قرار بود بريم خونه خاله اش(توي پستهاي قبلي جريانشو نوشتم)بهش گفتم 2 ساعت تحمل کن و رفتار عادي از خودت نشون بده.نميخوام ديگران متوجه اين رابطه من و تو بشن.ولي اون قبول نکرد.شما فکرشو بکنين من ونيما که توي يه بشقاب با هم شام ميخورديم حالا توي مهموني بخواد بشقابشو برداره بره يه گوشه اتاق بشينه تنها شامشو بخوره.يعني مردم احمقن؟نميفهمن؟اون حاضر نشد 2 ساعت حداقل ظاهرو حفظ کنه.براي همين اون شب نرفتيم.
    خانواده خودش و من هم با اين کارايي که نيما کرد ديگه خونمون نميان.الان يکساله.
    و نازنين عزيزم خيلي از حرفاتو قبول دارم خيلياشو.سعي ميکنم بهشون عمل کنم.عزيزم مرصي از راهنماييهات.راستش خيلي خسته ام.خيلي.هم جسمي هم روحي.
    ديروز اونقدر کمرم درد ميکرد که فقط منتظر بودم زودتر کارم تموم بشه و برم خونه.خونه که رسيدم نيما نبود.ساعت 8:30 اومد.راستش از زور درد شام هم نتونستم درست کنم.فقط روي تخت دراز کشيدم.وقتي اومد کاملا ميتونستم بفهمم که چقدر خسته اس.يه سره رفت توي آشپزخونه و سوسيس سرخ کرد براي شام.اين کار هم ازش بعيد بود.آخرشب هم بهش گفتم برام بليط بگير ميخوام چندروز برم کيش.هيچي نگفت.
    راستش خيلي دلم ميخواد اگه رفتم اونم باهام باشه.مسافرت در حال حاضر براي هردومون لازمه.هردومون يه جوارايي خسته ايم.

  9. #169
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 10 اسفند 89 [ 00:35]
    تاریخ عضویت
    1387-7-09
    نوشته ها
    166
    امتیاز
    5,531
    سطح
    47
    Points: 5,531, Level: 47
    Level completed: 91%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    50

    تشکرشده 74 در 28 پست

    Rep Power
    34
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    اسما عزيزم کاملا حرفتو قبول دارم.مرصي گلم.

  10. #170
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 21 اردیبهشت 92 [ 12:37]
    تاریخ عضویت
    1387-6-17
    نوشته ها
    1,234
    امتیاز
    8,567
    سطح
    62
    Points: 8,567, Level: 62
    Level completed: 39%, Points required for next Level: 183
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    277

    تشکرشده 281 در 126 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: دارم از همسرم جدا ميشم.ولي هنوز دوسش دارم.توروخدا کمکم کنيد.

    چکامه گلم می تونم درکت کنم عزیز. باور کن با تمام وجود این تنهاییتو درک می کنم چون خودمم گاهی احساس تو رو دارم. خیلی خوشحالم که نوشتی شخصیتت نسبت به گذشته عوض شده. چکامه جان الان راهی جز اینکه خودت برای خودت همدرد باشی نداری عزیزم. می دونم خیلی سخته ولی انتظار همدردی از نیما رو یک مدت نداشته باش. ببین اونم داره کم کم به حالت عادیش بر می گرده. چکامه مهمونی بگیر. فضای خونتو شاد کن. بذار نیما اون ته مونده حرص و عصبانیتشو با بی محلی به تو توی جمع خالی کنه. چرا فکر می کنی خرد می شی ؟؟ اگه رفتار خودت نرمال باشه جلوی خیلی حرفا رو می گیری. به حرف مردم کار نداشته باش. ببین چکامه تو تا قبلا از این تیپ زن هایی بودی که همیشه خودتو پشت شوهرت قایم می کردی ( این خیلی خوب بوده ها . شعور و درک بالای همسرتو می رسونده که هواتو داشته ) ولی حالا بنا به دلایلی باید خودت باشی. باید بشی مثل خیلی از زنها که این نکته مثبتو تو زندگی ندارن. خوب اونا چی شدن؟ شخصیتشون زیر سوال رفت ؟؟؟ الانم تو خودت باید کنترل اوضاع رو دست خودت بگیری. مثلا توی مهمونی اگه نیما یک گوشه رفت تو به روی خودت نیار. اگه کسی متلک یا حرفی زد بگو : طفلکی نیما یک مدته خیلی مشغله کاری داره. مردها وقتی مشغله دارند دوست دارند تنها باشن. منم یک مدت گذاشتم نیما با خودش ناراحت باشه! ببین با همین جمله نه تنها کم محلی شوهرت بی رنگ می شه بلکه شعور بالای خودتو رسوندی.
    باید یک جورایی ماست مالی کنی فعلا.
    چکامه هر چی روحیتو بیشتر به دست بیاری شوهرت بیشتر بر می گرده. خودتم محکم تر می شی عزیزم. مهمونی بده. مسافرت برو. شاد باش. می دونم سخته ولی این یک مدت رو هم تحمل کن عزیزم. بذر نیما خالیه خالی بشه.
    ولی یک گوشه ذهنت خدای نکرده جدایی رو هم داشته باش.
    عزیزم ما همه برات دعا می کنیم. موفق باشی.
    روی هر پله که بایستی خدا یک پله ازت بالاتره. نه به خاطر اینکه خداست. به خاطره اینکه دستتو بگیره...

    هر شب درانتهای شب نگرانیهایت را به خدا واگذار کن و آسوده بخواب. به هر حال او در تمام شب بیدار است ...


 
صفحه 17 از 54 نخستنخست ... 7891011121314151617181920212223242526273747 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. همسرم میخواد ازهم جدابشیم ولی من هنوز دوسش دارم..
    توسط sarina_1362 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 68
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 خرداد 94, 01:03
  2. هنوز دوسش دارم نمیتونم فراموشش کنم
    توسط saram در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 شهریور 93, 09:57
  3. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: شنبه 27 مهر 92, 14:24
  4. چکار کنم متوجه بشه دوسش دارم ؟
    توسط بی تفاوت در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: یکشنبه 23 اسفند 88, 17:28

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:29 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.