سلام ممنون که برام پست گذاشتید من همه کارهای که شما می گید انجام دادم از گزارش دادن های خودم ازاینکه گوشی من همییشه وسط خونه است در دسترسش اما من هر چی کوتاه اومدم اون بیشتر ازارم داده چیزهای رو که قبلا گیز نمیداد الان بهش گیر میده من شش ماه که بدون اون جایی نرفتم جز دو بارکه تاسرکوچه رفتم خرید این دانشگاه که کار داشت وگرنه میخواست منو برسونه من پست شمیم بهار خیلی قبول دارم ولی موندم از ازار من لذت میبره یا واقعا بدبینه اخه روزی چهارشنبه ازم میپرسه تودانشگاه باپسری هم حرف زدی یاهمیشه بهم میگه صندلی اول ودوم اخر حق نداری بشینی الان که دیگه میگم باشه نمیشینم میگه نمیخواد بری خودم میر سونمت اینم ا کوتاه اومدن مراعات کردن من همچین اون روزبامنت بامن حرف میزد که اجازه داده برم انگار رفتم مسافرت خوشگذرونی
به خدامن یک دختر باحجاب وسنگینم هیچ وقت هم طوری رفتار نکردم که بخواد بدبرداشت کنه ادواجم هم سنتی بوده پس چرا بامن اینطور رفتار میکنهدیگه ازش میترسم اینقدر دعوا بحث سر چیزای معمولی در اورده دیگه ازش می ترسم












علاقه مندی ها (Bookmarks)