به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 12 از 39 نخستنخست ... 234567891011121314151617181920212232 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 383
  1. #111
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 31 مرداد 89 [ 09:41]
    تاریخ عضویت
    1386-12-02
    نوشته ها
    376
    امتیاز
    7,153
    سطح
    56
    Points: 7,153, Level: 56
    Level completed: 2%, Points required for next Level: 197
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    263

    تشکرشده 275 در 140 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    در این تاریخ از طاهره توسط fnh63 تشکر شده

  2. #112
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    fnh63 عزیز، تغییر کردم و اونم همین سخت نگرفتن بعضی مسائله..
    ممنون

  3. #113
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    طاهره عزیز ممنون
    به خاطر محبتی که به من دارید تشکر می کنم، من همیشه از راهنمایی شما استفاده کردم حتی اگه در تایپیک من چیزی ننوشته بودید.

    دوباره همه مطالب رو خوندم، ممنونم.
    بعضی از خصوصیات منفی که در همسرم هست خصوصیاتیه که خودش هم از بودنشون خیلی ناراحته، مثلا همین که بعضی از اخلاقهاش شبیه پدرشه، اون خودش باید این خصوصیاتش رو تعدیل کنه چون اگه از طرف من بهش گفته بشه جبهه می گیره به هر حال هر کسی روی پدر و مادرش تعصب داره، در مورد عصبانیتش هم خیلی جاها خودم مقصر بودم، همین طور اطرافیان، همه دست به دست هم داده بودن تا اون رو شخصی عصبی معرفی کنن، البته من سعی کردم زود جلوی این قضیه رو بگیرم اما فقط از طرف منه و پدر و مادرش همچنان به این کار ادامه می دن..
    درسته من خیلی وقتها همسرم رو درک نکردم، خیلی وقتها فقط به نیاز خودم فکر کردم و بس، ولی چند وقته که سعی می کنم بیشتر باهاش همراهی کنم، خوب خوشبختانه از این لحاظ نتیجه گرفتم و اون هم سعی می کنه منو بیشتر درک کنه.
    من و همسرم قبل از ازدواج رابطه مون در این حد بود که یک روز در هفته در جلسات شعر همدیگه رو می دیدیم، یا با هم صحبت می کردیم، حدود 4 سال این ارتباط به این شکل بود و البته سال اول اصلا نمی شناختمش. از لحاظ فکری احساس نزدیکی به هم کردیم، بیشتر اهدافمون مثل هم بود، مثل هم به مسائل نگاه می کردیم، مثل هم تلاش می کردیم و از سایر جهات که مربوط به وضعیت فرهنگی و اجتماعی و تحصیلی و اقتصادی می شه در یک سطح به نظر می رسیدیم ضمن اینکه پدر و مادرمون هر دو از یک شهر بودن و به نظر می رسید که از لحاظ فرهنگی به هیچ مشکلی بر نخوریم، از وقتی هم که تصمیم به ازدواج گرفتیم برای قطعی شدن تصمیمون، البته بعد از آشنایی خانواده ها پیش مشاور رفتیم و مشاور هم همونطور که گفتم ازاین همه تفاهم! تعجب کرد، کم کم فهمیدم از لحاظ فرهنگی تفاوتهای زیادی داریم، همسرم طرز فکرش توی خیلی از مسائل شبیه به من بود اما طرز فکر پدر و مادرش تفاوت زیادی داشت و همسرم هم برای اینکه اونها هم ناراحت نشن سعی می کرد طوری همه چیز رو پیش ببره که پدر و مادرش هم ناراحت نشن، خوب من هم باهاش همراهی می کردم تا کدورتی پیش نیاد.
    شاید اختلافات اصلی من و همسرم از وقتی شروع شد که رفتیم مکه، اونجا مطالب زیادی در مورد نیکی و احترام به پدر و مادر خوند، قبلش هم همسرم فرزند خوبی برای پدر و مادرش بود ولی از اون به بعد خیلی زیاده روی کرد، پدرش هم از این قضیه سوء استفاده کرد، همسرم دربست خودش رو در اختیار پدر و مادرش قرار داد و میشه گفت دیگه همسر من نبود! واقعا نبود، دیگه بین پدر و مادر من و خودش فرق می ذاشت، دیگه همه رو بد می دید الا اونا رو، دیگه احترام منو زیر پا می ذاشت اون هم جلوی پدر و مادرش، اما خیلی مصنوعی و الکی از پدرش جلوی من و اونها تعریف می کرد، کم کم منون حساس کرد، اونقدر که بیش تر از قبل از پدرش کناره گرفتم، وقتی پدر و مادرش بودن اصلا با من کاری نداشت، مثل بچه هایی که بعد از یک قرن تازه فهمیدن که پدر و مادرشون کی بوده!! از مسائل احساسیش گذشته به هیچ وجه دوست نداشتم همسرم انقدر وابسته باشه. یه کم که از اون قضایا گذشت باز بهتر شد، بهش گفتم یه کم متعادل باش، گفت من تا حالا قدر پدر و مادرم رو نمی دونستم اما الان می فهمم که باید زحمتهاشون رو جبران کنم، زمان مجردیم زیاد تنهاشون گذاشتم اما الان باید سعی کنم تنهاشون نذارم، آخه پس چرا ازدواج کرده؟؟ یعنی تازه بعد از ازدواجش فهمیده که باید پدرومادرش رو دریابه، نمی دونم کی به این نتیجه می رسه که باید به فکر همسرش هم باشه، لابد بعد از مرگ من تازه به این نتیجه می رسه.. اونقدر پدر و مادرش رو نزدیک خودش و من می دونه که هیچ مسائلی رو از اونها پنهان نمی کنه، حتی خیلی راحت می گه که من فلان روز به خاطر فلان قضیه با شادی بحثم شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    پدر و مادرش خیلی خوب نقطه ضعف همسرم رو می دونن، همسرم هفته ای یک یا دوبار میاد خونه ما من هم همینطور، اما وقتی که من و همسرم اونجا هستیم، پدر همسرم به خانمش میگه امشب مهمون داریم آقا ... اومده خونمون (منظورش پسرشه!) بعد شروع می کنه که فلان شب که خونه نبودی مادرت حالش بد شد من خودم کارم به بیمارستان کشید، باید به تنهایی عادت کنیم تو که همه اش ما رو تنها می ذاری، شبها مادرت توی خواب ناله می کنه، نباید توی این شرایط تنها بمونه، (آخه یکی نیست بگه پس شما که شوهرش هستی چرا کاری نمی کنی؟ خوب مگه پدر و مادر من هم وضعیت شما رو ندارن چرا اونها اینطوری نیستن!). تا حالا نشده که من و همسرم نریم گردش و یه جوری بهمون متلک نگه. بعضی وقتها یه دفعه خیره میشه توی صورت من تا ببینه مثلا امروز چطوری آرایش کردم که یه کم تغییر کردم، باورتون نمیشه بعضی وقتها دقیقا 3-4 دقیقه همینطوری نگاه می کنه بعضی وقتها خودم بهش می گم که زیاد خودشو خسته نکنه، مثلا میگم امروز خط چشم کشیدم، بعد سرش رو تکون می ده و صورتش رو بر می گردونه. یه بار که موهامو رنگ کرده بودم داشت منفجر می شد آخه خودش هیچ وقت به همسرش اجازه نداده بوده که نه آرایش کنه و نه موهاشو رنگ کنه، برای همین به نظرش من یه زن نافرمانم و پسرش هم یه مرد بدون اقتدار، در صورتی که همسر من هیچ مشکلی نه با آرایش داره و نه با مو رنگ کردن، اما اون در این موارد پسرش رو قبول نداره و انتظار داره من همونطوری بگردم، بپوشم، حرف بزنم، بخورم، بخوابم، بیام، برم که اون دوست داره...
    مشاور هم میگه که باید خودش حضوری بیاد تا بتونم در مورد رفتارش باهاش صحبت کنم و طرز برخرد درست و منطقی با پدر و مادرش رو بهش بفهمونم، اما از بس پدرش گفته که مشاورها به درد نمی خورن اون هم همین نظر رو می ده، چرا قبلا نمی گفت؟؟ چرا الان میگه؟
    درسته که شما میگین پدر شوهر به اندازه همسرمهم نیست اما وقتی انقدر روی همسر من تسلط داره چی؟ وقتی که جلوی همسرم در حال تیکه انداختنه و همسرم هم فقط میگه به دل نگیر چی؟ وقتی به کوچکترین و جزئی ترین مسائل ما کار داره، مثلا حتی اینکه من و همسرم چطوری همدیگه رو صدا می کنیم چی؟ من با کسی ازدواج کردم که واقعا در همه چیز تعادل رو برقرار می کرد، اما الان با کسی روبه رو شدم که فقط روی پدر و مادرش تعصب داره، اون سفر درسته که از لحاظ روحی و معنوی خیلی برام خوب بود اما همسرم خیلی تغییر کرد..
    در مورد اینکه گفتین بیاد این مسائل رو بخونه اصلا در مورد همسر من درست نیست، همینطوری هم فکر می کنه من از صد نفر خط می گیرم! وای به حال اینکه بیاد اینجا رو هم ببینه..
    در مورد نوشتن خواسته ها و احساسات هم، باید بگم که این کار رو کردیم یعنی همسرم هم نوشته برای همینه که الان یه کمی روابطمون بهتر شده، اون دفتری هم که گفتین، خیلی پیشنهاد خوبیه سعی می کنم حتما عملیش کنم، البته الان یه دفتر داریم که مشترکا توش می نویسیم اما به این منظور نبوده.
    سعی می کنم بفهمم چطور دوست داره بهش ابراز علاقه کنم، اگه از دستم بر بیاد حتما این کار رو خواهم کرد.


    این دفعه خیلی حرف زدم، مشاوری که میرم بهم گفته این مسائل قابل حله و فقط باید خودم رو بیشتر به همسرم نزدیک کنم. طوری که هیچ کس رو از من به خودش نزدیکتر نبینه..

    باز هم ممنونم..

  4. #114
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    از توجهت سپاسگذارم شادی عزیز

    دوست گلم ، سعی کردم یادداشتت را با دقت تمام بخونم و تمام سعیم رو کردم خودم رو جای تو بزارم و از زاویه ی نگاه متعهد و مسئول تو به این مشکل پیچیده نگاه کنم . باید اعتراف کنم که خیلی سخت بود ... درک تو و مسئولیت پذیری تو ... اما باز هم سعی می کنم مهمترین چیزهایی که به ذهنم می رسه رو بهت بگم .

    اولا نگفتی لینک هایی که پیشنهاد کردم خوندی یا نه؟ اگه نخوندی توصیه می کنم که حتما و حتما و دوباره و دوباره اونها رو با دقت و حساسیت بیشتری بخون و تک تک مواردش رو در ارتباط با خودت و همسرت مورد بررسی قرار بده ...
    دوما به نظرم برای اینکه بتونی این مساله رو شفاف تر و واضح تر ببینی باید بتونی مشکلاتت رو دسته بندی کنی و اونها رو جدا از هم بررسی کنی .اینطوری بهتر می تونی موفق به حل اونها بشی . برحسب نوشته هات اینها به ذهن من می رسه :

    1. رفتارها و ویژگیهای اخلاقی همسرت که برخلاف گذشته انعطاف پذیریش در مقابل تو پایین آمده ، گذشت تو را کمتر می بیند، به حفظ و عدم انتقال مباحثی که برای تو مهم است اهمیتی نمی دهد، تو را مصرانه مطیع و تابع خواست خودش می خواهد ، با مشاور موافق نیست ، از اینکه تو او را اینگونه که هست دوست نداری ، ناراضی ست و ...
    2. خانواده اش که آنها را دوست دارد ، نسبت به آنها احساس مسئولیت می کند و به شدت تحت تاثیر و نفوذ بویژه پدرش است .
    3. با خانواده ی شما مشکل دارد .
    4. خودت که علیرغم همه ی تفاوتها و مشکلات موجود، تغییرات همسرت را باور نمی کنی و هنوز او را به شکل قبل می خواهی و مصرانه امیدواری که آن طور که می پسندی تو را درک کند، از اینکه همسرت تو را غیر از این چیزی که هستی می داند و تورا اینگونه که هستی دوست ندارد ، رنجیده ای ، خسته ای و دل زده و ...
    5. پدرش که هنوز شما را به عنوان عروس مورد قبول خود نپذیرفته و کماکان رفتار تحقیرآمیز خود را با شما ادامه می دهد و سعی در تخریب روابط شما دارد .
    و ...
    نمی دانم برداشتم صحیح بوده است یا نه ؟ اما اگر دوست داشته باشی می توانی مشکلاتت را با دسته بندی خودت برایمان بنویس تا شاید بتوانیم راه حل های مختلف را به کمک دیگر دوستان بررسی و ارزیابی کنیم.

    یک نکته : اشاره به تفاوتها و اختلافات شما دو نفر به معنی نادیده گرفتن احساس علاقه و دوست داشتن شما به هم نیست ... بلکه این صرفا شرح مشکلات شماست .

    موفق باشی.

  5. #115
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    طاهره عزیز ممنون
    واقعا به من کمک بزرگی کردین، دسته بندی شما خیلی کامله. فقط چیزی که باید توضیح بدم اینه که مشکل همسرم با خانواده ام هم بیشتر به خاطر تفکر پدرشه، پدر همسرم از اون مردهایی هست که فکر می کنه دختر برای مردمه و بعد از ازدواج باید رابطه اش با خانواده اش کم باشه یا به صفر برسه و در عوض مدام خونه پدر شوهرش باشه و آماده به خدمت! در صورتی که توی خانواده ما این قضیه کاملا برعکسه، مثلا توی مناسبتهای مختلف همسرم انتظار داره که من خونه اونها باشم... توی خونواده ما همه خیلی صمیمی با هم برخورد می کنن دقیقا مثل چند تادوست، البته منظورم فقط خواهرهای خودم نیستن توی کل فامیل اینطوریه، ولی اقوام اونها اینطوری نیستن، یعنی اونا اصلا با اقوامشون رفت و آمد ندارن در واقع همه از رفتار پدرشوهرم ناراضی هستن، برای همین هم وقتی همسرم خونه ماست و همه دور هم جمع می شن و به قول معروف می گن و می خندن، اگه خبرش به گوش پدرشوهرم برسه کلی ناراحت میشه. آخه چرا آدم باید از اینکه به پسرش خوش می گذره ناراحت بشه؟؟ برای همین هم از بس به همسرم متلک گفته همسرم روی روابطش با خانواده من حساس تر شده!
    جدیدا هم که خواهر و برادر همسرم هم واسش پیغام می فرستن که مامان بابا رو تنها نذار، خواهرش شهرستانه و برادرش هم انگلیس، واقعا یعنی اونها هیچ وظیفه ای نسبت به پدر و مادرشون ندارن؟ یعنی همسر من باید جای خالی اونها رو برای پدر و مادرش پرکنه؟؟ هم خواهرش و هم برادرش اگه بیان تهران بهترین شرایط و موقعیت رو برای زندگی دارن، اما می گن از (پدرمون) دور باشیم راحت تر زندگی می کنیم!
    متاسفانه همسر من هنوز آمادگی جدا شدن از پدر و مادرش رو نداره، این واقعیتیه که دوست ندارم باورش کنم، مثلا دیشب همسرم خونه ما موند، صبح مادرش بهش زنگ زد که کی میای، اون هم گفت کم کم راه می افتم، یه سری کار داشتیم که باید انجام می دادیم و آخرش همه کارها انجام نشد و ساعت 5 عصر رفت ولی هر 5 دقیقه یه بار می گفت باید برم به مامان گفتم که زود می رم خونه، من می خوام برم الان مامان ناراحت میشه، من می خوام برم مامان بابا تنهان، ..... من خودم پدر و مادرم رو خیلی دوست دارم و اصلا دوست ندارم ناراحتشون کنم اما این رفتار برام قابل هضم نیست!
    در واقع میشه گفت تمام اون 5 دسته ای که شما نوشتین به اخلاق پدرش و تأثیرپذیری همسرم بر می گرده، اخلاق پدرش رو نمی تونم کاری بکنم اما لااقل باید کاری کنم که همسرم آدم تأثیرپذیری نباشه...

    طاهره عزیز، اون مطالب رو دوباره خوندم، اما اصلا نمی تونستم با شرایط الان تطبیقش بدم یعنی با خصوصیات فعلی که از همسرم می بینم، احساس می کنم الان در شرایطی نیستم که بتونم درست ببینم و قضاوت کنم، باید یه وقتی دوباره بخونمشون که از لحاظ فکری در آرامش باشم.

    بازم ممنون
    ممنون که راهنماییم می کنید

  6. #116
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 آبان 91 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1386-7-17
    نوشته ها
    1,333
    امتیاز
    16,003
    سطح
    81
    Points: 16,003, Level: 81
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 347
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    484

    تشکرشده 498 در 242 پست

    Rep Power
    152
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    شاد عزیز اینو هم بدون که تو دوران عقد آدم مشکلات بیشتری داره خود من هم همین جوری بودم ولی بعد از ازدواج اون اصطکاکی که خانواده پسر بوجود میارن کمتر میشه
    متاسفانه بعضی خانواده ها عقد رو در حد نامزدی میدونن و از اینکه پسرشان با عروسشان خلوت کنه ناراضین
    اخه یکی نیست به اینا بگه اگه یکیه چرا عقد کردیم؟
    درد من حصار برکه نیست درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور

    نکرده است\"


  7. #117
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 14:38]
    تاریخ عضویت
    1387-6-12
    محل سکونت
    همدردی
    نوشته ها
    2,297
    امتیاز
    31,060
    سطح
    100
    Points: 31,060, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    11,614

    تشکرشده 12,544 در 2,270 پست

    Rep Power
    258
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    شاد عزيز
    از اونجائي که مطالبي رو که قصد داشتم براتون بنويسم ، کارشناس افتخاري سايت بصورتي تکميل تر بيان کردند ، فقط مراحل روش حل مساله رو بصورت خلاصه (تو تايپ ضعيفم) مي گم اميد که مورد استفاده واقع بشه:
    1- ثبت موارد منفي
    2- دسته بندي وتعيين مهمترين اونها که در زندگيتون تاثير منفي ميذاره( مثلا ممکنه يه مورد اگر چه در همسرتون هست اما روي زندگي مشترکتون تاثير نداره فعلا کنار گذاشته ميشه)
    3- تمرکز روي مهمترين مسائل (براساس قانون 80-20 که ريشه بسياري ازمشکلات مربوط به يکي دوتا از موارد هست)
    4- يافتن انواع پاسخهائي براي حل اون موارد (طوفان فکري)
    5- انتخاب بهترين وموثرترين راه حلها

  8. کاربر روبرو از پست مفید baby تشکرکرده است .

    baby (دوشنبه 21 اردیبهشت 88)

  9. #118
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    الینای عزیز ممنون،
    از خیلی ها شنیدم که دوران عقد دوران خوبی نیست، شاید واقعا همینطوره ...

    Baby عزیز از شما هم ممنونم
    فعلا در مرحله 4 هستم، دنبال راه حل، چند راه رو هم امتحان کردم از بعضی ها نتیجه گرفتم و از بعضی ها نه...

    اگه شما راه حلی به ذهنتون می رسه خوشحال میشم باهام در میون بذارید...

  10. #119
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 13 اردیبهشت 04 [ 21:37]
    تاریخ عضویت
    1386-6-22
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    24,495
    سطح
    95
    Points: 24,495, Level: 95
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 855
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranRecommendation Second Class10000 Experience PointsSocialTagger Second Class
    تشکرها
    2,042

    تشکرشده 2,234 در 570 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    سلام

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    چگونه بر تعارض هایمان فائق آئیم

    معمولا آدمهای کمالگرا بیشتر از سایرین دچار تعارض ها می شوند و سخت تر ، می توانند از آن بیرون بیایند.
    چرا؟

    تعارضها انواع و اقسام دارد که یکی از آنها تعارض اجتناب – گرایش است.
    تعارض اجتناب – گرایش به این مفهوم است که ما انتخابی در پیش رو داریم که از بعضی جوانب مثبت است، و از بعضی جوانب منفی.
    هر وقت به این انتخاب نگاه می کنیم، هم جوانب مثبت به نظرمان می آید و جذب می شویم و گرایش پیدا می کنیم ، هم به جوانب منفی این انتخاب نگاه می کنیم و اجتناب می کنیم و آن را رد می کنیم. و این یعنی تعارض.

    به دیگر سخن اینکه :
    ما بین مزایا و معایب انتخاب خود قرار می گیریم و دچار تعارض می شویم. افراد کمالگرا از آن نظر که همیشه طالبند کنترل گر بوده و همه چیز را صد درصد و کامل و مثبت به کف آورند، در این تنگنا بیشتر دچار آسیب می شوند.
    آنها به خاطر گرایش به مثبت ها و ایده آلها به طرف انتخاب خود می روند و به خاطر کمالگرایی خود تاب پذیرفتن منفی ها را ندارند و عقب می نشینند.

    اما یک نکته دیگر این مسئله را پیچیده تر می کند.
    ما وقتی به یک انتخاب یا موضوعی زیاد نزدیک بشویم ، نقاط منفی آن بیشتر به چشممون می آید، و وقتی دور می شویم ، نقاط مثبت آن بهتر دیده می شود. لذا حالت ارتجاعی یا رفت و برگشت پیدا می کنیم. این حالت الاستیکی مانند یو یو می ماند. نوسانی می شویم گاهی به طرف موضوع می رویم با دیدن منفی ها عقب می آئیم و دوباره با تصور نکات مثبت انتخابمون، به طرف آن می رویم.

    روانشناسان اعتقاد دارند چنین تعارضهایی اگر طول بکشد منجر به بیماریهای روان-تنی (Psycho-Somatic) می شوند. یعنی بیماری های روان تنی، به گفته عامیانه بیماریهای جسمی ناشی از اختلال در اعصاب. مثلا سردردهای عصبی، معده دردهای عصبی ،ناراحتی های قلبی عصبی و ....
    یعنی اینکه هر چه تعارضهای حل نشده ما بیشتر طول بکشد و ما مردد در بین آن بمانیم، فشار بیشتری بر روان ما تحمیل می شود.

    شاید همبستگی اضطراب، شخصیت وسواسی ( کمالگرا) و بیماریهای روان تنی را بتوان نتیجه گرفت و به این تعارض ها نسبت داد.

    افراد کمالگرا که در حوزه اقتصادی حسابگر و تا اندازه ای ممکن است خسیس باشند، به خاطر اینست که مو را از ماست می کشند، و دقت زیادی روی مسائل دارند. شاید به همین خاطر است که در بررسی سود و زیان انتخابهای خود نیز وسواس و دقت زیادی نشان می دهند و حاضر به ندیده گرفتن مسئله ای نیستند.
    از آنجا که در هر حال در زندگی نمی توان همه متغیرها را کنترل یا محاسبه کرد، افراد ایده آل گرا از این بابت کم می آورند و تصور می کنند که آدمهای ضعیفی هستند. آنها به خاطر اینکه نمی توانند به ایده آلهای خود ( بخوانید مثبت کامل و بدون نقطه منفی )سریعا برسند، دست به سرزنش خود می زنند و تصمیم می گیرند برای مرتبه های بعدی حتما به مثبت کامل برسند. و باز این سیکل معیوب ادامه خواهد داشت، از اینجا می توان به راحتی پایئن بودن اعتماد به نفس در اینگونه افراد را پیش بینی کرد.

    توصیه هایی که می تواند به صورت عملیاتی مفید واقع شود
    از آنجا که همیشه مثبت کامل و بدون نقطه ضعف ، وجود ندارد یا احتمالش کم هست، باید بیاموزیم که در یک انتخاب و تصمیم یا نسبت به موضوعی که در پیش رو داریم گامهای منظم ذیل را برداریم:
    1 – دقیقا مشکل و یا انتخاب خود را مشخص کرده و محدوده آن را تعریف کنیم.
    2 – هر گونه نقطه مثبت انتخاب خود را لیست کنیم.
    3 – هر گونه نقطه منفی انتخاب خود را لیست کنیم.
    4 – این نقاط ضعف و نقاط مثبت را اولویت بندی کنیم.
    5 – برای هر کدام از این نقاط مثبت یا نقاط منفی یک ضریب و یک نمره ای را اختصاص دهیم.
    این بند 5 ، بسیار مهم است، یعنی باید این نمره دهی در نسبت به سایر اولویت های فهرست شده باشد.
    6 – اگر در بین نقاط مثبت و نقاط منفی ، موضوع بسیار مهم و غیر قابل اغماضی هست، از همان اول مشخص کنیم. و انتخاب خود را سریعا با توجه به همین موضوع مشخص کنیم.
    7 – برای آنکه نقطه مثبت و منفی خاصی را جا نگذاشته باشیم یا نمره آن را صحیح داده باشیم می توانیم با افراد متخصص و دلسوز مشاوره داشته باشیم.


    * در انتها باید لیست نقاط مثبت و منفی را مقایسه کنیم. اگر در هر کدام از لیست ها نکته بسیار مهمی هست که منجر به نادیده گرفتن کل آن فهرست میشود ، کار ما ساده تر می شود، چون به راحتی یکی از فهرستها حذف شده و تصمیم گیری ما انجام می شود.
    لیکن اگر چنین موضوع وتو کننده ای وجود ندارد، باید شروع به نمره دهی کنیم. و در نهایت نمره هر کدام از 2 لیست را با هم مقایسه کنیم. و سریع تصمیم خود را بگیریم.

    مثال:
    (این مثال و نمرات کاملا فرضی هست)

    تردید در ازدواج با یک خواستگار
    خواستگاری با تحصیلات بالا و خشن

    منفی ها:
    1 – خشن و پرخاشگر هست ----- نمره منفی 7
    2 – به دوستان بیشتر از خانواده اهمیت می دهد. - ----- نمره منفی 4
    3- اختلاف سنی بالای 12 سال دارد ----- نمره منفی 2
    4 - ....
    جمع نمره : منفی 13

    مثبت ها:
    1 – موقعیت اجتماعی بالایی دارد ----- نمره 4
    2 – مستقل هست.---- نمره 3
    3 – احساس بسیار مثبت به او دارم- ---- نمره 5
    4 -......
    جمع نمره: مثبت 12

    در مثال بالا اگر شما کسی باشید که پرخاشگری و عصبانیت برای شما بسیار مهم باشد و تحمل آن را نداشته باشید، فقط و فقط بر اساس همین معیار از نمره دهی صرف نظر می کنید و این خواستگار را رد می کنید.

    اما اگر نقطه بسیار مهم در موارد بالا وجود ندارد شما می توانیدبا توجه به اهمیت هر یک از معیارهایی که نوشته اید نمره دهید و آنها را جمع کنید.
    با توجه به نمره فوق
    منفی: 13
    مثبت: 12

    چون در این انتخاب نقاط منفی آن برجسته تر هست، چنین انتخابی رد می شود.

    توجه داشته باشید :
    1 – احساس مثبت هم به عنوان یک فاکتور مهم که نمره به آن تعلق می گیرد باید لحاظ شود. نه به عنوان عامل اصلی انتخاب. اما اگر به شخصی هیچگونه احساسی نداریم یا احساس منفی داریم، طبیعی هست که نمی توانیم سایر معیارها را در باره او بررسی کنیم.

    2 – نمره های فوق به عنوان مثال آورده شده است و هر کس بنا بر اهمیتی که به معیارهای مختلف می دهد و ارزشی که برای آنها قائل است باید انتخاب خود را بررسی و نمره دهی کند.

    3 – اگر انتخابی نمره مثبت آورد، این را باید بدانیم که پس از انتخاب باید روی کاهش نمرات منفی سرمایه گذاری کنیم، همچین جهت اینکه نقاط مثبت هم باقی بماند و افزایش یابد باید مهارتها و آگاهی هایی را کسب کنیم. به دیگر سخن اینگونه نیست که چنین نمراتی پس از انتخاب هم باقی بمانند. کاهش نقاط منفی و افزایش نقاط مثبت آن چیزی هست که همه باید پس از انتخاب به آن بپردازند.

    لذا شیوه حل مسئله می تواند به ما در برون رفت از تعارضات کمک کند و موجب شود انتخاب بهتری را داشته باشیم.

  11. #120
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 31 خرداد 91 [ 10:54]
    تاریخ عضویت
    1386-12-10
    نوشته ها
    1,675
    امتیاز
    16,606
    سطح
    82
    Points: 16,606, Level: 82
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 244
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,060

    تشکرشده 3,145 در 958 پست

    Rep Power
    188
    Array

    RE: لطفا منو راهنمایی کنید

    طاهره عزیز ممنون...
    من این متن رو خونده بودم، البته به درخواست شما، طبق همین متن لیستی تهیه کردم، نقاط منفی همسرم کمتر از نقاط مثبتش بود، و حتی کم رنگ تر، قبلا هم این لیست رو تهیه کرده بودم البته به درخواست مشاور، و البته به نتیجه خیلی بهتری رسیده بودم...
    درسته حالتی که اینجا شرح داده شده دقیقا مشابه حالت من در مقابل خصوصیات منفی و مثبت همسرمه.
    نتیجه این لیست چی می تونه باشه؟ یعنی اگه من به این نتیجه رسیدم که همسرم نقاط مثبت زیادی داره، با نقاط منفیش بسازم؟ فکر نمی کنم این جوابش باشه، من برای مبارزه یا تحمل یا اصلاح یا ... این خصوصیات منفی مشکل دارم..



 
صفحه 12 از 39 نخستنخست ... 234567891011121314151617181920212232 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: دوشنبه 04 اردیبهشت 96, 00:33
  2. درخواست راهنمایی در خصوصی شدت بالای حساسیت بین فردیی (راه حل پرسشنامه کمالگرایی هیل)
    توسط آقای ام در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 خرداد 95, 19:05
  3. پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: جمعه 04 مهر 93, 23:28
  4. تنهایی - 24 سالمه، نمی خواهم با کسی دوست بشم، تنهایی اذیتم می کنه
    توسط sara19 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: پنجشنبه 23 آذر 91, 01:10

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.