به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 8 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 84
  1. #71
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 دی 94 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1393-5-19
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,480
    سطح
    21
    Points: 1,480, Level: 21
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 214 در 65 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آخی....
    من یه آن فک کردم شما با یه جادوگر زندگی میکنی...
    ببخشید... ولی شما یه کوچولو از حقوق مردونگی تون کوتاه اومدین
    اولین بار وقتی باهاتون بددهنی کرد باید جوری چک ش میزدی()منظورم اینه جوری رفتار میکردین که کاملا بفهمه راهش اشتباهه
    مثل قهر یا سروسنگین بودن و این کارا که شما آقایون خوب بلدین
    یه چیز دیگه:خانوم شما بی دلیل عوض شد؟
    یعنی ضمن ازدواج کردنتون اتفاقی نیافتاد؟؟؟؟؟؟
    آخه چرا یهویی اینجوری که میگین عوض شده؟
    من به عنوان یه خانم میگم که کم محلی و بی محبتی شوهرم خیلی رو رفتارام تاثیر میذاره و باعث میشه اخلاقم طوری عوض شه که دوباره باهام آشتی کنه
    ولی واسه شما بگم که شما هواشو داشته باش ولی باهاش سروسنگین باش

  2. کاربر روبرو از پست مفید ققنوس تشکرکرده است .

    alikocholo (سه شنبه 11 شهریور 93)

  3. #72
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 فروردین 94 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1393-5-30
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    673
    سطح
    13
    Points: 673, Level: 13
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    11

    تشکرشده 14 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقا علی

    میدونید من اتفاقا معتقدم تو جامعه ی ما و شاید تو همه ی دنیا مردا اگه بخوان میتونن هر کاری بکنن و هیچکس واقعا هیچکس نه خانواده نه قانون نه هیچی نمیتونه جلوشونو بگیره . برعکس زنا .... بیچاره ها تا کلی سیاست زنانه بکار نبرن و دل شوهره رو با هزار جور بدبختی و پا گذاشتن روی غرورشون بدست نیارن شوهراشون هیچ کاری واسشون نمیکنن.

    آقای علی کوچولو واقعا نمیدونم چطور شروع کنم. اونی که به شما احترام نمیذاره در درجه ی اول خودتون هستید . وقتی در درون تونستید به خودتون احترام بذارید 80 درصد موفقیت رو بدست آوردید و 20 درصد بقیه اطرافیان هستند. اینو بیخود نمیگم . از برایان تریسی خوندم که میگه ثابت شده 80 درصد مشکلات ما بخاطر عوامل درونیه و 20 درصد ناشی از عوامل بیرونیه.

    زن و خانواده ی زنتون و مطمئنا افراد دیگه ای در زندگیتون که بتون احترام نمیذارن فقط 20 درصد مشکلاتتون رو تشکیل میدن.

    لطفا به خودتون برگردید. خودتون رو مرکز توجه قرار بدید. روی خودتون کار کنید . زنتون و خانوادش خودبخود یا درست میشن یا از سر راهتون میرن کنار تا آدمای جدیدی وارد زندگیتون بشن که با شخصیت جدیدتون سازگارن.

    اگه خودتون رو عوض نکنید توی مریخ هم زن بگیرید بازم همین کارا رو باتون میکنه. تمام زنای دنیا و تمام مردای دنیا همینطور باتون برخورد میکنن.

    این که گفتم نتنها نا امید کننده نیست بلکه بسیار امیدوار کنندس. چون شما کنترلی روی دیگرون ندارید اما خودتون کاملا در اختیار خودتون هستید. شما با اعتمادبنفس بار نیومدید. خانوادتون توی آماده کردنتون برای ناملایمات زندگی کوتاهی کردن.

    میشه برای کمک به خودتون اگه سوالی میکنم جواب بدید؟ من حریم خصوصی شما رو حفظ میکنم و سوالایی که دوس ندارید جواب بدید رو نادیده میگیرم.

    شما توی خانواده ی خودتون هم احتمالا شخص محترم و مقتدری نیستید درسته؟ شما رو قبول ندارن و از طرف اعضای خانواده ی خودتون مثل خواهر یا برادر و حتی والدین تحقیر میشید. درسته؟

    دوم اینکه شما از حمایت خانواده ی خودتون توی مسائل زنتون محرومید یا اینکه شما اجازه ی پشتیبانی از خودتون رو بشون نمیدید درسته؟. چرا که همونطور که خانواده ی زنتون ازش بی چون و چرا دفاع میکنن از نقش خانوادتون چیزی نگفتید.

    سوم اینکه شما با از دست دادن زنتون دقیقا چی رو از دست میدی؟ دقیقا حفظ چه چیزی تو این زندگی باعث شده شما ادامه بدید؟ پول؟ محبت ؟ واقعا دارید برای حفظ چی تحمل میکنید؟

    مثال میزنم تا سوال آخرم واضحتر بشه.

    من توی زندگی9 سالم با شوهرم یه وقت به جایی رسیدم که داشتم از زندگی خفه می شدم. کاغذ و خودکار اوردم. صفحه ی کاغذ رو بصورت عمودی با خودکار خطی کشیدم تا به دو نیم تقسیم بشه. یه طرف کاغذ مزایا و معایب ادامه با اون مرد رو نوشتم . طرف دیگش مزایا و معایب ترک و جدایی.

    من برعکس خانومتون از طرف خانوادم حمایت نمیشدم و اگه طلاق میگرفتم اونجا هم واسم جهنم میشد. اما خواستم بد رو به بدتر ترجیح داده باشم. از طرفی دوتا بچه داشتم . نمیخواستم ترکشون کنم تا زیر دست این و اون با ذلت و خواری و بدون اعتماد بنفس بزرگ بشن.

    میدونید چکار کردم ؟ تصمیم گرفتم ادامه بدم اما قبل از اون تا آخر خط و تا جایی که در توان دارم مبارزه کنم. با خودم گفتم من قهر میکنم و اگه شوهرم بام توافق کرد که بخشی از حق و حقوقم رو رعایت کنه ادامه میدم . میخواستم تا جایی که میتونستم به شوهرم فشار بیارم حتی حاضر شدم کارم به دادگاه برسه خودم رو برای همه چیز برای رسوایی و شماتت فامیل و دوستان..... برای شنیدن سرزنش های بد پدرم و برادرام و حتی مادرم.... برای کتک کاری هرکی که میخواد مجبورم کنه تن به خواری بدم ... خلاصه دیگه برا هر اتفاقی خودم رو آماده کرده بودم.... گفتم میخوام تا دل سیاهی برم. میخواستم ببینم ته این سیاهی کجاست و آیا به روشنایی میرسم؟ اما یه خط قرمز بود که به خودم قول دادم ازش نمیگذرم و اون ترک بچه هام بود . بچه هام مجبورم میکردن درصورت برنده نشدن و عوض نشدن رفتار شوهرم بازم ادامه بدم. بچه هام.......


    شما برا چی دارید ادامه میدید؟ اون چیه که بخاطرش تحمل میکنید؟ اون چیه که از خودتون ....از عزت نفستون.... از شخصیت و حرمتتون مهمتره که دارید خودتون رو فداش می کنید. برای من بچه هام بودن. چون خودم انتخاب کردم خودمو فداشون بکنم.


    البته ناگفته نمونه اصلا قبل از اینکه به دل سیاهی و اون همه تصوراتیکه میکردم موقع مبارزه و احقاق حقوقم برام اتفاق میفته برسم مشکل الحمدلله حل شد. الان هم مشکلاتی دارم اما خب طبیعین.


    بیایید اول از خودتون شروع کنید و به فکر جدایی نباشید . این آخرین راهه نه اولین راه.


    اول از همه به طرز صحبتتون با خودتون دقت کنید. شما خودتون رو با چه الفاظی صدا میکنید؟ .....منظورم تو دلتونه نه اینکه با صدای بلند خودتون رو چی صدا میکنید. چون مسلما شما خودتون رو با صدای بلند صدا نمیکنیدمثلا چرا اسمتونو گذاشتید علی کوچولوه نه بزرگ؟


    دوما ببینید چندبار در روز خودتون رو سرزنش میکنید؟ برا همه چیز نه برا یه موضوع.


    اینجوری میفهمید خودتون چقدر به خودتون احترام میذارید. اینا به نظر ساده میان. به نظر میاد که به مشکل شما و همسرتون ربطی نداره....... بخاطر اینه که من دارم لایه های بسیار عمیق تر و نه سطحی روانتون رو کنکاش می کنم تا مشکل از ریشه حل بشه. چون همینطور که گفتم احتمالا همه با شما این رفتار رو دارن.


    آقا علی شما نیاز دارید به درمان خود کم بینی. بعضی ها خودشیفتن بعضی ها مث شما خودشونو کوچیک میبینن. شما یک مهرطلب هستید و مهر و محبت رو گدایی میکنید....میدونید چرا؟ چون خودتون به خودتون محبت نمیکنید.


    آقای علی من نمیتونم شما رو علی کوچولو صدا کنم . توصیه میکنم حتما حتما حتما کتاب مهر طلبی ( بیماری راضی کردن دیگران) رو بخونید. توی این کتاب آزمونهایی هست که حتما جواب بدید . چیزهایی رو راجع به خودتون میفهمید که کف میکنید.

    ببخشید زیاد حرف زدم تازه این یک دهمش بود......

  4. 3 کاربر از پست مفید پوینده تشکرکرده اند .

    alikocholo (سه شنبه 11 شهریور 93), elham.e (دوشنبه 17 شهریور 93), واحد (سه شنبه 18 شهریور 93)

  5. #73
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 مهر 93 [ 19:54]
    تاریخ عضویت
    1393-5-20
    نوشته ها
    39
    امتیاز
    235
    سطح
    4
    Points: 235, Level: 4
    Level completed: 70%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class100 Experience Points31 days registered
    تشکرها
    9

    تشکرشده 83 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حتما یه تاپیک جدید بزن و خلاصه مشکلاتت رو بگو چون تاپیکت بزودی بسته میشه و بعد8صفحه جلو رفتن کمتر میان برای نظر دادن
    من مشکل شما رو تقریبا خوندم همسر شما فقط و فقط یه چیز میخواد بی توجهی تا حالا امتحانش کردید؟
    تا یه تلنگر بهش نخوره از این حالت 1نفره زندگی کردن بیرون نمیاد
    این تلنگر میتونه هرچیزی باشه که باید شما تشخیص بدید چی میتونه باشه
    من نمیخوام چیزی رو نام ببرم چون متاسفانه نوشته هاتون رو کامل نخوندم و میترسم چیزی بگم که زندگیتون رو بدتر کنه
    من اگه جای شما بودم 1بار بطور جدی باهاش صحبت میکردم بعدش اگه جواب نداد طوری رفتار میکردم که احساس کنه داره شما رو ازدست میده
    بازم میگم چون تاپیکتون رو کامل نخوندم بیشتر وارد جزئیات نمیشم که نظر اشتباه ندم
    یه تاپیک جدید بزنید
    یادتون باشه به اسم علاقه با کاراش کنار نیاید شما پدرش نیستید شوهرش هستید
    مصباح الهدی و fateme1985 راهکارهای عالی ای میدن یه تاپیک جدید همینجا بزنید امیدوارم با کمک دوستان به نتیجه برسید

  6. 2 کاربر از پست مفید Mahsa1371 تشکرکرده اند .

    alikocholo (سه شنبه 11 شهریور 93), واحد (سه شنبه 18 شهریور 93)

  7. #74
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 اسفند 93 [ 16:58]
    تاریخ عضویت
    1393-6-01
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    165
    امتیاز
    2,364
    سطح
    29
    Points: 2,364, Level: 29
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 86
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    88

    تشکرشده 496 در 145 پست

    Rep Power
    39
    Array
    سلام علی آقا
    به نظر من هم شما احتیاج داری عزت نفستو بالا ببری. بین شما متاسفانه یه بازی روانی به وجود آمده. فکر میکنم اسم این بازیِ شما "یه اردنگی به من بزن" هست. اینی که میگم از خودم نیست، در علم ta (تحلیل رفتار متقابل) این مسایل را یاد گرفتم. تو این بازی شما مدام میری سمت خانمت، خانمت با یه حرف یا یه دعوا یه اردنگی بهت میزنه ، شما میری و باز با یه موضوع جدید دوباره خانمت یه اردنگیِ دیگه بهت میزنه.
    شاید خنده دار باشه ولی آدما به این بازیا عادت میکنن و یه جورایی لذت میبرن(البته این بحث خیلی سنگینه و من نمیخوام ادامش بدم) فقط نظرم این هست که عزت نفس خودتو بالا ببر و دفعه ی بعدی که بهت توهین شد جوری که سزاوارش هست جوابش را بده. هر چیزی که اون لحظه به ذهنت رسید. نه کوتاه اومدن و کنار کشیدن تا اردنگی بعد
    نذار بهت اردنگی بزنه داداش من

  8. کاربر روبرو از پست مفید مو فرفری تشکرکرده است .

    alikocholo (دوشنبه 21 مهر 93)

  9. #75
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مرداد 01 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1393-2-21
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,834
    سطح
    54
    Points: 6,834, Level: 54
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ققنوس نمایش پست ها
    آخی....

    اولین بار وقتی باهاتون بددهنی کرد باید جوری چک ش میزدی()منظورم اینه جوری رفتار میکردین که کاملا بفهمه راهش اشتباهه
    مثل قهر یا سروسنگین بودن و این کارا که شما آقایون خوب بلدین
    یه چیز دیگه:خانوم شما بی دلیل عوض شد؟
    یعنی ضمن ازدواج کردنتون اتفاقی نیافتاد؟؟؟؟؟؟
    آخه چرا یهویی اینجوری که میگین عوض شده؟
    من به عنوان یه خانم میگم که کم محلی و بی محبتی شوهرم خیلی رو رفتارام تاثیر میذاره و باعث میشه اخلاقم طوری عوض شه که دوباره باهام آشتی کنه
    ولی واسه شما بگم که شما هواشو داشته باش ولی باهاش سروسنگین باش
    خیلی ممنون از جوابتون
    1-قهر و سر سنگین بازی در میارم اما اون لجباز هست اونم همین کارو میکنه --شده یک هفته با هم حرف نزدیم
    2-تو 3 سال دوستی و 6 ماه بعد از ازدواج عالی بود بعد یک دفعه بهانه گیریهاش شروع شد --تا حالا 1000 بار ازش پرسیدم برای چی این کارا را میکنی همش بهونه های الکی میاره
    3-فقط دوست داره رئیس بازی دربیاره و حرف خودشو به کرسی بشونه --جدیدا هم دیگه به حرفاش گوش نمیدم --زورش میگیره که حرففهاش اجرا نمیشه و داد و بیداد میکنه

  10. #76
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 17 دی 94 [ 13:03]
    تاریخ عضویت
    1393-5-19
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    1,480
    سطح
    21
    Points: 1,480, Level: 21
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    18

    تشکرشده 214 در 65 پست

    Rep Power
    0
    Array
    همین که عصبی میشه به نظرم خوبه
    چون فهمیده دیگه شما اون آدم سابق نیستید
    با رفتارتون بهش بفهمونید که دوسش دارید و حواستون بهش هست ولی حاضر نیستید بی احترامی و بی محلی رو تحمل کنید
    یه جا یه جمله نوشته بود به این مضمون:آدمها بعد از مدتی عوض نمیشن،اون رویی که شما ازش خبر نداشتید رو نشون میدن...
    راستی نگفتید جوابش تو اون هزار دفه که ازش پرسیدید چی بوده؟؟؟

  11. کاربر روبرو از پست مفید ققنوس تشکرکرده است .

    alikocholo (سه شنبه 25 شهریور 93)

  12. #77
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 شهریور 93 [ 15:42]
    تاریخ عضویت
    1393-4-29
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    108
    سطح
    2
    Points: 108, Level: 2
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 0 در 0 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام من و نامزدم تو دانشگاه باهم آشنا شدیم و حدود 10 ماه هست که عقدیم تواین مدت من متوجه شدم همسرم خیلی بد دهن و لوس هست سر هر مشکلی قهر میکنه وتا من ازش معذرت خواهی نکنم دست بردار نیست در طول دعوامونم خیلی بددهنه بخدا اگه به هر کسی میگفت خورد میشد ولی من بخاطر این که خودم انتخابش کردم نمیتونم به روم بیارم که اشتباه بوده هر چی از دهنش در میاد میگه به منم میگه نباید مشکلاتمون به کسی بگبم واگه بگم به شدت دعوام میکنه . من میخوام مشکلاتمونو مطرح کنیمو حلش کنیم ولی اون گ.شیو تا چند روز جواب نمیده یا روم خاموش میکنه و اجازه نمیده با هم ارتباط داشته باشیم .غرور من سر این چیزا انقد شکسته که الان حس میکنم دیگه براش مهم نیستم چون میده هر کاری بکنه من چیزی نمیتونم بگم و باید سکوت کنم ما 22 شهریور عروسیمونه یعنی یه هفته تا عروسیمون مونده من دوست ندارم اینطوری سر خونه زندگیم برم من دوست دارم زندگیم گرمو با محبت باشه الانم باهم قهریم هر چی هم زنگ میزنم گوشیشو خاموش میکنه مجبورم از طریق مسنجر حرفامو بهش بگم هرچقد محبت میکنم نتیجه نمیگیرم خواهش میکنم کمکم کنین واقعا از دستش خسته شدم بهش میگم کسی که زنشو دوست داشته باشه پیش خدا عزیزتره چون زن از لحاظ عاطفی به شوهرش نیازمنده شاید روش تاثیر بذاره ولی انگار نه انگار . گاهی فک میکنم چون همیشه منتشو کشیدم بد عادت شده و اینطوری میکنه ولی واقعا دست خودم نیست نمیتونم باهاش قهربمونم ولی اون براش فرق نمیکنه انقد تو این مدت از لحاظ روحی آسیب دیدم که اندازه نداره گاهی فک میکنم این چرا اینطور میکنه واقعا سر موضوعات خیلی کوچیک منو انقد تحقیر میکنه که اندازه نداره . خواهش میکنم کمکم کنین بخدا دیگه بریدم

  13. #78
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 26 مهر 93 [ 09:03]
    تاریخ عضویت
    1393-6-17
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    86
    سطح
    1
    Points: 86, Level: 1
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 14
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    27

    تشکرشده 9 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mordad نمایش پست ها
    راه حل خانوم شما فقط و فقط بی محلی شماست اطمینانشو از بین ببرید که همیشه در دسترسین خاهشا محکمتر عمل کنید.خودکشی چیه؟هیچ زنی به مرد ضعیف تکیه نمیکنه. نمونش اینکه افتاده دنبال هتل این یعنی خانمتون احتیاج داره به بیتوجهی سعیکنید خودتونو درگیر ن. شون بدید زیاد خونه نمونید رو هر حرفی که میزنید وایستید رفاه کمتر کنید براشون بیشتر به خودتون برسید. دور شین ازش تا بهتون نزدیک تر بشه کمتر باهاشون تماس بگیرین کلا در دسترس نباشید احساساتی برخورد نکنید زیاد. جدی باشید
    سلام تا حدود زيادي در مورد منم صدق مي كنه

  14. #79
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 29 مرداد 01 [ 13:36]
    تاریخ عضویت
    1393-2-21
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,834
    سطح
    54
    Points: 6,834, Level: 54
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 116
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    51

    تشکرشده 17 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مو فرفری نمایش پست ها
    سلام علی آقا
    بین شما متاسفانه یه بازی روانی به وجود آمده. فکر میکنم اسم این بازیِ شما "یه اردنگی به من بزن" هست. اینی که میگم از خودم نیست، در علم ta (تحلیل رفتار متقابل) این مسایل را یاد گرفتم. تو این بازی شما مدام میری سمت خانمت، خانمت با یه حرف یا یه دعوا یه اردنگی بهت میزنه ، شما میری و باز با یه موضوع جدید دوباره خانمت یه اردنگیِ دیگه بهت میزنه.
    شاید خنده دار باشه ولی آدما به این بازیا عادت میکنن و یه جورایی لذت میبرن(البته این بحث خیلی سنگینه و من نمیخوام ادامش بدم) فقط نظرم این هست که عزت نفس خودتو بالا ببر و دفعه ی بعدی که بهت توهین شد جوری که سزاوارش هست جوابش را بده. هر چیزی که اون لحظه به ذهنت رسید. نه کوتاه اومدن و کنار کشیدن تا اردنگی بعد
    نذار بهت اردنگی بزنه داداش من
    سلام
    هر وقت دعوامون میشه این جمله شما جلوی چشمام میاد و واقعا زندگی همین هست -- امامشکل اینجاست که داد وبیداد هم میکنم و قهر و دعوا میکنم --دوباره روز از نو /روزی از نو

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط پوینده نمایش پست ها


    1-میدونید من اتفاقا معتقدم تو جامعه ی ما و شاید تو همه ی دنیا مردا اگه بخوان میتونن هر کاری بکنن و هیچکس واقعا هیچکس نه خانواده نه قانون نه هیچی نمیتونه جلوشونو بگیره . برعکس زنا .... بیچاره ها تا کلی سیاست زنانه بکار نبرن و دل شوهره رو با هزار جور بدبختی و پا گذاشتن روی غرورشون بدست نیارن شوهراشون هیچ کاری واسشون نمیکنن.

    2- اونی که به شما احترام نمیذاره در درجه ی اول خودتون هستید . وقتی در درون تونستید به خودتون احترام بذارید 80 درصد موفقیت رو بدست آوردید و 20 درصد بقیه اطرافیان هستند
    زن و خانواده ی زنتون و مطمئنا افراد دیگه ای در زندگیتون که بتون احترام نمیذارن فقط 20 درصد مشکلاتتون رو تشکیل میدن.

    3-اگه خودتون رو عوض نکنید توی مریخ هم زن بگیرید بازم همین کارا رو باتون میکنه. تمام زنای دنیا و تمام مردای دنیا همینطور باتون برخورد میکنن.

    4-شما توی خانواده ی خودتون هم احتمالا شخص محترم و مقتدری نیستید درسته؟ شما رو قبول ندارن و از طرف اعضای خانواده ی خودتون مثل خواهر یا برادر و حتی والدین تحقیر میشید. درسته؟

    5- اینکه شما از حمایت خانواده ی خودتون توی مسائل زنتون محرومید یا اینکه شما اجازه ی پشتیبانی از خودتون رو بشون نمیدید درسته؟. چرا که همونطور که خانواده ی زنتون ازش بی چون و چرا دفاع میکنن از نقش خانوادتون چیزی نگفتید.

    6- شما با از دست دادن زنتون دقیقا چی رو از دست میدی؟ دقیقا حفظ چه چیزی تو این زندگی باعث شده شما ادامه بدید؟ پول؟ محبت ؟ واقعا دارید برای حفظ چی تحمل میکنید؟

    7-شما برا چی دارید ادامه میدید؟ اون چیه که بخاطرش تحمل میکنید؟ اون چیه که از خودتون ....از عزت نفستون.... از شخصیت و حرمتتون مهمتره که دارید خودتون رو فداش می کنید. برای من بچه هام بودن. چون خودم انتخاب کردم خودمو فداشون بکنم.

    8- ببینید چندبار در روز خودتون رو سرزنش میکنید؟ برا همه چیز نه برا یه موضوع.

    9-اینجوری میفهمید خودتون چقدر به خودتون احترام میذارید.

    10- شما نیاز دارید به درمان خود کم بینی. بعضی ها خودشیفتن بعضی ها مث شما خودشونو کوچیک میبینن. شما یک مهرطلب هستید و مهر و محبت رو گدایی میکنید....میدونید چرا؟ چون خودتون به خودتون محبت نمیکنید.

    11- توصیه میکنم حتما حتما حتما کتاب مهر طلبی ( بیماری راضی کردن دیگران) رو بخونید. توی این کتاب آزمونهایی هست که حتما جواب بدید . چیزهایی رو راجع به خودتون میفهمید که کف میکنید.

    1-این حرفی که میزدید شاید ماله گذشته بوده و برای حال شاید تغییر کرده باشه
    میتونید جند تا مثال بزنید که اقایون چه کاری را میتونند انجام بدن اما خانوما نمیتونن

    3--2-درست میگید من به خودم احترام نمیگذارم --این حرف شما منو خیلی تو فکر برد --تا مدتی عملکرد اطرافیان را دیدم فقط از من توقع دارن که کاراشون را راه بندازم و اما موقعی که نوبت خودم میشد هیچی و باید خودم یک جوری کارا بکنم و تا موقعی که کاراشون راه میاندازم باهام خوب هستند و احوال میپرسند اما بعد از حرف شما امتحان کردم و کارها را انجام ندادم دیدم قضیه برعکس شد ! وافعا چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    4-شخص محترم هستم اما چون تفاوت سنی بین من و پدرم و خواهر و برادرم وجود داره منو هنوز به چشم بچشون میبینند و هنوز به چشم ادم بزرگ بهم نگاه نمیکنن و هر دفعه که میبینن یک متلک بهم میگن که دیگه چند بار رسما بهشون گفتم که چرا این کارو میکنید

    5-متاسفانه به جز پدرم --همه خانواده من داخل ایران نیستند که بتونم از حمایتشون استفاده کنم و اینم شده نقطه ضعفی که خانومم ازش داره استفاده میکنه

    7/6-واقعا خودم هم نمیدونم --خانومم که کارای خونه را نمیکنه و شاید توی این 3 سال 3 یا 4 بار بیشتر غذا نپخته و خدمتکار میاد کارهای خونه را انجام میده و غذا اماده میکنه ! از لحاظ ... هم الان 2 یا 3 ماه پیش بوده و خودم اصلا یادم نمیاد کی بوده !! واقعا با این کارهایی که کرده دیگه ازش بدم میاد و هیچ تمایلی نمونده ! فقط موقع امضا عقد نامه امضا اول که در مورد نصف شدن اموال هست که اعصابم را خرد کرده
    خوشبختانه که بچه نداریم که اونم بد بخت میشد --

    9/8- من تو خانواده بزرگ شدم که اصلا دعوا و بحث و پرخاشگری و بی ادبی وجود نداشته و همهن احترام هم را میگذارن و خودم هم سعی میکنم احترام همه را بگذارم --موقع دعوا که میشه حاضر جواب نیستم و زیاد نمیتونم جواب بدم --بعدش که تنها میشم زورم میگیره که چرا این حرف بهم زدن --این جواب را بهشون نگفتم --من فقط مقداری تنبل هستم که کارا را عقب میاندازم هر وقت هم عقب انداختم یک ضرر بزرگ کردم و توی تنهایی به خودم میگم چرا این کارو به موقع انجام ندادم ! همین

    10-میشه در مورد محبت کردن به خودم بیشتر توضیح بدین که باید چه کار کنم ؟

    11-امکان خرید انلاین برای این کتاب وجود داره یا نه ؟ ممنون میشم لینکی بدین
    ویرایش توسط alikocholo : دوشنبه 21 مهر 93 در ساعت 20:30

  15. #80
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 20 دی 04 [ 11:27]
    تاریخ عضویت
    1393-6-17
    نوشته ها
    141
    امتیاز
    10,645
    سطح
    68
    Points: 10,645, Level: 68
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 205
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    597

    تشکرشده 274 در 108 پست

    Rep Power
    33
    Array
    سلام آقای علی کوچولو.

    من برای اولین باره که تاپیکتون رو دیدم. داشتم شاخ در میاوردم. چون دیدم مشکل من رو داشتید. دقیقا مثل من. اینقدر شبیه بود که تعجبم رو برانگیخت.

    من و همسرم دست آخر جدا شدیم ولی خیلی اذیتم کرد تا جدا شدیم. جالبه الان با پیام سعی داره نظرمو جلب کنه تا دوباره برگردم. دارم شاخ در میارم. البته همون اخلاقو داره و نمیخواد اشتباهاتشو قبول کنه ولی چند بار در پیاماش گفت که کاراش خیلی اشتباه بوده. ولی از کارهاش و رفتارهای خودش که باهام کرده زیاد ناراحت نیست. زیاد ناراحت نیست که چقدر پدرمو دراورده. من برنمیگردم بهش. دوست ندارم دوباره بد ترین روزای عمرم رو ببینم بگذریم.

    الان شدیدا تنها شدم. این برخوردارو الان همه باهام میکنن و همه یه جورایی زور میگنو تنهام میزارن. حقمو میخورن و... ( خودت بهتر میدونی چی میگم )

    ظاهرا این مشکلات ما بسیار مجهول و لاینهل شده و کمتر کارشناسی نظرات کارامدی میده یا ما در حلش ضعیفیم. نمیدونم. الان ارتباطم با همه 99 درصد قطعه و روزها میگذره و تنهای تنهام. میترسم از این وضع.
    در این انجمن دو سه نفر دیدم در سن و جنس و شرایط مختلف که مشکلشون فکر میکنم علت اصلیش با مشکل ما یکی هست و من سعی کردم این دو نفرو + خودم در یک تاپیک ( http://www.hamdardi.net/thread-35925.html ) مشترک هماهنگ کنم تا راه کاری بتونیم پیدا کنیم. شمام دوست داشتید میتونید شرکت کنید. البته شرایط من با شما تقریبا یکی هست.

    هر راهکاری برای شما بدن درد منو هم دوا خواهد کرد چون شرایطم 99 درصد با شما یکسانه.

    امیدوارم حل بشه دوست عزیز.

  16. 2 کاربر از پست مفید Quality تشکرکرده اند .

    alikocholo (چهارشنبه 23 مهر 93), رزا (دوشنبه 21 مهر 93)


 
صفحه 8 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 اسفند 92, 10:36
  2. موفقیت از آن كسانی است كه ذهنیت موفق دارند
    توسط ani در انجمن موفقیت و شادی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: یکشنبه 24 آبان 88, 18:19

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.