به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 89
  1. #51
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 مرداد 93 [ 07:28]
    تاریخ عضویت
    1392-12-15
    محل سکونت
    حوالی کوچه امید
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    615
    سطح
    12
    Points: 615, Level: 12
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 124 در 44 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم مدیر همدردی میگه:
    طلاق توانی بالاتر از حل مشکلات میخواد.
    برو خونه. رفتن خونه پدرت کارو خراب تر میکنه. ولی خیلی تحویلش نگیر تا از دلت در بیاره.
    معمولا شوهر من وقتی کسی پرش میکنه یا یاد یه رفتار خونوادم می افته اینطوری ایراد میگیره و دعوا راه میندازه.
    مواظب خودت باش و به خودت برس.
    مارال عزیز مشکل از تو نیست خودتو سرزنش نکن. مشکل از رفتار شوهرته. خواهش میکنم خودتو نباز. من درکت میکنم چون شوهرم دقیقا همینطوره. به خدا منم همش تو فکر خودکشی و طلاق و... هستم. اما خوبیش اینه که یه هفته بعد شوهرامون با قربون صدقه به زندگی امیدوارمون میکنن. تا دفعه بعدی که بدتر دعوا کنن.
    جالبه من فکر میکردم فقط شوهر من این رفتارا رو داره. منم جدیدا در حدی عصبی میشم که خودم رو میزنم. دفعه پیش که دعوامون شد تمام پاهام کبود شد!!!!!
    من تصمیم دارم فعلا مقالات رو بخونم و بعد از امتحانام اشتراک آزاد بگیرم

  2. کاربر روبرو از پست مفید زن امیدوار تشکرکرده است .

    khaleghezey (پنجشنبه 01 خرداد 93)

  3. #52
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    سلام خانم مارال.راستش هیچی سخت از این نیست که همسر ادم به عزیزانش فحش بده و بهشون بی احترامی کنه و چون دیدم اینو واقعا با هاتون همدردی میکنم.انشالله خدا بهتون صبر بده و شوهرتون هم اصلاح کنند خودشونو

    خانم مارال من موضوع رو از دو دیدگاه میخوام بررسی کنم یا این که شوهر شما مشکل رفتاری دارند که برای تشخیص این مورد شاید بهتر باشه برید پیش روانپزشک یا روانشناس متخصص و مجرب البته درسته گفتید همسرتون نمیان ولی میتونید خودتون برید و شرایط رو براشون توضیح بدید شاید ایشون واقعا اون قدر بی خود عصبی میشند که بعدش که به حالت عادی میرند واقعا پشیمون میشند..من یه زمانی چنین رفتاری رو داشتم سر یه موضوعی خیلی ناراحت میشدم و پدر و مادرم بد رفتاری میکردم حدود 3 یا 4 سال پیش ولی شکر خدا متوجه اشتبام شدم و الان خیلی خویشتن داری میکنم و کم کم بهتر شدم ولی بعضی وقتا خیلی سخته که خویشتن داری میکنم ولی مشکل از من هستش

    اما حالت دوم که من بیش تر احتمالشو میدم این باشه که این دعوا های شما یه ریشه ی اساسی داره که همسرتون دلخور هستند و شما تا وقتی اونو پیدا نکنید قضیه بهتر نمیشه و فقط بعضی روزا بهتر میشه بعضی روزا بدتر...مثلا ممکنه ایشون از شاغل بودن شما ناراحت باشند و این که گفتید یه سمتی هم دارید شاید پیش خودشون فکر میکنند در برابر شما تحقیر شدند...این فقط یه نمونه بود..شما اصلا نگفتید اوایل زندگی رابطتون چطوری بوده بعدش چطوری شده و.. و فقط حال رو گفتید و این باعث حل مشکل شما نمیشه

    شما بهتره به سراغز فکر کنید..مثلا شما دیشب میگید دیشب سر کنترل الکی دعوا کردند بعدش ربطش دادند به پدر و مادر شما !!! خب مشخصه که ایشون دلشون از یه جایی دیگه پره
    البته یه چیزی هم بگم شما فرمودید خیلی خونوادتون رو دوست دارید و درست مثل خیلی های دیگه ولی این که ایشون به اونا فحش میده دقیقا باعث میشه دست بزاره روی نقطه ی ضعف شما و شما رو خیلی تحریک کنند و اسیب برسونند یعنی اگه ایشون دیشب میان به خونواده ی شما بد و بیراه میگن یکی از دلایلش هم این هست میخوام شما رو عذاب بدند که این طور فحاشی می کنند

    به هر حال طلاق اخرین راه هستش..و بیش ترین طلاق ها سر 5 سال اول زندگی اتفاق می افته و شما هم که سن بالاتری دارید و مخصوصا همسرتون واقعا مشخصه انعطاف پذیری کمتری دارید ...

    فکر میکنم بهترین راه این باشه ببنید چی شد این قضایا شروع شد اگه دیدید دلیل خاصی نبوده و شوهرتون مشکل دارند که باید احتملاا دارو مصرف کنند و..
    اگه هم نه این کارا رو عمدا انجام میدند خب باید دید اگه دل به ادامه ی زندگی ندارند چرا صریح حرفشونو نمی زنند و میخوان شما رو عاصی کنند

    مثلا یه وقت میبیند ایشون پشیمون هستند مهر شما بالا هستش میخوان کاری کنند که شما خودتون توافقی !! حاضر به طلاق بشید

    به نظرم شده مرخصی بگیرید کمی بیش تر فکر کنید به هر حال کار همیشه هست ولی زندگی شخصی مهم تره...اگه برای سوالایی که بالا گفتم جوابی داشتید که باز قضیه فرق میکنه
    ولی ااگه جواب مشخصی نداشتید بهتر هستش برید ظهر خونه و سر سنگین باشید و بعد چند روز باهاشون صحبت کنید و ببنید دلیل اصلی کارای این اقا چی هستش

    مثلا من یه بنده خدایی رو میشناختم همش دعوا داشتند و.. اونم همو نسه سال اول زندگیشون بود بعدش یه روز که رفتیم صحبت کردیم و.. مشخص شد که واقعا مشکل اصلیشون چیزی جز یه مسئله بچه بازی نبود ولی هی اینا بهش دامن زده بودند و هی هر کدوم برای طلافی یه کاری کرده بودند و میکردند که داشت زندگیشون به طلاق کشیده میشد به همین راحتی !!!

    بازم میگم شاید همسر شما واقعا توی اون حالت ها از خود بی خود میشند..و تعادل رفتاری ندارند..

    بهتره کمی بیش تر فکر کنید و تامل کنید..

    انشالله روابط شما و همه ی زوج ها همیشه گرم و صمیمی باشه..خیلی ناراحت شدم..

  4. کاربر روبرو از پست مفید فدایی یار تشکرکرده است .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93)

  5. #53
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 تیر 93 [ 07:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-16
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    307
    سطح
    6
    Points: 307, Level: 6
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 112 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان عزیزم سلام

    ممنونم از راهنمایی ها و توصیه های خوبتون

    به حرفتون گوش کردم و نرفتم خونه پدرم چون به قول زن امیدوار عزیز این راه حل فقط کار رو خرابتر میکنه، مطابق معمول رفتم خونه ، خونه بود و از نظر ایشون انگار نه انگار که اتفاقی افتاده . برای این دلم میسوزه که عمر من در تنش و ناراحتی بعد از اون تباه میشه ولی از نظر همسرم همه چی همون لحظه دعوا تموم شده است.

    از پنج شنبه تا امروز دو سه باری باز الکی بهانه اورد و ناراحتی ایجاد کرد ولی من به گفته khaleghezey رفتار کردم و انگار که نمی شنوم اولش جری تر شد ولی فایده اش این بود که دعوا زودتر فیصله پیدا کرد. دیروز دوباره تنهایی رفتم خانواده ام رو دیدم و دلم برای خودم کباب شد. مردم روزهای تعطیل میرن پیش خانواده هاشون، اونوقت من مثل بی کس ها خودم با اتوبوس خط واحد رفتم دیدن پدر و مادرم.

    در مورد گفته های دوست عزیز فدایی یار هم باید بگم اگه منم نخوام سر کار برم یا مرخصی بگیرم شوهرم نمیذاره، چون اولا با سمت و کار من واقعا پیش همکارهاش فخر فروشی میکنه، ثانیا کم و بیش روی حقوقم برنامه ریزی کرده . راستش به خودم هم ثابت شده که همسرم واقعا دوستم داره ولی وقتی عصبانی میشه اصلا تو حال خودش نیست که بفهمه داره چی میگه و چی کار میکنه. ببخشید مثل کسی که داره استفراغ میکنه هرچی به دهنش میاد بیرون میریزه، چند وقت که بگذره و اوضاع کمی ارومتر بشه هرطور شده می برمش دکتر.

    اما باید وقتی رفتارهای اینطوری میکنه باهاش سرسنگین باشم نه اینکه قهر کنم برم خونه پدرم، چون در اون صورت اوضاع پیچیده تر میشه . مثلا دیروز و دیشب باهاش خوب بودم ولی مثل همیشه عاشق پیشه و سینه چاک نبودم مثلا گفت پاهام درد میکنه اعتنایی نکردم و فقط شنیدم. همیشه پاهاشو ماساژ میدادم و کلی قربون صدقه اش می رفتم. خودشم متوجه تغییر رفتارم شد. امروز از صبح براش هیچ پیامکی نفرستادم چون هر روز حداقل یک پیامک از محل کارم براش می فرستادم خیلی وقتها بی جوابش میذاشت و وقتی من اعتراض میکردم چرا جوا پیامکم رو نمیدی میگفت من حوصله این لوس بازی ها رو ندارم
    نتیجه اش این بود که امروز صبح خودش دوتا پیامک فرستاده : اولی " عزیزم اشتباهات منو ببخش " دومی " عزیزم دوستت دارم"

    حالا نمیدونم امروز فیلش یاد هندوستون کرده که مهربون شده و میخواد خواسته شو براورده کنم و دو باره سه یا چهار روز دیگه اخلاق های زشت گذشته شو رو پیش رو میگیره یا واقعا تغییر رفتار من روش اثر گذاشته .

    بازم از همه تون ممنونم بخاطر راهنمایی های مفیدتون.

    احتمالا چند وقت دیگه منم حق اشتراک پرداخت کنم چون واقعا این سایت و بودن در کنار دوستان خوب و باتجربه ایی مثل شما، ارزششو داره

  6. 2 کاربر از پست مفید maral1392 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), زن امیدوار (یکشنبه 04 خرداد 93)

  7. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 تیر 93 [ 07:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-16
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    307
    سطح
    6
    Points: 307, Level: 6
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 112 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به همه دوستان عزیزم

    امیدوارم خوب باشید و لحظه هاتون خالی از هرگونه استرس و اضطراب باشه

    من دیروز رفتم پیش مشاور. بهش گفتم استرس دارم در آینده با یک بچه کارم به طلاق بکشه ولی گفت اصلا مورد تو، مورد طلاق نیست. باید لم اخلاق شوهرت دستت بیاد .
    بهم گفت سعی کن اصلا در مورد گذشته باهاش صحبت نکن. نذار دوباره واسش تداعی بشه. باید چهار تا شش ماه صبر کنی اکثر موارد این چنینی بعد از چندماه دوباره راضی به رفت و آمد شدند.

  8. 3 کاربر از پست مفید maral1392 تشکرکرده اند .

    del (دوشنبه 05 خرداد 93), khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), زن امیدوار (دوشنبه 05 خرداد 93)

  9. #55
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بر بانو مارال

    این حرکت شما خیلی خوب بود.قهر کردن یه حرکت منفعلانه محسوب میشه.ولی کار شما خیلی خبو و به ایشون یاد دادید که حرکتی که انجام میدن چقدر آسیب زا می تواند باشد نسبت به احساسی که بهش دارید.البته تا یادم نرفته سعی بشه توی دورانی که اخلاقای خوبی داره و با خانواده شما خبو هستش یا در موردشان خوب حرف میزنه تشویقش کنید.مثلا کاری که دوست داره براش انجام بدید غذایی که دوست داره تا وقتی خدایی نکرده کار اشتباهی کرد کمبود عشق و علاقه شما را نسبت بخودش کاملا حس کنه صبور باشید به نتیجه میرسید ان شاء الله


    ((اما باید وقتی رفتارهای اینطوری میکنه باهاش سرسنگین باشم نه اینکه قهر کنم برم خونه پدرم، چون در اون صورت اوضاع پیچیده تر میشه . مثلا دیروز و دیشب باهاش خوب بودم ولی مثل همیشه عاشق پیشه و سینه چاک نبودم مثلا گفت پاهام درد میکنه اعتنایی نکردم و فقط شنیدم. همیشه پاهاشو ماساژ میدادم و کلی قربون صدقه اش می رفتم. خودشم متوجه تغییر رفتارم شد. امروز از صبح براش هیچ پیامکی نفرستادم چون هر روز حداقل یک پیامک از محل کارم براش می فرستادم خیلی وقتها بی جوابش میذاشت و وقتی من اعتراض میکردم چرا جوا پیامکم رو نمیدی میگفت من حوصله این لوس بازی ها رو ندارم
    نتیجه اش این بود که امروز صبح خودش دوتا پیامک فرستاده : اولی " عزیزم اشتباهات منو ببخش " دومی " عزیزم دوستت دارم"))


    خود من اوایل یکم همسرمو اذیت میکردم سربه سرش میزاشتم وقتی ناراحت میشد از محبتش بهم کم میکرد منم کم کم متوجه شدم و خیلی بهتر از قبل دارم برخورد میکنم.ولی وقتی خوبیم خیلی دوسم داره و قربون صدقم میره


    نمیدونم بکار شما میخوره یا نه ولی توی سایت همیاری جناب محسن عزیزی یه مواردی را نوشتند جالب بود بنظرم


    روي چند مورد به صورت ويژه بايد کار کنيد.

    1. شناسايي زمينه سازهاي عصبانيت همسرتون

    2. شيوه صحبت کردنتون با همسرتون در زماني که احساس مي کنيد داره وارد چرخه خشم ميشه

    3. تشخيص علائم چهره اي و هيجاني و رفتاري همسرتون پيش از پرخاشگري

    4. فراگيري مهارت ترک موقعيت و توافق با همسرتون درباره اون در زماني که در شرايط عادي هست


    پ.ن:راستی یه سوال خصوصی شوهر شما چجوری به شما میگه پاهاش درد میگیره شما رار اضی میکنه تا ماساژش بدین؟
    من تا اینو به خانومم میگم برمیگرده میگه:کمتر بخور کلفت بگیر و یه لگدم نثارم می کنه!!
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط khaleghezey : دوشنبه 05 خرداد 93 در ساعت 10:19

  10. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (دوشنبه 05 خرداد 93), maral1392 (دوشنبه 05 خرداد 93), زن امیدوار (دوشنبه 05 خرداد 93)

  11. #56
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 تیر 93 [ 07:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-16
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    307
    سطح
    6
    Points: 307, Level: 6
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 112 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام khaleghezey عزیز

    قبل از هر چیزی ازتون ممنونم که اینقدر وقت میذارید و نسبت به حل مشکلات بچه ها احساس مسئولیت میکنید. به نوبه خودم ازتون ممنون و سپاسگذارم

    در مورد نکات زیر خدمتتون بگم

    نقل قول نوشته اصلی توسط khaleghezey نمایش پست ها

    نمیدونم بکار شما میخوره یا نه ولی توی سایت همیاری جناب محسن عزیزی یه مواردی را نوشتند جالب بود بنظرم


    روي چند مورد به صورت ويژه بايد کار کنيد.

    1. شناسايي زمينه سازهاي عصبانيت همسرتون

    2. شيوه صحبت کردنتون با همسرتون در زماني که احساس مي کنيد داره وارد چرخه خشم ميشه

    3. تشخيص علائم چهره اي و هيجاني و رفتاري همسرتون پيش از پرخاشگري

    4. فراگيري مهارت ترک موقعيت و توافق با همسرتون درباره اون در زماني که در شرايط عادي هست


    پ.ن:راستی یه سوال خصوصی شوهر شما چجوری به شما میگه پاهاش درد میگیره شما رار اضی میکنه تا ماساژش بدین؟
    من تا اینو به خانومم میگم برمیگرده میگه:کمتر بخور کلفت بگیر و یه لگدم نثارم می کنه!!
    من تا حدودی زمینه سازهای عصبانیت همسرمو میدونم و تا حد توانم سعیمو میکنم اسباب عصبانیتشو فراهم نکنم ولی دیگران که نمیدونن . مثلا خانواده خودم یا همکارهاش. در حال حاضر که قطره هالوپریدول رو بهش میدم تحریک پذیری اعصابش یه ذره کمتر شده

    کاملا زمان عصبانیتشو میفهمم ولی متاسفانه نمیدونم باید چطوری رفتار کنم. محبت میکنم بدتر میشه سکوت میکنم جری میشه جوابشو میدم عصبانی میشه ...
    وقتی عصبانی میشه در حد مرگ ازش میترسم. شاید از مردن کمتر بترسم. هر لحظه دلم میخواد زودتر بمیرم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون اون لحظه ها نفرینش میکنم یا دعا میکنم کاش الان قلبش بگیره ولی بعدش از شدت پشیمونی کلی گریه میکنم و از خدا میخوام منو ببخشه

    در مورد سوال خصوصی تون

    مامانم همش بهم میگه بیش از حد محبت کردی و شورشو دراوردی. وقتی میگه پام درد میکنه ماساژش میدم و کلی قربون صدقه... البته اوایل که جونم براش در میرفت ولی الان خیلی کمتر شده ... این در حالیه که من عاشق محبت کردن هستم و دوست دارم بی وقفه عشقم رو نثارش کنم ولی به این نتیجه رسیدم لایقش نیست

  12. کاربر روبرو از پست مفید maral1392 تشکرکرده است .

    زن امیدوار (دوشنبه 05 خرداد 93)

  13. #57
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بانو مارال سوال شخصی آخر خودم در مورد ماساژ دادن پا بیشتر جنبه طنز و مزاح کردن را داشت نه بیشتر خیلی جدی گرفتید شما

    با این جملت موافق نیستم خودتم می دانی که اشتباهه و الان خداروشکری داری مسیر اعتدالی را در پیش میگیرید:

    این در حالیه که من عاشق محبت کردن هستم و دوست دارم بی وقفه عشقم رو نثارش کنم ولی به این نتیجه رسیدم لایقش نیست

    بموقع علاقمند شو نازشو بخر و از عشقت لبریزش کن و بموقع سعی کن کنترلش کنی

    خوب چرا گزینه 4 را بهش توجه نکردید:

    فراگيري مهارت ترک موقعيت و توافق با همسرتون درباره اون در زماني که در شرايط عادي هست

    بشینید و با ایشون خیلی محترمانه و البته با نهایت احترام و همراه با جراتمندی دنبال یه راه حل بگردید.که مورد توافق دوطرف باشه.تمرین کنید صبور باشید ایاشلله نتیجه میگیرید بازم اگه جواب مناسب توی جستجوهام در این مورد پیدا کردمب رای شما مینویسم چشم.

    لطفا تحت تاثیر صحبت های دیگران قرار نگیرید مادر شما کارشناس روانشناسیه مگه که نظراتش را اینقدر بهش اهمیت میدید ؟
    ایشون مادره و از روی احساسات و دلسوزی حرفی زدن.لطفا نوشته زیر را مطالعه کنید.
    قبلش اینو بگم سعی کنید جلوی مادرتان در مورد مشکلات زندگی خودتان به هیچ عنوان حرفی نزنید.حتی اگه دردودل داشتید و دنبال همدردی بودید تشریف بیاورید سایت همدردی دوستان هستند.هم حرفتان را زدید و آرام شدید و هم اینکه به زندگیتان لطمه ای وارد نشده.


    هر زندگي و هر خانواده اي براي خودش کم و کاستي هاي خاص خودش رو داره
    مگه زندگي همه کامل هستن و فقط مال شما کامل نيست
    که اينطور منتظر نشستي ببيني بقيه چه نظر و قضاوتي در مورد شما و شوهرت دارن؟!
    حرفهاي مادرت رو بزار رو حساب همون حس مادري و خواستن بهترين ها براي زندگي بچه هاشون
    هر چند که خودشون متوجه نباشند با زياده روي دارن اونها رو بدتر تحت فشاتر ميذارند!
    شما ميخواي آسايش داشته باشي کمتر خونه مادرت برو وقتي گله مند شد همين رفتارهاش رو گوشزد کنيد
    خوب يا بد شما ازدواج کرديد و الان داري تلاشت رو براي بهتر شدن زندگيت ميکني پس انگيزه بيشتر ميخواي
    نه اينکه با بها دادن به حرفهاي ناخوشايند ديگران بدتر انگيزه ات رو از دست بدي
    عنان زندگيت رو در دست خودت بگير تا بتوني به آرامش برسي خانومي.


    شوهر خوبی داری فقط اینو یادت رفته ما مردا خیلی با شما بانوان فرق داریم یه چیز یخانومم چند وقت قبل گفته بود خداوکیلی من یکی فکر کردم شوخی میکنه داشتم شاخ در می آوردم:

    هستند مردای متاهلی که بعد چند سال زندگی مشترک کنار همسرشان هنور دز مورد زمان قاعدگی زنان و اطلاعاتی که لازمه داشته باشند هیچی نمیدونن صفر کیلومتر خالص هستند.تعدادشونم کم نیست.

    مقایسه نیست ولی فکر کنم شوهر شما هم در این مورد مهارت کافی برای کنترل خشم را نداره بهتره در این مورد مقالات سایت را مطالعه کنید و در اختیار ایشون قرار بدید البته رد زمان و مکان مناسب و با بیان مناسب

    بزار یه متن بسیار زیبا بنویسم برای شما از جناب مدیر در مورد کاربر مردی که گفته بود توی زندگیشان عشق وجود نداره و از مشکشان در تالار همدردی گفته بودند


    در واقع چه شما زندگي را با عشق شروع کرده باشيد، يا شروع نکرده باشيد، نياز به بينش و مهارت براي ادامه آن داريد.
    هيچ زندگي به خاطر دوست نداشتن يکديگر از هم نمي پاشد،
    بلکه به خاطر عدم مهارتها ودانشهاي کافي و آشنا نبودن به مسائل ارتباطي و ....، زندگي به باد مي رود.
    البته اين مسائل ريشه آن چيزي است که زوجين مي گويند همديگر را دوست ندارند يا به هم عشق نمي ورزند.
    شما فرموده ايد پس از اين سالها عشق به وجود نيومده....،
    من يک سئوالي دارم ، مگر عشق در خلا ايجاد مي شود. مگر نه اينست که عشق وابسته به دو نفر است.
    و هر دو نفر بايد بذر عشق را آبياري کنند، به موقع کود بدهند،
    غذا بدهند ،علفهاي هرز آن را وجين کنند، آفت زدايي کنند و .....، تا از نتيجه اين عشق بهره مند شوند.





    پرخاشگری و عصبانیت
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
    ویرایش توسط khaleghezey : دوشنبه 05 خرداد 93 در ساعت 11:51

  14. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    maral1392 (دوشنبه 05 خرداد 93), زن امیدوار (دوشنبه 05 خرداد 93)

  15. #58
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 23 مرداد 93 [ 07:28]
    تاریخ عضویت
    1392-12-15
    محل سکونت
    حوالی کوچه امید
    نوشته ها
    51
    امتیاز
    615
    سطح
    12
    Points: 615, Level: 12
    Level completed: 30%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    121

    تشکرشده 124 در 44 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    0
    Array
    من تا حدودی زمینه سازهای عصبانیت همسرمو میدونم و تا حد توانم سعیمو میکنم اسباب عصبانیتشو فراهم نکنم ولی دیگران که نمیدونن . مثلا خانواده خودم یا همکارهاش. در حال حاضر که قطره هالوپریدول رو بهش میدم تحریک پذیری اعصابش یه ذره کمتر شده

    کاملا زمان عصبانیتشو میفهمم ولی متاسفانه نمیدونم باید چطوری رفتار کنم. محبت میکنم بدتر میشه سکوت میکنم جری میشه جوابشو میدم عصبانی میشه ...
    وقتی عصبانی میشه در حد مرگ ازش میترسم. شاید از مردن کمتر بترسم. هر لحظه دلم میخواد زودتر بمیرم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون اون لحظه ها نفرینش میکنم


    مارال عزیزم انگار این حرفهارو از زبون من نوشتی. منم دقیقا همین طورم.
    خواهش میکنم اگه راهکاری در مواجهه با خشمش یاد گرفتی اینجا بنویس تا استفاده کنم
    من تازگیها یاد گرفتم سعی کنم سورپرایز نشم. بعضی وقایع رو از قبل حدس میزنم و راجع به خواسته هام در اون مورد باهاش حرف میزنم (البته همه خواسته هامو که جرات نمیکنم بگم فقط بعضی هارو) اینطوری بعدا کمتر باهام دعوا میکنه.
    مثلا میدونم که عصبانی میشه وقتی خونوادم دعوتش کردن زودتر از بقیه برسه و خیلی منتظر بشه. اینه که با شوخی و خنده طوریکه پررو نشه میگم بابارو که میشناسی. خیلی عجوله. حالا احتمالا کسی هنوز نیومده ولی بابا چندبار زنگ زده که زود بیاید.


    مارو بیخبر نگذار. موفق باشی

  16. 2 کاربر از پست مفید زن امیدوار تشکرکرده اند .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93), maral1392 (دوشنبه 05 خرداد 93)

  17. #59
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 18 تیر 93 [ 07:29]
    تاریخ عضویت
    1393-2-16
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    307
    سطح
    6
    Points: 307, Level: 6
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    67

    تشکرشده 112 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    khaleghezey عزیز من از روز اولی که رفتم خونه همسرم سعیم بر این بود که نه تنها مادرم بلکه هیچکس دیگه از دعواها و اختلافات ما خبردار نشن . بیشتر بخاطر مقید بودنم ولی همسرم درست برعکس من هوچی هست و هربار اتفاقی افتاد گوشی رو برداشت مادر مریض من رو کشوند خونه مون ... بخاطر این رفتار نادرستش این همه به زندگیمون لطمه وارد شده . حالا هم من سعی میکنم اصلا حرفی از خونه و زندگیم به میون نیارم ولی با توجه به شناختی که از روحیه حساس من و رفتارهای همسرم دارن مدام افسون میخورن و صد در صد تو روحیه منم تاثیر میذاره

    بخاطر نوشته هاتون خیلی ممنونم . چون من از سر کارم کانکت میشم خیلی وقت نمیکنم در این سایت دنبال راهکارهایی برای حل مشکلم باشم ولی شما لطف میکنید گلچین مطالب رو برام میذارید . بینهایت ممنون


    زن امیدوار عزیزم
    من پیش مشاور میرم و مقاله ها و راهکارهای دوستان رو میخونم و مطمئن باش تو همین سایت نتیجه شو منعکس میکنم
    در حال حاضر کاری که کردم و نتیجه شو دیدم اینه که سعی کردم به خودم وقت بیشتری رو اختصاص بدم. تو خونه کتاب میخونم و عصرها پیاده روی میکنم . چند بار هم در حالت آشتی به همسرم گفتم تصمیم گرفتم بعد از این به خودم و جوونیم بیشتر اهمیت بدم. دیگه این روزها برنمیگرده پس چرا باید بهترین لحظه های زندگیم رو تو تنش بگذرونم. سکوت کرد و هیچی نگفت . دیگه داره متوجه میشه که اگه رفتارشو تغییر نده محبت من رو از دست میده

    خواهر عزیزم مطمئن باش دعا میکنم مشکل زندگی هر دومون بزودی برطرف بشه ... الهی آمین
    ویرایش توسط maral1392 : دوشنبه 05 خرداد 93 در ساعت 12:46

  18. کاربر روبرو از پست مفید maral1392 تشکرکرده است .

    khaleghezey (دوشنبه 05 خرداد 93)

  19. #60
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مهارت ترک موقعیت و جلوگیری از منتهی شدن جر و بحث ها به بد رفتاری کلامی یا فیزیکی

    ترک موقعیت

    ترک موقعیت یک مهارت اساسی برای جلوگیری از منتهی شدن جر و بحث ها به بد رفتاری کلامی یا فیزیکی است. ترک موقعیت احتمالا تنها راهبرد مفید برای متوقف کردن خشونت و سندم کتک کاری است. کلید کاربرد مؤثر تکنیک ترک موقعیت این است که قبل از اینکه خشم و عصبانیت از کنترل خارج شود و قبل از اینکه دعوا و جر و بحث به نقطه ای برسد که هر یک از طرفین به زدن یکدیگر و انتقام فکر کنند، از ترک موقعیت استفاده کنند.

    زمان لازم برای کسب مهارت

    قرارداد ترک موقعیت می تواند در طول یک بحث یک ساعته منعقد شود. لازم است چند بار وقتی عصبانی نیستید، تکنیک ترک موقعیت را تمرین کنید تا به مفهوم آن دست یافته و نسبت به اجرای آن اطمینان حاصل نمایید. وقتی موفق شدید که از ترک موقعیت در یک موقعیت واقعی استفاده کنید، در آن صورت، بر این مهارت بسیارمهم تسلط یافته اید.

    تعیین یک علامت برای ترک موقعیت

    زوج ها باید در مورد یک علامت که از آن هنگام نیاز به ترک موقعیت استفاده خواهند کرد، توافق نمایند. مثلا برخی افراد صرفا می گویند « ترک موقعیت» و برخی دیگر این عبارت را بکار می برند: « ما داریم از کوره در می رویم، من می خواهم فاصله ای بدهیم و موقعیت را ترک کنیم.» مزیت عبارت « ما داریم از کوره در می رویم» این است که سرزنش آمیز نیست و شما را به ترک موقعیت که به نفع هر دوی شما است، دعوت می کند. ساده ترین راه این است که از علامت دست «T» که در بسکتبال یا سایر بازی ها به کار می برند، استفاده کنید. واقعا لازم نیست که برای علامت دادن حتما کلمه ای بگویید. وقتی جر و بحث بالا می گیرد شما با اسافاده از دو دست خود، علامتی مانند «T» را نشان می دهید و همسرتان نیز علامت «T» را با دست های خود نشان داده و می گوید « خیلی خوب، موقعیت را ترک می کنیم»

    توافق در مورد اولین علائم هشدار دهنده

    در مورد اولین علائم هشدار دهنده ای که معمولا باعث تشدید خشم و برانگیختگی شما می شوند، توافق نمایید. هر چیزی که باعث افزای خشم می شود، می تواند هشداری برای ترک موقعیت باشد. بالا رفتن صدا، فحش دادن، حمله ی کلامی، اشاره با انگشت، هل دادن، یا هر شکلی از تهدید فیزیکی، ترک فوری موقعیت را الزامی می کند. موضوعات حساسی که یک دفعه در یک تعارض مطرح می شوند، می توانند به سرعت باعث تشدید برانگیختگی شوند. شما در حال بحث درباره ی تعمیر اتومبیل هستید، که ناگهان بحث به ولخرجی یکی از زوج ها کشیده می شود. بحث درباره ی موضوعات حساس خوب است، اما وقنی این نوع موضوعات در جریان یک کشمکش و تعارض مطرح می شوند، ناخواسته بحث به گناه ها و بی حرمتی های گذشته کشیده می شود.
    علامت هشدار دهنده ی دیگری که می توانید از آن به عنوان هشدار استفاده کنید، اظهار کلمات حاکی از تعمیم افراطی است. وقتی جملات با کلماتی مانند « تو همیشه...تو هرگز... هیچ کس در اینجا...هر وقت من...» شروع می شوند، به احتمال زیاد باعث تشدید خشم می شوند. عبارات حاکی از تعمیم افراطی، معمولا رنگ و بوی اتهام دارند و واکنش های دفاعی نیرومندی رابر می انگیزند.



    منبع: مهارت های زندگی زناشویی، میتو مک کی، پاتریک فنینگ، و کیم پالگ؛ ترجمه دکتر شهرام محمدخانی و قدرت عابدی_ با اندکی تغییر

    اختصاصی تالار همیاری


    فکر کنم بدرد شما بخوره این موضوع
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  20. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    del (چهارشنبه 07 خرداد 93), maral1392 (دوشنبه 05 خرداد 93)


 
صفحه 6 از 9 نخستنخست 123456789 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 آبان 94, 19:18
  2. پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: شنبه 17 خرداد 93, 01:49
  3. استفاده از سایت همسریابی برای آشنایی و ازدواج درست هست
    توسط شمیم بهار در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: پنجشنبه 14 فروردین 93, 17:30
  4. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 شهریور 91, 23:34
  5. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 فروردین 90, 07:04

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:45 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.