ما چون دو دریچه روبری هم، اما چه سود
زیرا یکی از دریچه ها همیشه بسته است
تشکرشده 88 در 53 پست
ما چون دو دریچه روبری هم، اما چه سود
زیرا یکی از دریچه ها همیشه بسته است
تشکرشده 88 در 53 پست
تبسم بر لبم سنگین است
چون که دلت غمگین است
تشکرشده 88 در 53 پست
تراوشات خیالم را قلم ترسیم کرد
چشمم به ناگه تصویر آتش بدید
تشکرشده 88 در 53 پست
ببخشید Delbaz متوجه شعر شما نشده بودم
از «د»
در سراشیبی زندگی افتان و خیزان می روم
دو دستم بسته است با حال گریان می روم
تشکرشده 148 در 75 پست
من از خاك، من از باد ، من از نسل آبم
به آتش رسيدم ، كه از تو بتابم
تشکرشده 148 در 75 پست
من از تبار دريام ، از نسل چشمه سارم
رهاتر از رهايي ، حصار بي حصارم
تشکرشده 2 در 2 پست
ماشاالله ثانیه به ثانیه شعر میگید آدم فرصت نمیکنه
من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب - مستحق بودم و اینها به زکاتم دادند
شبی نماز می کرد ، آوازی شنود که\" هان بوالحسن! خواهی که آنچه از تومی دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند ؟\"شیخ گفت \" ای بار خدای ! خواهی تا آنچه از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم با خلق بگوین تا دیگر هیچ کس سجودت نکند ؟\" آواز آمد \" نه از تو نه از من \"
تذکرة الاولیاء - در ذکر شیخ حسن خرقانی
تشکرشده 88 در 53 پست
من اسیر خویشم، این گناه بودن من است
ورنه او کجا و گریه های گاه گاه من
تشکرشده 148 در 75 پست
نكن امروز را فردا ، دلم افتاده زير پا
بيا اي نازنين اي يار ، دلم رو از زمين بردار
تشکرشده 88 در 53 پست
ای وای باز هم ببخشید
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)