به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 93
  1. #51
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 19:01]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    محل سکونت
    البرز کرج
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    833
    سطح
    15
    Points: 833, Level: 15
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 184 در 65 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    23
    Array
    ممنون از پاسختون الان واضح تر شد که ایشون خانواده مردسالار تربیت شدند.
    مثلا یه بار اومد خونه گفت ناهارو زود بکش میخوام برم بخوابم خیلی خسته ام...... پس چیکار میکنی غذاهم اگه نمیتونی بپزی خب بگو نمیتونم..... زنای مردمو ببین شوهرشون که خسته کوفته میاد خونه چه کارا که واسش نمیکنن...... باز شروع کرد به کتک زدنم وقتی دیگه خسته شد گفت پاشو ناهارو بکش
    نشون دهنده این هستش که شوهر (اصطلاحا) شما دچار عدم اعتماد به نفس و افسردگی هستند، از اینکه مقایسه کردند هم حرکت بدی بود کتک کاری رو من این میبینم که فرد نمیتونه حرفشو درست بزنه و چیزی برای گفتن نداره اقدام میکنه در آخر هم که گفته از فرط خستگی اومده خونه و اون حرکت رو میکنه نشون میده که تعادل نداره ( یه عمری از زندگیم با همچین افرادی سلام علیک داشتم )

    بله تروما بلانت بود. مدارک بیمارستان که همه دست شوهرمه .. فکر کنم تو مطبشه . من همیشه نگران این موضوع هستم که در آینده رفتاری مثل باباشون داشته باشن . حتی وقتی به این فکر میکنم که بخوام برم پزشک قانونی همه
    بدنم میلرزه
    .یعنی چی پرونده اش مسدود شه ؟ چطوری ؟
    در مورد شما چون active bleeding (خونریزی که بند نیومده) نداشته نمیشه آثار جراحت رو در صحن دادگاه نشون داد و توی رادیوگرافی فقط مشخص میشه و چون مشمول زمان کردیدنش (فکر کنم اگر اطلاع داشتید بهتر بود) برای پزشک قانونی میتونه زمانبر باشه ولی در بایگانی بیمارستان سوابق شما نگهداری میشه و شوهر شما نمیتونه اون سوابق رو منهدم کنه و اگر بیمارستان این کار رو کرده باشه و اگر از طریق دفترچه بیمه هزینه ها پرداخت شده باشه (از اونجایی که شوهر شما 7 خط هستش امکان داره بدون بیمه اینکار رو کرده باشه) توی سوابق بیمه موجود هستش. اگر بیمارستان جز باند ایشون باشه دعوای حقوقی خیلی جالبی پیش میاد که البته من خبر از هویت ایشون ندارم ولی همیشه طرفتون رو جوری در نظر بگیرید که همه این فرد رو میشناسند و ممکنه به ایشون گزارش بدند. (منظور این هستش که محتاط باشید ولی هیچ وقت نترس)

    در مورد اینکه پروانه (نه پرونده) ایشون رو میشه ازشون گرفت کار شما نیست و باید یکی از عوامل به عنوان بیمار معرفی بشند و تحقیق میدانی انجام بدند و گزارش این فرد میتونه تیر خلاص باشه که اگر هم بخواید از طریق شکایت عادی به کمیته اخلاق پزشکی ارجاع داده بشه اونجا نمیان همچین کاری کنند و به صورت محرمانه به طرف اخطار میدند، خلاصه اینکه گرفتن مجوزشون کار ساده ای نیست ،از طریق خشونت خانگی که شما دارید در ایران قانون مردسالار هستش و این رفتار ها در 4چوب قوانین حکومتی تعریف شده و از هیچ کس کاری بر نمیاد مگر اینکه سوابق پزشک قانونی مبنی بر خشونت خانگی که کشیدید به دادگاه ارائه بدید.

    در دین اسلام اومده اگر زنتون رو بزنید و در صورت کبودی بدن زن ، شوهر باید به اندازه کبودی که بر روی بدن همسرش هست باید طلا بده، خدا پدر مادرشو بیامرزه کسی که اینکار رو میکنه دیگه سر تعظیم فرود نمیاره... من فمنیسم نیستم من زن رو به عنوان یک انسان مثل خودم میبینم من بدی زیاد دیدم و کشیدم ولی به فکر خودکشی نیوفتادم چون صورت مساله رو حذف میکنه و اصلا چیزی رو نه تنها حل نمیکنه بلکه پیچیده تر هم میکنه.

    شما اگر یک برادر داشتید یا پدرتون فردی بود که در هر لحظه ای که بهش احتیاج داشتید جلو میومد و (عذر میخوام) اراده میکرد خایه های این حیوان رو میکشید این بلا ها رو سر شما نمی اورد.

    خواهر من، چیزی که من میگم بهترین راه حل نیست، با مدیر همدردی هم یک مشاوره بگیرید و نظر ایشون رو جویا بشید و اول پیشنهاد ایشون رو هر چیزی که هست انجام بدید و اگر خواستید (تاکید میکنم انتخاب با خودتون هستش) راهی که بهتون پیشنهاد میکنم انجام بدید.

    کاری که من میکنم مثل روشن کردن یک شمع از دو طرفه، و به شما بستگی داره و تا زمانی که ساکت باشی و ترس رو کنار نذاری همینطوری خورد میشی، آیا میخوای طلاق بگیری بعد از اون حمایت والدین تو داری یا نه ؟

    1- در کمال ناباوری من به شما پیشنهاد میکنم که هر کاری که شوهرتون میگه رو انجام بدید و اگر هم زدتون دستش رو هم ببوسید.
    2- باید کاری کنید که حس اعتماد ایشون رو به خودتون جلب کنید و حس عدم امنیت ایشون رو برطرف کنید (میتونه زیبایی شما باشه یا ذهن روانی باشه)
    3- بچه های شما در سنی هستند که میتونید روشون کار کنید و که به طرفتون بیان و باید جبهه خودتون رو در بین بچه ها تقویت کنید، حتما با هم دعوا میکنند بهتره که با هر دو خوب برخورد کنید و بهشون بفهمونید که خشونت بده و جفتشون رو با هم در آغوش بگیرید و تبعیض قاعل نشید.
    4- سعی کنید ارتباط چشمی و عاطفی تون رو از بچه ها از دست ندید و به بچه ها هم نگید مثل باباتون نشید، خوب بودن رو بهشون آموزش بدید و هیچ وقت بچه هاتون رو با بجه های فامیل مقایسه نکنید و اگر کار اشتباهی کردند باز حمایتشون کنید و توی خلوت بهشون خوب و بد رو آموزش بدید.
    5- این بچه ها تنها چیزی هستند که میتونه جبهه صبرتون باشه ! عقب بکشید همه چیز رو از دست دادید.
    6- هیچ وقت از چیزی نترس اگر بترسی باختی، فکر منفی عاقبت بدی داره.


    در مورد شماره 1 : جواب بدی رو با خوبی بدید بله واقعا سخته . شما همیشه در معاشقه شرکت کنید و شروع کننده باشید و زمانی که از سر کار خسته (مثلا) میان اونجا از خدماتش قدردانی کنید بچه ها هم بقل کردن رو ببینند با توجه به رفتار ایشون نمیدونم بد برخورد میکنند یا نه، از نظر روانی تاثیر زیادی داره چون ما مرد ها انسان های ساده ای هستیم درسته سختیمون از چدنه ولی سریع میشکنیم. (بیشتر مرد ها البته)

    مهمترین قسمت، در مورد شماره 2 : شما انسانی نیستید که حاضر باشه به کسی آسیب برسونه که باید روش کار کنید و این اخلاق بد رو کنار بذارید در مواقعی ممکنه که بچه ها در خطر باشند و باید ازش استفاده کنید ! با توجه به بارداری شما بهترین موقعیت رو دارید و میتونه با مشمول زمان کردن به نتیجه بهترین برسید و نباید زمان اجرای مرحله 1 و 2 نزدیک باشه. شما در این زمان با یک تیر دو نشون میزنید و اصطلاحا چراغ خاموش باید حرکت کنید، هم اینکه به شوهر خودتون فرصت میدید که تغییر رفتار در مقابل شما بدند (هرچند هم سخت هستش و ایشون ممکنه تغییر هم نکنه) و هم اینکه میتونید شوهر خودتون رو حصر خانگی شما رو برداره که آغاز پروژه جدید هستش.
    زمانی که آزادی عمل بیشتری داشتید باید منابع اقتصادی خودتون رو گسترش بدید و حساب اصلی خودتون رو متمرکز در اختیار مادر خودتون یا فردی که میتونید بهش دسترسی دارید قرار بدید و از چند حساب فرعی برای کار های خودتون استفاده کنید.
    مثلا به بهانه رفتن کلاس آشپزی یا ورزش و هر بهانه ای که فکر میکنید میتونید به کلاس های دفاع شخصی برید.
    دقیقا در مقابل فردی که زور بازو خودش رو به رخ میکشه به همون زبون البته از نوع دفاعیش برخورد کرد. اگر ابعاد شوهرتون بزرگ و قوی هیکل هستند (عمدتا) نگران نباشید اصلا به قد و هیکل نیست. ورزش های نینجودسو و سامبو و کراو ماگا بهترین سبک هایی هستند که میشه بهشون رجوع کرد (کلاس دفاع شخصی که تبلیغ شده گلچین شده سبک ها هستش هر چند 2 سبک آخر ضریب نفوذ پایینی دارند ولی کاربردی تر هستند)، حالا باید عنصر زمان رو مد نظر بگیرید که این کلاس ها در نزدیکی شما باشه و باید مربی توجیه شده باشه که بچه دار هستید و ساعت های مشخصی رو میتونید در کلاس شرکت کنید، در این دوران شما اعتماد به نفس از دست داده شده و روح خورد شده تون رو بازسازی میکنید و توجه کنید که قدرت ذهنی شما از بازو خیلی قوی تر عمل میکنه.
    زمانی که شما بتونید جلو حملات شوهرتون ایستادگی کنید و خشونت ایشون رو سرکوب کنید (طوری نشه که شما شوهرتون رو بزنید منظور من از دیدن این دوره فقط و فقط طریقه دفاع هستش) و وقتی هم ایشون ببینند که دیگه با کتک کاری به جایی نمیرسه مطمئن باشید که بت اش شکسته میشه و دیگه به شما زور نمیگه.
    در مدتی که به صورت محسوس در رشته رزمی شرکت میکنید اگر مورد تهاجم شوهرتون قرار گرفتید به هیچ وجه تکنیک ها رو اجرا نکنید تا زمانی که در این زمینه خبره شدید (8 ماه تا 2 سال)
    در مورد نگهداری لباس ها و تجهیزات هم در باشگاه میتونید کمدی رو اجاره کنید یا جایی در خانه مد نظر بگیرید که کسی طرفش نمیره.
    بهتره که بچه کوچک رو مهد بذارید که زمان بیشتری داشته باشید برای کارهای خودتون و بعد از مهد خودتون برش دارید.

    در مورد شماره 3 - اگر در بیرون یا پارک اگر حیوانی میبینید سعی کنید جلو بچه ها با حیوان ها ارتباط برقرار کنید و اونها رو هم تشویق کنید طوری که حس محبت رو ببینند. اگر هم در خانه پرنده ای هم داشته باشید هم به عنوان مثال هم بد نیست از این مدل هم میشه استفاده کرد. (تمیز کردن و غذا و چیز های دیگه هم مسئولیت های اون هم هستش) باز به خلاقیت زنانه بر میگرده.

    در مورد شماره 4 - از اونجایی که ممکنه بعد از پیاده سازی طرح بچه ها به سمت شما کشیده بشه و پدرشون برای balance کردن وزنه قدرت ممکنه اقدام به خشونت بیشتری ببره و یا حتی به بچه ها آموزش بده که مادرشون رو اگر کاری کرد گزارش بهش بدند (جاسوس پروری) و یا در مواقعی که میبینند مادر خلاف کرده شما رو مورد آزار قرار بدند باید در نظر داشته باشید که جواب بدی بچه ها رو با خوبی بدید و تسلیم هیچ کدوم از دور طرف نشید.

    در مورد شماره 6 - این ذهن شماست که از شوهرتون غول ساخته و باید به خودتون بگید من آدمی قوی هستم و سعی میکنم که با دست خودم زندگی رو اداره کنم. باید قوی باشید و بخواید که زندگی تون رو درست کنید.

    این در بسته شد در دیگه هم بسته شد، پایان کار نیست


    خدا خودش جوابش رو بده
    داستان آسیابان و مرد زورگو یادتون هست انشالله خب
    از یکی شنیدیم گفتند ، چوب خدا صدا نداره ولی من چوبی ندیدم . تا شما حرکت نکنید خدا هم کار نمیکنه، من تشویق به خشونت نمیکنم چون قانون حمایتی در این مساله نمیکنه باید بتونید از خودتون دفاع کنید !! باید خودتون اول دست به کار بشید و مظلوم بازی رو بذارید کنار... شما اگر قبول کنید ضعیف هستید مطمئن باش هر کاری کنید به نتیجه نمیرسید
    بعضی از چیزها نباید گفت ولی در جامعه اگر باور داشته باشید به این اصل الان خیلی کارها رو میتونستید انجام بدید، همونطور که من انجام دادم.
    ویرایش توسط Less Than Nothing : دوشنبه 15 اردیبهشت 93 در ساعت 00:55 دلیل: typo

  2. 3 کاربر از پست مفید Less Than Nothing تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 01 تیر 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), ستاره ف (دوشنبه 15 اردیبهشت 93)

  3. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی ممنونم از راهنمایی تون . ولی اینم بگم که شوهرم رفتارش با دوستاش یا اطرافیانش یا حتی بچه ها اصلا اینطوری نیس . بعضی وقتا یه جمله هایی میگه که من واقعا تعجب میکنم . مثلا با دوستش تلفنی صحبت میکرد بهش گفت مرد حسابی خب چه اشکالی داره زنت کار کنه . این اعتقادای قدیمیت رو بذار کنار ، ولی به من که میرسه یه آدم دیگه میشه . از این رو به اون رو میشه . بخدا من توی همه این مدت با اینکه همه اش عذابم داده ولی بازم بهش محبت کردم . یعنی اصلا نمیتونم باش بد حرف بزنم . من نمیخوام پروانه کارشو ازش بگیرم من فقط میخوام خوب شه . همین بخدا .... پدرم که احساس میکنم حق رو به اون میده ولی یکی دو بار برادم و شوهرم با هم بحثشون شد یه مدت با هم قهر بودن . ولی فایده نداشت .چون شوهرم میگفت به برادرت ربطی نداره بابامم حرفش رو تایید کرد.در مورد خانواده شوهرم بگم که فقط با من بد برخورد میکنن .. خودشون با هم خیلی با احترام صحبت میکنن . نمیدونم واقعا که اینا کپی رفتار پدرش بوده یا نه..چون به نظر نمیاد که پدرش هم چین مردی باشه ... راستش پدر و مادرش وقتی شوهرم نباشه باهام بهتر برخورد میکنن !! در مورد شماره 3 بگم که پسرم تو خونه سگ داره واسه همین این موضوع خود به خود شدنیه

  4. کاربر روبرو از پست مفید ستاره ف تشکرکرده است .

    Less Than Nothing (دوشنبه 15 اردیبهشت 93)

  5. #53
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    less than nothing به نظرتون با این کار شوهرم خوب میشه ؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید ستاره ف تشکرکرده است .

    Less Than Nothing (دوشنبه 15 اردیبهشت 93)

  7. #54
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 19:01]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    محل سکونت
    البرز کرج
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    833
    سطح
    15
    Points: 833, Level: 15
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 184 در 65 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    23
    Array
    محدودیت پست باعث شدش که نشه جواب رو براتون ارسال کنم.


    خب پس موقعیت هایی فراهم هست...
    من توی زندگی یک چیزی رو یاد گرفتم، اگر خانواده ام کار اشتباهی کرده باشه هرچیزی که باشه تمام قد از خانواده ام دفاع می کنم ولی در خلوت بهش اشتباهاتشو میفهمونم. از نظر من برادر شما کار درستی کرده و پدر شما نباید پشتش رو خالی میکرد و همین کار باعث میشه که شوهر شما اقدامات تلافی جویانه انجام بده و قلدری کنه.

    یادت نره کسی که ثبات اخلاقی و روانی داشته باشه فرد دیگه ای رو تا حد مرگ کتک نمیزنه و گفتم دور از ذهن نیست که کاری کنه که باعث مرگتون بشه و این شوخی نیست و
    به خاطر آزار های شوهرتون شما مجبور شدید که در فضای مجازی از بقیه کمک بخواید.
    اگر میخواید برگه برنده ای ازش داشته باشید باید تمام آثار و جراحت های اذیت های آقا رو به پزشک قانونی نشون بدید و برگه بگیرید و اون وقت بهش بفهمونید که اگر میخواد پیش شما زندگی کنه باهاش درست رفتار کنید، شوهر های دیگه زنشون رو که دوست دارند نمیزنند واسه مردم خوبی واسه ما آخی... والله

    شوهر شما آدم ضعیفی هستش، ایشون مشکل عدم اعتماد به نفس دارند که دوست دارند شما رو تحت کنترل داشته باشند، در مورد اینکه خشونت خانگی دارند هم برمیگرده به نداشتن مهارت در کنترل خشم ، باید داستان شوهرتون رو هم مشاور بشنوه که تصمیم بگیره

    سکوت گوش خراشی دارید ولی دفاع کردن از خودتو یاد بگیر هم لفظی هم فیزیکی

  8. 3 کاربر از پست مفید Less Than Nothing تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 01 تیر 93), فرهنگ 27 (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), ستاره ف (دوشنبه 15 اردیبهشت 93)

  9. #55
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام مرسی از جوابتون .. من عضو انجمن آزاد شدم ... اما چطور باید بامشاوران سایت صحبت کنم؟

  10. #56
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام

    حال که عضو انجمن ازاد شده اید این انجمن براتون فعال شده. ببینید در صفحه اصلی سایت بخش اخر نسبتا پایین صفحه نوشته انجمن ازاد. روی لینکی که با قرمز نوشته شده مشاوره خصوصی و تخصصی کلیک کنید و وارد انجمن ازاد شوید و انجا یک تاپیک باز کنید ( همینطور که اینجا باز کردید) و سپس سوالتون را بپرسید....

    موفق باشید


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  11. 2 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), ستاره ف (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)

  12. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خیلی ممنون ... به کمک خواهرم تونستم عضو شم ... به نظرتون کمکم میکنن؟؟؟ خلی نا امیدم .. ولی از کمک همتون ممنونم .... سر نمازم همتونو دعا میکنم.. اگه خدا قبول کنه...

  13. کاربر روبرو از پست مفید ستاره ف تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93)

  14. #58
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چی بگم والا...

  15. #59
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 اردیبهشت 93 [ 14:42]
    تاریخ عضویت
    1392-11-26
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    219
    سطح
    4
    Points: 219, Level: 4
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من روحیه خودتون تقویت کنید،این که حداقل دسترسی به نت دارین خیلی خوبه تو خونه وقتهای آزادتون ورزش کنید که حداقل یکم با نشاط بشید چون با توجه به نوشته هاتون همسرتون که به هیچ عنوان تغییری تو رفتارش نمیده حداقل شما به فکر خودت باش که زود پیر نشید.... انشاا... خدا کمکتون کنه و جواب بی رحمی های شوهرتون به زودی زود بده چوب خدا صدا نداره حالا ببینید کجا حالش میگیره

  16. کاربر روبرو از پست مفید بهار67 تشکرکرده است .

    ستاره ف (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)

  17. #60
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بخدا من نمیخوام بلایی سرش بیاد ... یا اینکه بخوام کاراشو تلافی کنم ..... یا مثلا از خدا بخوام که عذابش بده چون بالاخره شوهرمهپدر بچه هامه.... فقط میخوام خوب شه

  18. 2 کاربر از پست مفید ستاره ف تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 17 اردیبهشت 93), salehe92 (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)


 
صفحه 6 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  2. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.