به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 26 , از مجموع 26
  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 24 دی 92 [ 22:58]
    تاریخ عضویت
    1392-8-24
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    145
    سطح
    2
    Points: 145, Level: 2
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    0

    تشکرشده 9 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.من نمیخوام بهت راه حل ارایه بدم.میخوام بگم با خوندن تک تک کلماتت خاطرات خودم زنده شد.منم مثل تو از خانواده با محبتی هستم اما شوهرم برعکس کینه ای و مغرور و لجبازه.الان 9 ماهه که خونه مادرم زندگی میکنم.بعد از فوت بابام که پارسال بود دیگه دلیلی واسه تحمل کردنش ندیدم.الان درسته که بلاتکلیفم اما حداقل روحم از رفتارش در عذاب نیست.شوهرم یه بار اومد مشاوره اونم گفت حرمتهامون شکسته و نمی تونیم زندگی کنیم.منم از بس تحقیر شده بودم رهاش کردم و اومدم
    فقط گفتم که باهات همدردی کنم.امیدوارم مشکلت به زودی و خوبی حل بشه

    - - - Updated - - -

  2. 2 کاربر از پست مفید azade66 تشکرکرده اند .

    kamr (یکشنبه 01 دی 92), maryamhasani (چهارشنبه 23 بهمن 92)

  3. #22
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اسفند 97 [ 12:43]
    تاریخ عضویت
    1392-4-04
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    5,844
    سطح
    49
    Points: 5,844, Level: 49
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بالهای صداقت عزیز ممنون
    پاسخ شما برای من بسیار مفید و کاربردی بود. سعی میکنم تمامی صحبتها را عملی کنم. امیدوارم از پسش بربیام.
    اگر چه این 1 هفته سعی کردم صبحتهای دوستان رو عملی کنم و نتیجش تا حدی برام مشخص شد. ولی فکر کنم هنوز خیلی مونده تا زندگیمون برسه به اونجایی که دوست دارم.
    ازاده 66 عزیز ممنون از همدردیت، امیدوارم مشکل شما هم به زودی حل بشه
    بازم اگه دوستان راهکاری دارن ممنون میشم اگه بهم ارائه بدن
    ممنون

  4. #23
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 05 بهمن 92 [ 00:56]
    تاریخ عضویت
    1392-10-05
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    81
    سطح
    1
    Points: 81, Level: 1
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 19
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 2 در 2 پست

    Rep Power
    0
    Array

    منم با شما کاملا همدردم

    عزیزم دقیقا مشکلاتت مثل من میمونه . چقدر تفاهم داریم . میدونی این راه هایی که دوستان مطرح کرده اند من بارها و بارها به کار گرفته ام اما بعد از 12 سال زندگی روز به روز اوضاع بدتر و بدتر میشه.
    هیچ چیز درست نمیشه فقط این فشارهاست که هرچی از عمرزندگیت بیشتر میگذره برات غیرقابل تحمل تر می شه .
    من که دیگه تصمیم خودم رو گرفتم . شما رو نمیدونم اما به این نتیجه رسیدم که شخصیت هیچ کسی رو نمیشه عوض کرد. منم از روزهای اول میدونستم که زندگی با شوهرم خیلی سخته اما نمیدونم چرا قبولش کردم. خوب دیگه اینجوریه ... تاوان باید پس بدیم.به فکر خودت باش . ببین چند بار به دنیا میای؟؟؟
    نمیدونم از زندگیتون چند سال گذشته ولی اگه میتونی از پس زندگی خودت بربیای فقط سعی کن پشتت رو ببندی. فعلا تا روزی که به خرخره ات برسه صبر کن تا اگه از اون زندگی اومدی بیرون نگی کاش فلان راه رو هم رفته بودم یا فلان کار رو براش کرده بودم . یه جوری رفتار کن که پیش خودت سربلند باشی . من به اون مرحله رسیدم... همه راه ها رو رفتم اما نتیجه نداد. فقط الان دارم یه آینده نسبتا آرام از لحاظ مادی برای خودم جور می کنم.
    امیدوارم موفق باشی

  5. کاربر روبرو از پست مفید سیما59 تشکرکرده است .

    maryamhasani (چهارشنبه 23 بهمن 92)

  6. #24
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اسفند 97 [ 12:43]
    تاریخ عضویت
    1392-4-04
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    5,844
    سطح
    49
    Points: 5,844, Level: 49
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    با اینکه این مدت پستی نذاشتم اما هر روز به سایت سر میزدم و مطالب رو پیگیری میکردم طوریکه انگار شده جزئ وظایف روزانه ام.
    این مدت خدا رو شکر من زندگی ارومی داشتم و همه چیز خوب بود تا دیروز. خواستم اینبار قبل از اینکه کاری کنم مشورت کنم و کار خطایی انجام ندم.
    همسر من دو سه هفته هست که روزهای تعطیل هم میره سرکار و من تا بعدازظهر روز تعطیل هم تنهام. بهتر بگو روزهای عادی ساعت 9 شب میاد خونه و خوب طبیعتا خسته هست که بهش حق میدم و علاوه بر اون روزهای تعطیل هم دیگه نیست. دیشب چون باز هم قرار گذاشته بود که هفته دیگه هم جمعه بره سرکار من بهش اعتراض کردم و ایشون با داد گفت که مگه من دوست دارم برم و ....
    من هم بهش گفتم منم تنهام(چون خانوادم شهر دیگه هستن) و هیچکسو اینجا ندارم و باید از صبح تا شب بشینم ساعتو نگاه کنم تا شما بیایی(واقعا هم همینطوره) و ایشون بازهم سر حرف خودش. و بعد از اون دیگه حرف نزدیم باهم.
    واقعا احساس میکنم ازش بدم میاد که براش اینقدر بی ارزشم. از طرفی خیانتشو نمیتونم فراموش کنم. مدام جلوی چشممه.من به خاطر اون از خیلی چیزهام گذشتم اما به نظرم زیاد هم ارزششو نداره.
    به نظرتون تو این شرایط چطور باید رفتار کنم؟

    - - - Updated - - -

    راستی یه چیز یادم رفت بگم
    قرار بود ما امشب بریم شهرستان خونه مامانم و بعد فردا از اونجا بریم شهر دیگه که خونه مادربزرگ ایشونه
    خیلی وقته واسه این موضوع برنامه ریزی کردیم
    اما الان اس داده که زنگ بزن به خونتون بگو نمیاییم
    خواهشا سریعا راهنمایی کنیم
    خیلی وقت ندارم
    ممنون از همتون

    - - - Updated - - -

    oخواهش میکنم به من کمک کنید
    واقعا نمیدونم چیکار کنم

  7. کاربر روبرو از پست مفید maryamhasani تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 23 بهمن 92)

  8. #25
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 14 اسفند 97 [ 12:43]
    تاریخ عضویت
    1392-4-04
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    5,844
    سطح
    49
    Points: 5,844, Level: 49
    Level completed: 47%, Points required for next Level: 106
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    81

    تشکرشده 56 در 32 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    با اینکه این مدت پستی نذاشتم اما هر روز به سایت سر میزدم و مطالب رو پیگیری میکردم طوریکه انگار شده جزئ وظایف روزانه ام.
    این مدت خدا رو شکر من زندگی ارومی داشتم و همه چیز خوب بود تا دیروز. خواستم اینبار قبل از اینکه کاری کنم مشورت کنم و کار خطایی انجام ندم.
    همسر من دو سه هفته هست که روزهای تعطیل هم میره سرکار و من تا بعدازظهر روز تعطیل هم تنهام. بهتر بگو روزهای عادی ساعت 9 شب میاد خونه و خوب طبیعتا خسته هست که بهش حق میدم و علاوه بر اون روزهای تعطیل هم دیگه نیست. دیشب چون باز هم قرار گذاشته بود که هفته دیگه هم جمعه بره سرکار من بهش اعتراض کردم و ایشون با داد گفت که مگه من دوست دارم برم و ....
    من هم بهش گفتم منم تنهام(چون خانوادم شهر دیگه هستن) و هیچکسو اینجا ندارم و باید از صبح تا شب بشینم ساعتو نگاه کنم تا شما بیایی(واقعا هم همینطوره) و ایشون بازهم سر حرف خودش. و بعد از اون دیگه حرف نزدیم باهم.
    واقعا احساس میکنم ازش بدم میاد که براش اینقدر بی ارزشم. از طرفی خیانتشو نمیتونم فراموش کنم. مدام جلوی چشممه.من به خاطر اون از خیلی چیزهام گذشتم اما به نظرم زیاد هم ارزششو نداره.
    به نظرتون تو این شرایط چطور باید رفتار کنم؟

    - - - Updated - - -

    راستی یه چیز یادم رفت بگم
    قرار بود ما امشب بریم شهرستان خونه مامانم و بعد فردا از اونجا بریم شهر دیگه که خونه مادربزرگ ایشونه
    خیلی وقته واسه این موضوع برنامه ریزی کردیم
    اما الان اس داده که زنگ بزن به خونتون بگو نمیاییم
    خواهشا سریعا راهنمایی کنیم
    خیلی وقت ندارم
    ممنون از همتون

    - - - Updated - - -

    oخواهش میکنم به من کمک کنید
    واقعا نمیدونم چیکار کنم

  9. کاربر روبرو از پست مفید maryamhasani تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 27 بهمن 92)

  10. #26
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    خوب دلیل نیومدنش میشه بگین چیه؟ ازشون پرسیدین


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:10 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.