به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 21 , از مجموع 21
  1. #21
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 25 خرداد 94 [ 14:42]
    تاریخ عضویت
    1387-6-22
    نوشته ها
    335
    امتیاز
    7,315
    سطح
    56
    Points: 7,315, Level: 56
    Level completed: 83%, Points required for next Level: 35
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience PointsTagger Second Class
    تشکرها
    467

    تشکرشده 462 در 208 پست

    Rep Power
    51
    Array
    مرسی از همه دوستان که نظراتشون رو گذاشتن

    تو این مدت درگیر بودم . اومدم که خبرا رو بهتون بگم. ایشون با خانوادشون اومدن منزل ما چون من می خواستم پای همه وسط باشه و یه جورایی حرف خانوادش رو هم بشنوم. پدر و مادر خیلی خوبی داره. اون روز که اومدن مادرم ازشون سوال کردن که خوب از خودتون بگین و چی دارین و ... مثل لبو قرمز شد ، هل شد و بعده کلی من من کردن گفت خیلی سخته چی بگم ؟!! و یکی استارت بزنه !!!!!! جالب اینجاست که جو خیلی صمیمی و گرم هم بود جوری نبود که کسی بخواد هل بشه ، خلاصه اینکه یک کلام نتونست حرف بزنه و پدرش همه رو توضیح داد. میون صحبت ها (البته بعدش که رفتن و فکر کردم) فهمیدم بعد از 7 سال کار چیزی پس انداز نکرده در حالی که به من خلاف این رو گفته بود!

    بعد اینکه کلاً چهره خندانی هم نداره اونجا هم همین جور اومده بود که برام خیلی عجیب بود چون با من تقریباً این مدلی نبود و خانوادم گفتن این چرا انقد تو قیافه بود؟!!!
    خلاصه اینکه بعد از رفتنشون حدود ساعت 9 یا 10 صحبت کردیم اولش خیلی خوب بود تا اینکه من به خاطر مجموع رفتارا تصمیم گرفتم سوالی کنم. خانواده ایشون که همگی راضی بودن ، ازشون پرسیدم :" فرض بر اینکه پدرتون می گفت من مخالفم مثلاً از مادرشون خوشم نیومده و هیچ دلیل منطقی نمی گفت شما چی کار می کردین؟ " دنبال این بودم که ببینم اونقدر جذب وجود داشته که حداقل تامل کنه در تصمیم گیری و سعی کنه منطقی تصمیم بگیره؟ در جواب گفتن:" خوب بزرگترا یه چیزایی رو بهتر از ما می فهمن من هم قبول می کنم ، می گم هنوز که اتفاقی نیفتاده !!!" این جواب رو که گفتن من تقریباً پاسخ اصلی رو گرفتم و البته بگذریم که کمی ادامه پیدا کرد و حرف های دیگری هم زده شد اما در کل من گفتم گویا شما هنوز تصمیمی نگرفتی پس منو علاف نکن اگر حسی هست بگو ایشونم خیلی شیک (چون کلافش کردم که جواب بده) گفتن حس ندارم .
    البته این بخش در اس ام اس گفته شد و من هم دیگه جوابی ندادم و این آقا محو شد به همراه جمیع اعضای خانواده
    خلاصه اینکه تموم شـــــــــــــــــــــد به سلامتی .

    خیلی مورد جالبی بود تعریف کردم که در جریان باشین چه موجوداتی پیدا می شن در این کره خاکی!! در روابط دوستی دیده بودم که ابراز علاقه دروغ بشه ولی در ازدواج نه دیگه چون به نظرم لزومی نداره آدم رو در بایستی کنه . ایشون منهای رفتارای مشکوک ، ابراز علاقه زیاد می کرد یا دائم زنگ می زد اما بعد ....
    - چیزی به نام شكست وجود ندارد، آن چه هست نوعی نتیجه است.
    - انسان زاییده شرایط نیست ، خالق آن هاست.
    آنتونی رابینز

  2. 3 کاربر از پست مفید *nadia* تشکرکرده اند .

    mahasty (یکشنبه 17 آذر 92), sanjab (یکشنبه 17 آذر 92), ژینا (یکشنبه 17 آذر 92)


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.