من واقعا به ارامش نیاز دارم حتما تلفنمو از دست درس خارج میکنم
اما میدونم بعدش باید به این که این مدت کجا بودم و چرا نبودم جواب بدم .. این کارو قبلا تجربه کردم به مدت یک ماه که جویای حالم از دوستانم شده بود
تشکرشده 434 در 128 پست
من واقعا به ارامش نیاز دارم حتما تلفنمو از دست درس خارج میکنم
اما میدونم بعدش باید به این که این مدت کجا بودم و چرا نبودم جواب بدم .. این کارو قبلا تجربه کردم به مدت یک ماه که جویای حالم از دوستانم شده بود
Aminn (سه شنبه 05 آذر 92)
تشکرشده 271 در 111 پست
من پیشنهاد میکنم به کسی (از جمله این طرفتون) در مورد اینکه چرا جواب دادید یا ندادید، جواب پس ندید اولا اصلا لازم نیست باهاش حرف بزنی (کم محلی برای امثال اینها بدتر از هر چیز دیگه ای هست) اگه هم خیلی اصرار کرد بهش بگو دلم خواست. با هر کسی باید متناسب با شعورش حرف زد. منم با آقا/خانم صبوری در این مورد موافقم که شروع دوباره دور باطل هست و از نظر من هم باید این شخص رو از زندگیت کاملا پاک کنی (حتی اگه به فرض محال اومد و پیشنهاد خواستگاری داد)، می خوام بهت ثابت بشه که این شخص دوباره می خواد همون دورباطل رو راه بندازه و شما رو بازی بده.
- - - Updated - - -
توی پست قبلی اونجایی که گفتم اگه خیلی اصرار کرد بهش بگید دلم خواست، منظورم این نیست که حتما با همین لفظ بگید و میشه لفظ بهتری هم استفاده کرد مثلا اینکه "به شما ارتباطی نداره" یا ... ، نباید برای کاراتون به کسی که بهش مربوط نیست جواب پس بدید (و الا طرف فکر میکنه خیلی شخصیت مهمیه!).
asemaneabi222 (سه شنبه 05 آذر 92), سنجاب بازیگوش (سه شنبه 05 آذر 92)
تشکرشده 434 در 128 پست
از این که این همه پیگیر کار منید خیلی ممنونم
منظور من این بود که میپرسه خانم سنجاب مدتی خبری از شما نبود حالتون خوبه ؟ نگران حالتون بودم اینجوری
چرا این همه این ادم از نظر شما بد و خبیثه ؟ شاید من توی گفتن اشتباه کردم که اینجوری برداشت شده
ادم مثبت نگری نیستم .. همیشه حواسم به طرز گفتار و رفتارش بوده مورد بدی ازش ندیدم
مطمئنم اگه بخوام برم از طریق برانگیختن احساسات جلومو نمیگیره
خیلی راحت میتونست با قول بیخود منو دنبال خودش بکشونه همون جوری که گفتم یه بار که حرفش شد ، فقط بهم گفت لیاقتم بیشتر از ایناست و مراقب خودم باشم
من مدتی سر نمیزنم میخوام به هیچی فکر نکنم تا بعد یه تصمیم قاطع و درستی بگیرم از همه بابت اینکه
وقتشونو برام گذاشتن خیلی زیاد ؛ بینهایت ممنونم ..
ویرایش توسط سنجاب بازیگوش : سه شنبه 05 آذر 92 در ساعت 21:24
Aminn (سه شنبه 05 آذر 92), asemaneabi222 (سه شنبه 05 آذر 92), دختر مهربون (چهارشنبه 06 آذر 92)
تشکرشده 271 در 111 پست
می خواستم دیگه پست نذارم ولی این یکی رو لازم دیدم که بذارم. البته خیلی میبخشید.
شما نگفتید که با چه لحنی ازتون میپرسه روی همین لحاظ هم من فرض رو بر این گذاشتم که لحنش حالت مُصر برای گرفتن جواب باشه و اینطور پاسخ دادم. اگه می گفتی لحنش اینجوریه منم با لحن دیگه ای بهش جواب میدادم (لحن کاملا ملایم و در عین حال نگفتن دلیل).
فعلا که متاسفانه احساساتت رو درگیر کرده و هنوزم در حال ادامه دادنه اگه مرد بود مثل مرد میومد می گفت چی می خواد!
آره قول بیخود بهت نداده ولی امید بیخود بهت داده (بصورت کاملا هدف دار)
موفق باشید
سنجاب بازیگوش (چهارشنبه 13 آذر 92)
تشکرشده 51 در 32 پست
تصمیم نگرفتی دوست من؟
به ماهم خبرشو بده
Aminn (جمعه 15 آذر 92), سنجاب بازیگوش (چهارشنبه 13 آذر 92)
تشکرشده 434 در 128 پست
ممنون دوستای گلم که به فکرم بودین .. بله گرفتم .. انجامم دادم
وقتی باهاش حرف زدم ازم خواست همین جوری که تا الان بودم باشم بدون عنوان مشخصی
قبول نکردم الانم چند روزی میگذره ازش
روز اول حس خفگی داشت خفم میکرد حتی نمیتونستم اشک بریزم .. همش بغض و عصبانیت
ولی بعدش بهتر شدم
دوباره شدم همون دختر شادو شیطون امروز کلی انرژی دارم کلی خوشحال بودم یه روز کاملو با یه دختر 5 ساله گذروندم شیطون تر از اون من بودم
مطمئنم از این که منو از دست داده پشیمون میشه اما من دیگه نمیخوام ببینمش هیچ وقت
اصلا و ابدا کینه ای ازش به دل ندارم بهترینا رو براش ارزومندم
فقط حس میکنم به قدر 2 سال به خودم بدهکارم ..
برام دعا کنید بتونم از پسش بر بیام . برای دلم دعا کنید
حس میکنم یه خلا بزرگ بزرررررررررررررررررگ توشه
میخوام به خدا نزدیک تر بشم
تنهام نزارید ..
Aminn (جمعه 15 آذر 92), دختر مهربون (پنجشنبه 14 آذر 92)
تشکرشده 851 در 242 پست
سلام عزیزم.بهت تبریک میگم بابت تصمیمی که گرفتی.مطمینم بهترین تصمیم بوده
- - - Updated - - -
باور کن روزی میرسه که به خودت میگی خدایا ازت ممنونم که کمکم کردی.شما تنها نیستی چون خدا رو داری.برات ارزوی خوشبختی میکنم
دختر مهربون (پنجشنبه 14 آذر 92), سنجاب بازیگوش (چهارشنبه 13 آذر 92)
تشکرشده 434 در 128 پست
آن سوی تنهایی
بهانهایت برای رفتن چه بچه گانه بود
چه بیقرار بودی زودتر بروی
از دلی که روزی بی اجازه وارد ان شده بودی ..
من سوگوار نبودنت نیستم !!
من شرمسار این همه تحملم ..
من که بهش گفتم بره چرا بازم پیام داد ؟؟ چرا نمیزاره من اروم بشم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
![]()
تشکرشده 2,695 در 688 پست
asemaneabi222 (جمعه 15 آذر 92), دختر مهربون (جمعه 15 آذر 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 15 آذر 92)
تشکرشده 10,678 در 2,786 پست
این حس و حال به نفعت نیست.مرثیه سرایی نکن.
abi.bikaran (جمعه 15 آذر 92), asemaneabi222 (جمعه 15 آذر 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 15 آذر 92), ستیلا (جمعه 15 آذر 92)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)