به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 54
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نمی توانم حلش کنم. نمایش پست ها
    ل

    به نظر خودم باید یکی از این دو کار را انجام دهم:1- آن خانم و شوهرش را از وعده ای که بهشان داده ام منصرف کنم و راه خودم را برای استانداری ادامه دهم 2- همسرم را متقاعد کنم که آن خانم و شوهرش را به عنوان همکاران جدید من در استانداری بپذیرد.برای نیل به هر یک از این راه حل ها چه روشی را باید در پیش گیرم.
    خب برادر گرامی عقل سلیم هم راه حل اول را قبول میکنه . اگه شما میتونید منصرفشان کنید چرا نکنید. مطمئنا وجود اون خانم در کنارتان بعدا برایتون دردسرساز خواهد بود. چون از پافشاری و پیگیریشان خوب معلومه که چقدر دنبال جایگاه و مقام و موفقیت هستند که تو زندگیشان پیشرفت کنند و تنها چیزی که فکر نمیکنند خود شمائید.

    مراقب زندگیتون باشید و تا میتونید از اینجور آدمای زرنگ فرصت طلب دوری کنید.

    - - - Updated - - -

    در ضمن اینم بهتون بگم. قدر همسرتون رو بیشتر بدونین . چون این همسرتونه که یه محیط اونقدر آرام و امن تو خونه براتون فراهم کردند که حالا به جای قدردانی خوشی بزنه زیر دلتون.

  2. 2 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    saraamini (سه شنبه 12 آذر 92), دختر بیخیال (سه شنبه 12 آذر 92)

  3. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 09 آذر 93 [ 14:01]
    تاریخ عضویت
    1392-6-03
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    1,158
    سطح
    18
    Points: 1,158, Level: 18
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 18 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزان! متنی که نوشته بودم قدری طولانی بود اما خواهش می کنم با دقت بیشتری مطالعه اش کنید. مشکل من رابطه عاطفی با آن خانم نیست. آن رابطه تمام شد و خاکسترش به هوا رفت درخواست من مساعدت جهت حل وعده جاهلانه ای است که داده ام.

  4. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نمی توانم حلش کنم. نمایش پست ها
    عزیزان! متنی که نوشته بودم قدری طولانی بود اما خواهش می کنم با دقت بیشتری مطالعه اش کنید. مشکل من رابطه عاطفی با آن خانم نیست. آن رابطه تمام شد و خاکسترش به هوا رفت درخواست من مساعدت جهت حل وعده جاهلانه ای است که داده ام.
    جواب شما همون راه حل اوله که تو پست قبلی اشاره شد. منصرف کردن اون خانم و فقط و فقط فکر کردن به موقعیت خودتون

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نمی توانم حلش کنم. نمایش پست ها
    یکی از دوستانم که تجربه زیادی در استانداری دارد از من پرسید این زن کیست؟ شخصیت سیاسی است؟ گفتم نه! پرسید شخصیت مذهبی است؟ گفتم نه! پرسید: مال و منالی دارد؟ گفتم نه!
    از همین موارد میتونید برای منصرف کردنش استفاده کنید و بگید چون این موارد رو ازم پرسیدن و جواب من منفی بود گفتن نمیشه براش کاری کنیم.

  5. 4 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    saraamini (سه شنبه 12 آذر 92), shabnam z (سه شنبه 12 آذر 92), خانوم مجرد (سه شنبه 12 آذر 92), دختر مهربون (سه شنبه 12 آذر 92)

  6. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 مرداد 96 [ 15:00]
    تاریخ عضویت
    1392-8-30
    نوشته ها
    285
    امتیاز
    4,535
    سطح
    42
    Points: 4,535, Level: 42
    Level completed: 93%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First ClassVeteran
    تشکرها
    400

    تشکرشده 440 در 186 پست

    Rep Power
    41
    Array
    سلام با kamr موافقم
    بهش بگین قبولتون نکردن
    وقتی سرد برخورد کنید خودشون باید بفهمن که باید بیخیال بشن
    ضمناا ببینید چقد سودجو و فرصت طلبن!!
    که میان میپرسن چی شد
    بنظرم جدا از مساله عاطفی که حل شد.. اصلا ایشون صلاحیت رسیدن به پستی اونم با پارتی شما رو ندارن
    اگه صلاحیت دارن خودشون بعدها اقدام خواهند کرد

  7. کاربر روبرو از پست مفید خانوم مجرد تشکرکرده است .

    kamr (چهارشنبه 13 آذر 92)

  8. #45
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    خلاصه گفتار شما:
    (از مدت ها قبل در خصوص استاندار شدنم بحث شده بود اما من آن را جدی نمی گرفتم. به هر حال آرامشی که به دلیل سکونت و کار در یک شهرستان کوچک و مصاحبت با آن خانم مرا در بر گرفته بود، چیزی نبود که به راحتی از آن دست بردارم. اما دو سه ماه قبل وضعیتی رخ داد که به طور جدی تصمیم گرفتم به پست استانداری فکر کنم و پیشنهاداتی را که از جانب دوستان برایم می رسید لحاظ کنم. طبق معمول اولین کاری که کردم درد دل کردن با آن خانم و بیان قضیه بود او مرا تشویق کرد و دلگرمی داد به او گفتم چه کمکی از دستش برایم ساخته است او گفت هر کاری که بتوانم انجام می دهم. گفتم حاضری با من به مرکز استان بیایی؟ اعلام کرد وضعیت شوهر و بچه هایم چه می شود؟ گفتم مانعی ندارد آن ها را ردیف می کنم. با دوستانی که در مرکز داشتم تماس گرفتم و وضعیت را شرح دادم. اعلام کردم کسی را در نظر دارم که می تواند مرا به عنوان یک استاندار موفق پیش ببرد. می خواهم او به عنوان مشاور مخصوص من در استانداری حاضر باشد و هر کاری که قرار است انجام دهم با نظارت و تحت نظر او باشد و هر جا که می روم در کنارم باشد. یکی از دوستانم که تجربه زیادی در استانداری دارد از من پرسید این زن کیست؟ شخصیت سیاسی است؟ گفتم نه! پرسید شخصیت مذهبی است؟ گفتم نه! پرسید: مال و منالی دارد؟ گفتم نه! ولی به توانایی او ایمان دارم و مطمئنم می تواند در کارها کمکم کند. گفتند ما در استانداری به مشاورین حقوق مستقل پرداخت نمی کنیم. اما نگران نباش ما برایش در آن نهاد یک پست سازمانی تعریف می کنیم اما عملا در کنار تو کار کند و نیروی تو باشد و مشکلی هم نخواهد داشت. سپس دوباره نوبت به صحبت با آن خانم رسید. به او اطمینان دادم که همه جوره حمایتش می کنم. قرار شد با شوهرش هم صحبت کنیم. نزد او رفتم و با او صحبت کردم. او اعلام کرد من هنوز تجربه زندگی در مرکز استان را ندارم. به او اطمینان دادم که در استانداری همه کاره او و همسرش خواهند بود آن ها تصمیم گیرنده باشند و من اجرا کننده! در حقیقت امکانات استان را به طور کامل در اختیارشان قرار می دهم. هر گونه سند و مدرکی را که خواستند بیاورند تا من امضا کنم. شوهرش هم که مرد بسیار محترمی است و کمتر کسی است که در شهرستان او رانشناسد و احترامش را نگه ندارد موافقت خود را اعلام کرد دست هم را فشردیم و قرار گذاشتیم پشت هم را خالی نگذاریم. همه این قضایا مربوط به قبل از زمانی است که با سایت همدردی آشنا شدم و مشکلم را حل کردم یعنی مربوط به زمانی که به شدت تحت تاثیر جاذبه نیرومند شخصیتی آن خانم بودم. حالا نمی دانم چه باید بکنم. آن خانم هر از چندی به سراغم می آید و می پرسد چه شد؟ در این که او صلاحیت والایی دارد شک ندارم. اما نمی تواند و نباید دراین حد در کنارم باشد. او می تواند مشاور امور بانوان ریاست جمهوری باشد. لیاقتش خیلی زیاد است. اما در کنار من هرگز! از همه مهمتر همسر خودم را چکار کنم که به محض این که متوجه شود من چنین درخواستی از آن خانم کرده ام خودش را خواهد کشت! نمی خواهم به راحتی از استانداری چشم پوشی کنم. اما آن خانم رهایم نمی کند و نباید هم این کار را انجام دهد به هرحال من او را امیدوار کرده ام. شوهرش هیچ حرفی نزده است. اما به موقعش اگر نتوانم به وعده ام عمل کنم مرا از بین خواهد برد. فکر کنم نمی توانم در همین اداره ای هم که در آن کار می کنم ادامه دهم. سایه وحشتناک اقدامی که از روی جهالت انجامش داده ام همواره با من است و کمتر از یک سال دیگر مرا خواهد پوشاند.)


    سلام برادر گرامی بسیار خوشحال شدم که الان وضعیت عاطفی خوبی دارید و مشکل قبلیتون را با کمک خدا حل کردید.
    چرا این قدر نگرانید؟ مطمئن باشید وقتی که خدا این قدر کمکتون کرد تا بتونید بفهمید که اون عشق مجازی و کاذب بوده؛در اینجا هم خدا کمکتون می کنه. به شرطی که رفتارتان هم خدایی باشد.

    به نظر من الان شیطان از دست شما به شدت عصبانی است و تمام تلاشش را خواهد کرد تا شما را دوباره به حالت اول برگرداند؟ آیا واقعا دوست دارید به شیطان همچین فرصتی بدهید؟

    ببینید به نظر من این مشکل با کمی سیاست به راحتی قابل حل است اما شیطان این مشکل را در نظر شما بزرگ جلوه می دهد!!! شما خدا را دارید! از کی می ترسید؟
    چرا فکر می کنید شوهر آن خانم شما را از بین می برد؟ مگه ایشون چی کاره هستند؟ فوق فوقش یه مدت از دست شما عصبانی بشن.از وضع قبلیتون که به مراتب بهتره!!! بعدش هم آشتی.

    شما گفتید که دیگه نمی تونید در همون اداره کار کنید.خب من این را به فال نیک می گیرم.چون هر چه قدر از این خانم دور تر باشید بهتره!!! فقط باید دنبال بهانه برای رد کردن اون خانم باشید!


    حال من چند تا پیشنهاد براتون دارم.خودتون باید با توجه به مشکلتون از آنها استفاده کنید.

    شما گفتید که اون خانم گفتند شوهر و بچه هایم چه می شود؟ و بعد از دوستتان پرسیدید و گفت: ما در استانداری به مشاورین حقوق مستقل پرداخت نمی کنیم. اما نگران نباش ما برایش در آن نهاد یک پست سازمانی تعریف می کنیم اما عملا در کنار تو کار کند و نیروی تو باشد و مشکلی هم نخواهد داشت.

    خب به نظر من به این خانم بگید که دوستم راجع به اون موضوع امیدوار بود و پیگیری هم کرد ولی متاسفانه موفق نشده و گفته : ما در استانداری به مشاورین حقوق مستقل پرداخت نمی کنیم.
    و من راضی نیستم که به خاطر این پست شما و همسرتان و بچه هایتان را بیهوده به سختی بیاندازم.شما لیاقتتان خیلی بیشتر است.شما حتی می توانید مشاور امور بانوان ریاست جمهوری باشید.فکر می کنم زندگیتان با این پست با توجه به اینکه تجربه زندگی در مرکز استان را هم ندارید؛ آسیب ببیند.
    اگر هم لازم بود به همون دوستتان تا حدی واقعیت را بگید.مثلا بگید من در شرایطی هستم که دیگه نمی تونم اون خانم را به عنوان مشاور بپذیرم.اما خیلی رودرواسی دارم.خواهشا شما کمک کنید تا این قضیه به این نحو نشان داده شود که گویا همچین مساله ای امکان ندارد!
    بعد اون آقا مثلا در حضور شما زنگ بزند و به شما بگوید که آقای فلانی من تمام تلاشم را کردم اما متاسفانه نتیجه نداد.گویا قسمت نیست!

    مطمئن باشید اگر به خاطر رضای خدا قدم اول را بردارید ؛خداوند قدم های بعدی را خودش بر می دارد و راه های بعدی به شما نشان داده خواهد شد!

    اصلا یه چیزی بگم: شاید اون خانم و شوهرش هم تو رودرواسی شما گیر کردن! و بدشون هم نیاد که این موضوع منتفی بشه!!!

    براتون دعا می کنیم.
    ان شاالله دفعه بعدی که میاید این تاپیک را بذاریم در قسمت کسانی که مشکلشون حل شده است!
    توکلتون به خدا باشه

    - - - Updated - - -

    خلاصه گفتار شما:
    (از مدت ها قبل در خصوص استاندار شدنم بحث شده بود اما من آن را جدی نمی گرفتم. به هر حال آرامشی که به دلیل سکونت و کار در یک شهرستان کوچک و مصاحبت با آن خانم مرا در بر گرفته بود، چیزی نبود که به راحتی از آن دست بردارم. اما دو سه ماه قبل وضعیتی رخ داد که به طور جدی تصمیم گرفتم به پست استانداری فکر کنم و پیشنهاداتی را که از جانب دوستان برایم می رسید لحاظ کنم. طبق معمول اولین کاری که کردم درد دل کردن با آن خانم و بیان قضیه بود او مرا تشویق کرد و دلگرمی داد به او گفتم چه کمکی از دستش برایم ساخته است او گفت هر کاری که بتوانم انجام می دهم. گفتم حاضری با من به مرکز استان بیایی؟ اعلام کرد وضعیت شوهر و بچه هایم چه می شود؟ گفتم مانعی ندارد آن ها را ردیف می کنم. با دوستانی که در مرکز داشتم تماس گرفتم و وضعیت را شرح دادم. اعلام کردم کسی را در نظر دارم که می تواند مرا به عنوان یک استاندار موفق پیش ببرد. می خواهم او به عنوان مشاور مخصوص من در استانداری حاضر باشد و هر کاری که قرار است انجام دهم با نظارت و تحت نظر او باشد و هر جا که می روم در کنارم باشد. یکی از دوستانم که تجربه زیادی در استانداری دارد از من پرسید این زن کیست؟ شخصیت سیاسی است؟ گفتم نه! پرسید شخصیت مذهبی است؟ گفتم نه! پرسید: مال و منالی دارد؟ گفتم نه! ولی به توانایی او ایمان دارم و مطمئنم می تواند در کارها کمکم کند. گفتند ما در استانداری به مشاورین حقوق مستقل پرداخت نمی کنیم. اما نگران نباش ما برایش در آن نهاد یک پست سازمانی تعریف می کنیم اما عملا در کنار تو کار کند و نیروی تو باشد و مشکلی هم نخواهد داشت. سپس دوباره نوبت به صحبت با آن خانم رسید. به او اطمینان دادم که همه جوره حمایتش می کنم. قرار شد با شوهرش هم صحبت کنیم. نزد او رفتم و با او صحبت کردم. او اعلام کرد من هنوز تجربه زندگی در مرکز استان را ندارم. به او اطمینان دادم که در استانداری همه کاره او و همسرش خواهند بود آن ها تصمیم گیرنده باشند و من اجرا کننده! در حقیقت امکانات استان را به طور کامل در اختیارشان قرار می دهم. هر گونه سند و مدرکی را که خواستند بیاورند تا من امضا کنم. شوهرش هم که مرد بسیار محترمی است و کمتر کسی است که در شهرستان او رانشناسد و احترامش را نگه ندارد موافقت خود را اعلام کرد دست هم را فشردیم و قرار گذاشتیم پشت هم را خالی نگذاریم. همه این قضایا مربوط به قبل از زمانی است که با سایت همدردی آشنا شدم و مشکلم را حل کردم یعنی مربوط به زمانی که به شدت تحت تاثیر جاذبه نیرومند شخصیتی آن خانم بودم. حالا نمی دانم چه باید بکنم. آن خانم هر از چندی به سراغم می آید و می پرسد چه شد؟ در این که او صلاحیت والایی دارد شک ندارم. اما نمی تواند و نباید دراین حد در کنارم باشد. او می تواند مشاور امور بانوان ریاست جمهوری باشد. لیاقتش خیلی زیاد است. اما در کنار من هرگز! از همه مهمتر همسر خودم را چکار کنم که به محض این که متوجه شود من چنین درخواستی از آن خانم کرده ام خودش را خواهد کشت! نمی خواهم به راحتی از استانداری چشم پوشی کنم. اما آن خانم رهایم نمی کند و نباید هم این کار را انجام دهد به هرحال من او را امیدوار کرده ام. شوهرش هیچ حرفی نزده است. اما به موقعش اگر نتوانم به وعده ام عمل کنم مرا از بین خواهد برد. فکر کنم نمی توانم در همین اداره ای هم که در آن کار می کنم ادامه دهم. سایه وحشتناک اقدامی که از روی جهالت انجامش داده ام همواره با من است و کمتر از یک سال دیگر مرا خواهد پوشاند.)


    سلام برادر گرامی بسیار خوشحال شدم که الان وضعیت عاطفی خوبی دارید و مشکل قبلیتون را با کمک خدا حل کردید.
    چرا این قدر نگرانید؟ مطمئن باشید وقتی که خدا این قدر کمکتون کرد تا بتونید بفهمید که اون عشق مجازی و کاذب بوده؛در اینجا هم خدا کمکتون می کنه. به شرطی که رفتارتان هم خدایی باشد.

    به نظر من الان شیطان از دست شما به شدت عصبانی است و تمام تلاشش را خواهد کرد تا شما را دوباره به حالت اول برگرداند؟ آیا واقعا دوست دارید به شیطان همچین فرصتی بدهید؟

    ببینید به نظر من این مشکل با کمی سیاست به راحتی قابل حل است اما شیطان این مشکل را در نظر شما بزرگ جلوه می دهد!!! شما خدا را دارید! از کی می ترسید؟
    چرا فکر می کنید شوهر آن خانم شما را از بین می برد؟ مگه ایشون چی کاره هستند؟ فوق فوقش یه مدت از دست شما عصبانی بشن.از وضع قبلیتون که به مراتب بهتره!!! بعدش هم آشتی.

    شما گفتید که دیگه نمی تونید در همون اداره کار کنید.خب من این را به فال نیک می گیرم.چون هر چه قدر از این خانم دور تر باشید بهتره!!! فقط باید دنبال بهانه برای رد کردن اون خانم باشید!


    حال من چند تا پیشنهاد براتون دارم.خودتون باید با توجه به مشکلتون از آنها استفاده کنید.

    شما گفتید که اون خانم گفتند شوهر و بچه هایم چه می شود؟ و بعد از دوستتان پرسیدید و گفت: ما در استانداری به مشاورین حقوق مستقل پرداخت نمی کنیم. اما نگران نباش ما برایش در آن نهاد یک پست سازمانی تعریف می کنیم اما عملا در کنار تو کار کند و نیروی تو باشد و مشکلی هم نخواهد داشت.

    خب به نظر من به این خانم بگید که دوستم راجع به اون موضوع امیدوار بود و پیگیری هم کرد ولی متاسفانه موفق نشده و گفته : ما در استانداری به مشاورین حقوق مستقل پرداخت نمی کنیم.
    و من راضی نیستم که به خاطر این پست شما و همسرتان و بچه هایتان را بیهوده به سختی بیاندازم.شما لیاقتتان خیلی بیشتر است.شما حتی می توانید مشاور امور بانوان ریاست جمهوری باشید.فکر می کنم زندگیتان با این پست با توجه به اینکه تجربه زندگی در مرکز استان را هم ندارید؛ آسیب ببیند.
    اگر هم لازم بود به همون دوستتان تا حدی واقعیت را بگید.مثلا بگید من در شرایطی هستم که دیگه نمی تونم اون خانم را به عنوان مشاور بپذیرم.اما خیلی رودرواسی دارم.خواهشا شما کمک کنید تا این قضیه به این نحو نشان داده شود که گویا همچین مساله ای امکان ندارد!
    بعد اون آقا مثلا در حضور شما زنگ بزند و به شما بگوید که آقای فلانی من تمام تلاشم را کردم اما متاسفانه نتیجه نداد.گویا قسمت نیست!

    مطمئن باشید اگر به خاطر رضای خدا قدم اول را بردارید ؛خداوند قدم های بعدی را خودش بر می دارد و راه های بعدی به شما نشان داده خواهد شد!

    اصلا یه چیزی بگم: شاید اون خانم و شوهرش هم تو رودرواسی شما گیر کردن! و بدشون هم نیاد که این موضوع منتفی بشه!!!

    براتون دعا می کنیم.
    ان شاالله دفعه بعدی که میاید این تاپیک را بذاریم در قسمت کسانی که مشکلشون حل شده است!
    توکلتون به خدا باشه

  9. 2 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    کاغذ بی خط (چهارشنبه 13 آذر 92), مهربونی... (چهارشنبه 13 آذر 92)

  10. #46
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 خرداد 97 [ 13:17]
    تاریخ عضویت
    1392-8-26
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    9,405
    سطح
    65
    Points: 9,405, Level: 65
    Level completed: 19%, Points required for next Level: 245
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,386

    تشکرشده 653 در 231 پست

    Rep Power
    55
    Array
    سلام دوست عزیز
    یه سوال: شما از کجا میدونید اون خانم همونطور که توی کارش موفقه توی زندگی زناشویی ش هم موفق هستش؟؟!!!!
    من اطرافم حداقل سه نمونه عینی دارم که در اوج موفقیت کاری توی روابط شون با همسرشون کاملا در مونده و غیر قابل تحمل هستن شایدم صرفا به دلیل همین درماندگی شونه که سعی میکنن توی حداقل توی کارشون انسان موفقی باشند
    شما عاشق عملکرد مناسب اون توی کارش- نحوه برخورد خوبش با ارباب رجوع و یکسری شعار دادن های مستمر شدین و اینا چیزایی نیست که بشه بهشون تکیه کرد... توی زندگی باید به صداقت-اعتماد-انسانیت- متانت-حسن اخلاق-خانواده نیک و... توجه داشت،بهتره زندگی خوب تونو و همسر صبورتونو با این چیزای بیهوده تباه نکنید
    انشالله خداوند صبر جمیل بهتون عطا میکنه و از این امتحان سربلند بیرون میاید
    سعــــــــــــــــادتمند باشـــــــــــــید

  11. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط خانوم مجرد نمایش پست ها
    اصلا ایشون صلاحیت رسیدن به پستی اونم با پارتی شما رو ندارن
    اگه صلاحیت دارن خودشون بعدها اقدام خواهند کرد
    به قول خنوم مجرد اگه صلاحیتش رو داشتن به جای شما ایشون رو به عنوان استاندار انتخاب میکردن نه شما رو. انگار این فقط شما بودید که خیلی موقعیت ایشون رو بزرگ کرده بودید.

    (خدا شانس بده ،شوخی کردم )

  12. #48
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 16 تیر 94 [ 19:49]
    تاریخ عضویت
    1392-5-06
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,831
    سطح
    25
    Points: 1,831, Level: 25
    Level completed: 31%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    45

    تشکرشده 122 در 43 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    ببینین این قولی که شما دادید واقعا احساساتی بوده و اینده خوبی هم در صورت وقوعش برای شمامطمئنا نداشته اخه برادر من دادن اختیار تام به یه نفر می دونید چه عواقبی برای شما می تونست داشته باشه خدا رو شکر که چشماتون به موقع باز شده اینو کمک خدا بدونید و قلبتون رو اروم کنید و بدونید که خدا همیشه یار و پشتیبانتونه و کسی نمی تونه ضربه ای بهتون بزنه این اولش
    بعدم اینکه اصلا و ابداالان لازم نیست از شدن یانشدن پستی که به اون خانم قول دادین بهشون حرفی بزنیین اصلا
    چه لازمه که الان بگین تا بی خود اونا رو به فکر راه حل بندازین تازه کار شما که هنوزقطعی نشده حالا کو تا یک سال دیگه بذارین خودتون قطعی از اینجا برید بعد در اون مورد با اون خانم و شوهرش حرف بزنین تو این مدت هم یه جوری جواب قطعی ندین
    و اینم بگم هرچی به سر ما میاد از ترسا و رو در واسی بیجاست شما حتی اگر این خانم و









    و شوهرش رو ببرید پیش خودتون با دخالتایی که در کارتون خواهند کرد بالاخره این مشکل به صورت جدی تری دامنتون رو می گیره و تازه اون موقع شاید راه حلش خیلیم سخت تر باشه
    و شوهرش رو ببرید پیش خودتون با دخالتایی که در کارتون خواهند کرد بالاخره این مشکل به صورت جدی تری دامنتون رو می گیره و تازه اون موقع شاید راه حلش خیلیم سخت تر باشه

    پس سیاست داشته باشید اصلا هم دیگه حرفاتون رو با کسی اینجوری نگین چه لازمه اخه

    اخرین چیزیم که می خواستم بگم و دیگه مزاحمتون نشم اینه که اینقدر الکی کسی رو برای خودتون بزرگ نکنین یعنی چی که شوهر اون می تونه من رو بی کار کنه

    اگه می تونست کاری کنه که دست به دامن شما نمی شدن که براشون پست بهتر فراهم کنین ببینین این هنوز ادامه همون مشکل قبلیه ها یادتونه اون موقع هم فکر می کردین این خانم خیلی قویه و اگر ازش دور بشین چه ها میشه.

    اما بازم می گم الان از نشدن یا شدن اون پست به اون خانم چیزی نگین تا خودتون کارتون قطعی بشه

    این مدتم فاصلتونو باهاش بیشتر کنین که هی نیاد ازتون سوال کنه خودش حساب کار دستش بیاد

    منم با نظر دوستان مبنی بر فرصت طلب بودن اون خانم کاملا موافقم





    - - - Updated - - -

    .......

  13. کاربر روبرو از پست مفید جویا تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (چهارشنبه 13 آذر 92)

  14. #49
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    با سلام

    با توجه به حل مشکلتون لطفا اسم تاپیکتون رو عوض کنید.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    پاورقی:
    لطفا یک نام کاربری مناسب انتخاب کنید و از طریق لینک تماس با ما ، اطلاع دهید تا تغییر یابد
    ...

    - - - Updated - - -

    برای عوض کردن نام تاپیک از مثلث کنار تشکر استفاده کنید.

  15. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    وای به حال مردمی که استانشون باید با تصمیمات معشوقه ی استاندارشون اداره بشه! خدا کنه حداقل اونقدر که به چشم شما میاد اون خانوم صلاحیت داشته باشه!
    و اینگونه ست که ما پیشرفت نمیکنیم!!

  16. کاربر روبرو از پست مفید sara 65 تشکرکرده است .

    کلانتر جو (شنبه 11 فروردین 97)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.