به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما داماد این خانواده هستید و نباید خودتان را در مسایل مربوط به این خانواده وارد کنید. این مشکل او به خانواده خودش یعنی مادزن و پدرزن ، خواهر زن و باجناق شما و نهایتا همسر شما برمی گردد. هر مشکلی را خانواده ها باید خودشان حل کنند و شما نمی توانید در امور خصوصی خانواده همسر خود دخیل باشید. چون باعث اختلافات خانوادگی و نیز آسیب به خودتان می شود.
    پس شما فقط در حد یک داماد با این خانواده ارتباط داشته باشید نه مثل یک فرزند این خانواده.
    خوب در خانواده و فامیل ما خودمان همین کار را که گفتم انجام می دهیم. نه کسی در امور مربوط به دامادها ( به جز همسر و والدین همسر ) دخالت می کند و نه دامادهای فامیل ما در امور خصوصی خانواده دخیل می شوند.
    به نظر من باجناق یا خواهر زن یا همسر شما درباره این دخترخانم و اینکه حجابش اجباری یا دیگر موارد صحبت هایی با شما کرده اند. اگر این طور است و کسی از اعضای این خانواده راجع به این امور دخترخانم که امور ( خصوصی ) این دختر و خانواده است با شما صحبت کرده اشتباه از آنها بوده است و نباید این کار را می کردند.

    دوستان توصیه های خوبی به شما کردند. اما من هم یک توصیه دیگر دارم : اگر همسر یا کسی از اعضای خانواده همسرتان خواست درباره این دخترخانم صحبتی با شما بکند شما خودتان را کنار بکشید و به هیچ عنوان اجازه ندهید شما را وارد این امور کنند. هر چه کمتر از این مسایل بدانید بهتر و شادتر زندگی می کنید.

    تجربه عشق هم در نوجوانی یک عاطفه خاص نیست بلکه یک تغییر هورمونی است و همه این تجربه را داشته اند و با این حال با آن کنار آمده اند . ازدواج هم کرده اند و حالا فکر می کنند چقدر در زمان نوجوانی ساده اندیش بوده اند.

  2. 3 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (جمعه 03 آبان 92), میشل (جمعه 03 آبان 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 03 آبان 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 اسفند 95 [ 19:50]
    تاریخ عضویت
    1389-3-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    792
    امتیاز
    10,009
    سطح
    66
    Points: 10,009, Level: 66
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 41
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class10000 Experience Points
    تشکرها
    4,528

    تشکرشده 4,871 در 817 پست

    Rep Power
    97
    Array
    انگار متوجه وخامت اوضاع نشدید! آسیب اصلی شما و نگاههای شماست.... لطف بزرگی می کنید اگر کمکش نکنید! با سرنوشت و آینده اون دختر بازی نکنید خواهش می کنم!! اون چیزی که شیطان توی فکرتون انداخته و حتی اومده اینجا پست هم گذاشته(قد و قواره زیبا!) بریزید دور...لطفا لطفا!

  4. 8 کاربر از پست مفید سرافراز تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (جمعه 03 آبان 92), del (شنبه 11 آبان 92), sanjab (جمعه 03 آبان 92), toojih (جمعه 03 آبان 92), unknown girl (جمعه 03 آبان 92), کاغذ بی خط (یکشنبه 26 آبان 92), میشل (جمعه 03 آبان 92), مهرااد (جمعه 03 آبان 92)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 06 تیر 93 [ 06:00]
    تاریخ عضویت
    1392-1-22
    نوشته ها
    523
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,312

    تشکرشده 1,508 در 444 پست

    Rep Power
    66
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سنگدل نمایش پست ها
    ميترسم اونو از خودم برنجونم و آسيبهاي بيشتري به خودش بزنه همانطور كه قبلا گفتم از زيبايي خاصي برخورداره و قد و قوارش، سنش را بيشتر از اينا نشون ميده واقعا دوست دارم كمكش كنم ولي از طرفي فهميدم عاشق شده و چون اولين تجربه عاشقيشه تا ابد تو ذهنش ميمونه
    توجیه؟!!!!! دختر بیچاره رو میخوای گردن بزنی به فکر اینی که وقتی برای گردن زدن میبریش توی مسیر مبادا آسیب زیادی به خودش بزنه!

  6. 7 کاربر از پست مفید toojih تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 04 آبان 92), bkaf38 (پنجشنبه 09 آبان 92), sanjab (جمعه 03 آبان 92), میشل (جمعه 03 آبان 92), مهرااد (جمعه 03 آبان 92), دختر مهربون (جمعه 03 آبان 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 03 آبان 92)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 11 اردیبهشت 04 [ 19:10]
    تاریخ عضویت
    1390-2-04
    نوشته ها
    909
    امتیاز
    18,736
    سطح
    86
    Points: 18,736, Level: 86
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 114
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,315

    تشکرشده 3,200 در 813 پست

    Rep Power
    118
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سنگدل نمایش پست ها
    واقعا دوست دارم كمكش كنم ولي از طرفي فهميدم عاشق شده و چون اولين تجربه عاشقيشه تا ابد تو ذهنش ميمونه خودم هم در يك كشمكش عقل و احساس گير كردم واسم دعا كنيد تا اين قضيه به بهترين شكل ممكن به سرانجام برسه
    دوست عزیز

    یک حقیقتی که در یک مقاله روانشناسی خوندم و حقیقتا فکر میکنم در مورد خانمها خیلی صادق هست ولی در مورد

    آقایون ممکنه این سخت یا نشدنی باشه فراموشی عشق اول و این صحبتی است که شما بعنوان نکته منفی یاد کردید.

    خوشبختانه خانمها خیلی راحت در فکرشان و خیالاتشان مخصوصا دوران نوجوانی معشوق عوض میکنند یعنی

    اصلا اینطور نیست که رفتار سرد شما به او اسیبی برساند یعنی اگر شما کنار بکشید و به احساسات او شاخ و برگ

    ندهید براحتی از شما در افکار و یا خیالاتش میگذرد و شخص یا مورد دیگری را جایگزین میکند.

    ولی اگر شما به احساسات او بها دهید مثل یک باتلاقی براش میمونه که در اون مرتب فرو میره و زمانی به

    خودش میاد که کار از کار گذشته و با آبروی خودش و شما بازی کرده.

    فقط خواهشا محترمانه و همانند یک مرد اخلاق مدار و علاقمند به اصول انسانی و اخلاقی خود را از

    احساسات افکار و خیالات این خانم (نوجوان) بیرون بکشید و با نگاه و رفتار نامناسب به احساسات او و احساسات خودتان شاخ و برگ ندهید

    این رابطه اگر ادامه پیدا کنه به هیچ مسیر روشنی نمیرسه و با توجه به شرایط و سن شما تنها یک پاسخ و

    واکنش در پایان این راه انتظار شما رو میکشه یک فرد سواستفاده گر و ف ا س د که از یک دختر نوجوان کام گرفته و با احساسات یک دختربچه بازی کرده.

    مطمینا آن زمان این صحبت را زیاد خواهید شنید که اون که بچه بود و خام و بی تجربه شما چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط sanjab : جمعه 03 آبان 92 در ساعت 20:22

  8. 7 کاربر از پست مفید sanjab تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (جمعه 03 آبان 92), del (شنبه 11 آبان 92), toojih (جمعه 03 آبان 92), unknown girl (جمعه 03 آبان 92), کاغذ بی خط (یکشنبه 26 آبان 92), مهرااد (جمعه 03 آبان 92), سنجاب بازیگوش (جمعه 03 آبان 92)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 آبان 95 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    326
    امتیاز
    4,077
    سطح
    40
    Points: 4,077, Level: 40
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,507

    تشکرشده 858 در 268 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    47
    Array
    آقای محترم واقعا الان میخوای بهش کمک کنی یا دلت بهت میگه یه دختر نوجوان عاشقت شده از دستش نده؟
    شما که اینقدر نگران آینده این دختر هستی آیا به فکر همسرت هستی؟که اگه این رابطه پیش بره به طور یقین نابودش کردی اونم به بدترین شکل خیانت ؟یعنی از دو طرف خیانت ببینه اول همسرش که شما باشی دوم خواهر زادش که اون خانم(خوش قد و قواره)است.نکن برادر من خدارو خوش نمیاد واسه خاطر دلت هم زندگی و آینده اون دختر بچه هم زندگی خودت و همسرت رو خراب کنی ،به نظر من به جای فکر به کمک کردن به ایشون فکر کن انتهای این کمک کردنت به کجا ختم میشه؟شک نکن به رسوایی و نابودی زندگیت و نهایتا یک عمر حسرت به خاطر یه حس هیچ و پوچ/اگه میخوای بهش کمک کنید به جای فکر به قد و هیکل و زیباییش ،تا اونجایی که برات مقدوره بهش بی محلی کن و رفتار خشک و جدی داشته باشه تا اولا این توهم ها از سرش بیوفته و بعدشم یاد بگیره دلش و احساسش رو کنترل کنه و نگاهش رو از زندگی مردهای متاهل برداره و مهم تر از همه بفهمه به همجنس خودش که خاله ش باشه و همسر شما رحم کنه و وارد زندگی هیچ زنی نشه.به نظر من فرقی نداره یه خانواده مذهبی باشه یا نباشه وقتی قبح خیلی چیزها از بین بره خواهرزاده به خاله ش هم رحم نمیکنه .
    انشالله از این افکار که تماما شر هستش نه خیر به زودی و به لطف خدا راحت بشید.

  10. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 12 فروردین 94 [ 07:23]
    تاریخ عضویت
    1391-7-09
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    2,647
    سطح
    31
    Points: 2,647, Level: 31
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 103
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    74

    تشکرشده 74 در 46 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خداوندا تو خودت هدایت گر ما باش؟!!وای بر شما!!این حرفها چیه؟یعنی انقد انسان پست شده که به دختر باجناق اجازه ارتباط نامشروع بدهد؟!اونهم چی دختر باجناق!!دختر خواهرزن!!یعنی دختر خودته دیگکه!!
    خداوندا بمارحم کن درمملکتی زندگی میکنیم که اینگونه فسادها رخ میدهد!!چطور برکت خواهیم یافت!!اخه دوست عزیز !!شماانصافتون مروتتون کجابود که باناموس مردم اینطوری تا کنی؟!500 نفر دختر وخانم جوان مردم تو خونه شون برام قالی میبافند بخونه هاشون شب و روز تردد دارم میرم میبینم خوابیده رومو انور میکنم صداش میکنم میرم میبینم روش باز شده برمیگردم بیدارش نمیکنم زنگ میزنن حاشیه وارحرف میزنن از خلاصه گویی وخواهر گلم میگم باد ست میزنن شوخی میکنن عکس العمل نشون نمیدم هر کار های زیاد!!اخه یک مرد چرا تسلیم یک زن منحرف بشه اونهم بصورت نا مشروع!!اخه نون نمک اون سفره میگردتت !!وای میشی نمک حرام!!
    یعنی چه اینهمه سال!!!تخلف!!!خدایا کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//بیا سایت همدردی سری بزن وببین چی ها شده؟وای خدایا چرا سکوت کرد ه ای توی اینهمه سالها!!!!!!!!!!!
    اقای محترم من قصدم توهین به تو نیست بلاخره تو هم ادمی وشخصیت داری ولی دلم اتش گرفت!!یعنی چه؟؟!!من دختر یک دوستم بمن زنگ زد وگفت مخوام بالت ازدواج کنم دلشو نشکوندم در چند جلسه تلفنی وحضوری ارشادش کردم اخرش گفتم ازنون نمک بابابت که دوستمه بهیچ وجه نمیگذرم !!ومیدونستم توسط باباش به این کار تشویق شده رفته بود به باباش این جمله را گفته بود که فلانی رددداد وگفت تو دختر دوستمی این کار محاله!!!درسته دوستم که بسن بابام هست به روی من نیاورد ولی ازانوقت خیلی بهم اعتمادداره وصمیمی شده!!بایدددفعه اول لگدکوب ومیزدیش!!
    تو خونه بودم زنه پستونش دراورد به بچه ش شیر بدهد خیلی هم خوشگل بود من وشوهرش باهم بودیم گفتم خودتو جمع جور کن !شوهرش گفت راس میگه این از خودمونه چندین بار بت گفته ام اینو!زنه گفت مث برادرمه گفتم اگه همچین کنی وموقعیکه من میام خونتون باید چادر توو تنت باشه وگرنه بخونتون نمیام..باید شعله هوس را قبل از جرقه پیشگیری کرد یک جرقه همانا وسوختن همانا!!!!!!!!
    بزار همچین دختری که عاشق مرد متاهل شده بمیره زنده موندنش چه فایده؟!دختری که اینگونه هست مادر بودنش هم اصلح نیست!!
    یعنی چه اذیت میشه؟؟این حرفا چیه؟اخه تو مردی !!مگه خودت ناموس وخانواده نداری؟اگه باجناقت بادختر تو اینگونه میکرد چی میکردی!!
    از اینده ت سخت نگرانم عذاب بد در کمینت نشسته !!برو توبه کن شب ها خلوت کن ونماز بخون باخدا حرف بزن گریه کن تا بخشوده بشی !!باورکن این حرفمو هیج کسی از فیلتر منگنه مکافات عمل سانسور نخواهد شد اینی که مرتکب شده ای ازاون بدتر برت مرتکب خواهند شد1!
    بی گمان دست در آغوش نگارش ببرند

    آنکه یک بوسه رباید زلب یار کسی


    - - - Updated - - -

  11. 2 کاربر از پست مفید bkaf38 تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (جمعه 03 آبان 92), unknown girl (جمعه 03 آبان 92)

  12. #17
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط سنگدل نمایش پست ها
    با تشكر از همه دوستان كه نظراتشون را بيان كردند ولي بنظر من چون خانوادش اونو در يك تنگنا (از نظر حجاب اجباري و رفت و آمد) قرار دادند نوعي احساس تنهايي ميكنه ميترسم اونو از خودم برنجونم و آسيبهاي بيشتري به خودش بزنه همانطور كه قبلا گفتم از زيبايي خاصي برخورداره و قد و قوارش، سنش را بيشتر از اينا نشون ميده واقعا دوست دارم كمكش كنم ولي از طرفي فهميدم عاشق شده و چون اولين تجربه عاشقيشه تا ابد تو ذهنش ميمونه خودم هم در يك كشمكش عقل و احساس گير كردم واسم دعا كنيد تا اين قضيه به بهترين شكل ممكن به سرانجام برسه

    شما بیش از هرکس باید به فکر خودتون باشید چون هوستون بد جوری عنان شما را به دست گرفته و با توجیهات شما را فریفته می سازد .


    شما هیچ وظیفه ای در برابر ایشون ندارید و لطفاًبه جای دلسوزی همانطور که نام کاربریتون هست در این فقره سنگدل باشید که سنگدلی شما کاملاً خیر و صلاح این دختر هست البته اگر واقعاً خیر و صلاح این دختر براتون مطرح هست ....

    آنچه شما عشقش می خوانید به عنوان یک کارشناس به شما عرض می کنم که احساساتی بیش نیست که متأثر از وضعیت هورمونی در سن بلوغ و میل به همسر یابی توجه او را به سمت جنس متفاوت جلب می کند ... ( البته بگذریم از تعبیر شما از نگاه او که بعید هست صحیح باشد )

    شما فقط نگاه های او را دیده ای و باید بگم از دنیای نگاه که 120 نوع پیام در خود دارد خبر ندارید و همینطور شاید از دنیای مردانه خود خبر ندارید که یک نگاه کوچک زنی را مردان به غلط علاقه تعبیر می کنند چه رسد به سلامی ساده و به همین دلیل محدودیتهایی آیین ما برای ارتباط زنان و مردان نامحرم قائل شده و حتی بین محارم نیز حریمهایی باید رعایت شود .


    وصفی که شما از زیبایی وی می کنید پیداست که برای شما چشمگیر است و بعید نیست که نگاه های هرازگاهی شما توجه وی را جلب کرده باشد ... شما طوری بیان کرده اید که گویی اولین بار او بوده که به شما نگاهی داشته و شما هم آنچنانی و عشق تعبیرش کرده ای اما وقتی از زیبای وی می گویی پیداست که شما پیش از آن نگاه هایی جزیی به وی داشته ای و چه بسا تمایل ناخودآگاه به جذب وی ....

    بهتره مواظب خودتون باشید و به جای دلسوزی برای وی و دم از اولین عشق بودن برای وی زدن خودتون را در یابید که بد جوری در لبه پرتگاه سقوط اخلاق و پاکدامنی هستید و اگر خود را از شر این توجیهات عقلانی سازی شده نرهانید عنقریب سقوط خواهید کرد .... هوس شما را دارد قلقک می دهد و من به وضوح از ورای کلام شما اینرا می خوانم ....

    احساسات عاطفی و جنسی شما با تصور اینکه محبوب و معشوق این دختر زیبا شده ای شما را خوش آمده و تصور اینکه اولین عشق وی هستید ( تصورات خودساخته ) شما را مست و مفتون ساخته اما جای شکرش باقی هست که نهیبی هم در درون شما را به مشاوره کشانده که بخاطرش باید خدا را شکر کنی .....

    باز هم تأکید می کنم مواظب خود باشید و نگاه او را اینهمه تعبیر و تفسیر عاشقانه نکنید و با همان رویه ای که گفتم برخورد کنید ...


    مطمئنم که هوس و امیال جنسی شما ، شما را وادار به واکنش دفاعی در مقابل این حرفها می کند اما مکث کنید و خوب به حرفهایم فکر کنید و بدانید که این یک هشدار جدی برای شماست و اطمینان داشته باشید که در باره این دختر و احساسش نسبت به خودتون که به غلط هم عشق می خوانیدش اشتباه می کنید دچار بزرگنمایی شده اید ...
    لطفاً خود را در معرض توجه او قرار ندهید چون پیداست که چنین تمایلی که شاید تا کنون کنترلش نکرده اید در شما هست و چشم خود را پاک نگه دارید تا چشمهای ناپاک نظر بر همسرتان و جزییات اندام و زیبایی و جذابیت جنسی او بطور شهوت زایی نیاندازند ، چون وقتی نگاه شما در پی ناموس دیگران باشد ولو فقط زیبایی ای توجه شما را جلب کرده باشد بی شک بنا به قانون عمل و عکس العمل برای همسر شما نیز چنین اتفاق خواهد افتاد


    هشدار !!!!!!!!!!!!!!!







    .





  13. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ammin (شنبه 04 آبان 92), asemaneabi222 (جمعه 03 آبان 92), bkaf38 (جمعه 03 آبان 92), del (شنبه 11 آبان 92), کاغذ بی خط (یکشنبه 26 آبان 92), مهرااد (جمعه 03 آبان 92), دختر مهربون (شنبه 04 آبان 92)

  14. #18
    مدیران انجمن

    آخرین بازدید
    یکشنبه 17 خرداد 05 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1392-4-02
    محل سکونت
    ایران
    نوشته ها
    2,013
    امتیاز
    37,353
    سطح
    100
    Points: 37,353, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 35.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,467

    تشکرشده 6,549 در 1,838 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقای سنگدل.تصورش رو کنید یه مرد۳۴ساله متاهل تحث تاثیرنگاه یه دختر ۱۷ساله قرارگرفته که معلوم نیست چیه حتی اگه به قول شمانگاش عشق هم باشه فقط خنده دارو مضحکه ومضحک تر اینکه شما با این سن وتأهلت، عقلتو بدی دست این دختر.ماه پشت ابرنمیمونه اگه زیاد ادامه بدی قضیه فاش میشه وفضاحتی به بارمیاد؛دنگ ودونگ یه مرد با دخترباجناقش!!.به نظرمن بهترین کارتوقف افکارت و نگاهت به اون دختر، چاره کارهست.شاید اولش حس کنی نگاه او مسئولیتی برات میاره که بهش توجه کنی یابی توجهیت بهش یه نوع ظلم باشه.این منطق درسته اما به جاش درسته یعنی دربرابرهمسرت نه این دختر.ازاین نگاهها وحرکات واسه من هم اتفاق افتاده فقط توی دلم به اون دختربچه خندیدم خیلی راحت بگم یه چیز چرته.
    ای بامن وپنهان چودل ،از دل سلامت میکنم.

  15. کاربر روبرو از پست مفید ammin تشکرکرده است .

    مهرااد (سه شنبه 07 آبان 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.