به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 15 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 141
  1. #21
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 تیر 94 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1392-1-16
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    455
    امتیاز
    3,873
    سطح
    39
    Points: 3,873, Level: 39
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    873

    تشکرشده 1,282 در 361 پست

    Rep Power
    60
    Array
    سلام. خانم گرامی گویا شما پاسخ جناب sci و فرشته مهربون که برای شما نوشته شده را متوجه نشدید. بهترین راهنمایی ها را بدون پاسخ گذاشتین و به شرح جزئیات برای یک دوست پرداخته اید.
    پندار نیک . گفتار نیک . کردار نیک

  2. کاربر روبرو از پست مفید majid_k تشکرکرده است .

    hamta-tanha (چهارشنبه 17 مهر 92)

  3. #22
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 مرداد 93 [ 01:12]
    تاریخ عضویت
    1392-7-16
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    95

    تشکرشده 76 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    تا دیروز میخواستم موضوع مخفی بمونه ولی با مزاحم شدن دوبارش دیگه تصمیم دارم به شوهرم بگم میترسم اگه یه وقت شوهرم منو حین باج دادان به این آدم کثیف ببینه راجع به من فکر بد کنه.شوهرم آدمی نیست که بخواد شر به پا کنه و قتل های ناموسی و از این حرفا.فقط نمیدونم چه جوری بهش بگم.نمیدونم عکس العملش چیه ولی با توجه به شناختی که ازش دارم میدونم تنهام نمیزاره حالا من نادان و ترسو و بدبخت و بیچاره و خاک تو سر چه جوری به شوهرم بگم.؟؟؟راهش رو بلد نیستم.ای کاش زودتر میگفتم و خودم طناب دارو به گردنش مینداختم.ولی با صحبتای شما دوستان فهمیدم فقط شلاق و زندان داره.پس برای همینه که ترسی نداره.خاک تو سر من خاک تو سر من احمق.مستحق مرگم.کاش خودم میکشتمش.آدم انقدر سنگدل و بی رحم.چرا من؟؟؟؟؟

    - - - Updated - - -

    کارشناسان محترم ازتون ممنونم.ولی من نمیتونم پیش پلیس برم.آخه خیلی ترسو و بدبختم میخوام شوهرم قضیه رو بفهمه اما نمیدونم چه جوری بگم؟؟

  4. #23
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط majid_k نمایش پست ها
    سلام. خانم گرامی گویا شما پاسخ جناب sci و فرشته مهربون که برای شما نوشته شده را متوجه نشدید. بهترین راهنمایی ها را بدون پاسخ گذاشتین و به شرح جزئیات برای یک دوست پرداخته اید.
    توجه خاص این خانم به اون پست
    جوابهای ناشیانه اش مثل مگس و ...
    پست آخرش که می گه نمی خوام برم پلیس و می خوام به شوهرم بگم

    یعنی این که موضوع اونطور که تعریف کرده نیست.

    همتای عزیز،
    اون آقا چه چیزی داره؟
    از رابطه تون فیلم داره؟
    صدای ضبط شده از شما داره؟
    اس ام اس داره؟

    باید بدونی چه چیزهایی داره تا شاید بشه کاری کرد.
    البته بعید می دونم مجازی بتونی به نتیجه برسی.
    باید بری مشاوره تا کسی که اولا متخصص هست و در ثانی به اندازه شما تحت فشار و درگیر مساله نیست،
    از بیرون به موضوع نگاه کنه و بهتون بگه بهترین راه مطلع کردن همسرتون چی هست.

    مشاور همسرتون را هم می بینه و با توجه به شخصیتش به بهترین شکل مطلعش می کنه که کمترین آسیب را ببینید.
    دقت کن مشاور خوب و متبحری پیدا کنی که بتونه کمکت کنه.


    هر چی تماسها ادامه داشته باشه شرایط بدتر می شه برات.
    موضوع به هر شکلی که بوده، بهتره که تماسهات را کامل قطع کنی و دیگه به هیچ وجه جوابش را ندی.
    توی خیابون هم اگر جلوت را گرفت بگو همین الان زنگ می زنم 110
    گوشیت را که بگیری دستت فرار می کنه
    اون هم به اندازه تو درگیر ماجراست. اگر هم چیزی بگه سهم خودش کمتر از تو نیست.

    می تونی مشاوره حقوقی هم بگیری تا بدونی چطور بهتر عمل کنی.
    هم مشاوره حقوقی و هم مشاوره خانوادگی تلفنی هم هست. سرچ کن پیدا می کنی.

  5. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (پنجشنبه 18 مهر 92), کیمیا نجات (چهارشنبه 17 مهر 92), yasi_20 (جمعه 19 مهر 92)

  6. #24
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 مرداد 93 [ 01:12]
    تاریخ عضویت
    1392-7-16
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    95

    تشکرشده 76 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    یعنی پاسخ دادن به پست انقدر ذهنتون رو مشغول کرد مگه شما پلیسید که دارید ازم بازجویی میکنید نکنه فکر میکنید با میل خودم تن به اینکار دادم.کجای جوابم ناشیانه بود اینکه بعد از مدتی مکس اومد؟دوست دارم پیش پلیس برم ولی جرأتش رو ندارم.همه که عین هم نیستند.من نه شرایط مشاوره رفتن دارم نه جرأتش رو دارم پیش پلیس برم اصلا هم نمیخوام بابام بفهمه.میخوام به شوهرم بگم ولی نمیدونم چه جوری بیان کنم؟؟تهدیدش کردم ولی گفت به شوهرت میگم من هم ترسیدم.یه بار بهش باج دادم فکر کردم میره رد کارش ولی دوباره مزاحمم شد. اگه همون اول به شوهرم میگفتم نیازی نبود بیام تو این سایت باصطلاح همدردی

  7. #25
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    عزیزم مساله تجاوز یا رابطه جنسی غیرمعمول با قربونت برم فدات بشم حل نمی شه
    اگر کوچیکترین اشتباهی بکنی ممکنه همه چیز خراب تر از اونی بشه که نباید

    به هر حال موضوع هر چیزی که هست
    برو مشاوره و از مشاور بخواه به همسرت بگه
    با صحبت کردن با همسرت و شناخت و روحیات و شرایطش می تونه طوری بگه که شاید کمکی به زندگیتون بشه

  8. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (پنجشنبه 18 مهر 92), کیمیا نجات (چهارشنبه 17 مهر 92)

  9. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    ببين خانوم اين وضعيت فايده نداره
    منم مثل بقيه دوستان ميگم بايد به شوهرت بگي
    براش نامه بنويس . بزار خونه و يه ساعتي برو بيرون
    بعدش كي گفته فقط شلاق و زندانه
    اگه تجاوزش ثابت بشه اعدامه
    بهتره به شوهرت بگي هرچه زودتر
    چون اگه نگي بالاخره يه روزي مي فهمه

  10. 3 کاربر از پست مفید paria_22 تشکرکرده اند .

    hamta-tanha (جمعه 19 مهر 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 18 مهر 92), کیمیا نجات (چهارشنبه 17 مهر 92)

  11. #27
    Banned
    آخرین بازدید
    دوشنبه 11 آذر 92 [ 14:13]
    تاریخ عضویت
    1392-7-13
    نوشته ها
    19
    امتیاز
    162
    سطح
    3
    Points: 162, Level: 3
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 22 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام همتی
    همتی چرا عصبانی شدید میدونم تو شرایط سختی هستید دوستان هدفشون تنها کمک کردن به شماست
    به گفته خودتون همسرتون آدم خوبیه و شما رو تو این شرایط تنها نمیزاره خب پس به همسرتون هر چه زودتر بگید
    لطفا نترسید و شجاع باشید شما که کاری نکردید که بخواین بترسید
    به نظرم اولش شوهرتو آمدش کن بعد بهش بگو یهویی مستقیم بهش نگو
    اینکه چه جوری بهش بگی قطعا خودتون بهتر میدونید چون شوهرتون رو میشناسید زمینه رو براش فراهم کنید و با آرامش بگید

  12. کاربر روبرو از پست مفید کیمیا نجات تشکرکرده است .

    hamta-tanha (چهارشنبه 17 مهر 92)

  13. #28
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    شما با همین ترست وضعیت را برای خودت به اینجا رسوند و هنوز هم نمیخوای از این ترس دست بکشی ....


    گفتن به همسرت هر پیامدی داشته باشه ، امروز بهتر از فرداست ... مطمئن باش شوهرت خواهد پرسید که چرا زودتر نگفتی ..... حالا فکر می کنی اگر زمان بگذره و او هم از ترس شما سوء استفاده های دیگری بکنه .... شوهرت چه خواهد گفت ...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    گفتنش خیلی راحته .... بگو مشکلی برام پیش اومده که عذابم میده ، فکر میکردم میتونم خودم رفعش کنم ... اما اینطور نشد و نیازه که تو وارد بشی ... بگو من می ترسم .... اینکه زودتر از اینها نگفتم چون می ترسیدم ترا درگیر کنم و آسیبی بهت برسه گفتم شاید خودم بتونم حلش کنم ..... بعد ماجرا را بگو .....


    چرا شما نگرانی ؟ ایشون مگر خواستگارت نبوده که ردش کردی و بعدش تهدید کرده و حالا هم داره اخاذی میکنه ؟ مگر باهاش دوست بودی و بعدش اومده خواستگاریت که می ترسی دوستیت پیش همسرت رو بشه ؟ اگر اینجوری چیزی نیست و به طور معمول خواستگاری کرده اما در مقابل جواب رد تهدید کرده که گفتنش نگرانی نداره ....

    بگو تهدید میکرده که با هرکی ازدواج کنی هردوتون رو می کشم اما من اهمیت نمی دادم و فکر می کردم بلوف هست برای اینکه منو وادار کنه که بهش بله بدم .... بعد از ازدواجمون هم که 1 سالی خبری از خودش و تهدیداتش نبود و منم فراموش کرده بودم تا اینکه یک روز سر راهم سبز شد و گفت باید طلاق بگیری و با من ازدواج کنی وگرنه خودت و شوهرت را از بین میبرم و منم تهدیدش کردم که فامیل شوهرم توی نیرو انتظامی هست و می سپارمت بهش ... که یک مدتی دیگه خبر ازش نبودم وفهمیدم اون 1 سال هم زندان بوده ... اما دوباره پیداش شده و فهمیده که فامیل نداریم توی نیرو انتظامی و نمی دانم اطلاعات ما را از کجا میاره که حتی زمانهای اومدن و رفتن ترا هم میدونه ..... بگو سر راهم قرار گرفته و باج خواسته و تهدید میکرد منم فکر کردم کمی پول بهش میدم میره پی کارش .... اما بعد از مدتی دوباره پول خواست و می بینم که داره ادامه میده و من به شدت می ترسم و نگران تو و خودم هستم .... بیا بریم نیروی انتظامی و شکایت کنیم تا گیرش بندازن ... ازش خواهش کن که خودش شخصاً درگیر نشه و حتماً به پلیس مراجعه کنید و ابراز نگرانی و ترس و احساس ناامنی کن و بگو حتماً لازمه نیرو انتظامی وارد بشه .... اگر همسرت گفت باهاش قرار بزار سرقرار منم میام ... بگو چون قمه داره میترسم ، اگر بهت حمله کرد چی ؟ بهش بگو بزار نیرو انتظامی وارد بشه اونا بخوان قرار میزارم تا خود نیرو انتظامی بیاد دستگیرش کنه .... از خود نیرو انتظامی هم بخواین اینجوری در حین ارتکاب جرم دستگریش میکنه .... خودشون بهت میگن چی بگی و نگی ... اونو دستگیر میکنند .... کافیه همینا رو به همسرت بگی ... میفهمه که تو ریگی به کفش نداری و واقعاً مزاحم هست و همکاری میکنه ...





  14. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    ammin (چهارشنبه 17 مهر 92), Aram_577 (چهارشنبه 17 مهر 92), del (پنجشنبه 18 مهر 92), deljoo_deltang (جمعه 19 مهر 92), hamta-tanha (چهارشنبه 17 مهر 92), khaleghezey (سه شنبه 15 بهمن 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 18 مهر 92)

  15. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 04 مرداد 04 [ 11:37]
    تاریخ عضویت
    1391-1-16
    محل سکونت
    همین نزدیکی
    نوشته ها
    176
    امتیاز
    13,347
    سطح
    75
    Points: 13,347, Level: 75
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 303
    Overall activity: 75.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    825

    تشکرشده 878 در 168 پست

    Rep Power
    46
    Array
    به نام خدا
    سلام
    تنم لرزید وقتی که تاپیکتون رو خوندم ، از خداوند میخواهم که وجود اون شرور هرزه رو از روی زمین کم کنه. بعنوان یک برادر با شما همدردی میکنم و از خدا براتون سکینه الهی رو عاجزانه خواهانم.

    خواهر گرامی! تلاطم فکری و روحی شما در تمام نوشته هاتون کاملا مشهود است. و این نشانه پاکی و نجابت درونی شماست.
    دلتون به نور هدایت الهی روشن باشه و از عواقب اقداماتتون نهراسید. دست خدا بالای همه دستهاست خودتون رو بسپارید به دست خواست خداوند که قطعا بهترینها رو براتون خواهد خواست.

    هرگز و هرگز در مورد اتفاقات آینده و عکس العملهای همسر و خانواده و دیگران ذره ای فکرتون رو مشغول نکنید که باعث درموندگیتون خواهد شد. با اطمینان از پشتیبانی خداوند به شما خواهر پاک و خوب اکیدا توصیه میکنم که به کلانتری مراجعه کنید و با رئیس کلانتری و مشاورین زن آنجا موضوع رو مطرح کنید. فکر نکنید که بلافاصله پس از طرح موضوع از طرف شما ، پلیس دست به کار نا معقول خواهد زد. به آنها بگویید که تا شما نخواستید کاری نکنند. بعد از این مراجعه اول قطعا تصورتان از ادامه کار واقع بینانه تر خواهد شد و سر فرصت با آرامش تصمیم بگیرید و در مراجعه بعدی با دل قرص تصمیمتان را نسبت به پیگیری موضوع به اطلاع آنها برسانید.

    توسل به ائمه(ع) برای قوت قلبتان بسیار کار ساز خواهد بود.

    دوستان شما در همدردی منتظر شما هستند تا در روند کار به شما کمک رسانی و همفکری نمایند. ما با شما هستیم ، پس تنها نیستید.

    دعا گوی شمایم.

    .
    در پناه حق.
    گر در طلب منزل جانی ، جانی / گر در طلب لقمه نانی ، نانی
    این نکته رمز اگر بدانی ، دانی / هر چیز که در جستن آنی ، آنی
    مولانا

  16. 6 کاربر از پست مفید Aram_577 تشکرکرده اند .

    ammin (چهارشنبه 17 مهر 92), deljoo_deltang (جمعه 19 مهر 92), ehsan_hamdardi (چهارشنبه 17 مهر 92), hamta-tanha (چهارشنبه 17 مهر 92), khaleghezey (سه شنبه 15 بهمن 92), سنجاب بازیگوش (چهارشنبه 17 مهر 92)

  17. #30
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 30 مرداد 93 [ 01:12]
    تاریخ عضویت
    1392-7-16
    نوشته ها
    41
    امتیاز
    990
    سطح
    16
    Points: 990, Level: 16
    Level completed: 90%, Points required for next Level: 10
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    95

    تشکرشده 76 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فرشته مهربان عزیز از راهنماییتون ممنوم.چون تهدیدم میکرد ومدتی هم از این قضیه گذشته بود میترسیدم بیاد به شوهرم بگه که من با میل خودم اینکارو انجام دادم و شوهرم هم باور کنه. چون من بعد از این قضیه به کسی چیزی نگفتم


 
صفحه 3 از 15 نخستنخست 12345678910111213 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 مهر 92, 00:43
  2. معرفی ودانلودكتب روانشناسی کاربردی درحوزه تغییرات فردی،خودشناسی
    توسط مدیرهمدردی در انجمن معرفی کتب روانشناسی
    پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 دی 89, 14:43
  3. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 31 فروردین 87, 09:08
  4. +کسی که دوسش دارید؟یا کسی که دوستون داره؟
    توسط محمدرضا در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: سه شنبه 02 بهمن 86, 15:25

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.