به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 75
  1. #61
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 23 تیر 93 [ 16:36]
    تاریخ عضویت
    1391-7-17
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    1,538
    سطح
    22
    Points: 1,538, Level: 22
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    37

    تشکرشده 188 در 61 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشكل من حداقل با اعتقادات نيما يا خانمش نيست !
    مشكل من با نحوه برخورد ايشونه ! ايشون زياد مغرور هستند و واقعا اين بده !
    من ميگم ايشون كه ادعاي فرهنگ و تمدن مي كنن بايد بدونن كه با يه خانم چطور برخورد بشه، اون دختر خانم بالفرض جلو مشاور بي احترامي و توهين كنه خوب اينم جلو مشاور جوابشو بده نه اينكه به قول دوستمون به سبك قوم مغول بخواد طلاق بگيره !

    بيچاره حتما مهريه ش هم كمه كه آقا نيما تند مي تازونه !

    در جواب سوال ليلا خانم: قضيه كاملا فرق مي كنه ! اون دختر ٢٣ سالش بوده و اين آقا ٣٢ سالش !
    اون بچه گي كرده خوب كي نيما رو مجبور كرد كه اونو بگيره ؟؟ چرا از اول نرفت يكي بگيره كه مثل خودش باشه؟ تاره اون اگه هم اشتباه كرده بچه بوده ايشون ٣٢ سالشه !!
    اصلا همه به كنار من از ريشه با اين حرفشون كه من زمين به آسمون بره از حرفم بر نمي گردم مشكل دارم. اين حرف اصلا در شان يه تحصيل كرده ٣٢ ساله موفق نيست !
    خلاصه مشكل من حداقل با اعتقاد ايشون نيست! مشكل من با نحوه برخورد و لجبازي هاي ايشون با وجود سن بالاشون هست !

  2. 3 کاربر از پست مفید Mosbatfekrkon تشکرکرده اند .

    ema1989 (پنجشنبه 10 مرداد 92), tamanaye man (سه شنبه 08 مرداد 92), ساحل75 (دوشنبه 07 مرداد 92)

  3. #62
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نیمای عزیز سپاس

    نمی دونم از کجا برات بگم یا استارت کارو بزنم اول باید فکر کنم که 32 سالته و 6 سالی از من بزرگ تری و همون طور عاقل و بالغ تر
    من هم جنس تو هستم و باید بگم هم فکر تو یا شاید شبیه تو اما با یه تفاوت کوچک که اونم سر بکارته که شما نادیده می گیری ولی من سعی بر این داشتم که زنم پاک باشه و یکی دیگه اینه که شما ارومی و من خیر من عصبی و جوشی هستم که الان شکر خدا بهترم

    اما شباهت های ما اینه هر دوی ما توهین به خانواده رو از سوی کسی سلب می کنیم منم شاید یکی اون تیکه ها و بی احترامی میکرد 1 لحظه تو صفتش نگاه نمی کردم حالا می خواد اون طرف پاره ی تنم باشه یا زنم یا..... در این شکی نیست و منم برات اظهار گلایه نمی کنم شاید دوستان و منو تورو درک نکنند و براشون غیر قابل تحمل باشه این طبیعیه

    قطعا خودت به اشتباهاتت پی بردی که مثلا زود عقد کردی و دوره ای برای اشنایی نزاشتی شاید هم زنت اگه انتراکی بین عقدت بود برای اشنایی با شما . با اخلاقت کار نمی امد و باهات ازدواج نمی کرد از کجا می دونی پس نباید یه طرفه قضا کنیم بازم میگم ازم ناراحت نشو منم ادم جوشی هستم خیلی و نمی خوامم حق و به زنت بدم نه هر دوی شما ها مقصرید
    خانوم شما
    1: به بلوغ فکری نرسیده ناراحت نشی یه موقع
    2: نسنجیده سخن میگه و باعث رنجش اطافیانش میشه

    این 2تا مهم ترینش بود از دیدگاه خودت شاید هم بی احترامی که به شما کرده هم یکی از این موارد باشه



    مثلا من یه خصوصیاتی دارم که شاید بخونییش بخندی ولی میگم برات

    قلیون نمی دونم اهلشی یا نه ولی من می خواستم زن بگیرم یکی از شروطم این بود که اگه قلیون بکشه باهاش ازدواج نمی کنم حالا می خواد دختر رئیس جمهور افغانستانم باشه نمی کردم و حتی اگه بعد ازدواجم می فهمیدم بهم دروغ گفته و تا به حال حتی 1 بار هم کشیده باشه طلاقش میدادم و میدم چون نمی تونم با این ادم همبستر بشم باهاش راحت باشم این نکته از جهتی باهات شباهت داره که گفتی طاقت بی احترامی یه منو و خانوادمو ندارم منم باهات هم عقیده هستم

    اما خیلی تند رفتی شاید بگم برای تو بد بود و به دور از شخصییت خودتو و خانوادت بود می دونم در مواقعی که ما ها از یه چی بدمون بیاد اگه خدا هم اونو بپزیره ما نمی پزیریم ولی ای کاش یکم سنجیده برخورد می کردی در همه موضوعاتی و مشکلات پیشه رو همانند بکارت که به من ربطی نداره یا مهریه و ...

    بلاخره من یا هر کسی نمی تونیم بگیم که بمونی یا طلاق بگیری مطمئنا مشکلات دیگری اعم از بچه بازی که عرض کردی یا ....وجود داره که اگر می گفتی شاید این همه دوستان با نظرات کذبیشون نسبت به شما موضع نمی گرفتن و کاملا درکت می کنم بخاطر این موضوع

    اما شاید درست نباشه به عنوان یک کوچکتر شاید برات نوشته باشم امیدوارم این حرفو به عنوان یه برادر کوچکتر کذبش نکنی یا ردش نکنی خلاصه ما مردیم و بهتر منظور همو می فهمیم و قطعا بهتر همو درک می کنیم اما بقیه دوستان خیر همش موضوع رو احساسی می بینن و منطفی درکش نمی کنند که این قضاوت عجولانه به ضررشون تموم میشه ولی چه باید کرد

    خوب نزار دور بشیم از اصل موضوع الان مهره اصلی شمایی که تکلیفت با خودت مشخص نیست یعنی 50 50 حرف میزنی تصمیم قاطعانه ای نگرفتی اولین قدم این که باید یکم اروم بشی چون تصمیماتی که وقتی ارومی میگیری خیلی بهتر از تصمیماتی هست که در دورانی که عصبی هستی میگیری هستش شاید کلا فرد ارومی باشی ولی سر این موضوع عصبی شدی پس اول یه چند روز به کسی فکر نکن حتی اون خانوم و بعدش هی به خانوادش زنگ نزن که بیاین اینو بگیرین این نشون می ده که اگر این خانوم خانوم رویای شما هم بود با کوچکترین موضوع زنگ میزدی خونه ایشون و هر چی بود به خانوادشون بار میکردی پس اینو ترک می کنی برای همیشه بعد یک بار منطقی میشینی با این خانوم حرف میزنی منطقی و جدی به دور از تنش و خانواده ها و تموم خواسته هاتو میگی بهش بدون رک و پوست کنندگی یا قبول میکنه یا نه دیگه درست؟

    اگه قبول کرد که می بخشیش ولی اگر دیدی اصلاح پذیر نیست طلاق بگیر

    اما در این مدت خودتو که اروم کردی با خودت عهد ببند که یک تصمیم نهایی می گیری یا جدایی یا تعامل که اونم تو باید بگیری نه من نه کس دیگه ای احساساسی تصمیم نمی گیری ببین عقلت چی میگه درسته نیما جان؟

    تحت تاثیر بعضی تنش ها در این تاپیک ها هم قرار نگیر واقعا تاسف می خورم بخاطر بعضی ها که فرهنگشو ندارن که درست به موضوع بنگرن و همیشه چون می بینن اون طرف دختره تموم موضع و نشونه ها رو به سمت پسر میگیرن واقعا خودشون و برن اصلاح کنند

    منتظر تصمیماتتم هستم حتما اعلام کن

    خلاصه نیما جان عزیز برادر خوب من می دونم چه حالی داری با این همه مشکلات کاری یکی بیاد بره رو اعصابت واقعا نوبره

    امیدوارم از دستم ناراحت نشی شاید این نظر مثل بعضی نظرها نبود

    بهترین هارو برات ارزومندم


    یا علی

  4. 3 کاربر از پست مفید بی وفا تشکرکرده اند .

    dokhtare kordestan (دوشنبه 07 مرداد 92), Naashena (سه شنبه 08 مرداد 92), nima23 (سه شنبه 08 مرداد 92)

  5. #63
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 08 آذر 94 [ 06:20]
    تاریخ عضویت
    1391-10-04
    نوشته ها
    461
    امتیاز
    5,041
    سطح
    45
    Points: 5,041, Level: 45
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 109
    Overall activity: 12.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    373

    تشکرشده 699 در 298 پست

    Rep Power
    61
    Array
    سلام آقا نیما.
    فکر کنم دلت نخواست به ما بگی واقعا حرف دلت چیه ؟؟؟ من هنوز هم باور نمیکنم یه اختلاف اعتقادی باعث بشه یه مرد یهو به طلاق فکر کنه و قاطعانه بگه طلاق میدم و تصمیمم عوض هم نمیشه...
    از دست خانومت دلچرکین شدی... احساسم میگه دوست داری طلاق بگیری و یک زندگی جدید رو آغاز کنی با فردی که هم فرهنگ خودت باشه. درسته؟
    نمیخواد جواب من رو بدی. ولی با خودت روراست باش.
    یه مدتی نیا تو تالار. بشین فکر کن ببین واقعا احساست چیه؟ اگه واقعا تمایل قلبیت به طلاق باشه، درست یا غلط، ادامه این زندگی با نارضایتی قلبی شما درست نیست...
    حقیقتش من از اولین پست هایی که از شما خوندم، کوچکترین نشانه و سیگنالی از علاقه و مهر ندیدم. این خیلیییییییی مهمتر از اینه که بخوایم بحث کنیم فرهنگ شما درسته یا اعتقادات خانومت؟؟؟ هرکسی یه مدله. باید با هم مدل خودش هم ازدواج کنه.
    حالا اگه مدل هاشون به هم نخورد یا بعد از ازدواج تغییر کرد، یکی مسئولیت انتخابش رو میپذیره و ادامه میده حتی به سختی !!! یکی کات میکنه تا دوباره شروع کنه که اونم سخته و ما نمیتونیم تصمیم شما رو زیر سؤال ببریم.
    به نظر من ملکه پیشنهاد خیلی خوبی داد. واسه طلاق، یکی دو هفته دیر نمیشه. فقط یک سؤال از خودت بپرس؟؟؟؟
    دوستش داری و دلت میخوادش؟ دوست داری بمونی و تلاش کنی تا فرهنگش رو به خودت نزدیک کنی؟؟؟ یا اینکه ترجیح میدی تموم شه؟؟؟
    با خودت کنار بیا.
    تصمیمی بگیر که هرگز پشیمون نشی تا خودت در آینده آسوده خاطر بشی.

  6. 5 کاربر از پست مفید گل آرا تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (دوشنبه 07 مرداد 92), dokhtare kordestan (دوشنبه 07 مرداد 92), nima23 (سه شنبه 08 مرداد 92), shabe niloofari (دوشنبه 07 مرداد 92), شمیم الزهرا (سه شنبه 08 مرداد 92)

  7. #64
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 آبان 93 [ 06:33]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    3,214
    سطح
    35
    Points: 3,214, Level: 35
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    422

    تشکرشده 448 در 154 پست

    Rep Power
    36
    Array
    واقعا جالبه!
    از ٦٣ پست زده شده توي اين تاپيك ٧ تاش فقط متعلق به صاحب تاپيكه. دوستان دارن تمام تلاششونو واسه اين آقا ميكنن كه زندگيشو نجات بدن ايشون باید اعتنا بیشتری به آنها بکند. فقط بعضي پستا و بعضي سوالات رو اگه صلاح بدونه جواب ميدونه. يك دونه تشكر يا like نكرده مگر اينكه كسي بهش حق داده و ازش طرفداري كرده. يعني اگه دقت كنيد فقط پستايي رو كه ازش طرفداري كردن like كرده.
    یعنی هر حرف و هر ديدگاهي رو كه خلاف ميلش باشه کمتر اعتنا ميكنه و کمتر ارزش ميده نه حتي از وقت اون آدمي كه بهش اهميت داده و اومده واسش نوشته تشكر ميكنه.
    من خودم توي تاپيك اولشون بهشون حق دادم و ازشون طرفداري كردم ولي نميدونستم ديگه چه كارايي قراره بكنه! نميدونستم واقعا تصميمشو واسه طلاق اينقدر سريع و مصرانه عملي ميكنه! از طرف من اين آخرين پستي بود كه گذاشتم .
    ویرایش توسط عسل. : سه شنبه 08 مرداد 92 در ساعت 00:39

  8. 4 کاربر از پست مفید عسل. تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 08 مرداد 92), del (چهارشنبه 09 مرداد 92), nima23 (سه شنبه 08 مرداد 92), tamanaye man (سه شنبه 08 مرداد 92)

  9. #65
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی وفا نمایش پست ها
    نیمای عزیز سپاس

    نمی دونم از کجا برات بگم یا استارت کارو بزنم اول باید فکر کنم که 32 سالته و 6 سالی از من بزرگ تری و همون طور عاقل و بالغ تر
    من هم جنس تو هستم و باید بگم هم فکر تو یا شاید شبیه تو اما با یه تفاوت کوچک که اونم سر بکارته که شما نادیده می گیری ولی من سعی بر این داشتم که زنم پاک باشه و یکی دیگه اینه که شما ارومی و من خیر من عصبی و جوشی هستم که الان شکر خدا بهترم

    اما شباهت های ما اینه هر دوی ما توهین به خانواده رو از سوی کسی سلب می کنیم منم شاید یکی اون تیکه ها و بی احترامی میکرد 1 لحظه تو صفتش نگاه نمی کردم حالا می خواد اون طرف پاره ی تنم باشه یا زنم یا..... در این شکی نیست و منم برات اظهار گلایه نمی کنم شاید دوستان و منو تورو درک نکنند و براشون غیر قابل تحمل باشه این طبیعیه

    قطعا خودت به اشتباهاتت پی بردی که مثلا زود عقد کردی و دوره ای برای اشنایی نزاشتی شاید هم زنت اگه انتراکی بین عقدت بود برای اشنایی با شما . با اخلاقت کار نمی امد و باهات ازدواج نمی کرد از کجا می دونی پس نباید یه طرفه قضا کنیم بازم میگم ازم ناراحت نشو منم ادم جوشی هستم خیلی و نمی خوامم حق و به زنت بدم نه هر دوی شما ها مقصرید
    خانوم شما
    1: به بلوغ فکری نرسیده ناراحت نشی یه موقع
    2: نسنجیده سخن میگه و باعث رنجش اطافیانش میشه

    این 2تا مهم ترینش بود از دیدگاه خودت شاید هم بی احترامی که به شما کرده هم یکی از این موارد باشه



    مثلا من یه خصوصیاتی دارم که شاید بخونییش بخندی ولی میگم برات

    قلیون نمی دونم اهلشی یا نه ولی من می خواستم زن بگیرم یکی از شروطم این بود که اگه قلیون بکشه باهاش ازدواج نمی کنم حالا می خواد دختر رئیس جمهور افغانستانم باشه نمی کردم و حتی اگه بعد ازدواجم می فهمیدم بهم دروغ گفته و تا به حال حتی 1 بار هم کشیده باشه طلاقش میدادم و میدم چون نمی تونم با این ادم همبستر بشم باهاش راحت باشم این نکته از جهتی باهات شباهت داره که گفتی طاقت بی احترامی یه منو و خانوادمو ندارم منم باهات هم عقیده هستم

    اما خیلی تند رفتی شاید بگم برای تو بد بود و به دور از شخصییت خودتو و خانوادت بود می دونم در مواقعی که ما ها از یه چی بدمون بیاد اگه خدا هم اونو بپزیره ما نمی پزیریم ولی ای کاش یکم سنجیده برخورد می کردی در همه موضوعاتی و مشکلات پیشه رو همانند بکارت که به من ربطی نداره یا مهریه و ...

    بلاخره من یا هر کسی نمی تونیم بگیم که بمونی یا طلاق بگیری مطمئنا مشکلات دیگری اعم از بچه بازی که عرض کردی یا ....وجود داره که اگر می گفتی شاید این همه دوستان با نظرات کذبیشون نسبت به شما موضع نمی گرفتن و کاملا درکت می کنم بخاطر این موضوع

    اما شاید درست نباشه به عنوان یک کوچکتر شاید برات نوشته باشم امیدوارم این حرفو به عنوان یه برادر کوچکتر کذبش نکنی یا ردش نکنی خلاصه ما مردیم و بهتر منظور همو می فهمیم و قطعا بهتر همو درک می کنیم اما بقیه دوستان خیر همش موضوع رو احساسی می بینن و منطفی درکش نمی کنند که این قضاوت عجولانه به ضررشون تموم میشه ولی چه باید کرد

    خوب نزار دور بشیم از اصل موضوع الان مهره اصلی شمایی که تکلیفت با خودت مشخص نیست یعنی 50 50 حرف میزنی تصمیم قاطعانه ای نگرفتی اولین قدم این که باید یکم اروم بشی چون تصمیماتی که وقتی ارومی میگیری خیلی بهتر از تصمیماتی هست که در دورانی که عصبی هستی میگیری هستش شاید کلا فرد ارومی باشی ولی سر این موضوع عصبی شدی پس اول یه چند روز به کسی فکر نکن حتی اون خانوم و بعدش هی به خانوادش زنگ نزن که بیاین اینو بگیرین این نشون می ده که اگر این خانوم خانوم رویای شما هم بود با کوچکترین موضوع زنگ میزدی خونه ایشون و هر چی بود به خانوادشون بار میکردی پس اینو ترک می کنی برای همیشه بعد یک بار منطقی میشینی با این خانوم حرف میزنی منطقی و جدی به دور از تنش و خانواده ها و تموم خواسته هاتو میگی بهش بدون رک و پوست کنندگی یا قبول میکنه یا نه دیگه درست؟

    اگه قبول کرد که می بخشیش ولی اگر دیدی اصلاح پذیر نیست طلاق بگیر

    اما در این مدت خودتو که اروم کردی با خودت عهد ببند که یک تصمیم نهایی می گیری یا جدایی یا تعامل که اونم تو باید بگیری نه من نه کس دیگه ای احساساسی تصمیم نمی گیری ببین عقلت چی میگه درسته نیما جان؟

    تحت تاثیر بعضی تنش ها در این تاپیک ها هم قرار نگیر واقعا تاسف می خورم بخاطر بعضی ها که فرهنگشو ندارن که درست به موضوع بنگرن و همیشه چون می بینن اون طرف دختره تموم موضع و نشونه ها رو به سمت پسر میگیرن واقعا خودشون و برن اصلاح کنند

    منتظر تصمیماتتم هستم حتما اعلام کن

    خلاصه نیما جان عزیز برادر خوب من می دونم چه حالی داری با این همه مشکلات کاری یکی بیاد بره رو اعصابت واقعا نوبره

    امیدوارم از دستم ناراحت نشی شاید این نظر مثل بعضی نظرها نبود

    بهترین هارو برات ارزومندم


    یا علی

    مرسی از جواب خوبت بی وفای عزیز
    من اینترنتم مشکل داره کم میتونم آنلاین شم ببخشید اگه دیر جوابتو میدم.اصلا هم از دست کسی ناراحت نیستم.هرکسی نظر خودشو میده.
    به حرف شما عمل میکنم و یکبار میشینم باهاش منطقی حرف میزنم و امیدوارم نتیجه بده

  10. 2 کاربر از پست مفید nima23 تشکرکرده اند .

    Naashena (سه شنبه 08 مرداد 92), دختری تنها (سه شنبه 08 مرداد 92)

  11. #66
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 25 شهریور 93 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-3-12
    نوشته ها
    316
    امتیاز
    168
    سطح
    3
    Points: 168, Level: 3
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive100 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    157

    تشکرشده 226 در 130 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nima23 نمایش پست ها
    مرسی از جواب خوبت بی وفای عزیز
    من اینترنتم مشکل داره کم میتونم آنلاین شم ببخشید اگه دیر جوابتو میدم.اصلا هم از دست کسی ناراحت نیستم.هرکسی نظر خودشو میده.
    به حرف شما عمل میکنم و یکبار میشینم باهاش منطقی حرف میزنم و امیدوارم نتیجه بده

    افرین اقا نیمای گل اره واقعا بشین مردونه از سوی خودت بشین باهاش حرف بزن فقط سعی کن جایی باشی که هم اروم باشه و هم به دور از خانواده ها منطقی صحبت کن و تموم خواسته هاتو اعلام کن

    انشالله جواب میده ولی مارو بی خبر نزار عزیزم

    یا علی

  12. کاربر روبرو از پست مفید بی وفا تشکرکرده است .

    nima23 (سه شنبه 08 مرداد 92)

  13. #67
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 آبان 92 [ 13:59]
    تاریخ عضویت
    1392-4-15
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    287
    سطح
    5
    Points: 287, Level: 5
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    151

    تشکرشده 26 در 15 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نیمای عزیز
    من قصد راهنمایی ندارم
    منم هم سن و سال دختر خانوم هستم
    با این تفاوت که منم تو خونواده ای مثل شما بزرگ شدم و با اینکه طرف مقابلم هم آدم روشن فکری بود ولی وقتی ازم چادر خواست انقدر دوسش داشتم که دیدم ارزشش رو داره که بخاطرش حتی!! چادر هم سر کنم..
    بماند طرف من لیاقت مهربونی نداشت!
    ولی خواستم بگم خوشحالم هنور آدمایی وجود دارن که در اوج عصبانیت و اینکه مطمئنن که نظرشون بر نمیگرده بازم انقدر طرف رو دوست دارن که اومدن تو این سایت و با وجودی که خیلی هم درکش نکردن باز هم حاضره بهش فرصت بده..
    بهتون تبریک میگم به خاطر این روحیه و صبوری تون

  14. کاربر روبرو از پست مفید دختری تنها تشکرکرده است .

    nima23 (سه شنبه 08 مرداد 92)

  15. #68
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Mosbatfekrkon نمایش پست ها
    مشكل من حداقل با اعتقادات نيما يا خانمش نيست !
    مشكل من با نحوه برخورد ايشونه ! ايشون زياد مغرور هستند و واقعا اين بده !
    من ميگم ايشون كه ادعاي فرهنگ و تمدن مي كنن بايد بدونن كه با يه خانم چطور برخورد بشه، اون دختر خانم بالفرض جلو مشاور بي احترامي و توهين كنه خوب اينم جلو مشاور جوابشو بده نه اينكه به قول دوستمون به سبك قوم مغول بخواد طلاق بگيره !

    بيچاره حتما مهريه ش هم كمه كه آقا نيما تند مي تازونه !

    در جواب سوال ليلا خانم: قضيه كاملا فرق مي كنه ! اون دختر ٢٣ سالش بوده و اين آقا ٣٢ سالش !
    اون بچه گي كرده خوب كي نيما رو مجبور كرد كه اونو بگيره ؟؟ چرا از اول نرفت يكي بگيره كه مثل خودش باشه؟ تاره اون اگه هم اشتباه كرده بچه بوده ايشون ٣٢ سالشه !!
    اصلا همه به كنار من از ريشه با اين حرفشون كه من زمين به آسمون بره از حرفم بر نمي گردم مشكل دارم. اين حرف اصلا در شان يه تحصيل كرده ٣٢ ساله موفق نيست !
    خلاصه مشكل من حداقل با اعتقاد ايشون نيست! مشكل من با نحوه برخورد و لجبازي هاي ايشون با وجود سن بالاشون هست !

    مثبت فکر کن عزیز.مرسی که دنبال میکنید تاپیک منو
    نخیر برخلاف تصور شما مهریه ی بالایی دارن.500 سکه+ سه دنگ از یکی از ویلاهای شمالم که بالای میلیارد قیمتشه.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط گل آرا نمایش پست ها
    سلام آقا نیما.
    فکر کنم دلت نخواست به ما بگی واقعا حرف دلت چیه ؟؟؟ من هنوز هم باور نمیکنم یه اختلاف اعتقادی باعث بشه یه مرد یهو به طلاق فکر کنه و قاطعانه بگه طلاق میدم و تصمیمم عوض هم نمیشه...
    از دست خانومت دلچرکین شدی... احساسم میگه دوست داری طلاق بگیری و یک زندگی جدید رو آغاز کنی با فردی که هم فرهنگ خودت باشه. درسته؟
    نمیخواد جواب من رو بدی. ولی با خودت روراست باش.
    یه مدتی نیا تو تالار. بشین فکر کن ببین واقعا احساست چیه؟ اگه واقعا تمایل قلبیت به طلاق باشه، درست یا غلط، ادامه این زندگی با نارضایتی قلبی شما درست نیست...
    حقیقتش من از اولین پست هایی که از شما خوندم، کوچکترین نشانه و سیگنالی از علاقه و مهر ندیدم. این خیلیییییییی مهمتر از اینه که بخوایم بحث کنیم فرهنگ شما درسته یا اعتقادات خانومت؟؟؟ هرکسی یه مدله. باید با هم مدل خودش هم ازدواج کنه.
    حالا اگه مدل هاشون به هم نخورد یا بعد از ازدواج تغییر کرد، یکی مسئولیت انتخابش رو میپذیره و ادامه میده حتی به سختی !!! یکی کات میکنه تا دوباره شروع کنه که اونم سخته و ما نمیتونیم تصمیم شما رو زیر سؤال ببریم.
    به نظر من ملکه پیشنهاد خیلی خوبی داد. واسه طلاق، یکی دو هفته دیر نمیشه. فقط یک سؤال از خودت بپرس؟؟؟؟
    دوستش داری و دلت میخوادش؟ دوست داری بمونی و تلاش کنی تا فرهنگش رو به خودت نزدیک کنی؟؟؟ یا اینکه ترجیح میدی تموم شه؟؟؟
    با خودت کنار بیا.
    تصمیمی بگیر که هرگز پشیمون نشی تا خودت در آینده آسوده خاطر بشی.
    گل آرای عزیز
    موضوع اینه که مدل من و زنم قبل و اوایل ازدواج یجور بود. و بعد تغییر کرد. در ضمن من روش ادامه دادن به سختی رو اصلا قبول ندارم چون برای عمر و اعصاب خودم و طرف مقابلم ارزش قائلم.دلیلی نداره به زور ادامه بدم که بخوام ثابت کنم من پای انتخابم تا پای جون میمونم.همه ی آدما اشتباه می کنن قرار نیست تا ابد اشتباهو ادامه بدن.
    راستش نمیدونم اصلا میشه فرهنگ یه آدم 23 ساله رو تغییر داد؟ فرهنگ یه چیز ریشه ایه. نمیشه الان من بیام و بخوام تغییرش بدم.نمیدونم دوستان نظرشون چیه؟ آیا میشه تغییرش داد؟
    در مورد اینکه میگین من آخرشم نگفتم که درد واقعیم چیه باید بگم من که گفتم آدم خیلی جدی ای هستم و وقتی احترام میذارم احترام هم میخوام.اینو بارها گفتم. من قبل از ازدواج اصلا تصور نمیکردم این خانوم یا هر زن دیگه ای بخواد انقدر درگیری و آزار فکری برای من ایجاد کنه.چون از ابتدا همه چیز رو در اختیارش گذاشتم همونطوری که عرض کردم خیلی از همین آقایون این تالار یک سوم این حق و حقوقی که به زنم رو دادم رو هم حماقت میدونن چه برسه به همه ش!در صورتیکه من برای زن خیلی ارزش قائلم و اونو یک انسان برابر با خودم میدونم.این حق و حقوق رو هم از اول خودم مطرح کردم نذاشتم اصلا کار به اینجا بکشه که پدرش بخواد حرف اینجور چیزا رو بزنه چون دلم نمیخواست شکل معامله بگیره بهو خودش این ازدواج. من حس میکنم با اینهمه امکاناتی که در اختیار ایشون گذاشتم احترامی که حقم بود رو دریافت نکردم و این منو آزار میده و قابل پذیرش نیست برام. همین
    ویرایش توسط nima23 : سه شنبه 08 مرداد 92 در ساعت 13:29

  16. 2 کاربر از پست مفید nima23 تشکرکرده اند .

    گل آرا (سه شنبه 08 مرداد 92), دختری تنها (سه شنبه 08 مرداد 92)

  17. #69
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 15:09]
    تاریخ عضویت
    1392-5-05
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,138
    سطح
    27
    Points: 2,138, Level: 27
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    145

    تشکرشده 307 در 119 پست

    Rep Power
    27
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط nima23 نمایش پست ها
    مثبت فکر کن عزیز.مرسی که دنبال میکنید تاپیک منو
    نخیر برخلاف تصور شما مهریه ی بالایی دارن.500 سکه+ سه دنگ از یکی از ویلاهای شمالم که بالای میلیارد قیمتشه.

    - - - Updated - - -



    گل آرای عزیز
    موضوع اینه که مدل من و زنم قبل و اوایل ازدواج یجور بود. و بعد تغییر کرد. در ضمن من روش ادامه دادن به سختی رو اصلا قبول ندارم چون برای عمر و اعصابم ارزش قائلم.دلیلی نداره به زور ادامه بدم که بخوام ثابت کنم من پای انتخابم تا پای جون میمونم.همه ی آدما اشتباه می کنن قرار نیست تا ابد اشتباهو ادامه بدن.
    راستش نمیدونم اصلا میشه فرهنگ یه آدم 23 ساله رو تغییر داد؟ فرهنگ یه چیز ریشه ایه. نمیشه الان من بیام و بخوام تغییرش بدم.نمیدونم دوستان نظرشون چیه؟ آیا میشه تغییرش داد؟
    این خیلی خوبه که تصمیم به صحبت گرفتی
    یه چیزی هم بگم اینکه اکثرا به شما میگن این کار رو بکن اون کار رو نکن برای اینه که فقط به شما دردسترسی دارند نه خانمتون
    وگرنه خانمتون هم خیلی کارها رو باید بکنند و خیلی کارهای دیگه نباید انجام بده
    معلومه وضع مالیتون خیلی خوبه( خدا رو شکر) وضع اقتصادی خانواده همسرتون چطور ؟
    حالا که می خواهید صحبت کنید چیزایی بهش بگید که مجبور بشه از افکار بچه گانش بیرون بیاد و جدی به تفاوت های اعتقادیتون فکر کنه
    من قبلا گفته بودم که از لحاظ اعتقادی تقریبا نقطه مقابل شما هستم و برای همین می دونم ادمایی با اعتقاد من به چه چیزهایی حساس هستند
    مثلا وقتی من رفتم خواستگاری اولین سوالی که بعد از معرفی ازم پرسید این بود که وجوه شرعیه ( خمس) میدم ؟ یا واجبات رو انجام میدم. الان مهم نیست شما اینا رو قبول داری یا نه مهم اینه که باید حالا که می خواهید صحبت کنید بگید اینا رو قبول نداری
    بعد ببینی حاضره با این چیزا کنار بیاد یا نه.
    یا یه موضوع مهم دیگه نحوه تربیت فرزنده یا نحوه رفتار و امد با فامیل
    اینا رو که بگی اگه واقعا مذهبی باشه( قبلا هم گفتم من توش شک دارم و بنظرم مسئله چیز دیگست) اون موقع واقعا به فکر خواهد رفت
    البته مسئله بکارت ایشون ممکنه مانع جدی برای فکر به تفاوت هاتون باشه .درسته برای شما مهم نیست ولی ایشون تو ایران زندگی میکنه که چه خوب و چه بد مهمه . بهش نگو به درک ولی بهش یاداوری کن مشکلات تو زندگی مشترکش از این مشکل ممکنه بزرگ تر باشه


    حتی اگه میخوای طلاق بگیری و میخوای هی دادگاه نری بهتره منطقی باهاش برخورد کنی چون تو ایران کسی بدون حکم دادگاه نمیتونه طلاق بگیره و طلاق تفاهمی سریعترین روند رو داره
    در مورد سوالت اتفاقا چون قبلا خودش اینطوری بوده و خانوادش هم اینطوریه پس به نظر من قابل انطباقه ولی قاعدتا زحمت داره و تلاش میخواد
    ایشالله هرچی خیره پیش بیاد

  18. کاربر روبرو از پست مفید Naashena تشکرکرده است .

    nima23 (سه شنبه 08 مرداد 92)

  19. #70
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 مرداد 92 [ 18:23]
    تاریخ عضویت
    1392-5-02
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    412
    سطح
    8
    Points: 412, Level: 8
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points7 days registered
    تشکرها
    25

    تشکرشده 23 در 11 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Naashena نمایش پست ها
    این خیلی خوبه که تصمیم به صحبت گرفتی
    یه چیزی هم بگم اینکه اکثرا به شما میگن این کار رو بکن اون کار رو نکن برای اینه که فقط به شما دردسترسی دارند نه خانمتون
    وگرنه خانمتون هم خیلی کارها رو باید بکنند و خیلی کارهای دیگه نباید انجام بده
    معلومه وضع مالیتون خیلی خوبه( خدا رو شکر) وضع اقتصادی خانواده همسرتون چطور ؟
    حالا که می خواهید صحبت کنید چیزایی بهش بگید که مجبور بشه از افکار بچه گانش بیرون بیاد و جدی به تفاوت های اعتقادیتون فکر کنه
    من قبلا گفته بودم که از لحاظ اعتقادی تقریبا نقطه مقابل شما هستم و برای همین می دونم ادمایی با اعتقاد من به چه چیزهایی حساس هستند
    مثلا وقتی من رفتم خواستگاری اولین سوالی که بعد از معرفی ازم پرسید این بود که وجوه شرعیه ( خمس) میدم ؟ یا واجبات رو انجام میدم. الان مهم نیست شما اینا رو قبول داری یا نه مهم اینه که باید حالا که می خواهید صحبت کنید بگید اینا رو قبول نداری
    بعد ببینی حاضره با این چیزا کنار بیاد یا نه.
    یا یه موضوع مهم دیگه نحوه تربیت فرزنده یا نحوه رفتار و امد با فامیل
    اینا رو که بگی اگه واقعا مذهبی باشه( قبلا هم گفتم من توش شک دارم و بنظرم مسئله چیز دیگست) اون موقع واقعا به فکر خواهد رفت
    البته مسئله بکارت ایشون ممکنه مانع جدی برای فکر به تفاوت هاتون باشه .درسته برای شما مهم نیست ولی ایشون تو ایران زندگی میکنه که چه خوب و چه بد مهمه . بهش نگو به درک ولی بهش یاداوری کن مشکلات تو زندگی مشترکش از این مشکل ممکنه بزرگ تر باشه


    حتی اگه میخوای طلاق بگیری و میخوای هی دادگاه نری بهتره منطقی باهاش برخورد کنی چون تو ایران کسی بدون حکم دادگاه نمیتونه طلاق بگیره و طلاق تفاهمی سریعترین روند رو داره
    در مورد سوالت اتفاقا چون قبلا خودش اینطوری بوده و خانوادش هم اینطوریه پس به نظر من قابل انطباقه ولی قاعدتا زحمت داره و تلاش میخواد
    ایشالله هرچی خیره پیش بیاد
    ممنون از جواب شما نا آشنای عزیز
    وضع مالیشون خوبه ولی نه اندازه ی ما. این مساله به نظرم چندان اهمیتی نداره. چون تفاوت چشمگیری نیست

  20. 2 کاربر از پست مفید nima23 تشکرکرده اند .

    **سهیل ** (سه شنبه 15 مرداد 92), Naashena (سه شنبه 08 مرداد 92)


 
صفحه 7 از 8 نخستنخست 12345678 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.