اعتیاد خیلی طرف معتاد رو سرد وبی انگیزه و بی محبت میکنه.اگه میتونستی ترکش بدی شاید خیلی از مشکلاتت حل میشد اما فکرکنم خیلی ترک دادنش سخت باشه که زن اولش بعد 12 سال نتونسته. سعی کن توی یه شرایط روحی آروم تصمیم بگیری. بازم یه مدت تلاشت رو بکن اما اگه نشد زندگی ت رو به پای یه آدم معتادی که بهت اهمیت نمیده هدر نده. مشکلات مالیت هم حل میشه.نگران نباش به خودت اعتماد داشته باش تو شرایط خوبی داری.توکلت به خدا باشه. مطمینم باتوکل به خدا واعتماد به خودت بالاخره رنگ آرامش رو میبینی.






کوزه شکسته ای بود که اینورشو می گرفتم اونورش آب بیرون میداد. من حمایت خانواده را دارم ( یه جورایی با سیاست واسه خودم ساختم این حمایت را، خانواده م را هر چند دیر در جریان گذاشتم و برادرم که حکم پدر را دارن با ایشون و خانواده ش چند بار حرف زدن و همچنین دایی هام و خودشون به این نتیجه رسیدن که ایشون قابل زندگی نیستن برای همین بعدا حمایتم کردن و فکر نکردن مشکل اصلی از من هست ) ، درمورد مسائل مالی خوب زمانی که نامزد بودم خانواده ش از بیشتر جنبه ها تامینم می کردن و یه جورهایی بدعادت شده بودم ولی الان مثل زمان مجردی به اونی که دارم قناعت می کنم و راضیم . شکر


:rolleyes:
در صورتی که من خونه رو تمیز کرده بودم 

علاقه مندی ها (Bookmarks)