به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 6 نخستنخست 123456
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 59 , از مجموع 59
  1. #51
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    آقای محرک،

    یه مدت کلا بی خیال این موضوع شو. فکر کن ازدواج نکردی. فکر کن اصلا رابطه ای با اون خانم نداری.
    کامل کامل بذار کنار.
    نه تماس بگیر.
    نه جواب بده.
    نه تو خونه در موردش حرف بزن.
    نه اگه اقوام یا کسی حرفی زد جواب بده. بگو من فعلا هیچ حرفی ندارم. شما هم لطفا حرفی نزنید.

    یک ماه یا حتی بیشتر کامل استراحت کن.
    بعد که یک کم جو آروم تر شد، تصمیم منطقی بگیر.
    طلاق یا ازدواج، هر کدوم که باشه، این همه آبروریزی و اعصاب خوردی نمی خواد.
    اون خودشو به بی عفتی زده رفتارهای ناشایست کارهای ناشایست.ناسلامتی اسمش رو منه با این بی غیرتی چکار کنم.
    من میخام طلاقش بدم دیگه زندگی با اون برام عذابه
    چکار کنم پول هم ندارم.پدرمم پشتمو خالی کرده
    برم طلاقش بدم میگه مهریمو بده طلاق بگیر.ندارمممممممممممممممم مممممممممممم

  2. #52
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از مدیران سایت تقاضا دارم تاپیک بنده رو حذف کنن

  3. #53
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    تاپیک ها حذف نمیشن محرک عزیز

  4. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام خدمت دوستان
    اومدم که حقیقت زندگیمو براتون بگم
    بنده قبل از ازدواج عیبهای نامزدم رو میدیدم البته همه انها رو اونموقع نادیده میگرفتم و معیارهایی که داشتم احتمال میدادم که در ایشون هست اما بعد ازدواج دیدم هیچ یک از معیارهام رو نداره و عیبهای قبلی هم برام پررنگ تر شد.اینی هم که گفتم دوستم نداره چرا دوستم داشت اما من دیگه از زندگی باهاش زده شده بودم و احتمال جداییم رو 100%میدونستم بمرور که اخلاقم تغییر کرد اون هم ذات واقعیش رو نشون داد.
    از خدا که چنهون نیست از شما چه پنهون من هیچ وقت نخاستم به زندگی برگردم و اون هم احساس کرد که من دوستش ندارم بعدش اون خواست خودشو تغییر بده اما دیگه برای من مهم نبود. دوستش داشتم و دارم اما از زندگی با اون بیزارم احساس میکردم با ادامه دادن با او شکست میخورم احساس میکردم روزی بهم خیانت میکنه.
    البته خیلی عیبهای داشت که دوست ندارم به زبان بیارم اما مصبب این زندگی نکبت بار رو بیشترش تقصیر من بود چون زود احساس شکست کردم و هیچ وقت برای درست کردن زندگی اقدامی نکردم
    من خودم رو بدبخت کردم و او خودش رو حالا دیگه جدا شدیم و هر کدوممون داره زندگی خودش رو میکنه
    اما باعث این شکست بیشترش خودمون بودیم هردومون مقصر بودیم و من نتونستم از تقصرات و عیبهاش چشم پوشی کنم.
    و اون هم احساس میکرد که دیگه دوستش ندارم اما من دوستش داشتم در قلبم و تنفر نزاشت به زبان بیارم

  5. #55
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نمی دونم چرا وقتی می خوان از درستی و صداقت و شجاعت و شهامت حرف بزنن می گن "مردانه"، می گن "جوانمردی"!!
    مردهایی که وقتی از تضمیمشون به هر دلیلی منصرف می شن، مردانه حرف نمی زنن.
    اینقدر طرف را تحت فشار می ذارن و بهانه های مختلف می گیرندو اعتماد به نفسش را ازش می گیرن و شکنجه روانیش می دن تا خودش بگه نمی خوام.
    اینقدر تحت فشار می ذارنش که بالاخره منفجر می شه، بالاخره داد می زنه، بالاخره عکس العمل نشون می ده،
    بعد با غرور سرشون را بالا می گیرن که ببینید چه بی حیاست، چه کولیه، چه ...

  6. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    tati (پنجشنبه 26 اردیبهشت 92)

  7. #56
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 تیر 99 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1391-9-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    7,727
    سطح
    58
    Points: 7,727, Level: 58
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 100 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای محرک واقعا متاسف شدم. نامزد شما برای شما نقش بازی نکرده اون خود واقعیشو به شما نشون داده مگه زندگی اون بازیچه دست شماست که قبلا عیباشو نادیده میگرفتین حالا یادتون افتاده!
    وقتی شما اخلاقتون عوض شده اونم متقابلا واکنش نشون داده خود حقیقیشو نشون داد یعنی چی؟!!!!!!!!!! به نظرم این شما بودین که خود حقیقیتونو نشون دادین.
    احساس میکردم یه روزی بهم خیانت میکنه! تو هر دادگاهی مظنون بیگناهه مگه اینکه خلافش ثابت بشه اما شما دارین اون بیچاره رو به خاطر کار نکرده مجازات میکنین.
    به نظرم شما هم خودتونو بدبخت کردین هم نامزدتونو
    یک بار دیگه پست آخرتونو بیطرفانه بخونین واقعا به خودتون حق میدین؟!
    ای کاش با اطلاعات غلط تون وقت اعضای این سایت و خودتونو تلف نمیکردین.
    به نظرم شما خودتونم میدونین حق با شما نیست در غیر این صورت اطلاعات نادرست نمیدادین. شما حتی تو این سایت که کسی شما رو نمیشناسه هم نتونستین با خودتون صادق باشین.

  8. #57
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط tati نمایش پست ها
    آقای محرک واقعا متاسف شدم. نامزد شما برای شما نقش بازی نکرده اون خود واقعیشو به شما نشون داده مگه زندگی اون بازیچه دست شماست که قبلا عیباشو نادیده میگرفتین حالا یادتون افتاده!
    وقتی شما اخلاقتون عوض شده اونم متقابلا واکنش نشون داده خود حقیقیشو نشون داد یعنی چی؟!!!!!!!!!! به نظرم این شما بودین که خود حقیقیتونو نشون دادین.
    احساس میکردم یه روزی بهم خیانت میکنه! تو هر دادگاهی مظنون بیگناهه مگه اینکه خلافش ثابت بشه اما شما دارین اون بیچاره رو به خاطر کار نکرده مجازات میکنین.
    به نظرم شما هم خودتونو بدبخت کردین هم نامزدتونو
    یک بار دیگه پست آخرتونو بیطرفانه بخونین واقعا به خودتون حق میدین؟!
    ای کاش با اطلاعات غلط تون وقت اعضای این سایت و خودتونو تلف نمیکردین.
    به نظرم شما خودتونم میدونین حق با شما نیست در غیر این صورت اطلاعات نادرست نمیدادین. شما حتی تو این سایت که کسی شما رو نمیشناسه هم نتونستین با خودتون صادق باشین.
    همه کارهایی که در مورد نامزدم نوشتم و کارهاش همه درست بود
    اگه دروغ گفته باشم خدا به کمرم بزنه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط tati نمایش پست ها
    آقای محرک واقعا متاسف شدم. نامزد شما برای شما نقش بازی نکرده اون خود واقعیشو به شما نشون داده مگه زندگی اون بازیچه دست شماست که قبلا عیباشو نادیده میگرفتین حالا یادتون افتاده!
    وقتی شما اخلاقتون عوض شده اونم متقابلا واکنش نشون داده خود حقیقیشو نشون داد یعنی چی؟!!!!!!!!!! به نظرم این شما بودین که خود حقیقیتونو نشون دادین.
    احساس میکردم یه روزی بهم خیانت میکنه! تو هر دادگاهی مظنون بیگناهه مگه اینکه خلافش ثابت بشه اما شما دارین اون بیچاره رو به خاطر کار نکرده مجازات میکنین.
    به نظرم شما هم خودتونو بدبخت کردین هم نامزدتونو
    یک بار دیگه پست آخرتونو بیطرفانه بخونین واقعا به خودتون حق میدین؟!
    ای کاش با اطلاعات غلط تون وقت اعضای این سایت و خودتونو تلف نمیکردین.
    به نظرم شما خودتونم میدونین حق با شما نیست در غیر این صورت اطلاعات نادرست نمیدادین. شما حتی تو این سایت که کسی شما رو نمیشناسه هم نتونستین با خودتون صادق باشین.
    همه کارهایی که در مورد نامزدم نوشتم و کارهاش همه درست بود
    اگه دروغ گفته باشم خدا به کمرم بزنه

  9. #58
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط (محرک) نمایش پست ها
    با سلام خدمت دوستان
    اومدم که حقیقت زندگیمو براتون بگم
    بنده قبل از ازدواج عیبهای نامزدم رو میدیدم البته همه انها رو اونموقع نادیده میگرفتم و معیارهایی که داشتم احتمال میدادم که در ایشون هست اما بعد ازدواج دیدم هیچ یک از معیارهام رو نداره و عیبهای قبلی هم برام پررنگ تر شد.اینی هم که گفتم دوستم نداره چرا دوستم داشت اما من دیگه از زندگی باهاش زده شده بودم و احتمال جداییم رو 100%میدونستم بمرور که اخلاقم تغییر کرد اون هم ذات واقعیش رو نشون داد.
    از خدا که چنهون نیست از شما چه پنهون من هیچ وقت نخاستم به زندگی برگردم و اون هم احساس کرد که من دوستش ندارم بعدش اون خواست خودشو تغییر بده اما دیگه برای من مهم نبود. دوستش داشتم و دارم اما از زندگی با اون بیزارم احساس میکردم با ادامه دادن با او شکست میخورم احساس میکردم روزی بهم خیانت میکنه.
    البته خیلی عیبهای داشت که دوست ندارم به زبان بیارم اما مصبب این زندگی نکبت بار رو بیشترش تقصیر من بود چون زود احساس شکست کردم و هیچ وقت برای درست کردن زندگی اقدامی نکردم
    من خودم رو بدبخت کردم و او خودش رو حالا دیگه جدا شدیم و هر کدوممون داره زندگی خودش رو میکنه
    اما باعث این شکست بیشترش خودمون بودیم هردومون مقصر بودیم و من نتونستم از تقصرات و عیبهاش چشم پوشی کنم.
    و اون هم احساس میکرد که دیگه دوستش ندارم اما من دوستش داشتم در قلبم و تنفر نزاشت به زبان بیارم

    سلام
    تقریبا پیگیر تاپیک شما بودم ولی هیچوقت پست نذاشتم.

    چون میدونستم یه جای کار میلنگه. مطمئن بودم داستان زندگیتون رو کامل نمیگید.حتی خواستم یه بار همین رو بگم بازم پشیمون شدم.گفتم اگه بخواد خودش میگه!

    فهمیدنش زیاد سخت نبود.حتی دوستان بارها از شما خواستن که توضیح بیشتر بدید ولی....


    حالا آقای محرک احتراما بین شما وهمسرت از بین رفته، ولی واقعا چرا؟؟؟؟؟

    الان میتونید دقیقا تو چند خط بگید از اولش دلیل شما برای سرد شدن نسبت به این زندگی چی بوده؟(کدوم معیارا رو نداره) با توجه به اینکه او میخواسته خودش رو هم بخاطرشما تغییر بده:

    اون هم احساس کرد که من دوستش ندارم بعدش اون خواست خودشو تغییر بده اما دیگه برای من مهم نبود
    ویرایش توسط reihane_b : پنجشنبه 26 اردیبهشت 92 در ساعت 10:52

  10. #59
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 25 تیر 99 [ 18:51]
    تاریخ عضویت
    1391-9-02
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    7,727
    سطح
    58
    Points: 7,727, Level: 58
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    53

    تشکرشده 100 در 40 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط (محرک) نمایش پست ها
    همه کارهایی که در مورد نامزدم نوشتم و کارهاش همه درست بود
    اگه دروغ گفته باشم خدا به کمرم بزنه

    - - - Updated - - -


    همه کارهایی که در مورد نامزدم نوشتم و کارهاش همه درست بود
    اگه دروغ گفته باشم خدا به کمرم بزنه
    من نمیخوام بگم همسر شما این کارها رو نکرده و شما دروغ گفتین اما شما اطلاعات ناقص دادین. شما جوری القا کردین که گویا همسرتون دیوانه است و خوشی زده زیر دلش. هر حقی رو با کتمان بعضی از نکته هاش میشه به ناحق جلوه داد.
    سعی کنین خوبی های همسرتون رو هم ببینین مثلا اینکه گفتین خواسته به خاطر زندگیش خودشو تغییر بده این کار بزرگیه که همه حاضر نیستن این کارو بکنن.
    هیچ آدمی کامل نیست مسلما همسر شما عیب هایی داره اما مگه شما ندارین؟ من تو زندگی واقعی شما رو ندیدم اما به نظر میاد شما نمی تونین خشمتونو کنترل کنین زندگی با چنین انسای واقعا سخته و این خودش یک عیب بزرگه.
    به نظر من تو همین تاپیک یا یک تاپیک جدید سعی کنین با بیان کل حقیقت به زندگیتون کمک کنین.


 
صفحه 6 از 6 نخستنخست 123456

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بین ظاهر و اخلاق موندم :( بعد 5 سال نمیودنم چیکار کنم
    توسط S_H در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 مهر 91, 18:44
  2. دارم دیوانه میشم تو رو خدا کمک کنید
    توسط khad در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 11 خرداد 90, 23:56
  3. عشق و دیوانگی
    توسط m.mouod در انجمن ادبیات و عرفان
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: دوشنبه 06 مهر 88, 09:21
  4. یک لیوان آب
    توسط shad در انجمن تجربه های فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: دوشنبه 15 تیر 88, 12:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:20 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.