به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 55
  1. #41
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 07 تیر 92 [ 19:48]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    258
    سطح
    5
    Points: 258, Level: 5
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    46

    تشکرشده 27 در 13 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    اقای کامروا بنا به پیشنهاد دوستان در تایپیک خودم نمی خواستم برای شما پستی بذارم که تاییدی باشه به اشتباهاتمون. چون حقیقتا خودم به درد شما گرفتارم و اگه راهی باشه که خودم و بتونم نجاتت بدم قطعا به شما هم خواهم گفت.
    فقط باید از خدا کمک بخوایم که این لذت و ازمون بگیره. شاید خیلی ها حرف من و درک نکنن. ولی خدا نیاره اون روزی که ادم عشقی به جز عشق همسرشو تجربه کنه. من هر کاری می کنم نمی تونم اون لذت و با همسر خودم تکرار کنم. عاشقانه همسرم و دوستش دارم ولی اون هیجان غیر رو نمی تونم بیارم تو خونه خودم. من دنبال راهی هستم که بتونم اون هیجان و با همسر خودم تجربه کنم تا سراغ دیگری نرم. دوستان راهی بهمون نشون بدن که این اتفاق بیفته خیلی خوبه . تا مدام نهی و سرزنش. از این سزنش ها ما خودمونم خودمون و کردیم فایده نداره. با سرزنش کاری درست نمی شه باید این لذتی که زیر زبون ما مزه کرده رو ازمون گرفت چجوری ؟ منم دنبالشم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید سوگند32 تشکرکرده است .

    کامران (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92)

  3. #42
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    اگه دوتا مشکل تو زندگیتون داشتین همش دنبال این بودید که اون مشکلو حل کنید یا ایراد همسرتون از بین بره
    مشکل اینجاست که مشکلی ندارین تو زندگیتون و همسران خوبی هم دارین

    - - - Updated - - -

    من معذرت می خوام گاهی لحنم تند می شه
    اما یاد زندگی خودم می افتم آخه من هر تلاشی تونستم کردم ...
    همین که متوجه شدید راه درستی نمی رید و تاپیک زدید هم خدا دوستون داره و هم همسری که عشقتون دوطرفه هست اما کمرنگ شده
    خواهش می کنم پررنگش کنید
    اگه به خانومتون اونفدر محبت نثار کنید و دوتا قرار عاشقانه بذارید و یه شاخه گل براش هدیه ببرید می شه یه عاشق فداکار
    عشق به مراقبت نیاز داره گل زندگیتونو پژمرده نکنید

  4. 2 کاربر از پست مفید zendegiye movafagh تشکرکرده اند .

    reihane_b (دوشنبه 30 اردیبهشت 92), کامران (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92)

  5. #43
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام .
    یک لحظه چشمهاتون رو ببندین و فکر کنید دارید تو خیابون راه میرید یک دفعه همسرتون رو میبینید که داره با یه اقای دیگه بگو بخند میکنه چه احساسی بهتون دست میده؟
    دوست دارید در اون لحظه چیکار کنید؟
    حس خیانت بدترین حس دنیاست مگه نه؟فرقی نمیکنه از جانب مرد باشه یا زن.
    یه پیشنهاد دارم چند دقیقه یا چند ساعت با خودتون خلوت کنید برید یه جایی که بهتون احساس ارامش میده تمام خاطراتتون با اون خانوم و عشق اولتون رو به یاد بیارید چه خوب چه بد.همشون رو به یاد بیارید هر چی یادگاری از اونها دارید رو با خودتون بردارید داخل جعبه یا صندوق بذارید سعی کنید توی ذهنتون تمام خاطراتتون با اونها رو بریزید تو اون صندوق بعد در صندوق یا جعبه رو ببندید و به خودتون قول بدید که دیگه هیچوقت درش رو باز نمیکنید.بعد اون صندوق یا جعبه رو بندازید دور و هیچ وقت سراغش نرید.حالا به خاطراتتون با همسرتون فکر کنید به اینکه اگه نباشه چه حسی دارید؟ و به خودتون بقبولونید که همسرتون تنها عشق شماست و تنها کسی که شما باید دوستش داشته باشید همسرتونه.وقتی حالتون بهتر شد برید و یه دسته گل رز قرمز بخرید و برگردید خونه و اون رو به همسرتون تقدیم کنید و بهش بگید خیلی دوسش دارید و بگید اگه نباشه داغون میشید(شاید گفتن حستون سخت باشه اما حتما بگید).بعد از اون سعی کنید هر روز به خودتون بگید که همسرتون تنها عشق شماست و شما خیلی دوسش دارید و اینکه تا اخر عمر دیگه بهش خیانت نمیکنید.خواهش میکنم امتحان کنید چون واقعا جواب میده.

  6. 3 کاربر از پست مفید setareh 1390 تشکرکرده اند .

    legend (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), کامران (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), هلیا66 (چهارشنبه 01 خرداد 92)

  7. #44
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بعد چند وقت مساله جالبی ذهنمو مشغول کرده که گفتم همیجا از دوستان راهنمایی بخوام.
    و اون این که" من(و امثال من) برم با یک روانپزشک صحبت کنم و تحت نظر اون برخی داروهایی که در وسواس فکری تجویز میشه که با ازبین بردم تمرکز روی یک موضوع موجب درمان میشوند!مثل سترابیول در یک برهه های خاصی که خیلی بیمارگونه تمرکز میکنم(واقعا مثل وسواس فکریه) استفاده کنکم؟"
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  8. #45
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 15 آذر 92 [ 17:04]
    تاریخ عضویت
    1392-2-29
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    427
    سطح
    8
    Points: 427, Level: 8
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 23
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقا کامروا تو را خدا به خانومتون خیانت نکنید، به این نمیگن عشق، میگن هوس.
    واسه اون دختر خانومهایی هم که دنبال مرد متاهل میرن، خیلی خیلی خیلی متاسفم. الهی که نسلشون از رو زمین برداشته بشه. الهی آمین.


  9. 3 کاربر از پست مفید star.sara تشکرکرده اند .

    کامران (چهارشنبه 01 خرداد 92), هلیا66 (چهارشنبه 01 خرداد 92), من مریمم (پنجشنبه 02 خرداد 92)

  10. #46
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrava نمایش پست ها
    بعد چند وقت مساله جالبی ذهنمو مشغول کرده که گفتم همیجا از دوستان راهنمایی بخوام.
    و اون این که" من(و امثال من) برم با یک روانپزشک صحبت کنم و تحت نظر اون برخی داروهایی که در وسواس فکری تجویز میشه که با ازبین بردم تمرکز روی یک موضوع موجب درمان میشوند!مثل سترابیول در یک برهه های خاصی که خیلی بیمارگونه تمرکز میکنم(واقعا مثل وسواس فکریه) استفاده کنکم؟"
    به نظرتون این کار منطقیه؟
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  11. #47
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 بهمن 04 [ 00:01]
    تاریخ عضویت
    1391-6-06
    محل سکونت
    تهــــران
    نوشته ها
    438
    امتیاز
    13,948
    سطح
    76
    Points: 13,948, Level: 76
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 102
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,019

    تشکرشده 2,388 در 433 پست

    Rep Power
    64
    Array
    سلام
    آقای کامروا تا وقتی خودتون به این مرثیه سرایی ادامه بدین وضعیتتون همینه!
    تایپیک زدنتون ,این امضای عجیبتون و صحبت از احساستون تو بقیه تایپیک ها و ادامه دار شدن تایپیکتون و...هیچ کمکی بهتون نمیکنه!!فقط دارید خودتون رو بیشتر عذاب میدید
    تمرکز زدایی کنید!
    مرثیه سرایی هاتون رو تموم کنید
    نیازی به دارو و روانپزشک نیست مشکل شما فقط مرثیه سرایی احساسی زیادتونه که باعث نا آرامی و اضافه شدن مشکلات و دلتنگی و... میشه.راه حلش اراده ی خودتونه!!
    سه ماه این روند رو پیش بگیرید از ذهنتون میره

    موفق باشید

  12. کاربر روبرو از پست مفید taraneh89 تشکرکرده است .

    کامران (پنجشنبه 02 خرداد 92)

  13. #48
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    نمی دونم چقدر بهتون کمک بکنه. اما معمولا برای اینکه ادم یه چیزی رو (حتی یه فکری رو) ترک کنه از روش جایگزین کردن استفاده می کنه. شما می تونین وقتی دارین یاد ایشونو می کنین و نمی خواین ادامه بدین به فکر، یه کار دیگه ای بکنین که باعث بشه پیگیر ادامه ی فکر نشین. ورزش نرم و سبک، رفتن بین بقیه ادمایی که دوسشون دارین مثلا همسرتون یا خونوادتون، یا مثلا یکدفه ای به همسرتون بگین که برین بیرون یه چیزی ساندویچی شامی با هم بخورین یا یه کاری که بهش علاقه دارین بکنین نمی دونم موسیقی یا هرچی. کلا تا فکرکردنو شروع می کنین یه کاری که دوست دارین و بلدش هستین و انجام دادنش براتون خوبه رو شروع کنین و اجازه ی ادامه دادن فکرو ندین. فکر انتها نداره. جلوشو نگیرین توش گم میشین می بینین چند ساعته دارین فکر می کنین و کلی هم خسته این.
    موفق باشید.

  14. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    کامران (پنجشنبه 02 خرداد 92)

  15. #49
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 آذر 92 [ 22:35]
    تاریخ عضویت
    1392-2-04
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    556
    سطح
    11
    Points: 556, Level: 11
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 61 در 26 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من حرف های بعضی از دوستان غلطه میگن نسلشونو از رو زمین برداره .
    خیانت کرده درست .
    اما بدبخت شاید برگشت شاید توبه کرد . در توبه همیشه بازه .
    یعنی چی میگین نسلشونو از رو زمین براداره . (بهتره به جای این حرف بگیم خدا کنه اونا هم به راه راست بیان)

    من با پیش روانپزشک رفتن موافقم اما با مصرف قرص مخالفم .
    به نظر این طوری بیماریها بدون قرض باید حل بشه .
    بخدا اگه خودت بخوای و بدونی اشتباه کردی میتونی ولش کنی

    - - - Updated - - -

    به نظر من حرف های بعضی از دوستان غلطه میگن نسلشونو از رو زمین برداره .
    خیانت کرده درست .
    اما بدبخت شاید برگشت شاید توبه کرد . در توبه همیشه بازه .
    یعنی چی میگین نسلشونو از رو زمین براداره . (بهتره به جای این حرف بگیم خدا کنه اونا هم به راه راست بیان)

    من با پیش روانپزشک رفتن موافقم اما با مصرف قرص مخالفم .
    به نظر این طوری بیماریها بدون قرض باید حل بشه .
    بخدا اگه خودت بخوای و بدونی اشتباه کردی میتونی ولش کنی

  16. 2 کاربر از پست مفید zendegi-sabz تشکرکرده اند .

    کامران (پنجشنبه 02 خرداد 92), محیا ناز (یکشنبه 27 اردیبهشت 94)

  17. #50
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 19 تیر 94 [ 19:52]
    تاریخ عضویت
    1390-7-30
    نوشته ها
    1,886
    امتیاز
    17,095
    سطح
    83
    Points: 17,095, Level: 83
    Level completed: 49%, Points required for next Level: 255
    Overall activity: 61.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocial1000 Experience Points10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    9,194

    تشکرشده 9,665 در 1,930 پست

    Rep Power
    214
    Array
    عشق

    نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی
    سلام ستاره
    به تالار همدردي خوش آمديد.

    مطمئنم كه اين مسائلي را كه ذكر كردي فشار زيادي برايت داشته و دارد. اگرچه ما همه فشارهايي را داشته ايم اما درك كردن ديگري واقعا سخت يا غير ممكن است.
    و حالا بازنگاري اين احساسات سخت تر و فشار آورتر هست. آنهم زماني كه تقريبا مطمئن هستي خودت بهتر از ديگران بر مسائلت آگاهي و احتمالا راهكاري نداري.
    مطمئن باش، ما حداقل كاري كه مي توانيم بكنيم انرژي گذاشتن و درك كردن شماست. اما ممكن است كاملا بر همه چيز شما اشراف نداشته باشيم ، لذا صحت نداشته باشد. برای همین از شما انتظار داريم با بازخوردهاي آرام خود اين تعامل را تا رسيدن به نتيجه مطلوب با ما داشته باشيد.

    ما از بچگي تمرين گسستن از مرحله اي و وصل شدن به مرحله اي را به اندازه ظرفيتمان تجربه مي كنيم. و اين لازمه رشد ماست.
    زمانی كه آغوش گرم و مهربان و شیر گوارای مادر را بايد ترك می کردیم در دل غم اين جدا شدن ،‌نويد ارضاء هاي جديدي از نيازهايمان نهفته بود .
    بزرگ شدنمان را به رخ نوزادان ديگر مي كشيد.
    از پستان مادر گذشتن، يعني باز شدن حلق ما به هزارن اشربه و اطعمه.
    مهم اين بود كه ما بتوانيم فهم كنيم غذا را ، مهم اين بود كه دندان داشته باشيم كه بجويم، مهم اين بود كه مخاط معده ما با غذا بيگانه نباشد.

    اين گسستن ها ادامه داشت. با جدايي ها. با مرگ مراحل قبلي هر زمان تولد مرحله اي نو بود.

    پدر و مادراني كه اجازه مي دادند فرزندانشان مزه ناكامي ها را كم و بيش بچشند به آنها غير مستقيم مي فهماندند كه ناكامي مرگ مطلق نيست. بلكه مي تواند افزايش گنجايش يك انسان و آماده سازي او براي بزرگ شدن را داشته باشد .

    كسي كه بتواند از پفك عبور كند،‌ از پستانك عبور كند، از عروسك عبور كند، از موبايل عبور كند، از ماشين عبور كند و ... در حال رشد كردن هست. اما اگر هميشه تصور كنيم عبور از هر مرحله با ارضاء و رسيدن كامل يه نيازهاي آن مرحله هست،‌اين اشتباه بنيادين هست.

    گاهي نيازها را تغيير مي دهيم، گاهي نيازهايی را كاهش مي دهيم ،‌گاهي مقابله مي كنيم، گاهي كامل ارضاء مي كنيم ، گاهي بازتعبير مي كنيم، گاهي به تاخير مي اندازيم و ..... همه اينها كام يا ناكامي ما در برابر نيازهايمان هست. و بزرگمان مي كند.


    اما اگر صرفا از كودكي بياموزيم كه بايد بر وفق مراد ارضاء شويم. بعدها متوجه مي شويم كه خلاقيت كمي در تعامل با مشكلات و نيازهايمان داريم يعني تك بعدي هستيم و فقط از يك طريق مي خواهيم آن را حل كنيم. (اين مي شود مشكل حاد).

    و اكنون شما در آستانه رهايش از يك پيله هستيد. و پرواز جديد
    تولدي جديد نه بر اساس نياز ديروزين خود، بلكه بر اساس قطع بند ناف خود و فراخي آفرينشي كه به عنوان يك انسان در پيش رو داريد.
    شما بين ماندن در لذت ديروز و اوج فردا مردد شده ايد.

    تجربه عشق مانند تجربه كردن مادر هست هنگامي كه در آغوشش آرميده اي.
    اما گاهي تصور مي كنيم ،‌اگر از دامان مادر بيرون بپريم ، به معناي از دست دادن آن است. به معني عدم فهم عشق مادريست.

    امروز شما از هر كسي كه تجربه عشق را نداشته باشد بالاتر هستي. اما اگر پاي خود را به گذشته گره نزده باشيد.
    عشق به ما پر پرواز مي دهد. نه اينكه هميشه با اين پرها سرگرم باشيم و با توصيف و ذكر و نوازش اين پرها لذت ببريم. بلكه عشق به ما ياد مي دهد كه با تجربه اش برويم. (قطع از خود و عبور از خويشتن).

    شايد والدينت به شما فرصت لذت بردن از ناكامي ها براي رشد را نداده باشند. اما زمانه اين اختيار را يكبار به تو داده است كه يك گذر و عبور را تجربه كني و لذت رهايي را بچشي.

    تو شيفته عشقي.
    تو از عشق ورزيدن به هيجان مي آيي.
    اگرچه موضوع عشقت اين فرد است.
    اما نبايد دچار اين اشتباه بنيادي شوي و عشق و معشوق را برابر بگيري.

    این عشق تجربه ایست که به وسيله اين معشوق تداعي مي شود . اما در روان شناسي این حالت يك شرطي سازي كلاسيك هست.
    يعني بايد توان داشته باشي. كه متوجه شوي عشق در درون فهم تو و در تك تك سلولهاي توست. و آنكه بيرون است و نام معشوق دارد، صرفا همراهي دارد با اين عشق تو و تداعي كننده هست.
    اين خانم عشق نيست. بلكه يك معشوق هست. و عشق درون توست.
    اگر اين خانم عشق بود، پس همه افراد عشقشان برابر بودبا اين خانم. اما مي بيني كه اين عشق درون تو شعله ور است.

    اگر بتواني بين عشق و مشعوق تفكيك قائل شوي. متوجه مي شوي آنكه ستودني هست تو هستي و تجربه عشقي كه داري.

    شايد اشاره ادبيات غني فارسي كه پر از توصيف و شرح عشق و عاشقي هست و در ظاهر هيچكدام به وصال نرسيده اند مي خواهد همين راز و سر را بگويد كه ،اين مجنون ، فرهاد و خسروها بودند كه عشق را آفريدند.
    و عشق آنها افسانه يك ملت شد و نقل شد، بدون آنكه همبستري در آنها باشد، يا وصالي صورت بگيرد.....

    عشقهايمان را بايد رشد دهيم. و تجربه كنيم براي بزرگ شدن.

    اگر عشقمان را با مصداقهایش برابر بگيريم و روي آنها قفل بزنیم . اين عشق به ما بالندگي نمي دهد. ميشود آينه دق. ميشود رنج مستمر، مي شود افسردگي، ميشود بيماري روان تني، مي شود افسردگي ، مي شود تخدير ....

    اما عشق كه تداعي اش با معشوق بوده است. خودش بزرگ است. خودش مستقل هست، خودش رشد دهنده است، خودش توليد كننده است، خودش غمگسار و غمسوز هست. عشق هرگز غمساز نيست.عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق فراتر از ترس هاست.
    عشق خودكفاست.

    تصورات ذهنی

    نقل قول نوشته اصلی توسط نقاب نمایش پست ها
    با سلام خدمت دوستان عزیز و همچنین مراجع محترم.:village

    دوستان ما باید اساسا تمایزی بین""هوس"" و ""تنوع طلبی"قائل باشیم.
    بنده زیاد اصراری ندارم که village دچار هوسی شده اند ...بلکه ایشان در پی ""تنوعی" هستند که در ادامه این تنوع می شود ""هوس"" را دنبال کرد.

    هر یک از ما در مغز خویشتن یک شخصیت واحدی را متصور هستیم// که بر حسب آنان شخصیت دست به انتخاب می زنیم. در این انتخاب اولین ملاک اصل ""تشابه"" است. یعنی هر کس یا هر چیزی به شخصیت تثبیت شده در مغز ما نزدیک باشد ما را بیشتر بسوی خود جلب می نماید.

    مغز ما به دو صورت فردی را تایید یا تکذیب می کند...یعنی در اولین برخورد مغز با زدن برچسب ""خوب"" فردی را تایید و با زدن برچسب "بد"" فردی را تکذیب می نماید.

    وقتی village عزیز می گوید :: دستم خود نیست....به واقع درست می گویید...کنترل دست ایشان نیست چون باورشان تثبیت شده است.
    villageهنگامی که از این خانم جدید تعریف می کند نه اینکه واقعا تصویر آن زن را برای ما شرح می دهد بلکه دارد از فرد تثبیت شدهی ذهنش...با ما سخن می گوید.

    اصولا آقایان در ذهن خود شخصیتی را برمی گزینند که ساده و روان باشد چه از لحاظ جسمی و چه اجتماعی.....تا بتوانند ساده و روان هم آن را بیاد بیاورند.
    villageاز زن و همسر خود تعریف می کند و می گوید که همسرش هیچ کشلی نداشته بلکه همواره به او کمک می کند....اما چرا در کنار او به آن حد لذت نمیرسد؟؟

    آیا همسرش مشکلی دارد؟؟
    آیا لباس هایش زیبا نیست؟؟
    آیا village را ارضا نمی کند؟؟

    نخیر دوستان....مشکل در همسر village نیست بلکه مشکل در دریافت کننده ها ی ذهنی
    village است که او را به سمت دیگری سوق می دهد.

    راه حل چیست؟؟

    village عزیز....ذهن ما آمادگی آن را دارد که از درجازدن رهایی یابد. مغز اصلی ترین عامل در اوج لذت جنسی و رسیدن به آرامش حاصله از آن است.
    بنابراین سعی کن شخصیت واحد ذهنیت را تغییر دهی تا دچار تنوع طلبی نشود. اتفاقا شما باید فکر کنی به ان کسی که شما را جذب کرده...
    یک به یک و تمامی ویژگی های که زن مورد علاقه ات دارا هست را در کاغذی بنویس... سپس ویژگی ها و خصوصیاتی که همسرت دارد را در کاغذ دیگری پیدا کن...

    چه خواهی دید؟؟؟ دو فرد
    یکی همسر عزیزت که تمام ویژگی و ملاک های تو را دارد اما ذهن تو قادر به درکش نیست
    و دیگری ...آیا زن مورد علاقه ات است؟؟؟ نه عزیز..بلکه تحلیل و نقش محتوای ذهنی توست که حالا به صورت واقعی در دنیای واقعی در شخصی جمع شده است.
    .........................................

    شما دو راه داری.....
    1>>قید همسرت را بزنی و با زن مورد علاقه ات ازدواج نمایی
    2>>با مراجع به روان شناس فرکانس ذهنیت را تغییر دهی.

    عواقب دو راه
    1>>راه اولی>>به ندرت احساسات عاطفی بعد از ازدواج در رابطه با زنی دیگر... در آقایان پایدار می ماند...بنابراین شما بعد از ازدواج با این خانم دوباره..سراغ کیس دیگری می روی و دوباره طلاق و نابودی

    2>>دومین راه>> استحکام هر چه بیشتر زندگی مشترک...و یافتن نکاتی در هر دوی شما برای شروع دوباره زندگی با هیجانات بیشتر..

    حال تصمیم با توست....village جان.

    موق باشی
    ویرایش توسط بهار.زندگی : پنجشنبه 02 خرداد 92 در ساعت 16:08

  18. 2 کاربر از پست مفید بهار.زندگی تشکرکرده اند .

    sanjab (پنجشنبه 02 خرداد 92), کامران (پنجشنبه 02 خرداد 92)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 12 اردیبهشت 95, 09:19
  2. پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: شنبه 14 آذر 94, 14:57
  3. نامزدم عصبیه..روز به روز مشکلاتومن بیشتر میشه
    توسط dokhtare_asemoon در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: پنجشنبه 06 تیر 92, 18:39
  4. یک ماه پس از جدایی،هنوز مثل روز اول جدایی
    توسط bahar_N در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: جمعه 06 مرداد 91, 10:17
  5. پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 88, 08:22

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:42 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.