به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 51
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    چرا کارشناسای دلسوز نمیان سری به اینجا بزنن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    چرا کسی راهکار درست و حسابی به من نمیده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  2. #32
    Banned
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    عزیزم من هم نظرم کمی متفاوت تر هست با بقیه
    من فکر میکنم که همسر شما احساس میکنه که کلا از طرف خانواده شما و خیلی بیشتر به خاطر خواهر زادتون داره بهش بی احترامی میشه و همه بی احترامی ها ( از نظر خودش البته ) دلیل اصلیش خواهر زادتون هستن .
    من فکر میکنم اگر یک روز همه بخوان به خواهر زادتون بی احترامی کنن تنها کسی که شاید از خواهر زادتون طرفداری کنه همسر شماست .باور میکنی ؟؟؟؟( چون دیگه به چیزی که خواسته رسیده )

    عزیزم تا جایی که میتونی اصلا اصلا از خواهر زادت جلوی همسرت دفاع نکن .و اصلا سعی نکن که کارهای خواهر زادت رو برای همسرت بی اهمیت و یا کوچک بشماری .حرف های همسرت رو تایید کن ، بگو آره فکرش رو که میکنم میبینم باید فلان موقع حتما برای تو این کار رو میکرد ،به من میگفتی خودم بشقابت رو عوض میکردم .

    تمام تلاشت رو بزار روی اینکه به همسرت نشون بدی که خواهر زادت در اولویت فکر و ذهن شما نیست .

    من فکر میکنم همسرت یک جوری داره به خواهر زادت حسودی میکنه . و چون از اول ازش ایراد گرفته و کسی بهش اهمیتی نداده ، بیشتر و بیشتر داره حساس میشه و می خواد یک جوری خودش رو به همه نشون بده و تمام عصبانیتش رو به گردن خواهر زادتون بندازه .و برای این کارش داره تلاشش رو بیشتر میکنه ،هر چه شما بخواهید کار خواهر زادتون رو جلوی چشمش کم اهمیت نشون بدید تا همسرتون رو آروم کنید اون فکرای بدتری به ذهنش میرسه که تمام عصبانیت های گذشتش رو یک جوری توجیح کنه .

    همسرت نیاز داره که مورد توجه شما قرار بگیره .همچنین مورد توجه و احترام پدر و مادرت .بهت قول میدم که اگر خیلی با سیاست با همسرت رفتار کنی مشکلتون برطرف میشه .
    برات یک مثال میزنم .فرض کن که دختر بچه کوچک شما از دخترخاله اش به خاطر یک کاری( مثلا پرت کردن عروسک دخترتون ) که از نظرش بد بوده ، شکایت میکنه ، و شما برای آرام کردن دخترتون مرتب بهش میگید که نه اون کار خاصی نکرده ، مهم نیست ... ولی با این کارتون بهش نشون دادید که ناراحتی تو الکی بود .و توی دل دخترتون مونده که شما ناراحتیش رو قبول کنید و درکش کنید که به خاطر اتفاق پیش افتاده حق داشته ، اما شما با کوچک شمردن کار دختر خاله اش ناراحتی دخترتون رو ناحق شمردین .دختر بچه شما از دختر خاله اش کینه به دل میگیره و سعی میکنه هرجوری هست یک روز به شما بفهمونه که دختر خاله اش دختر خوبی نیست و شما الکی ازش طرفداری کردید ...این حسادت بچه گانه روزی پایان میپذیره که شما به دخترتون بفهمونید که آره دختر خالت کارش اشتباه بود .

    همسر شما در اینچنین بازی بچه گانه ای افتاده .شما بهش کمک کنید ، اون بیشتر از شما داره اذیت میشه . شما با رفتارتون به این بازی پایان بدید .

    - - - Updated - - -

  3. 2 کاربر از پست مفید tamanaye man تشکرکرده اند .

    *گل یخ* (شنبه 07 اردیبهشت 92), asemani (جمعه 06 اردیبهشت 92)

  4. #33
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط *گل یخ* نمایش پست ها
    بله با دیگران هم همینطوره
    مثلا نسبت به داییش این احساسو داره کلا روابطش رو کات کرده ...
    دوستاشم دیدم که کات میکنه کنار میذاره
    ولی تو این مورد چون نمیتونه کات کنه این رفتارو بروز میده
    شوهر شما مشکل اساسی داره.
    باید درمان بشه.
    علت این که به این بچه گیر داده، اینه که فکر می کنه چون بچه است و والدینش هم کنارش نیستند می تونه عقده هاش را سرش خالی کنه.
    با بقیه چون نمی تونه قهر می کنه، دعوا می کنه و ...
    وگرنه با همه همین مشکلات را داره. یکی را نشون نمی ده، یکی را دعوا می کنه باهاش، یکی را هم مثل خواهرزاده تون ...

  5. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (جمعه 06 اردیبهشت 92), بی دل (جمعه 06 اردیبهشت 92)

  6. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 مرداد 92 [ 13:58]
    تاریخ عضویت
    1388-5-24
    نوشته ها
    1,225
    امتیاز
    2,219
    سطح
    28
    Points: 2,219, Level: 28
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 81
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranSocialTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    7,577

    تشکرشده 8,601 در 1,498 پست

    Rep Power
    141
    Array
    البته رفتار خواهر زاده ات و خانواده ات جالب نبوده که وقتی همسرت گفته بشقاب کثیفه حاضر نشدند عوض کنند! و گفتند تمیزه و ایراد میگیری و ....
    حتی اگر بهانه ایشون الکی هم بود به خاطر احترام به مهمان لازم بود عوض کنند. من اگر بودم عذرخواهی میکردم و میرفتم یک بشقاب دیگه میاوردم.

    اما از طرف دیگه عکس العمل همسر شما اصلا تناسبی با نوع رفتار خواهر زاده ات نداره. و خشم و عکس العمل ایشون خیلی افراطیه و باید بر خودش مسلط باشه. من متخصص نیستم ولی فکر میکنم همسرتون رو باید ببرید درمان شه! ایشون یک بیمار به تمام معناست! و حمایت شما هم از ایشون و پنهان کردن رفتارهای پرخاشگرانه و حمله ایشان به دیگران فقط پوششی حمایتی برای ایشون ایجاد میکنه که به رفتارهای غلطش ادامه بده. به هر ترفندی باید ببریش پیش مشاور.

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود
    او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد


  7. 3 کاربر از پست مفید بی دل تشکرکرده اند .

    *گل یخ* (شنبه 07 اردیبهشت 92), asemani (جمعه 06 اردیبهشت 92), فکور (جمعه 06 اردیبهشت 92)

  8. #35
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 20 دی 00 [ 13:07]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    1,523
    امتیاز
    24,667
    سطح
    95
    Points: 24,667, Level: 95
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 683
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,759

    تشکرشده 3,304 در 1,073 پست

    Rep Power
    220
    Array
    عزیزم شاید از جای دیگه دلش پره شاید خسته هست یا کارش زیاده یا فشار روش زیاده یه مدت رفت و آمدت رو با خانوادت کم کن خیلی کم بعد تو این مدت به شوهرت بیشتر توجه کن به خودت هم برس روابط عاطفی تون رو قوی کن ..بعد از دو یا سه ماه بگو مامانم دلش برات تنگ شده یا چنین چیزایی که واقعا راست هم هست یعنی خانواده شما دلشون براش تنگ می شه ولی تو این مدت سعی کن اصلا اشاه به قضییه بشقاب یا مشکلات نداشته باشی فقط محبت و بگو بخند و ... جو رو عوض کن خودش می فهمه زندگی ارزش این بهانه ها رو نداره

  9. #36
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط بی دل نمایش پست ها
    البته رفتار خواهر زاده ات و خانواده ات جالب نبوده که وقتی همسرت گفته بشقاب کثیفه حاضر نشدند عوض کنند! و گفتند تمیزه و ایراد میگیری و ....
    حتی اگر بهانه ایشون الکی هم بود به خاطر احترام به مهمان لازم بود عوض کنند. من اگر بودم عذرخواهی میکردم و میرفتم یک بشقاب دیگه میاوردم.

    اما از طرف دیگه عکس العمل همسر شما اصلا تناسبی با نوع رفتار خواهر زاده ات نداره. و خشم و عکس العمل ایشون خیلی افراطیه و باید بر خودش مسلط باشه. من متخصص نیستم ولی فکر میکنم همسرتون رو باید ببرید درمان شه! ایشون یک بیمار به تمام معناست! و حمایت شما هم از ایشون و پنهان کردن رفتارهای پرخاشگرانه و حمله ایشان به دیگران فقط پوششی حمایتی برای ایشون ایجاد میکنه که به رفتارهای غلطش ادامه بده. به هر ترفندی باید ببریش پیش مشاور.
    ممنون از همه دوستان
    بی دل عزیز تا نظر شما در رابطه با رفت و امد با منزل پدرم تا زمانی که مشاور بریم چیه ...

  10. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 آذر 96 [ 13:21]
    تاریخ عضویت
    1390-10-21
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    5,696
    سطح
    48
    Points: 5,696, Level: 48
    Level completed: 73%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 1.0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    108

    تشکرشده 352 در 163 پست

    Rep Power
    40
    Array
    خانم گل يخ
    خدا صبرت بده دوستان اينجا هر كداممون از زاويه ديد و حدس يا تجربه خودمون پيشنهادي ميكنيم ولي شما بايد همه اينهارو بشنويد و عميق بسنجيد و غير واقعيها رو بزاريد كنار . و در كل مراعات و اقدام چند جانبه انجام دهيد. مثل:
    1- بجاي دفاع يا متهم كردن يكي ، منطق رفتار را توضيح دهيد و قضاوت را به خودشون واگذاركنيد . و خود را در موضع بي طرف و جرآت مند قراربديد و اهميت زندگي و خوشي بين خودتان را بارز و برجسته معرفي كنيد .
    2- صراحتاً بگيد هر كس مسئول اعمال خودش هست و بنسبت ادب و احترامش ديگران بهش محبت ميكنند و گرنه تردش ميكنند. اگر دختر خواهرم ادب رعايت نكنه تو هم محبت نميكني.
    3- بعضي دوستان هم اشاره كردن، اين مطلبو ساده نگير ، ممكن است شوهرتون انتظارات زيادي يا از نظر تبعيت و تسليم رفتاري از دختر خواهرتون داشته يا ممكن است وسوسه همراهي و معاشقه و اينها درحد مقدور داشته كه بعلت تسليم نشدن دختره ، كينه بدل گرفته و تلافي ميكنه مخصوصاً اگر دختره با فرد ديگري همچين رابطه مخفي يك موقع داشته باشه كه شوهرت بخواد حق سكوت بگيره كه البته اگر بود بنظرم اشاره ميكرد مگر اينكه آدم ساده اي نباشد.
    4- به توصيه دوستان، اشتباه و كم محلي واقعي از طرف هر كس را بايد قبول كرد. و ارتباط بيشتر والدين دختر با دخترشون در عين حال احترام و ادب بيشتر از طرف دختر خواهرتون لازم است
    5- بشكل محترمانه و در عين حال جدي بايد بگي كه زندگي خودمون نبايد دستاويز رفتار ديگران باشه و بشكل خيلي بطئي و غير مستقيم گوشه اي از موضوع را به پدر شوهرتون برسانيد در اين قالب كه تنبلي دختر خواهرتون در عوض كردن بشقاب دل شوهرمو شكونده البته منم تذكر دادم و ولي پسرتون هم بايد اونو ببخشه . خوب نيست اونهمه محبت كرده الان بشكندش.

  11. 2 کاربر از پست مفید حسين40 تشکرکرده اند .

    *گل یخ* (دوشنبه 09 اردیبهشت 92), nahale1 (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  12. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از همگی
    فعلا که اوضاع بهتر شده ... برای خرید ماشین مبلغی رو از خانواده ام کمک گرفتم ابته به پیشنهاد خودشون
    همسرم حالش بهتر شد ... انگار کینه ها فروکش کرده ... دیشبم رفتیم خونه پدرم .. رفتارش اصلا بد نبود
    ولی بازم نگرانم که این کینه مثل آتش زیر خاکستر یه روز ... ؟؟؟؟
    شاید هم با این محبت پدر مادرم همسرم با خودش کنار اومده ؟

    هزار اما و اگر تو ذهنمه
    آقایونی که میتونن این موقعیت رو درک کنن لطفا کمک کنن ... میخوام بدونم تو ذهنش چه اتفاقاتی افتاده

    نمیدونم الان نقش من باید چطور باشه که این روابط همینطور باقی بمونه

  13. #39
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 12 اردیبهشت 93 [ 15:23]
    تاریخ عضویت
    1389-6-08
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    2,981
    سطح
    33
    Points: 2,981, Level: 33
    Level completed: 54%, Points required for next Level: 69
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    227

    تشکرشده 409 در 163 پست

    Rep Power
    39
    Array
    مشکلشون ماشین بود یا اینکه کمکی از طرف خانواده شما نمیشه؟ اگر دفعه بعد خونه لازم داشتند تا آروم بگیرند چی؟ تصور نمیکنین به جای حل مشکل رو به مسکن گرون قیمتی آوردین که چند برابر هزینه بازیابی و حل مشکله؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید samanis تشکرکرده است .

    *گل یخ* (دوشنبه 09 اردیبهشت 92)

  15. #40
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 14 اردیبهشت 92 [ 13:28]
    تاریخ عضویت
    1391-8-21
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    557
    سطح
    11
    Points: 557, Level: 11
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger Second Class500 Experience Points
    تشکرها
    54

    تشکرشده 34 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مشکل ماشین نبود ...
    پدر مادرم خودشون پیشنهاد کمک دادن ... همسرم ادعایی نداشت


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:09 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.