به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 34
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    پس انداز میکنم شهریه دانشگاه هم میدم کلاس میرم

    نه تا حالا در مورد درامدم حرف نزده و نپرسیده

  2. 2 کاربر از پست مفید tanhai تشکرکرده اند .

    she (دوشنبه 26 فروردین 92), شیدا. (دوشنبه 26 فروردین 92)

  3. #12
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    درآمدت را وارد زندگیتون نکن. اگر تا حالا اینطور بوده خوب هست و ادامه بده.
    همسرت نباید به پس انداز شما متکی باشه. پس زیاد حرفی ازش نزن و نذار توی ذهنش امیدی به اون داشته باشه.

    کلا به مسایل اقتصادی خانواده کاری نداشته باش و بگذار خودش مسئولیت این قسمت را به عهده بگیره.
    برای حقوقت هم خوب هست که از قبل یک چاله بزرگ بکنی.
    زمین یا خانه بخر و قسط بده. یعنی حقوقت از قبل خرج شده باشه تا همسرت بدونه که هیچ امیدی نیست و باید خرجی خونه را تهیه کنه.
    زبانی چیزی نگو و غر نزن.

    امیدوارم سوتفاهم نشه که منظورم پنهانکاری یا کلاه گذاشتن سر همدیگه است.
    منظورم این است که همسرتون به خودش بیاد. چون بیکاری غیر از مسایل اقتصادی عواقب بد زیادی داره.
    مخصوصا برای مردها.

  4. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemani (چهارشنبه 04 اردیبهشت 92), she (دوشنبه 26 فروردین 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    من سعی میکنم ولی بعضی مواقع نمیشه

    مثلا عید میتونستم خرید لباس برای خودم نداشته باشم

    خوب مجبور بودم خرید کنم چون اون پول کافی نداشت

    یا میشد به خانواده ام عیدی ندم بازم مجبور بودم عیدی بدم

    الان چند وقته برنج نداریم میگم برو بخر میگه خوب شب برنج نمی خوریم اخه میشه یا میگه پدرم چند تا کیسه خریده میرم میارم .... چی بگم من هم به روی خودم نمی یارم و منتظرم ببینم چه میکنه گفتم هم حق نداری برای از خونه پدرت بیاری ؟؟؟ فعلا هنوز همینطوری مونده

    - - - Updated - - -

    حالم از این زندگی اینطوری بهم میخوره مادرم هم مجبور بودم با اینکه شاغل نیست ولی از پدرم که خیلی ولخرج بود پنهان کاری بکنه ولی من دوست ندارم و خوش ندارم این کارو انجام بدم چون حالم بد میشه حس اینکه با همسرم فاصله دارم و از هم نیستیم به هم دست میده

  6. #14
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نمی دونم این حرفم چقدر درسته. اما فکر می کنید اگر بره از خونه پدرش برنج بیاره و چند بار ازشون کمک بگیره تا صدای اونها دربیاد که چرا نمی ری سرکار، خوب نیست؟

    شما فقط نیازهات و کمبودها را اطلاع بده، ولی نگو از کی بگیره یا نگیره.
    البته می دونم از اونطرف جلوی خانواده همسرت احساس بدی داری که حتی برای خوراک هم اونها بهتون کمک کنند.

    به هر حال باید شدت و ضعف این گزینه ها را بسنجی و ببینی کدوم به نفعته.
    این که به خانواده شوهر رو بندازی یکی دوبار
    تا شاید شوهرت کمی همت کنه و بره سرکار یا این که بذاری بیکار بمونه تا خدای نکرده به اعتیاد و انحراف و تنبلی و ... هزار مشکل دیگه گرفتار شه؟؟

    خودت فضای زندگی ات و سود و زیان هاش و احتمالهاش را بهتر می دونی.

  7. کاربر روبرو از پست مفید شیدا. تشکرکرده است .

    she (سه شنبه 27 فروردین 92)

  8. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    چرا خانواده اش تشویقش نمیکنن که بره کار کنه؟
    چرا اونو باهات همراهی نمی کنن؟ به نفعشون هم هست که!

  9. #16
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    سلام
    اينكه تعريف كردي كاملا طبيعي هست. يعني اگر شوهرت تن به كار مي داد بايد تعجب مي كردي؟
    چه كسي بدش مي آيد جلو تلويزيون بشينه و تخمه بشكنه و خرجش هم توسط كس ديگري تامين بشه.
    همه راحتي را دوست دارند، حالا ممكنه شوهر شما يه كمي (فقط يه كمي) ،‌بيشتر دوست داشته باشه.

    قصاري هست كه:

    حمايت افراطي،‌درماندگي مي آموزد


    يعني شما با حمايت و احساس مسئوليت زيادي، او را بي دست و پاتر كردي.
    در واقع شما از روز نخست او را اينگونه شكل دادي، يا روش او را تشديد كرديد.
    شما خانم خانه هستيد. مسئول مخارج نيستيد.
    وقتي كه كارهاي شوهرت را عهده دار شديد، در واقع مسئوليت همسرت را به دوش كشيدي، ديگر او نيازي براي انجام اين كار نداره.

    به بهانه اي از سركارت مرخصي بدون حقوق بگير، براي مدتي و به شوهرت القاء كن كه فعلا دسترسي به كار و پول در آوردن را از دست دادي.
    شما نبايد بساط كار براي شوهرت درست كني.
    همچنين نياز نيست كه عصبانيت كني،‌دعوا راه بيندازي،‌جروبحث كني و براي كار به او دستور دهي.
    شما فقط هر روز نيازمنديهاي روزانه را در ليست مي نويسي و با يك جمله «لطفا عزيزم براي امروز اينها را نياز داريم» مي دهي دستش.
    اگر شب نان نداشتيد، گوشت نداشتيد، يا برقتون به خاطر عدم پرداخت قطع شد، فقط تحمل كن. (در واقع ماه روزه براي شما تشديد ميشه)، اگر بتواني او را عملا با نتيجه بي مسئوليتهايش مواجه كني و اصلا هم به رويش نياري و نگويي اين از بي مسئوليتي خودت هست. كم كم متوجه مي شود كه دنياي بي مسئوليتي كودكي اش سپري شده است.

    شما مسئوليت هاي يك خانم خانه را داشته باش. يه كمي هم شما جلوي تلويزيون دراز بكش و تخمه بشكن. البته به عنوان خانم خانه كاملا به خودت برس و كاملا او را تحويل بگير و ارتباط صميمي ،‌عاطفي كلامي و ... را با او داشته باش.
    و غرغر هم نكن و دعوا هم نكن. حتي اگر براي مدتي گرسنگي كشيدي تحمل كن.
    اگر غذا درست كردي، ولي خورشت شما سيب زميني، يا گوشت يا ... نداشت بدون همانها درست كن.
    اگر برنج نداشتيد،‌خورشت بدون گوشت و ... را بياور سر سفره. اگر نان نبود، همان نان خشك ها را سرسفره بياور. اما طعنه نزن،‌ با تحقير و كنايه صحبت نكن. در نقش يك زن مطيع و بساز و با مسئوليت اندك فعاليت كن و به او احترام بگذار.
    خلاصه بگويم: بايد نقش يك زن سنتي و ساده و بساز را براي مدتي بازي كني. تا شوهرت تكيه گاهت شود. الان خودت مثل برج ميلاد شاخص و قوي هستي. هرگز شوهرت در كنار تو نمي تواند نقش برجسته و قوي داشته باشد.



    قرض نگير، دنبال كار برايش نگرد و ....
    هم اكنون شما هستيد كه با احساس مسئوليت افراطي و حمايت افراطي و حساس بودن به موقعيت زندگي،‌ مسئوليت او را به عهده گرفته اي و او را از مواجه شدن با نتيجه اعمالش دور داشته اي.



    ==============
    پاورقي:
    نام تاپيك شما تغيير يافت به : « مشكل حمايت هاي افراطي من و بي مسئوليتي شوهرم »
    نقل قول نوشته اصلی توسط مدیرهمدردی نمایش پست ها
    خوبه، مي تواني متناسب با اقداماتي كه اون مي كنه تو هم كمك كني(مثلا از طريق همين پرداخت كرايه خانه)





    بايد نقش همسر شنونده و هم حس را داشته باشي و بيشتر گوش باشي تا زبان
    در پست قبلي ام گفته بودم زن سنتي.
    زن سنتي فرمان نمي دهد، مديريت نمي كند، پذيراست، راهبري نمي كند، راه نشان نمي دهد، مخارج نمي پردازد، كمك مي گيرد،‌تقاضاي نظر مي كند، گاهي هم اشتباه مي كند. در خواست راهنمايي مي كند.
    به هر حال شما نقش فاعلي در زندگي داري، مدتي نقش گيرندگي و مفعولي داشته باش. بگذار او زمينه ابتكار عمل داشته باشد.




    همين جا مي تواني عنوان كني،‌ فقط دقت كن با مسئله قبلي تداخل پيدا نكنه. به اين مفهوم كه اگر مسئله جديدي را مطرح كرديد،‌دوباره مسئله بي مسئوليتي همسرت را كه قبلا بحثش را كرديم ميان مسئله جديدت باز نكني.
    این دو تا پست از مدیر همدردی هست در جواب خانمی که همسرشون سرکار نمی رفت. البته مورد ایشون کمی متفاوت است.

    برای نقل قول صحبت های خانم حذف شده. می تونید تاپیکشون را بخونید. شاید کمکی باشه.

  10. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    خانواده همسرم بدون منت خیلی دوست دارن کمک کنن ولی من قبول نمی کنم

    الان که برنج نداریم دیشب به شوهرم گفتم من بدون برنجی رو تحمل میکنم تا بتونی خودت تهیه کنی تا اینکه بری از پدرت بگیری اون هم قبول کرده و گفت باشه خودم تهیه میکنم

    نمیگم بی مسئولیته ولی انگار پول زیاد کار کمو دوست داره که تعطیلاتش به راه باشه

    فقط همین که این هم امکان پذیر نیست

    خودم هم با خودم مشکل دارم حسم نسبت بهش سرد شده

    - - - Updated - - -

    خانواده اش ؟؟؟؟؟؟؟؟ مادرش که خیلی زود از دست داده و پدرش هم کاملا مستبد و بداخلاق . غرغر و بد عنق

    همسرم کار داشته ولی اینقدر پدرش تحقیر و تمسخر و بداخلاقی کرده که باعث سرخوردگی شوهرم شده

    همسر من آدمی که همیشه نمی دونه چه کار باید بکنه وقتی بهش میگی چه کار کن میگه تو به من دستور میدی تو منو بچه فرض کردی و یا اصلا قبول نمیکنه

    اون حتی در بعضی شرایط نمیدونه چه عکسالعملی داشته باشه

    طوری که وقتی همه راه میرن اون وایستاده وقتی همه وایمیستاند اون میره ..... وقتی دیر شده خیلی آروم میره و زوده خیلی تند عمل میکنه ............فقط کارش نیست بگم عیبی نداره

    بعضی مواقع زنگ میزنم ازش کمک بگیرم طوری عمل میکنه میگم ای کاش زنگ نزده بودم

    من حسی که به همسرم پیدا کردم اینه که نمی تونم بهش تکیه کنم . یا کمک بگیرم
    من زمان مجردی هم نتونستم به پدرم تکیه کنم الان هم همینطور شده این موضوع هم ناراحتم میکنه

    - - - Updated - - -

    عید وقتی مهمونی بودیم با اکراه با سوالات افراد در مورد کارش جواب میداد یا طفره می رفت طرف پشیمون میشد

    الان نمیگه نمیرم فعلا بهونه میاره و میگه از فردا میرم فعلا به این کارم ادامه میدم تا ببینم چی میشه

    وقتی میرم خونه انگار غم دنیا میاد توی دلم

    خیلی فس و فس هم هست وقتی میریم درخونه تا بخواد بیاد توی خونه یک ساعت طول میکشه اونور میره اونور میره بالا میره و پایین میاد و بعد میره ماشینو میزاره حیاط و بعد میاد توی خونه

  11. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    یه پدر مستبد و حمایتگر، جای خالی مادر، یه پسر بی اراده و بی اعتماد به نفس.

    خب چرا نمیرین پیش مشاور؟ شاید یه کمک تخصصی فایده داشته باشه؟

  12. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 اردیبهشت 94 [ 11:20]
    تاریخ عضویت
    1391-8-27
    نوشته ها
    199
    امتیاز
    3,582
    سطح
    37
    Points: 3,582, Level: 37
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    5

    تشکرشده 94 در 53 پست

    Rep Power
    33
    Array
    متاسفانه شهر ما مرکز مشاوره یکی بیشتر نیست اونم در حد لیسانس هستند خیلی نمیشه اعتماد کرد

    خیلی دوست دارم یک مشاور خب توی تهران پیدا کنم با هم بریم حتی حاضرم خودم همه هزینه اش بپردازم ولی بریم همسرم و من با هم درمان بشیم؟

  13. #20
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    به قم نزدیک نیستی بری پیش مدیر همدردی؟

    پست 65 این تاپیک را بخون. ببین کدومش برات مناسبه.


 
صفحه 2 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از خودم متنفرم از اینکه فداکارم ، دلسوزم و مهربونم متنفرممم
    توسط بانوى مهر در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 20 تیر 94, 02:38
  2. جداشم یا بسوزم و بسازم؟
    توسط sadaf60 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: شنبه 26 اسفند 91, 16:49
  3. اختلاف فرهنگی داریم. تاکی باید بسوزم؟
    توسط پریچهر-پ در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 بهمن 90, 12:47

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 07:30 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.